‌شتر گاو پلنگ

بهار عاشقان، پاییز

سلام شترگاوپلنگی‌های خوب دیار من! خوب و خوش و سلامت هستید؟ دیگر کم‌کم داریم از رخوت تابستان بیرون می‌‌آییم و به بهار عاشقان، پاییز نزدیک می‌شویم.
کد خبر: ۳۵۵۰۸۱

این هفته نسرین از مشهد در ایمیلی به نامه مینا از کرمان که هفته پیش نوشته شده بود، جواب داده؛ نامه‌ای که در آن مینا درباره شرایط بدی که داشت، نوشته بود. این که کنکور ارشد قبول نشده و پدر و خانواده‌اش به او برای پیدا کردن کار فشار می‌آورند.
با هم نامه نسرین را می‌خوانیم:

«مینای عزیزم سلام. نامه‌ات را که در ستون شترگاوپلنگ خواندم اشک در چشم‌هایم حلقه زد. چون تو هم دقیقا شرایط مرا داشتی. انگار این حرف‌هایی که تو نوشته بودی از حلقوم من بیرون آمده بود. باورم نمی‌شد دو تا آدم این جور در یک موقعیت مشترک قرار بگیرند. البته این حرف‌ها، حرف‌های یک سال پیش من بود. سالی که اگر نگویم بدترین، حداقل یکی از تلخ‌ترین سال‌های زندگی‌ام بود. من هم مثل تو سال گذشته برای بار سوم در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کردم و قبول نشدم. به خاطر همین دیگر همه درها را روی خودم بسته شده می‌دیدم. خانواده من هم از این که نمی‌توانم کاری برای خودم دست و پا کنم و از آن طرف تن به ازدواج نمی‌دهم، حسابی عصبانی بودند و نمی‌خواستند موقعیت مرا درک کنند. راستش را بخواهی حق هم داشتند. طی 4 سالی که در دانشگاه درس خواندم با زحمت و سختی توانستند شهریه دانشگاه مرا بدهند. من هم مثل تو خیلی به این در و آن در زدم. حتی به منشی‌گری در یک مطب هم راضی شدم ولی نتوانستم آن شرایط را تحمل کنم. نمی‌توانستم خودم را با شرایط و توقعات صاحب‌کارم هماهنگ کنم. بعد از چند ماه افسردگی حاد گرفتم، طوری که خانواده‌ام با اصرار از من خواستند بی‌خیال کار شوم و دوباره بروم و در خانه بنشینم. تا این که یک روز یکی از دوستانم گفت یکی از مراکز فنی و حرفه‌ای کلاس‌های مختلفی برگزار می‌کند. با بی‌میلی تمام و فقط به اصرار همان دوست رفتم و سری به آن مرکز زدم. دیدم انواع و اقسام کلاس‌ها را برگزار می‌کنند. از آشپزی و شیرینی‌پزی گرفته تا خیاطی و گلدوزی. من سر رشته‌ای در خیاطی داشتم و به خاطر همین تصمیم گرفتم در کلاس‌های خیاطی ثبت‌نام کنم. بعد از پایان دوره مقدماتی دوره پیشرفته را هم گذراندم و... راستش اولش از دوختن لباس برای خواهرها و مادرم شروع شد.

بعد چند نفر از همسایه‌ها و دوستان لباس‌ها را دیدند و پسندیدند. این شد که چشم باز کردم و دیدم برای خودم شدم یک پا خیاط. شاید به خودت بگویی 4 سال درس خواندی که آخرش بشوی خیاط؟ راست می‌گویی ولی این کار خیلی بهتر از منشی‌گری و این‌جور چیزهاست. درآمدش هم بد نیست. ضمن این که آقا بالا سر نداری و دستت هم توی جیب خودت است. حالا می‌خواهم بگویم تو هم یکی از این راه‌ها را امتحان کن. وقتی جامعه شرایطی را برای تو مهیا نمی‌کند که از تخصصت استفاده کنی برو دنبال تخصصی که بتوانی ازش استفاده کنی، امتحانش ضرری ندارد دوست عزیزم. امیدوارم موفق باشی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها