وقتی تکرار ملامت نمی‌آورد

تجدید خاطرات گذشته و لذت بردن انتزاعی از نوستالژی آن یک رفتار فطری در آدمی است که اینک به مدد فناوری و دنیای پررمز و راز تصویر، صورتی عینی به خود گرفته است. شاید یک زمانی آلبوم‌های عکس، این کارکرد را برای انسان داشته‌اند، اما آنها تنها لحظاتی از گذشته را در حالتی ایستا ثبت می‌کردند، اما دوربین فیلمبرداری همان لحظات را با پویانمایی خود زنده می‌کند و گذشته را در زمان حال بازتولید می‌نماید. بازبخش برخی فیلم و سریال‌ها در عالم هنر نیز مصداق بارزی از همین میل فطری آدمی به تداعی خاطرات گذشته و شیرینی لذت‌بخش آن است.
کد خبر: ۳۵۴۴۹۰

این سریال‌ها فارغ از ارزش‌های دراماتیک و هنریشان به دلیل آمیختگی با بخشی از خاطرات تماشاگر در گذشته و امکان بازتولید ذهنی و احساسی آن از طریق تصویر این قابلیت را دارد که آدمی را به گذشته ببرد و با لذت خاطرات آن همراه کند. اکنون چند سالی است که هر از‌گاهی برخی از سریال‌های ماندگار تلویزیون بار دیگر از شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شوند و برخی از آنها مثل سریال «روزی روزگاری» که این روزها در حال پخش مجدد است به دلیل محبوبیت و خاطرات خوشی که نزد مخاطبان دارد با استقبال از سوی آنها مواجه می‌شود.

اینجا دیگر بیننده گله نمی‌کند که چرا تلویزیون سریال‌های تکراری پخش می‌کند. این تکرار دیگر معنای ملالت ندارد و اتفاقا با حلاوت همراه است. روزی روزگاری، هم از لحاظ نوع قصه و جنس روایت، هم از حیث بازیگری و نوع کاراکترهایش برای مخاطب ایرانی جذاب و خاطره‌انگیز است. این جذابیت حتی تا ایجاد حس نوستالژیک از شنیدن موسیقی تیتراژ آن نیز حاصل می‌شود. مرادبیگ نه فقط به خاطر بازی زیبای خسرو شکیبایی یا فقدان او در جهان مادی، که از حیث شخصیت‌پردازی و نوع پرسوناژ نیز جذاب و تماشایی است.

از جمله عوامل موفقیت روزی روزگاری می‌توان به هویت بومی و ایرانی آن اشاره کرده که سویه قومی قصه در آن پررنگ و برجسته است. در میان سریال‌های روتین اجتماعی ـ خانوادگی و مجموعه‌های تاریخی که قالب اصلی سریال‌های تلویزیونی را شامل می‌شد روزی روزگاری اگرچه فضای امروزی نداشت، اما ساختار و زبان و لحن و بیان سریال‌های متداول تاریخی را هم نداشت.

روزی روزگاری درباره زمان گذشته بود، اما ماهیت ایرانی و فرهنگی آن موقعیتی باورپذیر و هم‌سنخ با مخاطب امروزی را فراهم می‌کرد و تصویر جذابی از مناسبات انسانی و اخلاقی در درون بافت فرهنگ بومی و خودی به تصویر می‌کشید و این رمز بزرگ موفقیت این سریال بود. شاید به همین دلیل است که بازبخش آن نیز چندان موجب کهنگی آن نمی‌شود و مخاطبان امروز همچنان با آن ارتباط همدلانه برقرار می‌کنند.

روزی روزگاری، قصه راهزنی به نام مرادبیگ است که بتدریج بر اثر تربیت یک زن (ژاله علو) به مردی صالح و سر به راه بدل می‌شود. مراد بیگ، ضد‌قهرمانی است که در حد و اندازه یک قهرمان نزد مخاطب محبوب بود و این علاوه بر شخصیت منعطف و ضمیر پاکی که در نهادش بود به جنس بازی شکیبایی هم برمی‌گشت که شمایلی متفاوت از بازی‌های هامون گونه‌اش در سینما بود.

نوع لهجه و گویش شخصیت‌های قصه در کنار قصه‌های ساده و روانی که از کهن الگوهای ادبیات ما برمی‌آمد در کنار موسیقی دلنشین کار تماشای این مجموعه رادلنشین‌تر می‌کرد که اگر بخواهیم موقعیت آن را با سریال‌های تلویزیونی مقایسه کنیم می‌توان آن را با «سلطان و شبان» بسنجیم که فضای کار در آن شباهت‌های زیادی با هم دارند. ضمن این‌که نباید از لحن طنازانه اثر و طنز ملاحت‌واری که در قصه آن وجود داشت، غافل بود آن هم در سریالی که به ژانر تاریخی نزدیک‌تر است.

هر سریال به عنوان یک متن هنری در نسبت با زمان پخشش باید سنجیده شود و چه‌بسا بازپخش یک سریال موفق به تکرار موفقیت آن نینجامد و حتی خاطره شیرین قبلی را هم از بین ببرد. روزی روزگاری واجد یک ساختار دراماتیک بود و قصه داشت.

همین وجوه داستانگون آن که البته به دلیل آمیختگی با پند و اندرزهای اخلاقی، صورتی حکایت گونه به خود می‌گرفت یکی دیگر از عناصر جذاب این مجموعه بود که با روحیه و ذائقه مخاطب ایرانی که به شنیدن قصه علاقه‌مند است همخوانی روان‌شناسانه داشت. قصه خیلی ساده و روان روایت می‌شد و پیچیدگی خاصی نداشت.

به همین دلیل، پند و اندرزهایی که در آن نهفته بود و به زبان و کلام می‌آمد چندان دافعه‌برانگیز نبود و به دل می‌نشست. به همین دلیل، تحول اخلاقی و رفتاری قهرمان داستان یعنی مرادبیگ هم خیلی باورپذیر و منطقی به نظر می‌رسید و توی ذوق مخاطب نمی‌زد. امرالله احمدجو، کارگردان این مجموعه بدرستی توانسته بود از ظرفیت نمایشی ادبیات فلکلوریک و کهن ایرانی در خلق یک داستان بصری در مدیوم تلویزیون استفاده کند که هم به قواعد این تکنیک وفادار بماند، هم بی‌تناسب با دنیای ادبیات و الگوهای کهن قصه‌گویی نباشد.

اساسا نه پخش مجدد سریال روزی روزگاری که خود سریال و حال و هوای آن تداعی‌کننده خاطرات ازلی و نوستالژیک ایرانی است.

تماشاگر ایرانی همواره از تداعی این خاطرات لذت می‌برد و با تصور و تصویر دیروز این سرزمین احساس آرامش می‌کند.

سیدرضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها