در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایتالیا همیشه مهد مربیان بزرگ بوده و همین حالا نیز شماری از نامداران این کشور در خارج از مرزها صاحب سمتهای مهمی هستند اما سراغشان را در فصل جاری کالچو که از 6 شهریور به راه افتاد و ابتدای خرداد ماه 1390 تمام خواهد شد، نگیرید زیرا این متاع را در آنجا نخواهید یافت.
درست است که مارچلو لیپی بعد از افتضاحی که در جام جهانی اخیر به بار آورد، فعلا بیکار است. اما کارلو آنچلوتی مربی موفقی برای چلسی است، روبرتو مانچینی در منچسترسیتی نمره مردودی صددرصد نگرفته، جووانی تراپاتونی در 72 سالگی تیم ملی ایرلند جنوبی را از حاصل کار خود راضی نگه داشته، لوچانو اسپالهتی سرتراشیده یک سال بعد از اخراج شدن از سمت هدایت رم میرود که زنیت را قهرمان لیگ روسیه کند و حتی فابیو کاپلو پس از کارنامه نهچندان خوبی که در جام جهانی 2010 به جای گذاشت، فرصت دوبارهای برای هدایت تیم ملی انگلیس گرفته است. لیپی هم که نامش در ابتدا آمد، به هر حال پیشینه قهرمان کردن ایتالیا در جام جهانی 2006 را دارد اما حتی اگر این عامل و مایه دلگرمی نیز در کار نبود، یک وجه مشترک در کار تمام افراد فوق رویت میشود و آن شاغل نبودن هیچیک از آنها در فصل 2011 ـ 2010 «سری
A» است. بزرگترین دستاورد ماسیمیلیانو الگری سرمربی این فصل میلان، تیمی که با جذب زلاتان ابراهیموویچ و روبینیو به طرز خیرهکنندهای قوی و خطرناک شده، بالا کشیدن تیم متوسط کالیاری تا ردههای ششم و هفتم جدول ردهبندی کالچو در فصل گذشته بوده است. جیجی دلنری البته پیشینه معروف کردن کیهوو و درآوردن این تیم از ظلمات «سری B» را در سالهای پایانی دهه 1990 و اوایل دهه 2000 نیز دارد اما بالاترین رتبه حاصلهاش چهارم شدن در کالچو با تیم سمپدوریا در فصل گذشته بوده که پیامد آن طبعا راهیابی این تیم جنوایی به فصل جاری پیکارهای جام قهرمانان باشگاههای اروپا بوده است. کلودیو رانیهری مربی کنونی رم در تیمهای بزرگی مثل فیورنتینا، چلسی، والنسیا، اتلتیکو مادرید و یوونتوس مربیگری کرده ولی طی 20 سال کار مربیگری فقط 2 جام برده که تنها جامهای حذفی بوده است. یکی جام حذفی اسپانیا با والنسیا و دیگری جام حذفی ایتالیا در روزهای دور مربوط به استقرار وی در فیورنتینا. او فصل پیش بهترین شرایط را برای فتح 2 جام داشت اما هر دو را به اینتر رقیب بزرگ سالهای اخیر رم (جالو روسی) واگذار کرد. با این که فینال جام حذفی ایتالیا در رم برگزار میشد، شاگردان رانیهری آن مسابقه را صفر ـ یک به نراتزوری واگذار کردند و در کالچو هم با این که رم 6 هفته به پایان کار از یک «اینتر حواسپرت و متمرکز بر جام قهرمانان اروپا» در جدول ردهبندی جلو زده بود، در خانهاش به سمپدوریا باخت و عنوان قهرمانی را 2 دستی به آبی و سیاههای شهر میلان واگذار کرد و به این ترتیب رانیهری در 57 سالگی هنوز در حسرت اسکودتو بهسر میبرد.مثبت یا منفی
تنها مربی در فصل جاری «سری
A» که پیشینهاش حاوی جامهای مهمی است، رافابنیتس هدایتگر جدید اینتر است. اما افتخارات او نیز در اسپانیا با والنسیا و زمانی که در انگلیس لیورپول را هدایت میکرد، به دست آمده و ارتباطی با لیگ ایتالیا ندارد و اصولا این اولین سال کاری بنیتس در «سری A» و این اسپانیایی 50 ساله، تازه در حال تجربه کردن فضای دشوار و نچسب این لیگ برای اولین مرتبه است.در نگاه نخست شاید این یک واقعه خوب به حساب آید، زیرا اینترمیلان در هر 5 فصل گذشته «سری
A» این لیگ را قبضه کرده و چون سرمربی جدیدش تجربه این کار را ندارد و امیدهای رقبای این تیم و بویژه همشهریاش میلان برای پایان دادن به این حکومت بیشتر شده، این میتواند یک قدم در راه محو کردن فضای قابل پیشبینی این لیگ و قطع قهرمانیهای تکراری یک تیم باشد. در عین حال عکس آن نیز صادق است، زیرا بنیتس به هر حال سابقه کسب عناوین قهرمانی عمده را با تیمهای قبلیاش دارد و میداند که این کار چه ملزوماتی دارد، حال آن که رقبای او در میلان و سایر تیمها این آگاهی و بینش را ندارند.زیر سایه انگلیس و اسپانیا
بنیتس در والنسیا 2 بار قهرمان لالیگا و یک مرتبه فاتح جام یوفا شد و سپس در 3 فصل نخست حضورش در آنفیلد، یک بار فاتح جام قهرمانان اروپا، یک مرتبه نایبقهرمان آن و یک بار هم فاتح جام حذفی انگلیس با تیم لیورپول شد اما 3 سال آخر حضور او در این تیم انگلیسی سرشار از ناکامی و فاقد حتی یک جام بود. این را هم فراموش نکنیم که او در اینتر جای یک مربی بسیار خبرساز و مورد توجه همچون مورینیو را گرفته است که بارها گفته بود ایتالیا محیطی جالب برای کار نیست و به همین سبب و به رغم فتح 4 جام عمده طی فقط 2 سال کار برای اینتر، این تیم را ترک گفته و مربی رئال شده است. این به ما میگوید که کالچو بعد از بیبهره شدن تدریجی از جذابیتش برای ستارههای فوتبال و کوچ تعدادی قابل توجه از آنها به لیگهای سایر کشورها، حالا قادر به جذب مربیان برجسته هم نیست و آنها نیز حرفه و آینده خود را معمولا در سایر کشورها میجویند. به همین خاطر است که کالچو جایگاه خود در صدر جدول موفقترین لیگها را به انگلیس و اسپانیا سپرده و به رده سوم نزول کرده و در این رتبه نیز رقیب سرسخت و تقریبا همپایی مثل بوندسلیگا دارد. درست است که در تابستان رو به پایان زلاتان ابراهیموویچ به کالچو بازگشت و این بار به آن یکی نیمه شهر میلان (آث.میلان) رفت اما این بیشتر به خاطر دعوای وی با پپ گواردیولا سرمربی بارسلونا بود و اگر روبینیو هم که با زلاتان در سنسیرو همتیمی شده مشکلی مشابه با روبرتو مانچینی در منچسترسیتی نمیداشت، شاید همین راه را طی نمیکرد. در سالها و هفتههای اخیر امثال کاکا و حتی ماریو بالوتلی دردسرساز کالچو را ترک گفته و به اسپانیا و انگلیس رفتهاند زیرا «سری
A» پرستیژ سابق را ندارد، حال آن که تا اواسط دهه گذشته، جاذبه نخست و اولین عرصه مناسب برای ستارههای فوتبال دنیا به شمار میآمد.آنهایی که خلاف این میاندیشند، میتوانند به حضور بازیکنان خارجی برجستهای مثل مایکون، اشنایدر، میلیتو، لوسیو، سزار و اتوئو در اینتر و رونالدینیو، زلاتان و روبینیو که پیشتر هم نامشان آمد در میلان و همچنین آدریانو و باپتیستا در رم اشاره کنند اما بد نیست متذکر شویم که دیهگوی برزیلی و بسیار مستعد فقط یک فصل در یوونتوس دوام آورد و به آلمان بازگشته و عضو وولفسبورگ شده که به رغم تکقهرمانی سال 2009 خود در بوندسلیگا، تیم متوسطی است و حتی 10 سال ابقا در یوونتوس دیوید ترزهگه را متقاعد به ادامه حضور در سری A نکرد و این فرانسوی 33 ساله هم به لیگ اسپانیا و به تیم تازهوارد متوسط آن، هرکولس پیوسته است.
سرشکستگی به جای کالچو
همسو با این روند شمار فتوحات اروپایی تیمهای سری A و قهرمانیهایشان در لیگ قهرمانان قاره و لیگ اروپا (جام یوفای سابق) نیز به حداقل رسیده و آنهایی هم که به پیروزی درخشان فصل پیش اینتر در جام قهرمانان باشگاههای اروپا به عنوان دلیل رد این ادعا استناد و اشاره میکنند، لابد بهتر از هر کسی میدانند که نراتزوری نشانی از یک باشگاه ایتالیایی ندارد و یک تیم چندین و چندملیتی است. اینتر در اکثر روزها حتی یک ایتالیایی را هم در ترکیب خود به کار نمیگیرد و سرشار از برزیلیها، آرژانتینیها، صربستانیها، هلندیها و حتی رومانیاییهاست و مربی قبلیاش هم که طراح اصلی قهرمانیهای سهگانه پر سر و صدای فصل پیش آبی و سیاههای شهر میلان بود، از پرتغال میآمد (مورینیو). این که «سری
A» حتی در جذب و نگهداری مربیان بومی نامداری که پیشتر نامشان آمد مشکل دارد و آدمی پراسم و رسم همچون فابیوکاپلو بعد از شکست تلخش در جامجهانی اخیر ادامه حضور توام با بسیاری از سرشکستگیها در انگلیس را بر بازگشت به کالچو، آنجا که تیمهای بیشماری وی را میخواستند، ارجح شمرد، حقیقتی تلخ و هشداردهنده و گویای بسیاری از حقایق و نشانگر جایگاه نهچندان جالب «سریA» در معادلات جهانی و نگاهی است که این مربیان معروف ایتالیایی ـ و البته خارجی ـ به آن دارند و اصلا نگاه توام با تحسینی نیست و با نگاه گذشته بسیار فرق دارد. سایت 4 Channel
مترجم وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: