در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایران در طول تاریخ چندین بار از سوی اقوام مختلف مورد تاخت و تاز بیگانه قرار گرفت و غارت شد، اما هر بار به خاطر غنای فرهنگیاش از زیر بار این صدمات سربرآورد و نه تنها به حیات خود ادامه داد که قوم مهاجم را نیز مغلوب فرهنگ خود کرد. اما از اوائل قرن16 از سواحل جنوب و در قرن 18 از مناطق شمالی با مهمانان ناخواندهای روبهرو شد که با روحیه تهاجمیشان تا مدتها بر سر سفره معادن این کشور ماندند و هرگونه که دلشان میخواست با ایران ضعیف عصر قاجاری برخورد کردند، از انعقاد قرارداد ترکمانچای، گلستان و آخال برای تصرف قسمتهای وسیعی از نواحی غرب و شرق دریای خزر گرفته تا معاهده تحمیلی پاریس از سوی انگلیس برای جدا کردن افغانستان. البته غارت به اینجا ختم نشد و روس و انگلیس تا توانستند با گرفتن امتیازات تجاری، ایران را به صورت نیمه استعماری درآورده و شریان اقتصادی آن را به دست گرفتند تا در سایه وجود شاهان بیاراده قاجار منافع خود را تامین کنند. آنها نمیخواستند ایران قدرتمند شود و ادعای پیشرفت و استقلال کند به همین منظور بلافاصله بعد از انقلاب مشروطه با عقد قرارداد 1907 ضربه بزرگی بر آن وارد آوردند که تا مدتها به اقدامات خودسرانه آن دو کشور مشروعیت میبخشید.
قرارداد1907
انعقاد قرارداد 1907 بین روسیه تزاری و انگلستان که مصادف با شکلگیری نظام نوپای مشروطه رخ داد از وقایع مهم تاریخ ایران به شمار میرود. علل اصلی این قرارداد را باید در معادلات جدید جهانی و برنامه روسیه و انگلستان برای تامین منافعشان در ایران و دیگر نقاط آسیا جستجو کرد. در اواخر قرن 19 و اوایل قرن20 قدرتهای جدیدی نظیر آلمان در اروپا و ژاپن در شرق آسیا ظهور کردند که با اقدامات توسعهطلبانه خود موفق شدند قدرتهای سنتی را با چالش مواجه کنند. از زمانی که خطر ابرقدرتهای نوظهور احساس شد، فرانسه و انگلستان برای مقابله با آلمان در سال 1904میلادی قراردادی امضا کرده و اختلافات خود بر سر هند و چین، مصر و مراکش را کنار گذاشتند و تلاش کردند تا روسیه را هم در این راه با خود همراه کنند؛ اما سردمداران آن کشور ابتدا طرفدار آلمان بودند و به خاطر اختلافات عمیقی که با انگلستان در آسیا داشتند، حاضر به سازش نبودند. شکست آن کشور از ژاپن در سال 1905 باعث شد تا روسها که در انظار شکست ناپذیر مینمودند، احساس حقارت کرده و با توجه به قرار گرفتن ایزولسکی در راس سیاست خارجی آن کشور به پیشنهاد وزیر خارجه فرانسه برای اتحاد با بریتانیا پاسخ مثبت دهند و سرادوارد گری، وزیر خارجه بریتانیا، هاردینگ مشاور وی و نیکلسون سفیر آن کشور در مسکو تلاش مستمر خود برای سازش را آغاز کردند.1 از دیگر عوامل دخیل در این قضیه، وقوع جنبش آزادیخواه مشروطیت در ایران بود. به هر حال در ایران نظام جدیدی روی کار آمد که آزادیخواهی و استقلالطلبی داشت و در عین حال خطر بزرگی برای روسیه و انگلستان نیز به شمار میرفت. از یک سو ممکن بود به خیزش قفقاز منجر شود و از سوی دیگر بر مبارزات هندیها برای رهایی از یوغ بریتانیا مؤثر میافتاد. به همین منظور به گفته ادوارد براون «شیر و خرس بر سر شکستن کمر گربه کمر بسته بودند.»2
مذاکرات طرفین از سال 1906/1285شمسی از سوی نیکلسون و ایزولسکی شروع شد و 31?آگوست 1907/ 8شهریور 1286 سه فقره قرارداد در سن پترزبورگ به امضا رسید. طبق معاهده اولی و دومی تبت و افغانستان به انگلستان واگذار شد و روسیه تعهد کرد که در امور آنجا مداخله نکند؛ اما مهمترین آنها به ایران اختصاص داشت و در تاریخ ما به قرارداد 1907 شهرت یافته است. قرارداد در 5 فصل تنظیم شده بود و در مقدمه آن بر حفظ تمامیت ارضی کشور تاکید شده بود و طرفین متعهد شده بودند که مانعی در راه پیشرفت کشور ایجاد نکنند. در فصل اول و دوم باتوجه به منافع ویژه 2 کشور در شمال و جنوب، ایران را به 3?منطقه تقسیم کرده بودند.
بخش شمالی از خط فرضی میان قصرشیرین، اصفهان، یزد، خواف و مرز افغانستان یعنی شهرهای پرجمعیت و تجاری منطقه نفوذ روسیه شناخته شد و بخش جنوبی از خط فرضی میان بندرعباس، کرمان، بیرجند، زابل و مرز افغانستان که دارای ارزش سوقالجیشی برای دفاع از هند و منابع نفت بود زیر نفوذ انگلستان قرار گرفت و بخش سوم منطقه حائل شامل قسمتی از نواحی مرکزی لرستان، کردستان و بیابانهای لمیزرع و کویر لوت میشد. این منطقه هم به این علت در نظر گرفته شده بود که از کشمکش احتمالی دو دولت جلوگیری شود. بعدها انگلستان هنگام جنگ جهانی اول (1915) با عقد قرارداد سری قسطنطنیه منطقه بیطرف را ضمیمه حوزه نفوذ خود کرد.3
بر اثر مفاد قرارداد هر دو دولت متعهد شدند تا در منطقه نفوذ یکدیگر برای خود، اتباعشان یا دولت ثالثی طلب امتیاز نکنند و در صدد مخالفت با امتیاز مورد درخواست طرف مقابل در منطقه ویژه خود برنیایند. در مورد منطقه حائل هم تعهد کردند که بدون موافقت قبلی با یکدیگر امتیازاتی که به هر یک از دو طرف یا اتباعشان واگذار میشود، مخالفتی نکنند. در ماده چهارم و پنجم موافقت شد امتیازاتی که پیش از قرارداد واگذار شده بود و نیز درباره عایدات گمرکات، شیلات و پست و تلگراف که در هر یک از مناطق یاد شده برای وامها گرو گذاشته شده بود کمافیسابق برقرار باشد. یکی از دغدغههای انگلیس مساله انحصارات در خلیج فارس بود که تلاش کرد روسیه آن را به رسمیت بشناسد، ولی ایزولسکی ابتدا در برابر این خواسته مقاومت کرد اما بعد به امید گرفتن امتیازاتی از آن کشور در دریای سیاه از این موضع خود کـوتاه آمـــد. چند روز بـــعد یعنی 12?شهریور 1286 سفارت انگلیس و روسیه در تهران عقد قرارداد را به وزارت خارجه ایران اطلاع داد و اول مهر، اسپرینگ رایس، سفیر بریتانیا متن قرارداد را به دولت ایران تحویل داد.
پخش این خبر مایه خشم و پریشانی مردم و آزادیخواهان شد و هیجان زیادی در جامعه بویژه تهران و چند شهر دیگر ایجاد کرد و به تظاهرات پرداختند. دولت تازه تاسیس مشروطه هم به خاطر مشکلات مالی آنقدر در مضیقه و تنگنا بود که نتوانست اقدام جدی در این خصوص انجام دهد. تنها اقدام کابینه این بود که به 2 دولت اطلاع داد که قرارداد مربوط به آنهاست و دخلی به امور ایران ندارد و به سفارتخانهها در لندن و مسکو دستور داد تا از صحت تاکید 2 دولت در حفظ استقلال ایران تحقیقاتی انجام دهند.
در مجلس هم کسی پیگیر نبود و بسیاری از نمایندگان برداشت درستی از این قرارداد نداشتند. برخی آن را فقط یک قرارداد بین روس و انگلیس میدانستند که ربطی به مسائل ایران پیدا نمیکرد و فقط وقایع بعدی نشان داد که روسیه با تمسک به قرارداد چه ضربههایی بر این کشور وارد آورد و انگلیس هم فارغ از تهدیدات روسیه مشغول تحکیم موقعیتش در جنوب شد. اسدالله میرزا گفت: «دولت انگلستان هرگز راضی نخواهد شد به استقلال ایران صدمه بزند.» مستشارالدوله به عنوان یکی از چهرههای سرشناس نیز نظری بسیار سطحی نسبت به قضیه داشت و گفت: «... این قرارداد اختیار داخلی ما را سلب نخواهد کرد...».4
قرارداد، تاثیرات منفی بر امور ایران به جا گذاشت و ضربات جبرانناپذیری بر پیکره مشروطیت ایران وارد آورد. قرارداد دست روسیه را برای سرکوب مشروطهخواهان باز گذاشت و در به توپ بستن مجلس توسط محمدعلیشاه، وی را یاری رساند و چون نیمه شمالی کشور منطقه نفوذشان شناخته شده بود، به این بهانه آذربایجان یعنی مهد آزادیخواهی را تحت کنترل خود درآوردند، اما با یاری مجاهدان ره به جایی نبرده و بار دیگر مشروطیت با فتح تهران احیا شد. در مجلس دوم هم هنگامی که مورگان شوستر برای اصلاح امور مالی استخدام شد، بار دیگر سفارت روس و انگلیس به کارشکنی در کار وی پرداختند و روسیه 2 بار در این خصوص به ایران اولتیماتوم داد و نخستین بار قوای خود را در انزلی پیاده کرد و دستهای را هم از بادکوبه به حرکت درآورد. انگلستان هم در اقدامی مشابه به بهانه حفظ امنیت کنسولگری شیراز، 2 دسته سوار هندی را از بوشهر روانه فارس کرد.5 هنگامی که شوستر، سرگرد استوکس انگلیسی را به عنوان فرمانده ژاندارمری خزانه روانه آذربایجان کرد، خشم 2 کشور را برانگیخت، زیرا با روح قرارداد تضاد داشت. سفارت روس و انگلیس فشار خود را بر مجلس برای برکناری وی افزایش دادند.6 روسها به نمایندگان مجلس اولتیماتوم دادند که ظرف 48 ساعت او را برکنار کنند یا اینکه خودشان نیرو به تهران اعزام کرده و این مستشار را برکنار میکنند و دولت ایران چارهای جز پذیرش نداشت. روسها بلافاصله نیروهای خود را برای برقراری نظم در آذربایجان به حرکت درآورده و ضمن سرکوب طرفداران مشروطه، چند نفر از جمله ثقهالاسلام آزادیخواه را در عاشورای 1330قمری به دار کشیدند. در مشهد هم در اقــدامی غیرانسانی هتک حرمت حرم امامرضا(ع) را کردند و آنجا را برای تامین منافعشان و سرکوب مشروطه خواهان به توپ بستند.7
این قرارداد باعث نفرت عمیق ایرانیان از 2?قدرت شد و همین امر ملت و آزادیخواهان را به سوی قدرت نوظهور آلمان سوق داد که سرسختترین دشمن روسیه و انگلستان شناخته میشد. در 2?جنگ جهانی ایرانیان با ژرمنها روابط دوستانهای داشتند که ریشه آن را علاوه بر تبلیغات آلمانیها باید در اینگونه قراردادها و مطامع استعماری جستجو کرد. بعد از سرنگونی تزارها و استقرار حکومت بلشویکها در روسیه، ایران بلافاصله حکومت جدید را به رسمیت شناخت. در 26 دی1296شمسی لئون تروتسکی، کمیسر خارجی دولت تازه تاسیس شوروی در یاداشتی به کاردار ایران در لنینگراد لغو تمامی قراردادهای روسیه تزاری با ایران را ملغی اعلام کرد و دولت انگلستان هم در سال 1297 لغو آن را منوط به پذیرش پلیس جنوب کرد که با مخالفت صمصامالسلطنه، نخستوزیر وقت مواجه شد و همین امر زمینهساز سقوط وی و روی کار آمدن وثوقالدوله شد تا با او بر سر قرارداد جدید 1919 به تفاهم برسد. بعد از اینکه دولت شوروی موقعیت خود را مستحکم کرد، برای خود منطقه نفوذ قائل شد و وقایع بعد از شهریور 1320 یعنی ظهور فرقه دموکرات در آذربایجان و تلاش انگلیس برای حفظ امتیاز نفت در جنوب، نشان داد که دو کشور باز هم جنوب و شمال را به صورت فرضی بین خود تقسیم کردهاند.
فاطمه هاشمی
منابع:
1 - فیروز کاظمزاده، روس و انگلیس در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، فرانکلین، 1354، صص468-453.
2 - برای آگاهی از دیدگاه ادوارد براون رجوع کنید به صفحات مربوط به قرارداد درکتاب؛ انقلاب مشروطیت ایران، ترجمه مهری قزوینی، تهران، کویر، 1376.
3 - عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، امیرکبیر، 1347، صص181-179.
4 - مذاکرات مجلس، دوره اول ، 26 جمادی الثانی 1325.
5 - مورگان شوستر، اختناق ایران، ترجمه، ابوالحسن موسویشوشتری، تهران، صفیعلیشاه، 1344،ص202.
6 - محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم، ج8، تهران، اقبال، 1353، ص219.
7 - احمدعلی مورخالدوله سپهر، ایران در جنگ بزرگ، تهران، ادیب، 1362،ص157.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: