در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
موضوع ظهور و انتظار فرج و موضوعات مرتبط با آن از جمله مباحثی است که پس از غیبت کبرای امام عصر(عج) پیوسته و به فراخور شرایط اجتماعی و سیاسی نظامهای حاکم همچنان مطرح بوده است؛ چراکه این موضوع نه فقط در اندیشه شیعه، بلکه در کل جهان اسلام و در مکاتب گوناگون دینی در اشکال مختلف، جزو بنیادیترین و زندهترین مسائل دینی، اعتقادی و اسلامی، بخصوص از منظر مکتب اهل بیت(علیهم السلام) است. از این رو علما و صاحبنظران عرصه دین مبین اسلام براساس نیاز و اقتضائات جامعه زمان خود از آن سخن گفتهاند.
امامخمینی(ره)، بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی، در همان بدو پیروزی انقلاب و در دوازدهم تیر 1358 مسیر حرکت انقلاب را در زمینهسازی ظهور اینگونه بیان کردند: «انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند و مقدمات ظهور انشاءالله تهیه بشود». ایشان در همین روز و در فراز دیگری فرمودند:«امیدوارم که این نهضت و این انقلاب منتهی بشود به ظهور امام عصر(عج) و امیدوارم که این انقلاب ما به همه دنیا و برای همه مستضعفین، برای نجات همه مستضعفان به همه دنیا صادر بشود و همه همان را که برای شما هست و غلبه کردید بر دشمن اسلام و دشمن ملت، مستضعفین هم غلبه کنند بر مستکبرین.» (صحیفه نور، ج ?، صفحه ??? تاریخ: ??/?/????)
یکی از امور معنوی که انسانها در طول زندگی به آن تمسک میجویند و در فراز و نشیبهای دوران حیات بویژه در سختیها به آن اهتمام میورزند، مساله دعاست؛ امری که از طرفی آرامشبخش انسان است زیرا با دعا خود را متصل به حقیقت لایزال و کمال مطلق میبیند؛ حقیقتی که تکیهگاهی محکمتر از آن قابل تصور نیست و از طرف دیگر تجربه نشان داده است که صِرفِ دعا انسان را به اجابت حاجتش نزدیک میکند. حضرت ولی عصر(عج) در دعایی میفرمایند: «کسانی که برای یاری دین تو از من پیروی میکنند نیرومند کن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده و بر بدخواهان من و ایشان پیروزشان گردان.» (مهجالدعوات 302.) از آنجا که یکی از راههای یاری رساندن به اشخاص، یاری رساندن به وسیله زبان است، بیتردید دعا برای ایشان و درخواست برای رفع موانع، خود نوعی یاری رساندن به ایشان است؛ لذا میتوان چنین استنباط کرد که دعا یکی از بهترین معروفها و نیکیهاست و هرگاه در مورد شخصی محقق شود، بر وی است که شخص دعاکننده را به بهتر از آنچه او دعا کرده است، دعا کند. پس ما نیز بهعنوان منتظران حضرت ولیعصر(عج) اگر خالصانه دعا کنیم، بهطور قطع ایشان بهتر از آن دعا را خالصانه در حق ما خواهند کرد.
در این راستا صداوسیما بهعنوان یک پدیده فرهنگی به دلیل گستردگی و نفوذی که دارد میتواند در فرهنگسازی و ترویج مساله انتظار و دعا برای تعجیل در ظهور نقش مهمی ایفا کند. کارنامه رسانه ملی نشان میدهد بحمدالله اخیرا در این زمینه کارهای خوبی انجام داده است که با تداومبخشی به آن در بیداری و آگاهسازی عموم نقش بهسزایی دارد. البته از حدود سالهای 75ـ74 برنامهای با عنوان «انتظار سبز» از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش میشد و برخی شبکههای رادیویی مانند رادیو جوان و رادیو معارف هم در سالهای اخیر برنامههایی در این زمینه داشتهاند، ولی در حوزه سیما بهرغم اهمیت تصویر، کار کمی با تأخیر آغاز شده است. مهمترین مجموعه برنامههای مهدوی که در چند سال اخیر از شبکههای مختلف تلویزیون پخش شده شامل «به سوی ظهور»، «چهل وادی تماشا» که هر دو از شبکه دوی سیما پخش شدهاند، برنامه «صبح امید» که از شبکه قرآن پخش شد و برنامه «پایان دوران» تولید شبکه اول سیما و برنامه ترکیبی «راز» است که در ایام ماه مبارک رمضان بتازگی از شبکه 4 روی آنتن رفته است.
شاخص همه فعالیتهای تلویزیون در این سالها پخش همزمان دعای فرج در شب نیمه شعبانالمعظم سال جاری بود، رویهای بهجتزا و نیکو که باعث شد تمام دلهای عاشقان منتظر حضرت مهدی(علیه السلام) دریک زمان معین دستها را بالا ببرند و دعای فرج را زیر لب زمزمه کنند.
چه خوب است که این حرکت مناسب و شایسته تلویزیون جامعه اسلامی بهصورت نمادین همچنان در غروبهای پنجشنبه و در ساعت مشخصی ترجیحا 45/20 ادامه پیدا کند تا در این هیاهوی زندگی و دوران آخرالزمانی یادمان نرود که منتظر هم هستیم و باید مهیای ظهور حضرتش باشیم. از طرفی نهادینه کردن این رویه در جامعه رسانهای باعث فرهنگسازی برای نسل آینده خواهد شد، زیرا چنین حرکتی دارای نتایج مثبت و مطلوبی است. ابررسانههای غربی همواره با فیلمهای ضد مهدوی درصدد هستند چهره مهدویت و مقوله مهم انتظار را بیاهمیت جلوه دهند. سرمایهداران زرمدار و زورمدار غربی با حمایتهای همهجانبه مالی از این رسانهها و در رأس آن کارخانه فیلمسازی هالیوود، بستر مساعدی برای تولید محصولات ضد مهدوی آماده میکنند بهگونهای که تفکر غالب آخرالزمانی شکلگرفته در ذهن مخاطب غربی برگرفته از همین رسانهایبودن سینماست که بهوسیله ساخت فیلمهای آخرالزمانی طی دهههای گذشته در افکار عمومی شکل گرفته است. فیلمهای ضد مهدوی چون 2012، آخرالزمان، ماتریکس، ترمیناتور، عنصر پنجم، برخورد عمیق، گودزیلا، پارک ژوراسیک، جنگیر، طالع نحس، پایان دوران، ارباب حلقهها و... که هر کدام به کمک فنون تصویرسازی، ناجوانمردانه دست روی اعتقادات دینی مسلمانان گذاشتهاند تا آنها را در باور عوام، کماهمیت و زمینی جلوه دهند که ناشی از جهل و خرافهگرایی آنهاست.
عمق این باور در غرب چنان افزایش یافته که حتی سینمای آخرالزمانی هالیوود از طریق انیمیشن و پویانمایی هم وارد لایههای ذهنی کودکان و فرزندان ما شده است؛ چرا که کارشناسان رسانه بخوبی واقفند اثرپذیری کودکان از وسایل ارتباطی به نسبت بزرگسالان بهمراتب بیشتر است، زیرا ذهن آنها ساده و فاقد شبکه بههمپیوستهای از اندیشهها و باورهاست. به همین خاطر تماشای تلویزیون موجب فرافکنی در آنها می شود و اصولاً فیلمهای انیمیشن در مقطعی به کودکان نشان داده میشود که در آن زمان روحشان درحال شکلگیری است. انیمیشنهایی چون عروس مرده، 9، کابوس نیمهشب پیش از کریسمس و...
لذا پر واضح است که هالیوود تنها یک کارخانه رویاسازی و موسسه سرگرمی ساده نیست و اگر نگاهی اجمالی و گذرا به فیلمهایی که در حدود این یازده دوازده سال ساخته، داشته باشیم، خواهیم دید هالیوود صرفا در تهیه فیلم برای سرگرمی فعالیت ندارد، بلکه بانیان و سرمایهگذاران آن از همان روزهای اول کار، بر مبنای فیلمسازی بشدت ایدئولوژیک وارد عمل شدهاند.
درواقع هالیوود پیشقراول جبهه جنگ نرم غرب علیهالسلام است که در جلوی سپاه دشمن با ماسکی زیبا و خوش و آب رنگ خودنمایی میکند و تیرهایش را به سمت قلب و مغز جوانان و نوجوانان ما گرفته است. از این رو باید در این جنگ نرم که دشمنان علیه اسلام طراحی و تنظیم کردهاند، هوشیارانه وارد عمل شویم و اجازه ندهیم تا آیندهسازان میهن اسلامیمان مقهور جعلیات آنها شوند ، در تقویت هویت دینی ـ ملی آنها که همواره در تیررس دشمنان است، تلاش بیشتری داشته باشیم و بنمایههای دینی را که بیش از هر چیز هدف قرار دادهاند در آنها قوت بخشیم تا به داشتههای دینی و مذهبی خودشان ببالند و مقابل تهاجم فرهنگی غرب واکسینه شوند. در این رابطه همگان خوب میدانیم تاثیر دعای جمعی بهدلیل غلیان احساسات گروهی به مراتب بیشتر و موثرتر از دعای انفرادی و پراکنده است. حال اگر رسانه فراگیر و ملی کشورمان که در همه خانهها نیز به نوعی حضور دارد بتواند این پتانسیل بالا را در مسیر انتظار ظهور هدایت کند، بهطور حتم تاثیر دوچندان خواهد داشت و این همان مسالهای است که دشمنان قسمخورده اسلام بخوبی به آن واقف هستند و به لطایفالحیلی سعی در کمرنگکردن آن نزد افکار عمومی دارند.
با این اوصاف، دستاندرکاران رسانه ملی بهعنوان عاملان تنها رسانه دیداری معتبر باید روی ذهن آحاد جامعه که بیشتر آنها را هم نسل جوان تشکیل داده است، کار کرده و از طریق آثار خوب و قوی، موضوع را روان و ساده ارائه کند؛ زیرا بحث مهدویت یک مبحث فلسفی است که نیاز به کار کارشناسی و برنامهریزیشده دقیق دارد. هرگونه اهمالکاری و سادهانگاری در این مبحث میتواند در طی زمان مانند کلافی پیچیده و بغرنج شود. از این رو صدا و سیما باید بسیار مواظب باشد تا به آسیبهایی که جامعه ما در موضوع مهدویت به آنها دچار شده است، بویژه موضوع عوامزدگی، سطحینگری، شعارزدگی و... دچار نشود و همواره برنامههای خود را براساس منابع متقن و مستدل و بر پایه پژوهش و تحقیق سامان دهد. در این راستا توجه به جنبههای ذهنی ـ عقلی، قلبی ـ احساسی و عینی ـ رفتاری انسانها اهمیت دارد و میبایست تمام این جنبهها را با برنامههای خود متأثر کند.
در این دهکده جهانی که منسوب به عصر رقابت رسانهای نیز هست، تبیین هنرمندانه و مدبرانه فرهنگ مهدویت وظیفه اصلی رسانه ملی است. همچنین همافزایی ایمان و تحکیم مبانی اعتقادی مخاطب از موارد مهم و زیربنایی در تولیدات دینی صدا و سیمای ملی است، لذا توجه جدی به اصل تحقیق و پژوهش با مد نظر قرار دادن ظرفیتها و بنمایههای مخاطبان جوان و بیان و انتشار پیام از سوی اساتید آشنا به روانشناسی دین و رسانه به صورت جذاب و روشن از عوامل برطرف کردن شبهات در برنامههای رسانه ملی است. طبق نظرسنجیهایی که از سوی مرکز تحقیقات تلویزیون انجام گرفته، برنامه «بهسوی ظهور» در مقایسه با برنامههای مشابه در این باب از موفقیت نسبتا خوبی برخوردار بوده؛ این در حالی است که ساعت پخش این برنامه صبح جمعه و همزمان با پخش برنامههای سرگرمکننده از شبکههای دیگر بوده است و بسیاری از افراد در این ساعات مشغول استراحت یا فعالیتهای دیگری هستند ضمن اینکه این ساعات اصولاً از ساعات پرمخاطب تلویزیون نیست. باوجود این، برنامه توانسته درحد نسبتا خوبی در جذب مخاطب تلویزیون موفقیت کسب کند بهطوری که 28 درصد پاسخگویان، صرف نظر از تواتر تماشا، بیننده این برنامه بودهاندکه در میان برنامههای مذهبی رقم قابل توجهی بوده است.
این نشان میدهد مخاطبان به این موضوع راغب و علاقهمند هستند و عطش آنها باید بهوسیله رسانه ملی کشورمان که تنها رسانه معتبر و متقن دیداری است برطرف شود نه رسانههای معاند و دروغپرداز غربی که بهدنبال تقدسزدایی از اسلام و محو مهدویت به هر قیمتی هستند. اگر چنین برنامههای مهمی را با رعایت زیباییشناسی سمعی و بصری در ساعات پربیننده تلویزیون روی آنتن پخش ببرند بهطور حتم با درصد بالای بیننده مواجه خواهند شد، زیرا در رسانههای غربی درباره مهدویت و مسائل آخرالزمانی هر روز برنامههای متنوعی ساخته میشود و بنا به گفته فوکویاما، نظریهپرداز غربی: «اساس حرکت مسلمانان بهغیر از خون سرخ حسینی، خط سرخ مهدوی است.» بر همین مبنا با صَرف هزینههای سنگین و برنامهریزیشده در این مورد بشدت فعال هستند.
بنابراین مدیران رسانه ملی نباید تصور کنند که راه جذب مخاطب به رسانه تنها از طریق برنامههای مفرح و سرگرمکننده در ساعات پربیننده است، بلکه لازم است تا مخاطب را در مسیر بهتری هم سوق دهند تا به غیر از تماشای فیلم و سریالهای تلویزیونی در این امر نیز حساستر و راغبتر شود؛ چرا که میل به ظهور منجی در فطرت و درون همه ما نهفته است که به علت گرد و غبار دنیای پرزرق و برق مادیات گاه نسبت به آن دچار نسیان شدهایم.
شاید به همین خاطر است که پخش دعای فرج آن هم در شب نیمه شعبان از تلویزیون به نوعی برای همه جالب و تاثیرگذار بود و در خاطره جمعی بسیاری از ما ثبت گردید، زیرا به واقع بوی ظهور آقا امام زمان(عج) را میداد، کار زیبا و نیکویی که در شأن رسانه ملی جمهوری اسلامی بود. امیدواریم مدیران این رسانه دینی ـ مردمی در تداوم آن جدیت بیشتری بهخرج دهند تا در لابهلای روزمرگی زندگی، انتظار را پررنگتر و حقیقیتر دنبال کنیم.
معصومه طاهری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: