ماجرای من و امنیت فرودگاه

«رفتارهای غیرعادی پلیس امنیتی آمریکا به جای آن که احساس آرامش را به شهروندانش منتقل کند سبب دردسرهای بزرگ‌تر و استرس‌های شدیدتر در افراد شده است. عکس‌العمل غیرعادی و غیرقانونی که در مورد من در فرودگاه میامی نشان داده شد، حاکی از آن است که هر فردی در هر جایگاهی که باشد از رفتارهای غیرعقلانی افرادی که به ظاهر حافظ امنیت هستند در امان نیست و باید در برابر هجوم سوالات بی‌امان پاسخگو باشد.
کد خبر: ۳۵۳۶۸۵

دستگیری من در فرودگاه و تلف کردن وقت دست‌کم 2000 مسافر در طول 2 ساعتی که من مورد بازجویی‌های طاقت‌فرسا قرار گرفتم یک نمونه از عکس‌العمل‌های نابه‌جایی است که دراین کشور اتفاق می‌افتد. ایجاد امنیت جز آن که آرامش را در پی داشته باشد، هدف دیگری ندارد و این رفتارهای غیرانسانی به بهانه کنترل حملات تروریستی تنها بار منفی را به شهروندان منتقل می‌کند و من از این که بعد از سال‌ها درس و تحقیق باید به عنوان یک مظنون در دادگاه حاضر باشم واقعا تاسف می‌خورم.»

توماس باتلر، دانشمند و محقق 70 ساله‌ای است که چند هفته قبل زمانی که از عربستان سعودی وارد فرودگاه میامی شد به خاطر همراه داشتن یک جسم فلزی مشکوک مورد بازجویی قرار گرفت. به گفته پلیس امنیتی فرودگاه میامی، وجود این فلز در وسایل شخصی و در کیف دستی این دانشمند باعث شد که آنها تصور کنند بزودی هدف یک حمله تروریستی قرار می‌گیرند و به همین بهانه دست‌کم 2 ساعت فرودگاه را به طور کامل تعطیل و صدها مسافر را آواره کردند.

«من برای شرکت در یک کنفرانس دانشگاهی راهی عربستان سعودی شدم. بعد از تمام شدن جلسه بسرعت خودم را به فرودگاه رساندم تا به میامی بروم و سپس چند ساعت بعد راهی پرتوریکو شدم تا در جلسه‌ای که با چند نفر از همکارانم داشتم، شرکت کنم. وقتی وارد فرودگاه میامی شدم مثل همیشه کیف دستی‌ام را در محل مخصوص قرار دادم و خودم مورد بازرسی کامل بدنی قرار گرفتم. عکس گرفتن از صورت مسافران و رد کردن آنها از ده‌ها محل که با استفاده از پیشرفته‌ترین وسایل قرار است امنیت را برقرار کنند، سبب خستگی من و همه مسافران دیگر شد، اما ناچار این راه را طی کردم. زمانی که کیف دستی‌ام مورد بازرسی قرار گرفت و از زیر دستگاه مخصوص رد شد، متوجه رفتار غیرعادی افسر امنیتی شدم. او بلافاصله از جایش بلند شد و کیف مرا از دستگاه به آرامی بیرون کشید و علامت حالت اضطراری را به همکارانش نشان داد. قبل از این که بفهمم چه اتفاقی افتاده با بدترین برخورد مرا راهی اتاقی کردند تا به سوالاتشان پاسخ بدهم. من کیفم را باز کردم تا نشان بدهم وسیله فلزی که همراه دارم تنها یک قطعه از دستگاه‌های آزمایشی است و هیچ ربطی هم به بمب و حملات تروریستی ندارد، اما آنها زیر بار نمی‌رفتند. من که پرواز بسیار طولانی را از عربستان به میامی داشتم، سعی می‌کردم در کوتاه‌ترین جملات آنها را قانع کنم، اما ماموران این رفتار مرا به بی‌اعتنایی ربط دادند و شرایط را برایم سخت‌تر کردند. به ظاهر رفتارم سبب شد که آنها بیش از پیش به من شک کنند و بلافاصله 4 ترمینال از 6 ترمینال فرودگاه بزرگ بین‌‌المللی میامی تعطیل و تمام جاده‌های ورودی و خروجی به این محل بسته شد. در طول تنها چند دقیقه صدها مامور امنیتی و بازرسی و متخصصان کشف و خنثی کردن بمب در این ساختمان بسیار بزرگ حاضر شدند. آنها ادعا می‌کردند وسیله‌ای که من همراه دارم می‌تواند برای کنترل از راه دور بمب‌های جاسازی شده به کار برود و من یک تروریست به شمار می‌روم. از ساعت 4 تا 6 صبح پروازهای این 4 ترمینال لغو شد و دست‌کم 2000 مسافر بدون آن که بدانند چه سرنوشتی در انتظار آنهاست از پرواز خود بازماندند. باورم نمی‌شود که یک وسیله کوچک فلزی سبب چنین هرج و مرجی در یکی از بزرگ‌ترین فرودگاه‌های کشورم شود. ماموران حتی هتل بزرگ داخل فرودگاه را هم تعطیل و مسافرانش را به نقطه‌ای دیگر منتقل کردند تا سگ‌های بمب‌یاب و ماموران متخصص همه جا را به دنبال بمبی که قرار بود من آن را منفجر کنم، بگردند.» وجود وسیله غیرعادی در چمدان دستی پروفسور باتلر که اهل تگزاس آمریکاست دردسر بزرگی برایش فراهم کرد. ماموران امنیتی از بیم آن که پشت این وسیله عجیب یک نقشه بزرگ‌تر برای کارهای تروریستی باشد همه فرودگاه را به حالت آماده‌باش درآوردند. پروازها برای مدت 24 ساعت به خاطر حدود 2 ساعت تاخیر ایجاد شده در همه مسیرها دچار مشکل شد و هزاران مسافر از بلیت‌های خریداری شده خود صرف‌نظر کردند. باتلر با وجود اثبات آن که هیچ نقشی در عملیات تروریستی نداشت با این حال به گفته پلیس امنیتی باید در تماس با آنها باقی می‌ماند تا در صورت سوالات بیشتر به آنها پاسخگو باشد. چند روز بعد، زندانی شدن 2 ساله این دانشمند در سال 2003 دردسر جدیدی برایش رقم زد. «بعد از آن ماجراهای خنده‌دار در فرودگاه و آن همه تحقیر که از سوی ماموران شدم با من تماس گرفتند و گفتند باید بازهم مورد بازجویی قرار بگیرم. آنها مدعی بودند از آنجا که من در طول چند ساعتی که در فرودگاه از سوی ماموران امنیتی بازخواست می‌شدم، به زندانی شدنم در 7 سال قبل اشاره‌ای نکرده‌ام، بازهم مشکوک هستم و در مورد من ابهاماتی وجود دارد. ظاهرا تحقیقات آنها در این مدت نشان داده بود که من به خاطر دادگاهی که سال 2003 در آن شرکت کردم به 2 سال زندان محکوم شدم و این مدت را پشت میله‌های زندان گذرانده‌ام اما این که این شرایط را زودتر به آنها اعلام نکرده بودم، برایشان جای شک باقی گذاشته بود. بازجویی‌هایی که برای من دانشمند هر ساعت آن به از دست دادن ده‌ها آزمایش مفید ختم شد.» تحقیقات انجام شده روی پرونده گذشته این دانشمند فعال نشان داد که او سال‌ها قبل به خاطر وارد کردن دست‌کم 30 نمونه آزمایشگاهی بیماران طاعونی به داخل آمریکا دستگیر و راهی زندان شده است. در پرونده او درج شده از آنجا که این مرد بدون اطلاع به مقامات امنیتی آمریکا در چمدانش این نمونه‌ها را جاسازی و غیر قانونی وارد کشور کرده است، دادگاهی شده و با رای نهایی به 2 سال حبس محکوم شده است. جزییات درج شده در این پرونده همچنین نشان می‌داد او مبالغی را به طور غیرقانونی از آزمایشگاه محل کارش نیز برمی‌داشته که منجر به اتهام دزدی به او شده و پرونده‌اش را قطور‌تر کرده است. از آنجا که باتلر پس از دستگیری توسط ماموران امنیتی در حادثه فرودگاه میامی به این نکته و پرونده گذشته‌اش اشاره نکرده بود باز هم مورد بازخواست قرار گرفت و پرونده‌اش همچنان مفتوح باقی ماند تا نقاط مبهم آن را پاسخگو باشد. «شرم‌آور است که یک دانشمند 70 ساله که همه عمرش را به کار تحقیق و پیشرفت در کشورش اختصاص داده به بهانه‌ای واهی مورد بازجویی قرار بگیرد و پرونده‌اش بدون هیچ مدرکی به یک پرونده امنیت ملی تبدیل شود. من هرگز کاری خلاف امنیت کشور انجام نداده‌ام و اگر در مورد سابقه زندانم در فرودگاه حرفی نزدم، تنها به این دلیل بوده که ارتباطی به مسائل امنیتی و تهمت‌هایی که به من زده شده بود، نداشت. وارد کردن نمونه‌های بیماری به طور غیرقانونی اشتباه بزرگی بود که من مرتکب آن شده بودم، اما ارتباطی به حمله تروریستی که آنها به من نسبت داده بودند، نداشت و این بود که آن را مطرح نکردم. از سوی دیگر فشار روانی وارد شده بر من به خاطر لغو شدن 2 ساعت پرواز و 7 ساعت گشت ویژه پلیس در فرودگاه میامی باعث شده بود قدرت درست فکر کردن را از دست بدهم و تنها به فکر نجات خودم از این مخمصه عجیب باشم. اکنون با وجود ماجراهای پیش آمده علاوه بر آن که فرصت‌هایم را برای انجام کارهای مهم‌تر آزمایشگاهی از دست داده‌ام، از سوی همکارانم مدام مورد تمسخر قرار می‌گیرم و حتی خانواده‌ام را دچار شک و شبهه کرده‌ام.»

مترجم: المیرا صدیقی

منبع: کورت نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها