در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزگار آلبومهای خانوادگی
حالا که 20 سال بعد نشستهای به تماشای آلبوم خانوادگی، پدربزرگی وجود ندارد و هر کدام از بچهها حالا صاحب خانه و خانواده و عکس سالانه خانوادگی خودشان هستند. عکس بامزهای از آب درآمده و لبخند برای لحظهای از روی لبت پاک نمیشود. برادر کوچیکتر دارد از ظرف میوه وسط میز گلابی برمیدارد. پدربزرگ دستش را به نشانه اعتراض به سمت مادربزرگ بالا برده و مادربزرگ بیتوجه به او دارد با دخترش که کنارش نشسته گپ میزند و نیمرخ هر دوتایشان خندان است. تو داری چین پایین دامنت را تنظیم میکنی، نصف پدر در کادر نیست و برادر بزرگه تنها کسی است که سیبش را کامل گفته و در عکس ثبت شده است.
روزگاری بود که عکسهای خانوادگی به این ترتیب گرفته میشد. بعدها که دوربین عکاسی با قیمت پایینتر به بازار آمد، عکسها کمی بیهواتر گرفته میشد. عکسهای طبیعی مد شد و شکلک درآوردن در عکسها به یک کار بامزه و بتدریج به کاری عادی تبدیل شد. در عکسهای دوران دبیرستان و دانشکدهمان عکسهای زیادی وجود دارد که یا ما روی سر آدم جلوییمان شاخ گذاشتهایم یا آن که نفر پشت سری 2 جفت شاخ کج روی سر ما کاشته است.
علاوه بر آلبومهای خانوادگی که پر است از عکسهای بسیار قدیمی سیاه و سفید که بیشترشان در آتلیه گرفته شده و بعد هم عکسهایی که رنگی شدهاند، اما آدمهایی را به یادمان میآورند که به گذشتههای دور تعلق دارند. جوانهایی که حالا پیر شدهاند و برای خودشان نوه و نتیجه دارند. خواهر و برادرهایی که دیگر نیستند و یک جایی مشغول سر و کله زدن با بچهها و زندگیشان هستند. از آن طرف دیدن عکس در آن آلبومهای کوچک و بزرگی که سالهاست از مد افتاده و بازارش را از دست داده، خودش یک جور خاطره است. چیزی شبیه به این که «یادش بخیر اون موقعها که با آنالوگ عکس میگرفتیم.» آنالوگ همان دوربینهای نگاتیوی قدیمی هستند که حالا به تاریخ پیوستهاند. دیدن آلبومهای خانوادگی یک جور جشنواره خاطرههاست و یادآور روزهای قدیم که معتقدیم همه چیز سادهتر بود و برای گرفتن یک عکس باید ساعتها وقت صرف میکردیم. همیشه هم در نهایت از عکسی که بیرون میآمد، ناراضی بودیم و میدانستیم که خودمان خیلی زیباتر از این حرفها هستیم. آنموقعها اشتباه در عکاسی برگشت پذیر نبود. عکسی که گرفته شده بود را تا زمان ظهور نمیدیدی و کم و کاست آن را بعد متوجه میشدی.
چه اتفاقی افتاد؟
رایانه که به بازار آمد بسیاری از دستگاههای قدیمی و ماشینهایی که روزگاری خودشان جنس نوی بازار بودند بتدریج حساب کار دستشان آمد. مثل روز روشن بود که آنها هم مثل هر فناوری قدیمی باید جای خودشان را به نسل جدیدی بدهند که کارایی بیشتری دارند و کار با آنها سادهتر است.
دوربینهای آنالوگ از آن دست فناوریهایی بودند که باید بسرعت جایشان را به سایر دوربینهای عکاسی و فیلمبرداری میدادند؛ به نسل دیجیتال و جوان خودشان. به این ترتیب بود که دوربینهای دیجیتال هم در ادامه تغییر و تحولات تکنولوژیکی خودشان را وارد گود کردند و تا جایی پیش رفتند که بعد از چند سال دوربینهای دیجیتال جدید آمدند و حتی نسل دیجیتالهای قدیمی را هم کنار زدند.
نسل جوان دوربینهای عکاسی کارش را خوب بلد است. البته آن اوایل اوضاع جور دیگری بود. قیمت دوربینهای دیجیتال بالا بود و فقط عکاسهای حرفهای، روزنامهها، خبرگزاریهای بزرگ، دانشجوهای جوان عکاسی و خلاصه همه کسانی که با عکاسی سروکار جدی داشتند، سراغشان میرفتند. البته خیلی از عکاسهای قدیمی هرگز به استفاده از دوربینهای دیجیتال جوان تن ندادند. دیجیتالها همیشه در بین جوانها از محبوبیت بیشتری برخوردار بود. با همه اینها هجوم و سرعت عجیبی که دوربینهای عکاسی به سمت دیجیتالی شدن از خودشان نشان دادند، آنقدر بالا بود که به طور کلی دوربینهای آنالوگ را از صحنه عمومی خارج کرد و بعد از خیانت به چند نسل پیش از خودش با قیمتی بسیار مناسب و در دسترس برای همگان، راهی بازار شد.
حالا همه راضیاند. بچههای دبستانی میتوانند هر زمانی که هوس عکاسی کردند، موبایل پدر را بردارند و با دوربین 5 مگا پیکسلی آن همه باغچه خانه را عکاسی کنند. عکاسهای حرفهای هم میتوانند دوربینهای بزرگ دیجیتالشان را با انواع و اقسام لنزها، کارت حافظه، تبدیل و... در یک کوله مخصوص جا بدهند و در همان زمانی که عکس را میگیرند آن را تماشا کنند. میتوانند دکمه شاتر را برای هر کادر و صحنهای چندین و چند بار فشار بدهند و از میان صدها عکسی که با کمترین وقت و هزینه گرفتهاند، چند تایی را برای نمایشگاه یا چاپ در روزنامه انتخاب کنند.
آنقدرها هم بد نیست
آن زمانها خوش عکسی و بدعکسی خیلی بیشتر از امروز مساله جوانها بود. منظورم زمان مربوط به دوربینهای آنالوگ است. عکسی که گرفته میشد تا ابد به همان شکل باقی میماند و ما باید در آن با یک چشم بسته در تاریخ ثبت میشدیم. از روی هر نگاتیو هم که میشود به هر تعدادی که میخواهید عکس چاپ کنید و به این ترتیب این کاغذ مستطیلی شکل کوچک قرار است در همه آلبومهایی که صاحبشان در این عکس آنقدر خوب ژست گرفتهاند، باقی بماند و در چنین شرایطی برای یک جوان دمبخت بدعکسی معضل بزرگی است.
حالا با دوربینهای دیجیتال شما خیالتان کمی راحتتر است. میتوانید دکمه حذف را روی هر عکسی که دوست ندارید، کلیک کنید و تمام. حالا شما میتوانید از میان صدتا عکسی که دارید 10 تا از بهترینها را انتخاب کنید و دیگر نگران فتوژنیک نبودنتان نباشید. فقط باید حواستان به عکسهای بیخبر باشد. همان عکسهایی که با دوربینهای موبایل و بیهوا گرفته میشوند و یکی هم نیست که آن وسط داد بزند: «همه آماده برای عکس».
حالا جوانها برای مراسمهای خیلی مهم، مثل سالگرد ازدواج، تولد اولین فرزند، فارغالتحصیلی از دانشگاه و... راهی یکی از آتلیههای عکاسی شده و با یک ژست معقول عکسی میگیرند؛ عکسی که ماندگار باشد. عکسی روی نگاتیوهای قدیمی و کاغذهایی که دیگر خیلی کمتر از روزگار گذشته مورد استفاده قرار میگیرند و البته همین هم قیمتشان را بالا برده است.
با این حال خیلی نگران از بین رفتن آلبومهای عکس نباشید. شما به هر حال میتوانید همین عکسهای دیجیتال را هم روی کاغذهای مخصوص عکس، چاپ کنید. از سوی دیگر آلبومهای عکس قدیمی جایشان را به فولدرها و فایلهایی دادهاند که گاهی آنقدر نامنظم و درهم برهم در حافظه رایانههایمان ذخیره شدهاند که دسترسی به آنها را برایمان مشکل میکند؛ عکسهایی که برای دیدنشان باید یک دستگاه دیگر را راه بیندازیم، همه خانواده را بگذاریم جلوی دستگاه بنشینند و بعد از این که چند تایی فایل و فولدر را باز و بسته کردیم به اسم «تولد بابا» برمیخوریم. فایل را باز میکنیم و عکسها را باز میکنیم. موس را روی فولدر بعدی میآوریم و کلیک میکنیم. این هم از مراسم تماشای آلبوم خانوادگی به صورت مدرن و خیلی شیک!
سمیرا قبادیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: