با علی مرادی، دبیرکل کنفدراسیون وزنه‌برداری آسیا

خروجی ورزش ایران مطلوب نیست

در حالی که از علی مرادی به عنوان طراح خروج وزنه‌برداری از دوره رکود و فترت در دهه 70 و 80 نام می‌برند، اما به علت روال مرسوم در ورزش ایران، خود قربانی اختلاف نظرها و حواشی ورزش شد تا در رشته‌ای که به واسطه انسجام و همدلی مرزهای جهانی را پشت سر گذاشته و به اوج افتخار در دنیای وزنه‌برداری با 2 طلای المپیک سیدنی رسیده بود ، گسست و ایجاد دودستگی در بین اصحاب آن، زمینه‌ای را برای دخالت‌های بیرونی به‌وجود آورده و رفته رفته زمینه سقوط وزنه‌برداری را فراهم آورد.
کد خبر: ۳۵۳۲۱۱

آمارهای بالای دوپینگ در این رشته که به نوعی ناشی از سست شدن پایه‌های مدیریتی در وزنه‌برداری ایران است، ما را تا آنجا سوق داده که امروز اگر مورد دیگری از دوپینگ به نام ایران ثبت شود، حضورمان به حالت تعلیق درخواهد آمد که بی‌شک دلسوزان این رشته به هیچ‌وجه دوست ندارند زمانی شاهد این مساله باشند.

برای همین باید نهایت مراقبت به عمل آید تا دوپینگ دیگر زمینه‌ای برای بروز و ظهور در وزنه‌برداری ایران نیابد تا با توجه به پتانسیل‌های بالای این رشته و با یک کار حساب شده، وزنه‌برداری دوباره در جهان این رشته قد علم کرده و باعث سربلندی ورزش ایران در مجامع جهانی شود.

با دبیر کل فعلی کنفدراسیون وزنه برداری آسیا و رئیس سابق وزنه برداری ایران طی سال‌های 1373 تا 1385 که بعد از کنار رفتن از مسوولیتش تا امروز ترجیح داده بود سکوت کند، در تحریریه «جام‌جم» به گفتگو نشستیم این که در پی می‌آید.

هنوز هم و پس از گذشت 5 سال از کنار رفتن شما از فدراسیون وزنه‌برداری، این سوال مطرح است که چرا باید کسی که از وی به عنوان معمار موفقیت‌های وزنه‌برداری ایران و خروج این رشته از فترت نام برده می‌شد، بر اثر یک اشتباه، ندانم کاری، توطئه یا هر اسم دیگری که بر آن بگذاریم، از مصدر کار کنار برود و وزنه‌برداری دچار هرج و مرجی شود که تا امروز نیز نتوانسته است از تبعات منفی آن، کمر راست کند.

من جزیی از مجموعه ورزش هستم و همین‌طور در راس فدراسیون قرار نگرفته بودم. اولا قهرمان این رشته بودم و از مسائل و مشکلات قهرمانان و ورزشکاران این رشته سنگین و پر ملالت آگاه بودم.

ضمن آن‌که بعد از دوره قهرمانی نیز به دانشگاه رفته بودم تا ضمن تحصیلات علمی و آکادمیک در حوزه ورزش، اطلاعات و آگاهی‌هایم را برای خدمت به وزنه‌برداری ایران افزایش دهم؛ بنابراین موقعی که به من حضور در راس فدراسیون وزنه‌برداری در زمان ریاست مهندس هاشمی طبا پیشنهاد شد، با برنامه مشخص کارم را در وزنه‌برداری آغاز کردم و تمام تلاشم نیز این بود که با فراهم آوردن بستری مناسب برای رشد و شکوفایی قهرمانان، آنان را از مسائل و مشکلاتی که می‌تواند در راه پیشرفت‌شان موانعی ایجاد کند، دور نگاه دارم.

به نوعی با تلفیق علم و تجربه در وزنه‌برداری، استارت کار را زدیم تا ضمن خارج کردن وزنه‌برداری از رکود، این رشته مدال‌آور و افتخارآفرین ورزش ایران را دیگر بار در مسیر نزدیکی به سطح اول وزنه‌برداری جهان قرار دهیم.

ابتدای کار نیز به لحاظ رکوردی 50 کیلوگرم از وزنه‌برداری دنیا عقب بودیم که باید در جهت رفع این عقب‌ماندگی رکوردی، خیلی حساب شده و با برنامه علمی قدم برمی‌داشتیم.

همان‌طور که دسترسی به رکوردها و افزایش آن زمانبر است و این‌گونه نیست که بتوان در کوتاه مدت، رکوردها را به درجه استاندارد آن در دنیا رساند، استفاده از زمینه‌های علمی این رشته و شناسایی استعدادها از جمله طرح‌های مورد توجه بود. در دنیا شناسایی استعدادها به صورت سالانه مورد توجه قرار می‌گیرد و استعدادهای شناسایی شده پس از ارزیابی‌های صورت گرفته در مدارس وزنه برداری و ورزش جذب می‌شوند تا اصولی رشد و پرورش بیابند.

در حالی که ما فاقد این سیستم شناسایی استعدادها بوده و هستیم این مساله را سرلوحه اهداف خود قرار داده و تلاش کردیم پایه‌ای خوب را برای وزنه‌برداری ایران بریزیم.

برای رفع عقب‌ماندگی‌های مورد اشاره نیز استعدادها را تحت‌پوشش گلخانه‌ای قرار دادیم؛ البته در آن زمان بضاعت مالی ما اندک بود و بودجه زیادی در اختیار فدراسیون قرار نداشت. با این حال با علم به این تنگناها، سیستم اوجگیری وزنه‌برداری به صورت گلخانه‌ای شکل گرفت.

پیرو آن نیز با همت و کاری دوچندان، خانواده‌ها و مجموعه ورزش ایران را با وزنه‌برداری آشتی دادیم. جالب است که بگوییم پیش از آمدن ما در راس فدراسیون، در بازی‌های آسیایی 1994 هیروشیما، وزنه‌برداری ایران یک مدال هم نگرفته بود و آمار دوپینگ در این رشته زیاد بود.

در چنین شرایطی ضمن توجه ویژه به مقوله استعدادیابی، راه‌اندازی لیگ وزنه‌برداری در رده‌های مختلف نیز مورد توجه قرار گرفت و در عین حال برای آن‌که مطابق با علم روز این رشته حرکت کنیم، ایوانف مربی حاذق بلغاری و کسی که بیست، سی سال تجربه کار در بلوک شرق را داشت به خدمت گرفتیم تا او وزنه‌برداران مستعد را از نوجوانی و جوانی زیر نظر بگیرد و آنان را پرورش دهد.

بنابراین با حضور ایوانف، قطعات پازل وزنه‌برداری تکمیل شد تا اوج این حرکت را ما در بازی‌های المپیک سیدنی 2000 شاهد باشیم. موفقیت بزرگی که شاید سال‌ها برای وزنه‌برداری ایران قابل تکرار نباشد. گرچه ما در این رقابت‌ها 2 مدال طلا گرفتیم، اما برنامه‌ریزی ما برای کسب 6 مدال بود؛ با اتفاقی که برای شاهین نصیری‌نیا افتاد، برنامه ما به هم ریخت، هر چند من به کار و برنامه انجام شده ایمان داشتم، اما در حین بازی‌ها شرایط به‌گونه‌ای بود که استرس زیادی پس از آسیب‌دیدگی نصیری‌نیا، مسوولان ورزش ایران را گرفته بود و حتی هاشمی‌طبا، بعد از طلای حسین توکلی در سالن مسابقات حاضر شد تا شاهد قهرمانی حسین رضازاده در المپیک باشد.

بنابراین اوج کار ما در سیدنی بود تا وزنه‌برداری بالاتر از کشتی، صاحب 2 طلای با ارزش المپیک شود.

متاسفانه بعد از این موفقیت بزرگ و در شرایطی که انتظار می‌رفت حمایت‌های لازم از وزنه‌برداری به عمل آید تا این حرکت صحیح دچار توقف نشود، وعده‌ها مدام پشت گوش انداخته شد تا در چنین شرایطی که ایوانف نیز انتظار داشت حق و حقوق او بعد از المپیک افزایش یابد، به دلیل همین بی‌توجهی‌ها، این مربی کارکشته را از دست بدهیم.

بعد از المپیک سیدنی و در شرایطی که ایوانف باید حفظ می‌شد، ورزش ما به نوعی نخواست وزنه‌برداری ایران حرکت رو به جلوی خود را تداوم بخشد و برای همین زمان زیادی را در راه تمدید قرارداد با این مربی بلغاری از دست دادیم تا او نیز که فکر می‌کرد می‌تواند موفقیت‌هایش در وزنه‌برداری ایران را در کشور دیگری تکرار کند، با اشتباه تاکتیکی سر از کشور مصر درآورد.

با این حال ما در داخل به این باور رسیده بودیم که می‌توانیم روی پای خود بایستیم و این توانمندی را نیز در جهانی آنتالیا اثبات کردیم و کورش باقری، قهرمان دسته 94 کیلوگرم دنیا شد.

حسین برخواه نیز در 74 کیلوگرم به مقام چهارم رسید که به دنبال دوپینگ نفر سوم این وزن، مدال برنز به وی رسید. در حقیقت با مربیان داخلی در مسابقات جهانی ترکیه صاحب موفقیت شدیم تا نشان دهیم در وزنه‌برداری منبعث از سیستمی تعریف شده به چنین جایگاهی رسیده‌ایم و این رشته وابسته به فرد نیست، بلکه کار گروهی و تشکیلاتی، اساس کار و برنامه ما را در فدراسیون وزنه‌برداری تشکیل می‌داد.

با این حال بسیاری از افرادی که نمی‌خواستند وزنه‌برداری ایران رشد کند، اجازه ندادند مربیان داخلی کارشان را در تیم ملی تداوم ببخشند. این در شرایطی بود که در جهانی 2002 لهستان مدال با ارزش دیگری گرفتیم، در 2003 ونکوور کانادا 2 مدال گرفتیم و در شرایطی که آن حادثه ناگوار برای برخواه افتاد، علی فلاحتی‌نژاد مدال گرفت و همه این موفقیت‌ها در شرایطی برای وزنه‌برداری ایران رقم می‌خورد که به واسطه کم لطفی مسوولان ورزش در اعطای بودجه لازم، ما نمی‌توانستیم تمام و کمال اردوهای خود را پوشش دهیم.

شاید این کم لطفی نیز از آنجا نشات می‌گرفت که مسوولان اصرار داشتند ما دوباره ایوانف بلغاری را به وزنه‌برداری ایران بازگردانیم که البته من تمایلی به این کار نداشتم و معتقد بودم می‌توان با مربیان داخلی سیر موفقیت‌های وزنه‌برداری را تداوم بخشید.

با این حال و بعد از آن‌که در آتن 2004، حسین رضازاده برای دومین بار بر سکوی قهرمانی المپیک ایستاد، عده‌ای از مسوولان ورزش در خلال این رقابت‌ها و بدون هماهنگی با فدراسیون باب مذاکره با ایوانف را گشودند تا تحت هر شرایطی حرف خود را به کرسی بنشانند.

بعد از بازی‌های آتن من استعفای خود را تقدیم مسوولان ورزش کردم و نظرم نیز این بود که اگر قرار بر حضور سرمربی خارجی است، فدراسیون خود باید در این زمینه تصمیم بگیرد، نه این‌که اراده دیگران بر فدراسیون تحمیل شود.

با این حال استعفای من پذیرفته نشد تا علی‌رغم میل باطنی‌ام، از ایوانف دعوت به همکاری کنیم.

برای عقد قرارداد با این مربی که حالا برای ما نیز تاقچه بالا گذاشته بود، به بلغارستان رفتیم و یک قرارداد غیرحرفه‌ای بین فدراسیون و این مربی تدوین شد.

در حقیقت این بار ایوانف برفدراسیون تحمیل شد تا اختلاف‌ها از این زمان شدید شود؟

این در شرایطی بود که دوره قهرمانی تعدادی از قهرمانان نامدار وزنه برداری تمام شده بود و ایوانف نیز نمی‌خواست دوباره از آنان دعوتی به عمل آورد؛ اما خود قهرمانان به هیچ‌وجه زیر بار این مساله نمی‌رفتند و همین موضوع عامل افزایش حاشیه در این رشته و دخالت‌های بیجای دیگران در کار شد.

به طور طبیعی ایوانف مثل دوره قبلی اختیار تام می‌خواست و نمی‌توانست بپذیرد که عده‌ای در کارش دخالت کنند، اما وقتی عده‌ای با دخالت‌های بیجای خود زمینه تضعیف فدراسیون را فراهم کرده بودند، جمع کردن کار بسیار سخت شده بود، آن هم در شرایطی که عده‌ای همچنان تلاش می‌کردند اهداف شخصی خود را در این رشته پیش ببرند و برای همین نیز از هیچ کاری ابایی نداشتند.

در چنین چشم‌اندازی ایوانف 2 گزینه را باید مورد توجه قرار می‌داد. یا این‌که وضعیت حال را دیده و از آینده صرف‌نظر کند یا این‌که حال را قربانی آینده کند تا نسل تازه‌ای از قهرمانان در وزنه‌برداری ایران پرورش یابد. اما دخالت‌ها اجازه نمی‌داد که او تصمیم درست را اتخاذ کند.

پس در این شرایط می‌پذیرید که مدیریت فدراسیون نیز نتوانست نقش خود را درست و اصولی انجام دهد؟

چرا که نه. دخالت‌های بی‌مورد در کار فدراسیون،‌ رشته کار را نیز از دست فدراسیون خارج کرده بود تا ضعف مدیریت و عدم نظارت لازم بر کار ایوانف و مکمل‌هایی که باید در مسیر درست و قانونی در اختیار ملی‌پوشان قرار می‌گرفت، رسوایی دوپینگ 9 وزنه‌بردار را به وجود آورد.

با توجه به مسائل گفته شده، به نظر می‌رسد عده‌ای توطئه کرده بودند وزنه‌برداری ایران را با چالشی بزرگ مواجه کنند؟

به هر حال اسمش را توطئه بگذاریم یا هر چیز دیگری، بحران عجیبی وزنه‌برداری ایران را فرا گرفته بود. بصراحت باید بگویم آنجا که معنویت دور می‌شود، صداقت در کار نیز کمرنگ می‌شود و طبیعی است که در چنین شرایطی خیلی از مسائل غیرقابل پیش‌بینی، موقعیت یک رشته را به خطر بیندازد.

به طور طبیعی، در آن اوضاع و احوال شما سخت تحت‌فشار قرار داشتید؟

در آن موقع رئیس سازمان (محمد علی‌آبادی) اصرار داشت استعفا کنم، اما من در آن شرایط این کار را شانه خالی کردن از زیربار مسوولیت می‌دانستم و اصرار داشتم با دیپلماسی لازم، مشکل ایجاد شده را با فدراسیون جهانی به‌گونه‌ای حل و فصل کنیم که وزنه‌برداری ایران کمترین آسیب و ضرر را متوجه خود ببیند.

و در نهایت نیز شما برکنار شدید و با افتادن بار تقصیر برگردن ایوانف و محرومیت مادام‌العمر وی از مربیگری به همراه جریمه چند صد هزار دلاری فدراسیون ایران، قضیه به نوعی جمع شد.

ببینید، اصولا ورزش و هر رشته‌ای در مسیر طبیعی خود رشد می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت با دخالت‌ها و تصمیمات خارج از سیستم، ورزش یک کشور به رشد و شکوفایی لازم برسد.

در آن موقع نیز چنین وضعیتی بر وزنه‌برداری حاکم بود تا با بی‌توجهی به سیستمی که پایه‌های موفقیت وزنه‌برداری ایران را با عبور از دوره رکود ایجاد کرده بود و پیرو آن عدم حمایت‌های مادی و معنوی از برنامه‌های مورد نظر فدراسیون، وزنه‌برداری از ریل موفقیت خارج شده و دخالت‌های بیرونی، همه چیز را تحت ضربات سهمگین خود قرار دهد.

برای آن‌که مثالی زده باشم باید به تکواندو اشاره کنم که تحت‌تاثیر سیستمی هوشمندانه، موفقیت‌های خود را تا امروز تداوم بخشیده است.

شاید در این چندساله نیز عده‌ای به هادی ساعی پیشنهادهای اغواکننده دادند، اما این قهرمان بزرگ ورزش ایران هوشمندتر از این بود که تحت‌تاثیر قرار بگیرد و از سیدمحمد پولادگر، رئیس دلسوز و موفق فدراسیون تکواندو عبور کند.

در حال حاضر نیز می‌بینید که ساعی با فدراسیون همکاری فنی دارد تا در خانواده منسجم تکواندوی ایران، اراده‌ای خارج از آن نتواند سرنوشت این رشته را تحت‌تاثیر امواج منفی و بازدارنده خود بگیرد.

متاسفانه در وزنه‌برداری برخی‌ها زیر پای قهرمانان ما نشستند تا با فریب آنها، وزنه‌برداری ایران را با آسیب‌های جدی مواجه و ضرباتی را بر پیکر آن وارد کنند که ضربات آنها تا امروز نمایان و کاملا مشهود است.

مدیریت کلان ورزش نیز متوجه این توطئه‌ها نشد و حالا حالا هم چون گرم کار هستند، متوجه این قضیه نخواهند شد. به هر حال تاریخ و مردم قاضیان خوبی هستند و هیچ چیز از نظر آنان دور نمی‌ماند.

سوالی که پیش می‌آید این است که چرا با وجود گذشت چند سال و قول مسوولان برای رسیدن به وزنه‌برداری پاک، باز هم شاهد دوپینگ در این رشته هستیم؟

گفتم که وقتی صداقت نباشد نمی‌توان به اهداف خود رسید. در نظر بگیرید امروز امکانات زیادی به این رشته تزریق شده و پشتیبانی‌ها نیز اصلا با هیچ دوره‌ای قابل مقایسه نیست؛ اما این‌که چرا هنوز دچار مشکل هستیم، ترجیح می‌دهم همچون سال‌های گذشته سکوت کنم تا نگویند حالا که نیست چنین ایراد می‌گیرد.

من به اندازه کافی در کنفدراسیون وزنه‌برداری آسیا درگیر هستم و طی این مدت نیز از هیچ کمکی به وزنه‌برداری کشورم دریغ نکرده‌ام.

البته جای شکرش باقی است که پست دبیرکلی کنفدراسیون وزنه‌برداری آسیا از دست ایران خارج نشده است، آن هم در شرایطی که همان عده‌ای که توطئه کردند نمی‌توانستند ببینند شما این مسوولیت را به عهده دارید.

زمانی که من در راس فدراسیون قرار گرفتم، 25 سالی می‌شد که وزنه‌برداری ایران با وجود قدمت و پیشینه‌ای روشن، مسوولیت خود را در کنفدراسیون آسیایی از دست داده بود؛ بنابراین در کنار برنامه‌ریزی برای رشد و ارتقای این رشته، دستیابی به جایگاه‌های مدیریتی در تشکیلات وزنه‌برداری قاره را هم دنبال کردیم تا در سال 2002، عنوان دبیر کلی آسیا به ایران برسد.

الان نیز برای 2 دوره 4 ساله این مسوولیت در اختیار بنده است و با قدرت تلاش کرده‌ایم جایگاه وزنه‌برداری را در سطح قاره ارتقا دهیم. باید بگویم از این حیث وزنه‌برداری جهان، مدیون وزنه‌برداری ایران است. در حال حاضر نیز در جهت توسعه زیرساخت‌های وزنه‌برداری در آسیا قدم برمی‌داریم و به کشورهای قاره کمک‌های غیرنقدی زیادی کرده‌ایم، کشورهایی چون سریلانکا، بنگلادش، یمن، قرقیزستان، مغولستان، اردن، سوریه، هند و...

اما وزنه‌برداری ایران خود را در زمینه این کمک‌ها اقناع می‌داند و حاضر نیست کمکی را از سوی ما پذیرا باشد.

در کل فکر می‌کنید که وزنه‌برداری ایران امروز راه درستی در پیش گرفته است؟

من کلی می‌گویم و نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم. معتقدم وزنه‌برداری ایران نه تنها دچار فرصت‌سوزی شده، بلکه بودجه‌های خوبی نیز که به این رشته تخصیص یافته، مسیر خوبی را طی نمی‌کند.

در حال حاضر داوران ما حضور خوبی در مجامع آسیایی ندارند و در رابطه با کادر فنی نیز باید بگویم علی‌رغم آن‌که آنها کارشان را بلدند باید حمایت خوبی نیز از آنها به عمل آید.

علاوه بر اینها به نظر می‌رسد در عرصه بین‌المللی نیز زبان این ورزش را بخوبی مورد توجه قرار نمی‌دهیم. این در شرایطی است که اگر فاکتورهای لازم را در این ارتباط مورد توجه قرار ندهیم، نمی‌توانیم از حق و حقوق وزنه‌برداری ایران در مجامع جهانی بخوبی دفاع کنیم. نمونه‌اش نیز پرونده سعید علی حسینی است که شاید زودتر از اینها می‌توانست ختم بخیر شود.

زبان بین‌المللی ورزش زبان خاصی است و با تلاش و کار زیاد و صادقانه، این زبان قابل فهم‌تر است. با شعار و حرف نمی‌شود در مجامع جهانی این رشته به نتایج دلخواه دست یافت، آن هم در شرایطی که با تناقض‌های زیادی نیز در رفتارها مواجه هستیم.

سعید علی حسینی یک استثنا در این رشته است. شاید تاریخ ورزش جهان سال‌ها بعد به واسطه در اختیار نداشتن چنین جوانی غبطه بخورد. جای تاسف است که قدر جوانانی چون علی‌حسینی را نمی‌دانیم؛ جوانان مستعدی که در سطح کشور کم نیستند و حفظ و ارتقای کمی و کیفی‌شان در وزنه‌برداری دنیا می‌تواند یک استراتژی خوب برای وزنه‌برداری ایران باشد.

بی‌شک جای تاسف است که نادانسته کارهایی می‌کنیم که در شأن وزنه‌برداری ایران نیست. اعتقاد دارم اگر حساب شده به دفاع از علی حسینی می‌پرداختیم، موضوع آنچنان بغرنج نمی‌شد.

در کل معتقدم در صحنه بین‌المللی ورزش باید تعاملات خوب و مثبتی را با دنیا داشته باشیم. اگر بخواهیم به عقب برگردیم در موضوع دوپینگ سال 2006 نیز به‌طور طبیعی حسین رضازاده نباید در رقابت‌های جهانی دومینیکن وزنه می‌زد، در حالی که با تعامل با فدراسیون جهانی، حسین رضازاده در مسابقات حاضر شد و طلایی دیگر را برای ورزش کشورمان به ارمغان آورد.

به هر صورت علی‌حسینی سرمایه‌ای گرانقدر برای وزنه‌برداری به حساب می‌آید که در صورت رفع محرومیت خواهد توانست در بازی‌های المپیک لندن، وزنه‌برداری ایران را صاحب مدالی با ارزش کند.

به‌طور طبیعی این تعاملات نباید بر مبنای پرداخت جریمه‌های چند صد هزار دلاری به فدراسیون جهانی خلاصه شود.

قطعا. ضمن آن‌که اصولا این تعامل باید دوطرفه باشد و شما باید از جنبه مدیریتی قوی وارد مذاکرات شوید تا حرف خود را پیش ببرید. در همین قضیه علی حسینی، تیم مذاکره‌کننده اگر با خودباوری لازم در جلسات دفاعیه شرکت می‌کرد، کار به جلسات دیگر کشیده نمی‌شد که در ماراتن رسیدگی به پرونده، به نفس‌نفس زدن بیفتیم.

در ضمن این مساله را از نظر دور ندارید که فدراسیون جهانی در این زمینه یک سال به ما فرصت دفاع داد.

در حال حاضر حضور کورش باقری را در راس تیم ملی وزنه‌برداری چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به هر حال باقری از قهرمانان بزرگ وزنه‌برداری است که جوهره وجودی‌اش در عرصه مربیگری را نیز نشان داده است.

قطعا باید از او و دستیارش فلاحتی‌نژاد، حمایت‌های لازم صورت بگیرد و فدراسیون تحت هر شرایطی پشتشان را خالی نکند.

البته در کنار این دو، باید از محمدحسین برخواه و حسین توکلی نیز استفاده بهینه کرد و آنها را به حال خود رها نکرد. اینها سرمایه وزنه‌برداری هستند و باید از این پتانسیل‌ها در جهت مجد و بزرگی وزنه‌برداری ایران استفاده کرد. تاکید می‌کنم که وزنه‌برداری به هیچ‌وجه نباید دست به فرصت‌سوزی بزند و زمان را بسادگی از دست بدهد.

در اینجا باید این نکته را خاطرنشان کنم که در بعد بین‌المللی سیاست‌های وزنه‌برداری در سطح جهانی به سمت و سوی تعامل و خرد جمعی سوق یافته است و دیگر مثل قبل نیست که توماش ایان در راس فدراسیون جهانی، حرف اول و آخر را بزند.

بر این مبنا کمیسیون ضد دوپینگ از این به بعد تمام سیاست‌ها را در این زمینه ابلاغ کرده و حتی رئیس فدراسیون جهانی نیز دیگر نمی‌تواند در تصمیمات آن کمترین دخل و تصرفی داشته باشد.

در مسابقات جهانی آنتالیای ترکیه که از اواخر شهریور ماه آغاز می‌شود، این مساله به تمام کشورها ابلاغ خواهد شد و بر این اساس، نهایت مراقبت را باید به عمل آوریم تا موردی از دوپینگ، وزنه‌برداری ما را آلوده نکند.

در حال حاضر شاهد هستیم که توجهات ویژه‌ای از سوی دولت به ورزش مبذول می‌شود؛ توجهاتی که در گذشته اصلا سابقه نداشت و برای همین انتظار می‌رود مدیریت کلان ورزش با استفاده درست از فرصت‌ها، شرایطی فراهم کند تا ورزش ایران هر چه بیشتر در مسیر توسعه و تعالی به جلو قدم بردارد. شما به عنوان مدیر تحصیلکرده ورزش، آیا چنین همتی را نزد مسوولان فعلی ورزش می‌بینید؟

صرف اختصاص بودجه‌های مورد نیاز را نباید به منزله توجه و اقبال مسوولان ارشد کشور به ورزش دانست. همان‌طور که علی سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی در بدو حضورش در ورزش اعلام کرد یکی از اولویت‌هایش این است که ورزش را به عنوان اولویت نخست کشور مطرح کند.

از سوی دیگر صرف اختصاص بودجه کلان نمی‌تواند نهایت آمال و آرزوی جامعه ورزش باشد. بی‌شک زمانی اختصاص این بودجه‌ها مثبت است که برای هزینه‌کرد آن نیز پروژه‌های بزرگ و تعریف شده‌ای داشته باشیم، چون در غیر این صورت همین بودجه‌های زیاد می‌توانند به مثابه آفتی برای ورزش ایران باشند.

در حال حاضر بین آنچه در ورزش اتفاق می‌افتد و آمار و ارقامی که اعلام می‌شود انطباق لازم وجود ندارد. جدا از آن، اکنون چند سالی است که شورای عالی ورزش به ریاست رئیس‌جمهور تشکیل نمی‌شود، در حالی که ضرورت تشکیل این شورا به منظور حل و فصل مسائل و مشکلات کلان ورزش کشور اجتناب‌ناپذیر است. در این شورا که خود من نیز در برهه‌ای این افتخار را داشتم که عضو آن باشم، مسائل کلان ورزش کشور بررسی می‌شود و اهداف تعیین شده، ثبت شده و قابل پیگیری هستند.

بر همین اساس از دکتر احمدی‌نژاد انتظار دارم نسبت به تشکیل شورای عالی ورزش توجه ویژه‌ای مبذول دارند. یقینا مواردی در این شورا مطرح خواهد شد که اهمیت آنها اگر حساس‌تر از دیگر مباحث نباشد، کمتر از آنها نیست.

خب، شاید این احساس نیاز به تشکیل شورای عالی ورزش در نزد رئیس سازمان تربیت بدنی وجود ندارد.

فکر نمی‌کنم چنین باشد، چون شورای عالی ورزش، حلال مسائل و مشکلات ورزش کشور است و به‌طور بدیهی رئیس ورزش نیز باید از آن استقبال کند.

در نظر بگیرید که در گذشته طرح‌هایی چون سربازقهرمان در این شورا به تصویب رسیده است یا موضوع مهم ادامه تحصیل قهرمانان که شورا روی آن صحه گذاشت. بنابراین تشکیل شورای عالی ورزش موضوع قابل توجهی است که نباید از آن غافل شد.

در شرایطی که تا چند ماه دیگر ورزش ایران باید در بازی‌های آسیایی گوانگجوی چین حاضر شود، شرایط این حضور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واقعیت این است که ما چندین سال است در ورزش درجا می‌زنیم و مدام هم خود را گول زده‌ایم؛ بنابراین موضوع ورزش ما تنها گوانگجو نیست، بلکه بودجه‌های زیادی است که در ورزش صرف می‌شود، ولی خروجی آن مطلوب و قابل توجه نیست.

حرف این است که ورزش باید برنامه محور حرکت کند و ملاک انتخاب‌ها و تصمیماتش نیز متاثر از این برنامه‌های کلان باشد. برای مثال باید عرض کنم که در حال حاضر توجه مسوولان ورزش به مجامع فدراسیون‌ها آنی نیست که باید باشد، در حالی که اگر این مجامع قوی عمل کنند و به قول معروف مو را از ماست کشیده و پویا و فعال باشند، هیچ رئیس فدراسیونی به روزمرگی نمی‌افتد و با انگیزه و هدفمند به کارش ادامه می‌دهد؛ چرا که مطمئن است اعضای مجمع بر کار وی نظارت دارند و اگر اهمال و تقصیری را از او ببینند می‌توانند با تشکیل مجمع فوق‌العاده، وی را مورد مواخذه قرار دهند.

بی‌شک ادامه روندی که در حال حاضر برمجامع حاکم است به نفع ورزش ایران نیست و اگر شرایط ورزش را روی کاغذ بیاوریم، به هیچ‌وجه با واقعیت‌های امروز ورزش جهان تطابق ندارد.

و به عنوان سوال آخر، اگر یک بار دیگر از شما دعوت شود که وزنه‌برداری ایران را یاری دهید، قدم پیش خواهید گذاشت؟

گرچه به آن شکل که گفتم مرا کنار گذاشتند، اما اگر روزی بتوانم برای وزنه‌برداری ایران کار مثبتی انجام دهم، از آن دریغ نخواهم کرد.

حجت‌الله اکبرآبادی 
گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها