در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این هنگام معاون اداره منابع طبیعی به قصد حرفزدن با قاچاقچیان از خودرو پیاده میشود، اما آنها با نیسان از روی بدن او رد میشوند. حالا او در حالی که از ناحیه صورت و قفسه سینه بشدت آسیب دیده، در بیمارستان مهراد تهران بستری است و 3 قاچاقچی چوب نیز بعد از فرار در مکانی نامعلوم پنهان شدهاند.
مسوولان میگویند این 3 قاچاقچی چوب را میشناسند و میدانند که هر 3 بومی منطقه هستند، ولی معلوم نیست چرا کسانی که تا این حد شناخته شدهاند، آنقدر آزادانه زندگی میکنند و قدرت میگیرند که حتی برای رد شدن از روی بدن یک مسوول نیز هراسی ندارند. البته حدس زدن پاسخ این سوال کار زیاد سختی نیست چون حتما این قاچاقچیان داستان مرگ شهید غفاری را چند بار خواندهاند و میدانند که حتی اگر شبانه به خانه یک جنگلبان بریزند و هفت هشت گلوله در بدنش خالی کنند ـ مثل پرونده این جنگلبان تالشی ـ تازه پس از 8 سال مسوولان میگویند که سرنخهایی از قاتلان پیدا کردهاند.
آنها بیشک داستان درگیری قاچاقچیان ذغال با 3جنگلبان در منطقه عثمانوند کرمانشاه را نیز شنیدهاند و میدانند که میشود مشاجره لفظی با جنگلبانان را با شلیک گلوله تمام کرد.
مشکل ما این است، قاچاقچیان جسورند و ناظران دست خالی. جنگلبانان میدانند که دیر یا زود نتیجه مقاومتهایشان در برابر قاچاقچیان، زخمی شدن یا مردن است؛ قاچاقچیان هم میدانند که بندرت بدشانسی میآورند و حتی اگر دستگیر شوند، حکم دادگاه آنقدر کاری نیست که آسیبی ببینند.
اما ای کاش اینگونه نبود! ای کاش قانون و اجرایش آنقدر سفت و سخت بود که کسی برای قاچاق ریسک نمیکرد، ولی حالا اینگونه است و معلوم نیست که تا کی اینگونه خواهد ماند ولی میتوان حدس زد که کار ما قلم به دستها تا سالهای آینده نوشتن جملاتی مشابه این است: «قاچاق چوب همچنان قربانی میگیرد».
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: