قربانیان تروریسم آمریکایی
آمریکا همواره خود را به عنوان پیشرو در مبارزه با تروریسم مطرح کرده و با تشکیل ائتلافی بینالمللی از کشورهای متحدش به اقدامات عملی در این راه روی آورده است. نمود این اقدامات عملی پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 و طرح دفاع پیشدستانه عینی شد. ایالات متحده برای تحقق این طرح، سال 2001 به افغانستان و متعاقب آن در سال 2003 به بهانه مبارزه با تروریسم به عراق حمله کرد. با این حال گزارشهای متعدد نهادهای امنیتی نشان میدهند جنگ با عراق و افغانستان در حالی وارد نهمین و هفتمین سال خود میشود که در طول این سالها هزاران نفر از غیرنظامیان افغانی و عراقی، قربانی اقدامات تروریستی نیروهای ائتلاف شدهاند. گشودن آتش روی افراد غیرنظامی به بهانه مبارزه با اعضای القاعده باعث افزایش میزان تلفات غیرنظامیان شده است. افشای 90 هزار صفحه سند محرمانه آمریکاییها از سوی سایت ویکی لیکس درباره جنگ افغانستان، تنها گوشهای از اقدامات تروریستی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در این کشور است.با این حال در سراسر دنیا نمونههای بسیاری در حمایت آمریکا از تروریسم وجود دارد. حمایت از اقدامات تروریستی و جنایات گسترده رژیم صهیونیستی در قتلعام مردم فلسطین و لبنان، قتلعام غیرنظامیان در پاکستان به بهانه مبارزه با گروه تروریستی القاعده، حمایت از نسلکشی دولت یمن علیه شیعیان این کشور و دیگر اقدامات ریز و درشت دیگر تنها گوشهای از کارنامه تروریستی ایالات متحده آمریکاست. این اقدامات تروریستی که با نام مبارزه با تروریسم صورت میگیرد، چالشهای فراوانی را در منطقه به وجود آورده است. رویکرد وارونه آمریکا به مبارزه با تروریسم به همراه نابسامانیهای در هم تنیده امنیتی در خاورمیانه، شرایط را به جایی رسانده که نشانههایی از اوجگیری دوباره تروریسم در منطقه شکل گرفته است. این نشانهها به همراه فرار از پذیرش اشتباهات غیرمسوولانه آمریکا در خاورمیانه و ظهور نسل جدید تروریستها شکستی برای کاخ سفید است. آمریکا اما به جای بازنگری در رفتارهای غلط گذشته سعی میکند با فرافکنی و دیپلماسی فشار و انحراف افکار پای کشورهایی چون ایران را به حوزه اشتباهات استراتژیک خود باز کند.
ارائه گزارشهای سالانه در مورد حمایت ایران از تروریسم در حالی است که اقدامات آمریکا سبب تشدید و توسعه نفوذ تروریسم در منطقه شده است. مطالعات صورت گرفته از سوی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا بیانگر این حقیقت تلخ است که جهان پس از سپتامبر 2001 و آغاز نبرد جهانی با ترور بسیار ناامنتر شده است. این ناامنی را در عوامل بسیاری میتوان جستجو کرد، ولی یکی از عمدهترین دلایل آن، نوع رویکرد نابهنجار کشورهای غربی بخصوص آمریکا در برخورد و تعریف غلط چنین مفاهیمی است.
ایران، قربانی بزرگ تروریسم
با وجود چنین اقدامات نابهنجاری، آمریکا در حالی انگشت اتهام حمایت از تروریسم را به سوی ایران نشانه رفته که ایران همواره از قربانیان تروریسم در جهان بوده است. آمارها نشان میدهند پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیش از 16 هزار ایرانی در عملیاتهای تروریستی جان خود را از دست دادهاند. از این رو ترور و تروریسم، واژههایی آشنا برای ایران و ایرانیاند.
اقدامات تروریستی از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب آغاز شد و هر روز با تغییر ماهیت به حیات خود ادامه میدهد. ایران همواره قربانی حملات تروریستی سازمان یافته گروههای تروریستی بخصوص گروهک تروریستی منافقین بوده است؛ گروهی که مورد حمایت آمریکا و دیگر کشورهای غربی است. این گروهک با ترور شخصیتهای سیاسی و مذهبی ایران، در سالهای 1360 تا 1363 در فهرست سازمانهای تروریستی بینالمللی شناخته شده است. منافقین در فاصله این سالها بیش از چند صد مورد عملیات تروریستی در خاک ایران انجام داده است. ازجمله قربانیان این اقدامات تروریستی محمدعلی رجایی، رئیسجمهور و محمدجواد باهنر، نخستوزیر وقت ایران هستند که در شهریور سال 1360 در انفجار مقر نخستوزیری به شهادت رسیدند. همچنین این سازمان در مرداد 1367 با پشتیبانی هوایی عراق، حمله سراسری به ایران کرد که ناکام ماند؛ عملیاتی که با تجهیز و حمایت غرب صورت گرفت.
بواقع آمریکا هرگز نمیتواند حمایت خود را از گروهک تروریستی منافقین چه آن زمان که درایران دست به اقدامات تروریستی میزد یا حتی آن زمانی که عناصر آن از ایران گریختند و در آمریکا و اروپا ساکن شدند و آن زمانی که به عراق رفتهاند و همچنان با حمایت آمریکا در آن به سر میبرند، انکار کند. آمریکا همچنین نمیتواند حمایت خود را از دیگر گروهکهای تروریستی در کردستان و سیستان و بلوچستان رد کند؛ البته درباره حمایت از گروهگ تروریستی جندالله، اسناد بیشتری وجود دارد که حمایت غرب عموما و بخصوص آمریکا را از گروه عبدالمالک ریگی اثبات میکند. به واقع همانطور که در اعترافات ریگی قبل از اعدام اعلام شد، این آمریکا بود که تروریستها را در قالب القاعده و طالبان و گروههای تروریستی دیگر سازمان داد تا اهداف کلان منطقهای خود را به بهانه مبارزه با تروریسم تامین کند.در تایید حمایت همهجانبه و پشتبیانی کامل آمریکا از گروهک تروریستی جندالله، سایت نیوزاستیسمن، از قول مامور سازمان سیا مینویسد: سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس در تجهیز و پشتیبانی عبدالمالک ریگی دست داشتهاند.همچنان که آوریل 2007 شبکه ABC نیز گفت دولت آمریکا در منطقه سیستان و بلوچستان، محرمانه از گروههای تروریستی حمایت میکند.با وجود این مهمترین مسالهای که ایالات متحده بر مبنای آن، متهم به اعمال تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران است، تهدید مدام به حمله نظامی به تاسیسات هستهای و بتازگی حمله اتمی است. باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا سال گذشته در سخنانی در خصوص استراتژی بازنگری موضع هستهای آمریکا، کشورهای ایران و کره شمالی را از حملات احتمالی هستهای این کشور مستثنا ندانست.
اوباما گفت کشورها فقط در صورتی از واکنش هستهای آمریکا در امان هستند که پایبند پیمان منع گسترش تسلیحات کشتار جمعی باشند، با این حال ایران و کره شمالی از جمله این کشورها نیستند.
این اقدامات غیرقانونی آمریکا علیه ایران اگر چه در طول 3 دهه گذشته تکرار شده، اما در طول دهه اخیر تشدید شده است. چنان که نشریه کانترپانچ در این باره دست به افشاگری زد و نوشت که بوش پسر، رئیسجمهور سابق آمریکا در طول دوران صدارتش حکمی را برای انجام اقدامات تهاجمی سری علیه نظام ایران صادر کرد که از نظر ابعاد غیرمنتظره بود.
به نوشته این نشریه، دستور سری بوش شامل اقدامات در یک منطقه گسترده جغرافیایی از لبنان تا افغانستان بوده و آزادی عمل بیشتر و جامعی ارائه میکند و شامل ترور مقامات هدفگذاری شده میشود.
در طول این سالها تعهد آمریکا به حمایت از اقدامات تروریستی علیه ایران سبب شد تا تامین بودجه برای چنین اقداماتی به آسانی صورت گیرد. بودجه 300 میلیون دلاری برای طراحی و اجرای اقدامات خرابکارانه علیه ایران مورد حمایت 2 حزب دموکرات و جمهوریخواه در کنگره قرار میگیرد و طی تصویب آن به شرایط نامناسب اقتصادی آمریکا هم توجهی نمیشود. این بودجهها همواره برای طیفی وسیع از عملیاتهای خرابکارانه و تروریستی در جغرافیای جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.
ارسلان مرشدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم