در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال شخصیت زن یا همان نوور در ذهن ما به عنوان شخصیتی ماندگار باقی میماند نه از آن جهت که شایسته الگوبرداری و تقلید است بلکه از آن جهت که شایسته درس گرفتن و عبرتآموزی است. به عبارت دیگر ما این شخصیت را به خاطر میسپاریم و او را از یاد نمیبریم، چون بخشی از وجود خودمان است منتها بخشی که باید به آن آگاه بود برای پرهیز و اجتناب نه برای ارجنهادن و به آن بالیدن. نفرت که بالیدن ندارد. نوور به گفته هیروشیما یا همان شخصیت مرد فیلم، نماد یک عشق فراموش شده است. اصطلاح بهتری هم برای توصیف این شخصیت وجود دارد، این که بگوییم نماد نفرت است؛ نفرتی که با عشق تزیین شده است.
نوور بازیگر سینماست. به نقش بازی کردن عادت دارد. آمده هیروشیما که در یک فیلم صلحطلب نقش ایفا کند ولی خواسته یا ناخواسته در زندگی واقعیاش هم دارد نقش بازی میکند. میگوید همهچیز را درباره فاجعه اتمی هیروشیما میداند، اما در واقع هیچ نمیداند. این را شخصیت مرد فیلم مدام به او گوشزد میکند. واقعه هیروشیما به گفته او، درست مثل توهمی است که در عشق وجود دارد: «توهمی که هیچ وقت نمی تونی از آن خلاص بشوی. من با دیدن هیروشیما چنین توهمی داشتم. من هرگز هیروشیما را فراموش نمی کنم. درست مثل عشق». او در جواب مرد که از او میپرسد: «برای تو در فرانسه مفهوم هیروشیما چیه؟» میگوید: «اتمام جنگ، به طور کامل. حیرت از این که انسان اینقدر جرات پیدا کرده، اینقدر موفق شده فکرش رو عملی کنه و شروع یک دلهره و ترس ناشناخته. بعد هم بیاعتنایی و بعد از آن هراس از این بیاعتنایی». در واقع صلح و اتمام جنگ در نگاه بدبین نوور مثل همان توهم عشقی است که به آن تصریح دارد. او حتی پس از آشنایی با مرد ژاپنی هم نمیتواند عشق حقیقی را تجربه کند، چراکه این عشق جدید جز ظاهری فریبنده بر نفرتهای درونی او نیست و بیشتر به مسکنی بر دردهای گذشتهاش شبیه است تا به عشق و شاید همین حکم برای مرد فیلم ـ که به ظاهر توانسته بر نفرتهای گذشتهاش غلبه کند ـ نیز صادق باشد.
شخصیت نوور در فیلم «هیروشیما عشق من» نماد آن وجه از وجود انسان است که پیوسته به خشونت و انتقامجویی تمایل دارد ولی این نفرت هیچ گاه خود را آنچنان که هست نشان نمیدهد. نوور اگر واقعا عشقطلب و صلحدوست بود به جای بازی کردن صرف در فیلمی درباره صلح و به جای همداستان شدن با زندگی مردی که او هم تنها توهمی از عشق و صلح دارد، پیش از هر چیز در زندگی خصوصی خودش اعتقاد به عشق و دوستی و وفا را جامهعمل میپوشاند.
* محصول 1959 فرانسه و ژاپن، نویسنده: مارگریت دوراس، کارگردان: آلن رنه، بازیگران: امانوئل ریوا، ایجی اوکادا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: