در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما و آقای رویگری هر دو تجربه حضور در سریال «به کجا چنین شتابان» را داشتهاید. حضور دوباره هر دوی شما در مجموعه ملکوت تداعیکننده نوعی تکرار نیست؟
خیر. آنجا آقای رویگری نقش شوهر خواهر شوهرم را بازی میکرد و اینجا نقش همسرم را! خب مطمئنا تغییراتی در نوع بازیمان دادهایم و شباهتی در این دو سریال نمیبینم. به این دلیل که موضوع و مقوله دیگری مطرح است.
در انتخاب فیلمنامه ملکوت چقدر وسواس به خرج دادید؟
به طور کلی کار تلویزیون کاری گروهی است و فیلمنامه به تنهایی نمیتواند در مثبت یا منفی شدن نتیجه کار تاثیرگذار باشد، البته نمیتوان از تاثیر متن خوب غافل بود چراکه در اجرا، نحوه بازی و کارکرد گروه اثربخش است. گاهی ممکن است متنهای ضعیفی به ما برسد، اما میتوان با در نظر گرفتن ریزهکاری کاراکترها در کنار هدایت خلاقانه کارگردان اثر قابل قبولی را به نمایش گذاشت.
خب این متنهای ضعیف بدون در نظر گرفتن گروه موفق کارگردانی، در کار شما خللی ایجاد نمیکند.
به هر حال در تلویزیون حق انتخاب با بازیگر است و اگر متن ضعیف باشد کار نمیکنم ولی در زمانهایی انتخاب بازیگران خوب است، اما متن از لحاظ ساختاری و محتوایی ضعیف است. در این حالت ممکن است به خاطر 2 ویژگی مثبت قبلی کار را بپذیرم و بازی خوبی ارائه کنم. در مجموعه ملکوت نیز جاهایی که نارساییهایی در متن بود، آقای محمدرضا آهنج بخوبی ما را هدایت میکردند به نحوی که شخصیتها برای بیننده باورپذیر و بدون غلو باشد.
در این کار بازیگرانی حضور دارند که در نوع بازیشان و کاراکترهایی که معمولا ایفا میکنند به نوعی ثابت شدهاند و مخاطب آنها را با این حضور پذیرفته است، این نوع کلیشه شدن برای فریبا متخصص هم اتفاق افتاده؟
امیدوارم که این اتفاق نیفتد و در یک نقش کلیشه نشوم. نمیدانم چرا برخی کارگردانها فکر میکنند چون چهرهام آرام است، باید نقشهای مثبت را بازی کنم، در صورتی که یقین دارم در نقش منفی میتوانم بخوبی ظاهر شوم تا جایی که کلیشه و یکبعدی نشوم. اصولا در سریالهای ما بیشتر کاراکترهای زن مشابه هم هستند و کار خاصی نمیکنند مگر این که بعضی مجموعهها از لحاظ شخصیتپردازی قوی باشند تا ابعاد متفاوتی از یک کاراکتر را ببینیم.
ولی کلیشههای مرسومی که از مادر، آدمهای خلافکار یا شخصیتهای غلوآمیز و دوستداشتنی در ملکوت حضور دارند در نظر مخاطب بسیار دوستداشتنی هستند. مثلا بیننده عادت دارد پروانه معصومی را همواره مادری مهربان و دلسوز ببیند و محمدرضا شریفینیا را آدمی رک، راحت و با بیانی طنازانه ببیند، خب چنین کلیشههایی را مخاطب پذیرفته و تکرار آن را دوست دارد.
البته جاهایی تکرار کلیشه به کار لطمه نمیزند. فقط گاهی این تکرار برای بازیگر جذابیت خود را از دست میدهد. بازیگر چیزی را که در آستینش دارد رو میکند و به مرور زمان باعث میشود تا بازیگر خلاقیت و فکر خود را در این زمینه از دست بدهد، اما در صورتی که نقشش متفاوت باشد، فعالیت بازیگر برای دستیابی به شرایط روحی کاراکترش منجر به خلاقیت میشود.
این چیزی که در حال حاضر از پخشهای ویژه ملکوت شاهد هستید به ذهنیت قبلی شما نسبت به ماورا نزدیک بود؟
خیر. هر کس ماورا را به شکل خاصی تجسم میکند. هیچکس از دنیای دیگر خبر ندارد و فقط این مساله تصور ذهنی کارگردان و جلوههای ویژه و... است و ممکن است من ماورا را جور دیگری تصور کنم.
پس تصور شما نزدیک به چیزی که از ملکوت میبینیم، نبوده؟
نه، تصور دیگری داشتم و آنچه را در ذهنیتم میساختم به این شکل نبود.
این ذهنیتی است که اغلب مخاطبان دارند. آیا در روند بازی شما تاثیر منفی نمیگذارد؟
من کلیت کار را میبینم. اگر عوامل، متن و... ضعیف باشند کار من هم ضعیف میشود. این مهم نیست که چگونه در کار بازی کردهام. همه وابسته به هم هستیم که کوتاهی هر کدام از عوامل تاثیر بدی بر روند کار میگذارد. اگر متن قوی باشد، 80 درصد کار برای من حل میشود. در برخی کارها میبینی بازیگرها خوبند، اما متن ضعیف است و کار بسیار روتین و روزمره از آب در میآید و اتفاقی برای بازیگر رخ نمیدهد.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: