در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دکتر نوروزی علاوه بر کسب چندین جایزه در جشنوارها مانند پژوهشگر نمونه، پژوهشگر برجسته دانشگاه تهران، در سال 2008 به خاطر تعداد ارجاعات مقالاتش توانست عنوان دانشمند بینالمللی ISI را نیز از آن خود کند. وی همچنین سال 2009 توانست دانشمند برگزیده ISI شود. وی عضو هیات علمی وابسته دانشگاه پزشکی تهران بوده و با همکاری دکتر گنجعلی موفق شده است اولین انستیتوی الکتروشیمیایی ایران را بنا کند، تنها آزمایشگاه در کشور که توانسته است دانش بومی ساخت دستگاهی و پژوهشی را رشد دهد و دستگاههای مورد نیازش را خودش بسازد.
با او راجع به اهمیت تولید مقالات علمی صحبت کردیم و از ماجرای بومیسازی دانش ساخت دستگاههای تحقیقاتی در آزمایشگاهش پرسیدیم و او از وضعیت علم و شیوه ارزشگذاری اساتید در کشور گفت و از نبود یک نهاد قوی و کارآمد برای برقراری ارتباط بین دانشگاه و صنعت در جهت تبدیل علم به ثروت گلهمند بود.
شما یکی از پرکارترین نویسندگان مقاله در ایران هستید؛ خیلیها در ایران با چاپ مقاله میانه خوبی ندارند و آن را کاری بیهوده و اتلاف بودجه محسوب میکنند؛ نظر شما چیست؟ آیا صرف چاپ مقاله میتواند باعث پیشرفت علمی یک کشور شود؟
چاپ مقاله مثل نمره دانشجوست یعنی معیاری است از فعالیت ذهنی یک کشور. یک دانشجو نمیتواند ادعا کند من نابغهام، اما نمره امتحانش 2 باشد. درواقع امتحان گرفتن یک معیار بر ای سنجیدن نبوغ آن دانشجو محسوب میشود. مقاله هم همینطور است یعنی چاپ مقاله معیار سنجیدن کشورها در زمینه علمی است. اصلا کشورهایی که از نظر اقتصادی پیشرفت کردهاند و در ردههای بالاتری نسبت به جهان سوم قرار دارند به موازات پیشرفت، تولید مقالههایی که در مرجعی مانند ISI فهرست میشود، نیز پیشرفت میکند، اما اگر فقیرترین کشور را در نظر بگیرید میزان تولید مقاله آن در کمترین تراز قرار گرفته است. به طور مثال، در حال حاضر بیش از 70 درصد از مقالات دنیا مربوط به آمریکا یا کشورهای گروه 8 است و چین که بیشترین رشد اقتصادی دنیا را داراست در تولید مقاله فهرست شده در ISI نیز بیشترین رشد را داشته و به آمریکا نزدیک شده است. پس تولید مقاله را میتوان نمادی از پیشرفت ذهنی و فکری کشور دانست و کسی نمیتواند منکر آن شود. در حال حاضر، میزان مقالات یک کشور به عنوان یک معیار برای میزان حرکت آن کشور در مرزهای علمی، اقتصادی و نظامی مطرح است و میزان نفوذ فرهنگی در کشورهای دیگر و جذب نیروهای علمی و متخصص سایر کشورها به آن وابسته است.
البته نکته مهم این است که این حرکت در مرزهای علم باید تراوشاتی هم به قسمت صنعت داشته باشد و بتواند کشور را در رقابت با صنعت روز دنیا و عدم وابستگی پیروز کند. شما نمیتوانید بدون فراهم کردن پیشزمینههای علمی صنعت و حرکت در تولید علوم مورد نیاز، علوم کاربردی بومی و صنعتی داشته باشیدکه به وسیله آن بتوان علاوه بر اغنای نیاز داخلی، سهمی از بازار جهانی را نیز داشت. در تمامی کشورهای صنعتی، تحقیقات بنیادی و چاپ مقاله همیشه مقدمهای بوده است بر ایجاد صنعت و تولیدات جدید و هیچ صنعتی را در دنیا نمیتوانید پیدا کنید که قبل از آن تحقیقی و مقالهای درباره آن چاپ نشده باشد. مشکلی که درون کشور ما وجود دارد این است که رابطی بین دانش تولیدی در دانشگاه و صنعت وجود ندارد و همه از استادی که نویسنده مقاله است انتظار دارند کار تولید و ایجاد زمینه اقتصادی دانش کشف شده را هم به عهده داشته باشد، ولی در دنیا اساتید علوم بنیادی وظیفه تولید دانش فنی را برعهده دارد و در طرف دیگر باید یک بنیاد اقتصادی و تجاری حضور داشته باشد تا این دانش فنی را به صنعت تبدیل کند.
و متاسفانه در کشور ما چنین نهاد رابطی وجود ندارد؟
بله؛ در کشور ما انتظار میرود که خود استاد، هردو کار (تحقیق و تجاری سازی) را انجام دهد و به این معنا که او بتواند مقالهاش را تبدیل به یک کالای تجاری کند و حتی بهعنوان یک تولیدکننده در بازار حضور پیدا کند. در دانشگاههای کشورهای دیگر مثل کانادا و آمریکا، روال کار به این ترتیب است که افراد یا نهادهایی از صنعت در دانشگاه، وظیفه بررسی پژوهشها و مقالات تولیدی را به عهده دارند تا ببینند هر پژوهشی چه کاربرد تجاری دارد و چگونه آنرا به شرکتها فروخته و تبدیل به ثروت کنند. در حقیقت، این یک کار تخصصی است. مثالی ساده میزنم؛ در دهه 1950 مداری ساده برای تشخیص رطوبت طراحی شد، اما تا سال 1998 استفاده خاصی نداشت تا اینکه مبتکری پیدا شد و آن را تبدیل به محصولی تجاری ارزشمند کرد و توانست ثروت زیادی کسب کند. ببینید دانش این مدار سالها وجود داشت، اما کاربرد تجاری برایش تا آن سال پیدا نشده بود. نتایج تحقیقات علمی هم باید بهصورت تجاری درآید تا در آینده تولید ثروت کند. هر مقاله یک اختراع است که به نام محقق ثبت میشود ولی در دانشگاهها باید چنین افراد یا مراکزی داشته باشند تا علم به ثروت برسد، گرچه ممکن است استادی هم پیدا شود که هر دو کار را انجام دهد اما واقعیت این است که کار چند نفر را یک نفر انجام داده است. فرض کنید من حسگری را برای اندازهگیری میزان دارو در خون بسازم؛ که این کار تخصص من است، اما برای اینکه بتوانم آن را به یک دستگاه شبیه به گلوکومتر تبدیل کنم به تیمی از متخصصان شامل مهندس الکترونیک، مهندس طراح، استاد ریختهگری و... نیاز است و اینها کارهایی هستند که از تخصص من خارج است. بنابراین جمع کردن این افراد کنار هم نیاز به حضور یک مدیریت و نهادی دارد که بتواند هماهنگیهای لازم بین متخصصان را برای تبدیل علم به یک کالای تجاری انجام دهد. در نهایت هم باید کار را به یک بازاریاب بدهد که آن را به فروش برساند. اما متاسفانه تا به حال، نهادی که بتواند این تخصصها را سازماندهی کند در کشور ما وجود نداشته است.
این مرکز باید یک نهاد دانشگاهی باشد؟
در حال حاضر دانشگاه تهران به این سمت رفته است که با راهاندازی پارک علمی و مراکز کارآفرینی، متخصصان را دور هم جمع کند. اما باز هم جای نهاد مدیریتی که دانش فنی را از استاد بگیرد و پرورش دهد و به ثروت تبدیل کند خالی است و این پروسهای گسترده است که حضور سازمان خاصی را میطلبد؛ کسی که مقاله را نوشته طرح خود را داده و علاوه بر آن، کاربرد آن را نیز بیان میکند، اما اینکه این کاربرد را چه کسی عملیاتی و تجاری کند نیاز به ابزار دیگری است. در دانشگاههایی مثل هاروارد یا امآیتی چنین نهادهایی به وجود آمدهاند که در نتیجه، صاحب محصول نهایی علمی هم خود دانشگاه است و بیشترین درآمدها هم به دانشگاه میرسد، پس به نفع خود دانشگاه است که این نوع سازمانها را پایهگذاری کند.
از کارهای مهمی که در کارنامه علمی شما به چشم میخورد کاری به نام بومیسازی دستگاههاست. در این رابطه بیشتر توضیح میدهید؟
یکی از بحثهای مطرح در کشور ما بحث تولید دستگاههای تحقیقاتی است. در کشورهای پیشرفته روال کار این است که اکثر دستگاههای تحقیقاتی مورد نیاز پژوهشگر، در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی پایهگذاری شده و نمونه اولیه آن ساخته میشود و تنها دستگاههای کمکی و جانبی مورد نیاز را خریداری میکنند. یعنی محور تولید دانش فنی را در یک آزمایشگاه پایهریزی میکنند و دستگاه خریداری شده فقط بهعنوان تامینکننده آزمایشات جانبی است. اما در کشور ما چنین نگرشی ایجاد نشده و بیشتر دستگاههای خارجی برای تحقیقات اصلی و فرعی خریداری میشود و کمتر به فکر تولید دانش فنی آنها هستیم. حرکت نوینی که ما انجام دادیم این است که موفق شدیم در مرکز عالی الکتروشیمی به دانش بومی ساخت دستگاههای محوری الکتروشیمی دست پیدا کنیم و مثلا دستگاهی را که با 15 تا 80 هزار یورو میخریدیم در این مرکز طراحی کرده و حتی آن را ارتقا دهیم. این روشهای جدید الکتروشیمی را در مقالات بینالمللی نیز مطرح کردهایم. در واقع یکی از موتورهای ما در چاپ تعداد زیاد مقالات همین داشتن دانش فنی حسگرها و ساخت دستگاههای پیشرفته بوده است. در تحقیق ما زمانی میتوانیم با سرعت در مرزهای دانش حرکت کنیم که توانسته باشیم دانش بومی و بنیادی آن علم را داشته باشیم. یکی از ایراداتی که به دانشگاههای ما وارد است این که دانشگاهی که خودش سرتاپا وابسته است چگونه میتواند کشور را از وابستگی نجات دهد و همین باعث شده است که مدیران و تولیدکنندگان نتوانند به ما اعتماد کنند و مشکلشان را پیش ما بیاورند. اما ما توانستیم نشان دهیم که نه تنها با چاپ مقاله در مرزهای دانش حرکت میکنیم، بلکه در تولید دستگاههای علمی هم پیشرفت کردهایم و وسایل مورد نیاز تحقیق را خودمان میسازیم. ما توانستهایم در این مرکز از دستگاههای پیشرفته الکتروشیمی ولتامتری و اندازهگیری خوردگی تا وسایل سادهتری مثل میکروالکترودها، نانوالکترودها، دستگاهـهای pH متر، هدایتسنج و حتی دستگاههای اندازهگیری داروها را بسازیم و با این دستگاهها دهها دانشجوی فوق لیسانس و دکتری را فارغالتحصیل کنیم. این باعث شده است کسانی که با ما قرارداد امضا میکنند با اعتماد بیشتری کار کنند. من میتوانم بگویم که با ایجاد دانش فنی دستگاهها میتوان بهطور حقیقی به تولید ثروت رسید، دستگاه ساخته شده دارای ارزش افزوده 10 برابری است.
در این راه با چه مشکلاتی مواجه بودید؟
یکی از مشکلات ما ثبت کردن بینالمللی این دستگاهها و فروش آنهاست. امروزه شرکتهای داخلی به دنبال دستگاههایی هستند که فروش بالایی داشته باشند و به نوعی فروش آنها تضمین شده باشد، اما دستگاههای ما تحقیقاتیاند و شرکتی که میخواهد وارد این کار شود، باید تضمین فروش بالایی داشته باشد و این در صورتی است که سهمی از بازارهای جهانی را نیز داشته باشد که این در حد توان شرکتهای داخلی نیست. البته خارج از کشور تقاضا داشتهایم که به دلیل پایین بودن قیمت قبول نکردهایم.
اینکه گفته شده است شما دانشمند بینالمللی هستید به چه معنی است؟
واژه دانشمند بینالمللی به چاپ مقالات در مجلات نمایه ISI برمیگردد، به این صورت که افرادی که تعداد ارجاعات مقالاتشان از حد خاصی بالاتر باشد به عنوان یک درصد اول دانشمندان بینالمللی آن رشته در ISI معرفی میشوند. در واقع ISI با این کار یک درصد محقق برتر رشتهها را مشخص میکند. همانطور که میدانید ارزش علمی هر مقاله به تعداد ارجاعات آن است و این نه تنها معیاری برای رتبهبندی مقالات و محققین است بلکه کشورها را هم در زمینه علمی به این روش رتبهبندی میکنند. الحمدلله کشور ما از لحاظ رتبهبندی در این سالها روز به روز رشد بیشتری داشته است. سالی که من در رتبه دانشمند بینالمللی قرار گرفتم، از کشور ما 20 نفر در لیست بودند اما الان این تعداد به 40 نفر رسیده است؛ گرچه نسبت به جمعیت تعداد دانشمندان بینالمللی باید 600 تا 700 نفر باشد که من دلیل آن را نگرشهای متفاوت به چاپ مقالات درمجلات نمایه ISI میدانم.
نظرتان راجع به ISI اسلامی که چندی پیش مطرح شده بود، چیست؟
همانطور که قبلا هم گفتم مقاله نوعی تبلیغات است. حال ما میتوانیم این تبلیغات را فقط محدود به کشورهای اسلامی کنیم یا اینکه در عوض در حوزههای کشورهای پیشرفته دنیا نفوذ کنیم و آنجا برای خودمان تبلیغ کنیم. به نظر شما آیا بهتر است در اروپا مرکزی ایجاد کنیم و راجع به کشورمان تبلیغ کنیم یا اینکه این مرکز را در کشور خودمان ایجاد کنیم؟ البته وجود هردو ضروری است اما باید اولویتها را هم در نظر گرفت. آیا میتوانیم در ورزش ادعا کنیم که میخواهیم یک فیفای ایرانی یا یک فیلای ایرانی داشته باشیم و خود را از دنیا جدا کنیم؟ چطور است که در ورزش میخواهیم جهانی شویم اما در علم و نشر کمتر به آن توجه میشود؟ البته نمایه علمی درست کردن برای علوم تولیدی خودمان هم کار خوبی است. این کار یعنی اینکه یک مدیریتی در تولید علم داشته باشیم. ولی نباید با این کار بخواهیم از دنیا جدا شویم و فکر نمیکنم که این به صلاح پیشرفت علمی باشد.
این نکته قابل توجه است که چاپ مقاله در درجه اول مثل تبلیغات جهانی عمل میکند. یک کشور با تولید مقاله خودش را به دنیا معرفی و به ذهن هزاران محقق در سراسر جهان نفوذ و دسترسی پیدا میکند و میگوید ما هم در این عرصه هستیم. کتابهای علمی و درسی در دانشگاها هم محصول مقالات هستند. اگر میخواهید از شر کتابهای ترجمه درسی بخصوص در علوم انسانی خلاص شوید چارهای نیست جز اینکه دانشمندان ما در تولید مقاله پیش روند و آن وقت است که ما هم سهمی از تولید کتابهای علمی و درسی دنیا را خواهیم داشت و به وسیله آن میتوانیم فرهنگ و عقایدمان را نشر دهیم. باید توجه داشت که این یک وسیله بسیار قوی است که سالهاست قدرتهای بزرگ از آن استفاده میکنند. ما هم باید از این ابزار با سیاستگذاری هوشمندانه استفاده کنیم. چنانچه بر اساس مقالات منتشر شده بینالمللی، از دکتر گنجعلی و من دعوت کردند کتاب الکتروشیمی و همچنین بخشی از کتاب سنسورها را بنویسیم که این کتاب تنها دایرهالمعارف سنسورها در دنیاست و با همکاری تمام افرادی که در زمینه سنسور کار کردهاند نوشته شده است. تا مقاله ننویسیم کسی از ما برای نشرکتاب دعوت نخواهد کرد و ما این فرصت ارزشمند را از دست خواهیم داد.
شما که خود دستی در تحقیقات علمی کشور دارید و سهمی از این وظیفه را ایفا کردهاید، وضعیت تحقیقات در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
وضعیت تحقیقات در کشورمان به نسبت پول و بودجهای که خرج آن میکنیم فوقالعاده است. این پول نسبت به آمریکا و دیگر کشورها خیلی پایین است، اما نسبت به تولید مقالهمان خیلی خوب بوده و بازده خیلی خوبی داشتهایم، اما باید گفت که در مجموع مقدار پولی که باید به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی بدهند خیلی کم است که آن هم شاید به خاطر عدم اعتماد یا نگرشهای مختلف و سیاستگذاریهای خاص بوده است. دانشگاهها معمولا موتور اقتصاد کشورهای پیشرفتهاند و مثلا اگر از آمریکا دانشگاههایش را بگیرند اقتصادش هم فرو میریزد.
بعضیها میگویند تولید مقاله باعث میشود علممان را به خارج از کشور صادر کنیم و فقط به خارجیها خدمت میکنیم، اما باید بدانید که سهم تولید علم ما در دنیا زیر یک درصد بوده و تنها درصد کمی از کل مقالات تولیدی دنیا از آن ماست. در خوشبینانهترین حالت میتوانیم بگوییم یک درصد؛ یعنی اینکه ما 99 درصد از تولید علم استفاده میکنیم. با این اوصاف باید گفت ما به آنها کمک میکنیم یا اینکه آنها به ما کمک میکنند؟ در حقیقت، ما باید یاد بگیریم که چگونه از مقاله تولیدی خودمان یا مقالهای که در دنیا وجود دارد استفاده کنیم و اگر این کار را بیاموزیم به ازای هر مقالهای که ما تولید میکنیم 99 مقاله دیگر هم از دیگران داریم که میتوانیم از آن استفاده کنیم. مشکل این است که نمیدانیم چگونه باید از یک مقاله ثروت تولید کنیم. اگر آنها از مقاله ما استفاده میکنند و پول درمیآورند ما هم باید این کار را انجام دهیم. سوال این است که آنها چگونه این کار را میکنند اما ما نمیتوانیم حتی از مقاله خودمان استفاده کنیم؟ این موضوع نشان میدهد که یک حلقه گم شده وجود دارد که همان نهاد ارتباطی بین دانشگاه و صنعت است.
با این اوصاف باز هم آینده علمی کشور را خوب میبینم بهخصوص اینکه نسبت به سالهای گذشته خیلی خوب بوده است و رشد داشتهایم. قبلا همه فکر میکردند که فقط فارغالتحصیل خارج میتواند به کشور کمک کند اما ما در همین مرکز عالی الکتروشیمی نشان دادیم که این فکر اشتباه است. ما در اینجا جوانههای تولید دانش بنیادی را زدیم، دانشجویان خلاقی را تربیت کردیم که در عرصههای علمی و تولیدی کشور موفق بودهاند.
در واقع شما به صورت تیمی کار میکنید؟ ما بیشتر شنیدهایم ایرانیها در کار تیمی موفق نیستند؟
بله یکی از افتخارات ما در مرکز عالی الکتروشیمی داشتن کار گروهی و تیمی است. ما به دانشجویانمان نشان دادهایم که اگر موفق شدهایم نفرات اول و دوم دانشگاه تهران باشیم یا در تجزیه جزو نفرات برتر تولید علم تجزیه ایران قرار داشته باشیم، همه به خاطر کار گروهی بوده است. در حال حاضر یکی از ضعفهای دانشگاهها نداشتن کار گروهی است. با اینکه تمام تخصصهای لازم و اساتید مجرب در کشور وجود دارند اما همین عدم کار گروهی باعث شده است که مقالات زیاد نباشد یا به ثروت نرسد. من و دکتر گنجعلی دو نفریم اما در واقع با 30 یا 40 نفر دیگر هم ارتباط کاری و تحقیقاتی داریم و همین باعث شده است که سطح مقالاتمان بالا برود و بتوانیم کارهای بنیادی و تولیدی انجام دهیم. من فکر میکنم بیشترین موفقیت فردفرد ما در این گروه به خاطر گروهی کار کردن است.
آیا از شیوه ارزشگذاری اساتید در کشور راضی هستید؟
به نظر من ارزشگذاری علم در کشور یک شیوه به حق نیست و نیاز به بازنگری دارد. همین حقوق اساتید را در نظر بگیرید. یک استاد دانشگاه پایهگذار بنیادهای پژوهشی فرهنگی و اقتصادی کشور است و نسلهای آینده را پرورش میدهد. نگاه این نسل هم به این اشخاص است؛ چه از لحاظ اخلاقی و چه از لحاظ درآمدی و این که سیستم چقدر برای آنها ارزش قائل میشود. کل عمر حقوق یک استاد دانشگاه با حقوق یک سال فوتبالیستی مشهور (با توجه به اینکه هر دو از منابع دولتی استفاده میکنند) قابل مقایسه نیست. من نمیگویم به همه اساتید همینقدر حقوق بدهید، بلکه میگویم حداقل چند نفر را برای الگوسازی برای جوانان انتخاب کنید و چنین حقوقی را برایشان درنظر بگیرید. این کار باعث شکوفایی و امید در نسل آینده علمی کشور میشود. عدم این توجه موجب میشود که نیروی انسانی ما به فکر رفتن و مهاجرت و یافتن شغل دیگری باشد و به اینترتیب در سالهای آینده با مشکل کمبود نیروی انسانی مجرب مواجه میشویم. ارزشگذاری صحیح باعث میشود جوانان ما از علم دور نشوند. در حقیقت اساتید دانشگاهها دستگاه تبلیغاتی علمی و فرهنگی کشور در عرصه جهانی هستند و بهتر این است که نگاه مهمتری به آنها و کارهایشان در رشد و تعالی شود.
فریبا فرهادیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: