در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کتابفروشیهای بریتانیا روز چهارشنبه اول سپتامبر شاهد «رویدادی انتشاراتی» بودند. البته مانند انتشار کتابهای «هاری پاتر»، صفهای طولانی در برابر کتابفروشیها تشکیل نشد، ولی کتاب قطور (718صفحهای) خاطرات تونی بلر، همه جا در ویترینها به چشم میخورد.
«اشپیگل آنلاین» در گزارشی به این مناسبت مینویسد، در بریتانیا به ندرت کتاب خاطراتی وجود داشته که همگان چنین با اشتیاق در انتظار انتشار آن بوده باشند. با توجه به شمار سفارشاتی که به کتابفروشیها داده شده، انتظار میرود که این کتاب در حوزه خاطرات سیاسی، رکورد فروش تازهای برجای گذارد.
عنوان کتاب «تونی بلر: یک سفر» است. بلر نوشتن این کتاب را در سال 2007 پس از کنارهگیری از پست نخستوزیری بریتانیا و ترک خانه شماره 10 «داونینگ استریت» آغاز کرد. این کتاب بیتردید بحثها و جنجالهای فراوانی در پی خواهد داشت.
خوانندگان بیش از هر چیز میخواستند بدانند داوری تونی بلر درباره گوردون براون و جرج بوش، یعنی دو تن از مهمترین شخصیتهای دوره نخستوزیری او، چیست. اولی رقیب و مخالف سرسخت او در حزب کارگر بود که سرانجام جانشین او در این حزب شد و دومی کسی است که به عنوان رییسجمهوری آمریکا، پای بریتانیا را به جنگ عراق کشاند و سیاست خارجی تونی بلر را با معضلات بی شمار روبرو ساخت.
«شعور عاطفی صفر»
تونی بلر در کتاب خاطرات خود با گوردون براون، رقیب همحزبی و دیرینه خود، تسویه حساب و از «مشکل گوردون» و «طلسم گوردون» یاد کرده است. بلر مینویسد، زمانی که در سال 2007 پس از مدتها تردید پست نخستوزیری را به براون واگذار کرد، میدانست که این تصمیم اشتباه است. به باور او، این تصمیم عاقلانه نبود، زیرا نمیتوانست کارکرد درستی داشته باشد.
بلر در خاطراتش همچنین مینویسد: «برای حزب متاسف شدم. براون توانایی محاسبه سیاسی داشت، ولی فاقد احساس سیاسی بود. شعور سیاسی او مطلق، ولی شعور عاطفیاش صفر بود.»
بلر مینویسد که بهرغم چنین اعتقادی هرگز نتوانست خود را قانع کند که رقیب اصلی خود را برکنار کند. توجیه او این است که چنین اقدامی، حزب کارگر را بیثبات میکرد؛ با توجه به محبوبیتی که گوردون براون در حزب و رسانهها داشت، چنین تغییری «تقریبا ناممکن» بود.
در حالی که رسانههای بریتانیا سخنان بلر درباره براون را بزرگ کردهاند، در نخستین گزارشهای آنها درباره مناسبات او با جرج بوش، موضوع خاصی به چشم نمیخورد. علت این امر آن است که تونی بلر در خاطرات خود جنگ عراق را به شیوه خود توجیه کرده است.
البته این رویکرد بلر تازگی ندارد و او همواره از جنگ عراق دفاع کرده است. او این کار را آخرین بار در ماه ژانویه سال جاری و در برابر کمیسیون بررسی جنگ عراق انجام داد.
از این رو رسانهها سالها او را با عنوان «سگ بوش» مسخره میکردند و میگفتند که او به همه دستورات بوش عمل میکند. البته خود بلر موضوع را چنین نمیدید. او در کتاب خاطراتش بار دیگر خود را به عنوان انسانگرایی معرفی کرده که به دلیل اعتقادات شخصی و برای امری نیک نیروهای نظامی بریتانیا را به عراق گسیل کرده است!
بلر در خاطراتش مینویسد: «با اینکه برخی از پشتیبانان من میخواهند چنین سخنی را از دهان من بشنوند، ولی نمیتوانم بگویم که در مورد عراق اشتباه کردم.» بلر میافزاید: «با همه وجودم از تلفات جانی در عراق متاسفم، ولی از چنین تصمیمی متاسف نیستم و نمیتوانم از این بابت عذرخواهی کنم. تنها آرزومندم که بخشی از تراژدی مرگ را با اقداماتی در زندگیام جبران کنم.»
کمک خیریه یا «پول خون»؟
یکی از اقداماتی که بلر انجام داده اعلام این موضوع است که میخواهد میلیونها پوند درآمد از محل فروش کتاب خاطرات خود را وقف «لژیون سلطنتی بریتانیا» کند که سازمانی متعلق به کهنه سربازان این کشور است. اما نگفته است برای بازماندگان قربانیان غیرنظامی عراقی جنگ چه کاری انجام خواهد داد.
منتقدان بلر معتقدند که او با چنین اقدامی میخواهد گناهان خود را بشوید. پدر یکی از سربازان کشته شده بریتانیایی در عراق حتی از «پول خون» سخن به میان آورده است. ولی بسیاری از مفسران نیز از اقدام تونی بلر استقبال کردهاند.
بلر هنوز از مبارزه برای نجات نام خود دست برنداشته است. او در کتاب خاطراتش خواننده را فرامیخواند که پیشداوری درباره جنگ عراق را کنار بگذارد و این امکان را در نظر بگیرد که شاید مداخله نظامی در عراق کار درستی بوده است. پیام او به خواننده این است: اوضاع مردم عراق بهتر از زمان صدام حسین است.
دویچه وله
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: