در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش از شروع لیگ برتر در مطلبی پیرامون وضعیت سپاهان هشدار داده بودم که این تیم به رغم تمام نفراتی که در فصل نقل و انتقالات جذب کرده است در تمام خطوط خود مشکل دارد و خریدهای این تیم بیشتر از آنچه برای تقویت و رفع نیازهای تیمی باشد، صرف پرستاره کردن مجموعه و خارج کردن نفرات شاخص از دست تیمهای رقیب بوده است.
در حال حاضر سپاهان فقط 3 دفاع وسط دارد که اگر در سیستم دفاع 3 نفره و مثلثی مورد علاقه قلعهنویی یکی از مدافعان ضعیف کار کند یا مصدوم شود، سپاهان مجبور است که به دفاع 4 نفره تغییر سیستم بدهد و جالب اینجاست که در این تیم هیچ مدافع کناری تخصصی هم دیده نمیشود چون حیدری و جعفرپور در راست و بیکزاده، ناصحی و حاج صفی در چپ هیچکدام مدافع کناری نیستند و هافبک محسوب میشوند.
سپاهان در خط میانی انبوهی از نفرات سرشناس را دارد، ولی در بین این همه بازیکن یک هافبک دفاعی مقتدر دیده نمیشود و امید ابراهیمی که از شهرداری بندرعباس جذب شده آنقدر بیتجربه است که قلعهنویی نمیتواند به او در لیگ برتر اعتماد کند، در عوض آنها آنقدر هافبک تهاجمی دارند که مجبور میشوند از احمد جمشیدیان در نقش هافبک دفاعی استفاده کنند و در غیاب جانواریوی مصدوم، کریمیان و ناصحی را هم روی نیمکت بنشانند!
در خط حمله سپاهان مهاجمان نامداری دارد، ولی جنس آنها جور نیست چون هیچیک از فورواردهای سپاهان نمیتوانند نقش مهاجم مکمل را ایفا کرده و روی زمین حداقل از یک مدافع مستقیم و روبهرویی خود عبور کنند. در عوض همه آنها مهاجم نوک هستند و عدم حرکت آنها به کنارهها باعث میشود شیوه حملات سپاهان کاملا شناختهشده و قابل پیشگیری باشد.
در کنار این مسائل، آنچه از سپاهان طی بازیهای سپری شده از لیگ دهم به نمایش درآمده یک فوتبال کاملا ساده و قابل پیشبینی است که بهرغم حضور نفرات بسیار سرشناس هیچ خلاقیتی در آن دیده نمیشود. سپاهانیها با وجود نفراتی چون محرم نویدکیا، مهدی کریمیان و حتی احمد جمشیدیان که متخصص تغذیه مهاجمان به اشکال مختلف هستند، به کنارهها و سانترهای بلند دلخوش کردهاند و عدم پشتیبانی و نبود یک طرح و برنامه کاربردی در حرکت نفرات لب خط باعث شده هم آنها تحت فشار قرار گیرند و هم ارسالهای در جریان بازی سپاهان با واکنش سازمان دفاعی حریف به حداقل ممکن برسد.
در عین حال طی همین بازیهای برگزار شده مشخص است که سپاهان به محض عقب افتادن از حریف هیچ راهکاری جز بازی مستقیم نمیشناسد و با رساندن مهاجمان سرزن خود به حداکثر تعداد ممکن، از هر نقطه زمین توپ بلند روی دروازه حریف ارسال میکند.
سپاهان به لحاظ میانگین قدی چه در خط حمله و چه در خط دفاع نسبت به اکثر تیمهای لیگ برتری امتیاز قابل توجهی دارد، ولی استفاده از این مزیت حتی در فوتبال غیرپیشرفته ایران هم با شیوه دهههای 50 و 60 امکانپذیر نیست، بلکه باید با یک تدبیر مشخص و مجموعهای از روشهای تمرین شده، شرایط مناسب را برای استفاده از توپهای بلند هدفدار فراهم کرد وگرنه توپ ریختن روی دروازه حریف با این همه ستاره گرانقیمت دیگر نیاز به سرمربی چند صد میلیونی و این همه سر و صدا و حاشیه ندارد. قلعهنویی در لیگ دهم تا به حال حتی به اندازه حاشیههایی که برای تیمش ایجاد کرده بهره فنی به این تیم نرسانده است.
هرچند بسیاری معتقدند قلعهنویی همیشه لیگ را بد شروع میکند و بعد اوج میگیرد، ولی هرچه به وضعیت فنی سپاهان نگاه میکنیم، هیچ چشمانداز امیدوارکنندهای برای نماینده اول کشورمان در لیگ قهرمانان آسیا و همچنین مدافع عنوان قهرمانی لیگ برتر نمیتوانیم متصور شویم.
کسب تنها 9 امتیاز از 21 امتیاز ممکن آن هم با این مجموعه بسیار پرمهره و متمول و دارای امکانات کافی، هنری است که امیر قلعهنویی تا به حال در اوج قدرت آن را ارائه داده و اگر در روزهای تعطیلی لیگ فکری نکند و طرحی نو در نیندازد، اوضاع سپاهان در ادامه لیگ و هفتههای بعد خرابتر هم خواهد شد.
آرش رستمنمدی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: