در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درباره افطاری دادن و سحری خوردن که سفارشات زیادی به آنها شده قدری برایمان توضیح دهید، از فواید آنها و اینکه جوانها چطور میتوانند از این فرصتها بهره ببرند؟
اینکه به افطاری دادن سفارش شده حتی به قدر یک دانه خرما، ارزش دادن به بعد اجتماعی روزه است، یعنی از یاد نبردن دیگران. صلهرحم کردن، دور هم جمع شدن، از حال یکدیگر باخبر شدن و لذت بردن همه و همه از فواید افطاری دادن است که هم بعد معنوی دارد و هم بعد مادی و دنیوی. البته شاید جوانها اینگونه دور هم جمع شدنها را در ماههای دیگر هم زیاد تجربه کنند، اما در این ماه این دور هم بودن جهتدهی میشود و عنصر معنویت در آن پررنگتر است، لذا از سلامت برخوردار است. همانطور که گفتید به سحری خوردن هم سفارش شده، حتی اگر شده با یک لیوان آب یا چند دانه خرما، آنهم به این خاطر که در طول روز قند خونتان پایین نیاید و دچار عوارض جسمی نشوید. از طرفی جوانهایی که سحر بیدار نمیشوند معمولا نماز صبحشان هم قضا میشود اما کسی که به خاطر خوردن سحری بیدار میشود، نمازش را هم اول وقت میخواند. حیف است در این ماه آدم نمازش قضا بشود. روایت است که نماز صبح مشهود فرشتههای شب و روز است، بنابراین هر فرشتهای 2 رکعت به حساب نمازگزار مینویسد که در مجموع میشود 4 رکعت، یعنی این عمل را دو برابر حساب میکنند.
آیا تنها با نخوردن و نیاشامیدن به همه فوایدی که برای روزه گرفتن برشمرده شده، میرسیم؟
خب، البته پرهیز از خوردن و آشامیدن تنها یک مرحله از روزه و بلکه پایینترین مرتبه آن است. بالاتر از آن، این است که دهانت را میبندی، دروغ نمیگویی، غیبت نمیکنی و گناه نمیکنی که اینها در مراتب و مراحل بالاتر روزه است، چراکه روزه 7 مرتبه دارد. اولین مرحله که مرحله جسمی است، پرهیز از محرمات و خوردن و آشامیدن است که علاوه بر فوایدی که برای آن برشمردیم فایده بزرگ دیگرش این است که به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت میافتیم. مراحل بعدی به ترتیب روزه نفسی، روزه قلبی، روزه روح، روزه سر، روزه خفی و روزه اخفاست که بالاترین مرحله و مرحله ماسویالله و بریدن از خلق و هر چیزی غیر از خداوند است. این روزه، صیامالعارفین است. در این روزه از غیرخدا چشم میپوشید و نشان میدهید که واقعا عاشقید و غیر از او هیچچیز را نمیبینید و نمیخواهید. این روزه البته روزه بزرگ و سختی است، لذا سعدی فرموده: «اندرون از طعام خالی دار - تا در آن نور خدا بینی». یکی از همین ماسوی اللهها، آب و غذاست. در این مرتبه دیگر فکر نمیکنید که این موکولات شما را زنده نگه داشتهاند بلکه آنها را وسیلهای میدانید برای حیات ظاهری. اگر به این مرتبه رسیدید و در مقابل خداوند تابع و تسلیم شدید، میشوید بنده خوب و مورد رضایت او. پس ببینید روزه گرفتن چه فواید زیادی دارد. بالاتر از همه اینکه به یاد خدا میافتید و هیچچیز باارزشتر از یاد خدا نیست.
گفته میشود ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای تغییر است؛ منظور از این تغییر چیست و چطور میشود تغییر کرد و به خداوند نزدیکتر شد؟
البته هر لحظه زندگی فرصتی برای تغییر است. شما اگر امروز و دیروزت یکی باشد متضرر شدهای. چنانچه در روایات آمده، اگر کسی 2 روزش شبیه هم باشد ملعون است. ماه مبارک رمضان اگر باعث نشود یک قدم به خداوند نزدیکتر شویم، رنج گرسنگی و تشنگی بیحاصلی را متحمل شدهایم. این ماه باید احساس کنیم به خداوند نزدیکتر شده و او را بیشتر از پیش دوست داریم. خلق خدا، خدمت به آنها و انجام کار خیر را بیشتر دوست داریم. در این ماه باید آمادگی بیشتری برای خدمت به خلق خدا پیدا کنیم. اگر در این ماه تنها به رنج گرسنگی و تشنگی اکتفا کنیم و سختی مهار کردن نفس را به جان نخریم و نفسمان را به روزه وادار نکنیم، تغییری در روح و رفتارمان حاصل نخواهد شد. پس از این ماه باید احساس کنیم اخلاقمان تغییر کرده و مردمآزاری، دروغ، تکبر، غیبت و... کمتر در اعمال و رفتارمان دیده شود. در غیر این صورت نه تنها تغییری نکردیم که بهرهای نیز از ماه پرخیر و برکت نبردهایم.
یکی از فلسفههای روزه گرفتن، درست شدن عمل و رفتار و اندیشه ماست. اگر قرار باشد در این ماه عصبانیتر و بد اخلاقتر شویم و آزار و اذیتمان در خانه و اداره بیشتر شود، فقط به این علت که روزه هستیم و بیحوصله، چه بسا همان روزه ظاهری هم مورد قبول واقع نشود.
چه کنیم تا تغییراتی که در این ماه و در نتیجه روزه و مراقبت نفس در اندیشه، اعمال و رفتارمان حاصل شده، بعد از ماه مبارک به حالت اول برنگردد و همچنان در اعمال و رفتارمان جاری باشد؟
خیلیها به پیامبر میگفتند، ما وقتی پیش شما میآییم، تغییر میکنیم و خوب میشویم، اما همینکه به جامعه برگشته و از شما دور میشویم دوباره عوض شده و مثل گذشته میشویم. چه کنیم؟ آیا ما منافقیم؟ پیامبر فرمودند: نه اینطور نیست، این طبیعت زندگی اجتماعی است. از تبعات زندگی اجتماعی و در جامعه بودن همین تغییرات و بالا و پایین رفتنهاست. انسان همانطور که کمکم دیکتاتور میشود، کمکم هم زاهد و خداترس میشود. اگر بندههای خوبی هستید همینکه سعی کنید یک قدم جلوتر رفته و بهتر شوید یا اگر یک قدم عقب رفتید، دو قدم بیایید جلو، خوب است. نه اینکه در ماه مبارک رمضان یک قدم بیایید جلو و بعد از این ماه 3 قدم بروید عقب، این خوب نیست. اما اگر در این ماه 2 قدم جلو رفتید و پس از این ماه یک قدم عقب رفتید، عیبی ندارد. طبیعت زندگی اجتماعی همین عقب و جلو رفتنهاست. ما باید قبول کنیم آدمها همینی هستند که میبینیم؛ با همین ضعفها و بالا و پایین آمدنها.
اینکه قبول کنیم آدمها همین هستند، یعنی توقعی از کسی برای خوب بودن و بهتر شدن نداشته باشیم؟
از هرکسی باید به اندازه خودش توقع داشت. نباید توی سر دیگران زد که چرا اینطور هستی و چرا بهتر نمیشوی، مخصوصا والدین گاهی از جوانهایشان توقع زیادی دارند. اما باید توجه کنیم که ایمان 10 پله است. بعضی در پله اول، بعضی در پله دوم و برخی هم در پله دهم هستند. حضرت سلیمان پله دهم بود و اباذر پله نهم و مقداد هم پله هشتم، ببینید رسیدن به آن بالا چقدر سخت است. این نشان میدهد ما نباید خیلی به آدمها زور بگوییم و توقع زیادی از آنها داشته باشیم. اگر یک نفر پله اول است همان پله بماند بهتر است تا اینکه با زورگویی ما از همان پله هم پایین بیاید و به قولی عطایش را به لقایش ببخشد. اگر توانستیم کمک کنیم چند پله بالاتر بیاید چه بهتر و اگر نمیتوانیم کاری نکنیم که از همان پله هم سقوط کند.
گاهی بعضی والدین فشارهایی به نوجوانان و جوانشان میآورند که او را از همان پلهای هم که روی آن ایستاده، پرت میکنند پایین. مگر ما خودمان پله دهم هستیم که از فرزندمان توقع بهترین بودن را داریم. تا هر جا که فرزند ما آمد، باید خدا را شکر کنیم. گاهی پدر و مادری خودشان رعایت نمیکنند اما توقع دارند بچهشان به آن بالاها برسد. این از آن توقعهاست که نتیجه عکس میدهد. باید این توقعات را کم کرده و اجازه دهیم جوانهایمان آرامآرام گام بردارند. در تربیت باید گام تدریجی برداشت، اگر غیر از این باشد بازگشتهای آن هم سریع خواهد بود. لذت و راحتی عبادت را نباید به خودمان و دیگران تلخ و تحمیل کنیم.
راجع به شب قدر بفرمایید که چگونه شبی است و اینکه جوانها چطور میتوانند با این شب ارتباط برقرار کنند و از آن بهرهمند شوند؟
طبق ظاهر برخی آیات قرآن کریم، شب قدر به احتمال زیاد قبل از اسلام نبوده و این شب مختص اسلام است. شب قدر شبی است که در آن قرآن نازل شده و تقدیر آدمها در آن رقم میخورد. لذا بعضی میگویند لیلهالقدر یعنی شب تقدیر و برخی دیگر میگویند لیلهالقدر یعنی اینکه ارزش این شب از شبهای دیگر بیشتر است، چون خداوند خودش فرموده ارزش این شب از هزار ماه بیشتر است. بعضی هم میگویند شب قدر شبی است که در آن ضیق مکان ایجاد خواهد شد. چرا؟ چون آنقدر ملائکه به زمین فرود میآیند که جا کم میآید. اما این فرشتهها بر چه کسی نازل میشوند؟ بر امام حی، از طرفی این آیه که تعطیل نشده لذا فرشتهها در چنین شبی بر امام زمان ما، امام حی و حاضر، حضرت مهدی (عج) نازل میشوند. از اینرو ما باید حس مهدیباوری را در جوانهایمان ایجاد کنیم تا جوان احساس کند هر لحظه امکان دارد حضرت مهدی بیاید. صاحب و آقای ما ایشان است که دنیا را نجات خواهد داد. پس جوان ما باید خودش را آماده کند و این مهدیباوری او به مهدییاوری تبدیل شود. ما دوست داریم مسلمین و بلکه تمام بشریت عاقبت بخیر شوند. با این حس، روح جوان ما از قلمروی خودش خارج میشود و دغدغه عالم بشریت را پیدا میکند. اگر اندیشه جوان ما اینگونه شد، یک جوان آیندهساز، پرتلاش و پرتوانی خواهد شد که میتواند طرحی نو دراندازد. پس شب قدر، شب مهمی است، چراکه در این شب با دعا، با تضرع و با وصل به خداوند میتوانم سرنوشت خودم و جامعه خودم را خوب رقم بزنم و این کار مهم و البته سختی است.
فلسفه قرآن به سر گرفتن چیست؟
یعنی همه ما زیر سایه قرآن هستیم. یعنی قرآن بهعنوان دستورالعمل زندگی بشر، بهعنوان قانون اساسی زندگی بشر میخواهد که ما در سایه او حرکت کنیم و یک انسان قرآنی بشویم. چون قرآن جنبههای یک انسان کامل و خداپسند را به ما نشان میدهد، آن را روی سر میگیریم و خداوند را به اولیایش سوگند میدهیم و درواقع میخواهیم بگوییم پروردگارا ما بهواسطه قرآن و از طریق عترت و اهلبیت میخواهیم مشکلاتمان را برطرف کنیم و هم خودمان آدم بشویم و هم دیگران. هم خودمان قرآنی شویم و هم جامعهمان را یک جامعه قرآنی کنیم.
سفارش شده شب قدر بهتر است با جماعت و در مکانهای مقدس حضور یابید. چرا؟
یدالله معالجماعه. وقتی عدهای در یک جا جمع هستند، دست خدا و عنایت خدا هم شامل آن جمع میشود. روایت است که امام صادق (ع) وقتی مریض بودند میگفتند: بستر مرا ببرید و در مسجد پهن کنید. پس معلوم میشود مسجد رفتن در شب قدر سنت بوده و باارزش است. سفارش شده بهتر است انسانها در مکانهای مقدس بخصوص مساجد که خانههای خدا هستند، دور هم جمع شوند و به احیای این شب و دعا بپردازند تا مورد عنایت و اجابت بیشتر خدا واقع شود.
در این ماه به دعا کردن بسیار سفارش شده است بخصوص در شبهای قدر، چرا؟ لطفا از تاثیرات مادی و معنوی دعا و بویژه در این ماه برایمان بگویید.
روایت است که خداوند به شما اعتنا نمیکرد اگر دعا نمیکردید. دعا سلاح انبیاست. مغز عبادت، دعاست. دعا میتواند تقدیر را عوض کند. به همین خاطر اینقدر به آن سفارش شده است. آدمی که اهل دعاست بدبخت و تیرهبخت نمیشود، اما آدمی که اهل دعا نیست معمولا احساس ذلیل بودن و حقیر بودن دارد، زود شکست میخورد، زود مایوس میشود و بهعبارتی زود کم میآورد. چرا؟ چون دعا کردن یعنی خدا را صدا زدن و خواندن خدا. کسی که به خدا اعتقاد دارد و میداند او در همه چیز تاثیر میگذارد، در واقع به قدرت بزرگی تکیه داده است. یکی را میبینید که میگوید پشت من فلان رئیس است، دیگری میگوید پشت من فلان نماینده مجلس یا فلان وزیر است، اما شما با دعا کردن و از خدا خواستن و به او توکل کردن میگویید پشتوانه من خداست که همه عالم از اوست. بنابراین دیگر از چیزی ترس و واهمهای ندارید و زود مایوس نمیشوید. میدانید که خیرتان در همان چیزی است که او برای شما رقم میزند و اگر به آنچه خواستید، نرسیدید، باور دارید که خیرتان در آن نبوده و نیست. این بینش، آدم را خیلی قوی میکند، انرژی معنوی زیادی به انسان میدهد و نمیگذارد مایوس شویم. لذا میگویند حضرت ابراهیم «اواه» بود. اواه یعنی کسی که زیاد آه میکشد. آه اصلا اسم خداست یعنی «آه ای خدا کمکم کن.»
دعا یک سلاح است و بلکه بهترین سلاح. بهترین رابطه بشر با خداوند از طریق همین دعاست. دعا انسان را صعود میدهد. روایت است که در این ماه درهای آسمان باز است و دعا بهتر و بیشتر از همیشه به اجابت میرسد. قرآن که کلام وحی و تعالیبخش انسانهاست در این ماه و در شب قدر نازل شده است و لذا این ماه و این شب، قدر و منزلت و برکت زیادی دارند، لذا دعا در این ماه و این شبها بیشتر سفارش شده است. صعود انسان هم از طریق تمسک به قرآن و هم از طریق دعاست. ادعیه انسان را میسازد و انسانی که ساخته شد، جهانی را میسازد.
و چرا سفارش شده دعا و درخواستتان را با حالت تضرع و دلشکستگی از خداوند بخواهید تا جواب بگیرید؟ مگر درخواست با حالت نشاط چه ایرادی دارد؟
در قرآن کریم آمده خداوند عذاب را از هیچ قومی برنگرداند الا قوم یونس. چرا؟ چون این قوم به درگاه خداوند تضرع کردند. حتی خداوند میفرماید: ما به شما مشکل و سختی میدهیم تا تضرع کنید و به سمت خدا بازگردید و خداوند را یاد کنید. انسانی که مشکل و گرفتاری ندارد کمتر به یاد خدا میافتد، اما آدمی که ناراحتی و دغدغه دارد، نگران است و نگرانی بیشتر با حال تضرع، انابه و ابتهال جور درمیآید. معمولا نوع درخواست کردن ما با دل شکسته است و این حالت شکستگی و تضرع نشاندهنده میزان احتیاج و نیاز ماست. خدا هم در دلهای شکسته است. این تضرع باعث میشود انسان حواسش باشد یک کسی را بالای سر دارد به نام خدا. آدم موجودی یله و رها نیست و اگر احساس کند خدایی هست، حساب وکتابی هست، دست و پایش را جمع میکند و سراغ هر کاری را نمیگیرد. البته آدم مومن حتی اگر مشکلی نداشته باشد، باز نگرانی و دغدغه دارد؛ دغدغه اینکه مبادا از خدا دور شود یا اعمالش مورد رضایت پروردگار نباشد. شادی مومن روز قیامت است. انسانهایی که در این دنیا نگران و همواره مراقب اعمال خود بودند در آخرت غم و نگرانی نخواهند داشت.
آیا مراسم و هیاتهای مذهبی متعددی که در این ایام بویژه شبهای قدر شکل میگیرد، میتواند یک هویت ارزشی و اجتماعی درستی به جوانها بدهد و اشتیاق آنها را برای پذیرش ارزشهای دینی و اخلاقی افزایش دهد؟
بله، شکلگیری این مراسم کار خوبی است. معمولا آدمها در جمع، روابطشان بهتر یا بدتر میشود. برای مثال یک جوان اگر تنها باشد متلک نمیگوید اما وقتی در جمع چند جوان دیگر قرار میگیرد، جرات متلک گفتن را پیدا میکند. من به این میگویم سینرژی یعنی وقتی عدهای دور هم جمع میشوند، نیرویشان از حالت تنهایی بسیار بیشتر است. لذا ما باید جوانهایمان را عادت بدهیم به جمعهایی بروند که سینرژی مثبت پیدا کنند. در قرآن 4 مرتبه کلمه تواصو به معنای سفارش کردن آمده است. تواصو بالحق(یک مرتبه)، تواصو بالمرحمه(یکمرتبه) و تواصو بالصبر( 2بار). یعنی مردم یکدیگر را سفارش کنند به حق، به صبر و به مرحمت. این یعنی یک آموزش در گروه. یعنی ایجاد یک رابطه اجتماعی خوب. همانطور که پیش از این گفتم ما باید روند اجتماعی شدن را درست برای جوانهایمان تعریف کنیم و این گروهها و هیاتها میتوانند این روند را بهبود بخشیده و آن را سریعتر کنند. آدمها براساس فطرت جمعیشان سعی میکنند جلوی دیگران کارهای خوب انجام بدهند. از این خاصیت آنها باید استفاده کنیم و در جمع، آدمها را گروهدرمانی کنیم.
و حرف آخر؟
من معتقدم همه باید همت کنیم؛ خانوادهها، هنرمندان، معلمان، استادان و بخصوص صدا و سیما که در راس است و به دوره جوانی، به جوانها و بویژه نوجوانهایمان که بیشتر مورد فراموشی و غفلت واقع شدهاند، بهای بیشتری بدهیم و به آنها بگوییم عزیزان قدر جوانیتان را بدانید. یکی از سوالاتی که پس از مرگ از ما پرسیده میشود این است که جوانیتان را چطور گذراندید. اگر جوان بتواند بگوید خدایا من جوانیام را برای تو صرف کردم و سعی کردم یک جوان خداپسند شوم، کار تمام است. باید ارزش جوانی و جوانی کردن را به جوانهایمان درست بفهمانیم نه اینکه بگوییم این جوان است بگذار راحت باشد و جوانی کند. چه کسی گفته جوانی یعنی عیاشی، یعنی بیاعتنایی به اخلاق و ارزشها.
جوان میتواند جوان باشد و از جوانیاش هم خوب استفاده کند و برای امروز و پیریاش اندوختههای خوبی فراهم کند و البته بهترین اندوخته علم نافع و عمل صالح است.
قرار است امشب حجابهای این 7 پرده آسمان کنار بروند و ما بیواسطهتر از همیشه با خدای خود سخن بگوییم. الغوث الغوث، خلصنا من النار یا رب بگوییم و صدای لبیکش را با تمام وجود احساس کنیم.
امشب یکی از شبهای قدر است، شبی است که همه مقدرات در آن تقدیر میشود و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده روشن و اندازهگیری میشود؛ شبی که سرنوشت یک سال آدمی رقم میخورد و شاید به همین خاطر است که غفلت و خوابیدن در این شب مذموم دانسته شده، به همین دلیل است که تو باید بیدار بمانی و با بیداری تمام، با خلوص قلب و با خضوعی عاشقانه، بهترینها را برای خودت و دیگران از او بخواهی.طبق روایات یکی از شبهای نوزدهم، بیست و یکم و به احتمال زیاد بیست وسوم ماه مبارک رمضان، شب قدر دانسته شده است. در این شب که شب نزول قرآن نیز به شمار میآید، احیا و عبادت فضیلت فراوان دارد و در رقم خوردن هر چه بهتر و نیکوتر سرنوشت یکساله بسیار موثر است. در سوره قدر آمده: «به حقیقت ما آن (قرآن) را در شب قدر فرود آوردیم» و پیامبر گرامی اسلام درباره این شب میفرمایند: نفرین بر کسی که به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود. با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضحتر شده و معلوم میشود که بدبختی و شقاوت مقدر در شب قدر نتیجه کار خود بندگان است. فرصت برای خوابیدن زیاد است، احیای تنها این سه شب را از دست ندهیم. خدای مهربان منتظر ماست.
فاطمه مرادزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: