در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرنوشت این دو کشور، به دو علت بزرگ برای غرب مهم است: انرژی و امنیت. مصر و عربستان متحدان قابل اعتماد (اگر چه غیر دموکرات) غرب بودهاند که اگر رژیمهای آنها سرنگون شوند منافع غرب در منطقه به خطر خواهد افتاد. به این دلیل لازم است این رژیمها تشویق شوند تا نظامهای سیاسی و اقتصادی کشورهای خود را لیبرالتر کرده و آنها را به محلهایی تبدیل کنند که تغییر امید به بار میآورد نهوحشت و هراس.
مشکل چیست؟
مشکل حکومتها در جهان عرب به هیچ وجه به این دو کشور محدود نمیشود. اعراب، در چند قرن گذشته شاهد رکود و فساد جوامع (هیاتهای حاکمه) خود بودهاند. این کشورها گرچه از نعمت منابع طبیعی فراوان، بویژه نفت برخوردار بودهاند که فرمانروایان و نخبگان سرسپرده آنان را به ثروت رسانده اما غالبا این ثروتها از توده مردم دریغ شده است.
با این حال فقط چند کشور عرب اقتصاد غیرنفتی خود را شکوفا ساخته یا مردم آنها از خدمات عمومی یا آزادیهایی برخوردار شدهاند که در کشورهای دیگر اموری مسلم و بدیهی به حساب میآیند.
از 22 کشور عضو اتحادیه عرب حتی یک کشور باثبات نیست که از مردمسالاری کامل برخوردار باشد. لبنان، شکننده اما پیچیده، علیرغم رقابتهای مرگبار بین فرقهها و قبایل و ناکامی در تشکیل ارتش ملی واحد برای کنترل تمام کشور، شاید نزدیکترین نمونه دلخواه باشد. عراق بعد از صدام، چند بار انتخابات سالم چند حزبی برگزار کرده اما غرق در فساد، خشونت و درگیریهای فرقهای است. مردم فلسطین در سال 2006 انتخاباتی عادلانه داشتند اما به برندگان آن یعنی اسلامگراهای حماس، اجازه حکومت داده نشد.
چند کشور دیگر، مانند مغرب (مراکش) و کویت، نظامهای چند حزبی دارند اما هنوز پادشاهان خودکامه حکومت میکنند و در کشورهایی که نظامهای پادشاهی جای خود را به جمهوریها دادهاند، سلسلههای جدید، مانند سوریه امروز و لیبی احتمالا فردا، همچنان مهار امور را در دست دارند. حتی منطقه جنوب صحرای آفریقا از نظر آزادی انتخابات سابقه بهتری دارد.
حکام مصر و سعودی، با همه کهنسالی خود، بهبودی هایی به وجود آوردهاند. اقتصاد مصر، اگرچه با تاخیر، بسرعت شروع به رشد کرده است. پادشاه سعودی در حال آموزش مردم خویش، حتی زنان است اگرچه هنوز به آنان اجازه نمیدهد رانندگی کنند. او بیش از 12 میلیارد دلار برای ایجاد فقط یک دانشگاه جدید در نزدیکی شهر بندری جده صرف کرده و میلیاردها دلار دیگر برای اجرای طرحهای بلندپروازانهای مانند خط آهن سریعالسیر اختصاص داده است. اما در نظامهای سیاسی بسته مصر و سعودی، بیثباتیهای ناشی از قدرتطلبی در خانوادههای سلطنتی و فساد ذاتی حکومتهای خودکامه سرشار از تبانی و اعمال نفوذ، هنوز غالبا به توطئهگری در سطوح بالا و سرخوردگی و یاسی منجر میشود که میتواند به صورت خشم در پایین جلوهگر شود. احتمال این امر در شرایطی که اینترنت، تلفنهای همراه و سفر آسانتر کنترل کردن مردم را بسیار دشوارتر میکنند، بیشتر میشود.
خواستن یا انتظار داشتن از هر یک از این دو کشور که در یک چشم بر هم زدن تبدیل به دموکراسی کامل شوند، کاری سادهلوحانه است. هر کشوری ممکن است دچار آشوب شود و تحت کنترل بنیادگراهای اسلامی درآید که رژیمهای کنونی در مقایسه با آنها برای غرب حسرتآمیز شود. بسیاری از مصریها، از جمله حرفهایهای اصلاحگرا بیم دارند اخوانالمسلمین، گروه مخالف غیررسمی، وقتی در انتخابات به قدرت برسد دیگر هرگز حاضر به رها کردن آن نباشد. سعودیها میدانند کسانی که طرفدار هموطن عربستانی خود یعنی اسامه بن لادن هستند در صورت تصاحب قدرت، رژیمی بسیار کثیفتر و خطرناکتر از رژیم کنونی بر مردم تحمیل خواهند کرد.
سرکوبی اخوانالمسلمین مصرکه طرفداران فراوانی دارد، غیرعاقلانه و ناعادلانه بوده است. هزاران نفر از آنان زندانی هستند و بسیاری از آنان شکنجه شدهاند. رهبران اخوان بارها خشونت و جهاد را رد و تاکید کردهاند در صورتی که به قدرت برسند مانند اسلامگرایان معتدل ترکیه انتخابات چند حزبی برگزار میکنند و در صورتی که رایدهندگان آنان را نخواهند، قدرت را واگذار خواهند کرد. مبارک باید اجازه دهد اعضای اخوانالمسلمین در سطح پارلمان و شاید حتی در سطح وزیر فعالیت کنند و صداقت آنان را امتحان کند و این کار را در مرحله اول با دادن امکان شرکت در انتخابات شوراهای محلی به آنان شروع کند. در انتخابات ریاست جمهوری که قرار است سال بعد برگزار شود، باید همه موانعی را که رقابت فردی مانند محمد البرادعی، رئیس سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازمان ملل را تقریبا محال میسازد از پیش پای او بردارد. اما در مورد عربستان، پادشاه این کشور باید حداقل کمیسیون وفاداری خود را تشویق کند به جای وفاداری به پسران باقیمانده بالای 80 ساله پادشاه بنیانگذار این کشور یک نسل از آنان را نادیده بگیرد.
چه باید کرد؟
برگزاری انتخابات، اگرچه در پایان حیاتی است، نوشدارویی زودهنگام نیست. آنچه اعراب بیش از همه و خیلی سریع نیاز دارند، حکومت قانون، دادگاههای مستقل، رسانههای آزاد، تامین حقوق زنان و کارگران، بازاری که به دوستان حکام محدود نباشد، بخش مدنی حرفهای و نظامی آموزشی است که مدیون و مرهون دولت، چه در حکومت سلطنتی یا جمهوری نباشد. به عبارت دیگر آنان نیازمند ایجاد جامعه مدنی و نهادهای استوار و قدرتمند هستند. نخستین وظیفه پادشاه جدید عربستان باید تدوین و ایجاد مجموعه قوانین کیفری مناسب باشد. در قاموس عرب اهمیت عدالت بیشتر از دموکراسی است. اگرچه در پایان اولی را بدون دومی نمیتوان داشت. اما مشکل اینجاست که نظامهای حاکم کنونی در جهان عرب برای هیچیک آمادگی ندارند.
مجله اکونومیست / مترجم : علی کسمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: