در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قاچاق، آن هم قاچاق حیوانی کمیاب و در معرض انقراض درست از قلب آسمان، توسط زنی تایلندی آن هم به مقصد تهران، همه داستان همین است؛ اما حالا حال بچه ببر خوب است و اثر داروی بیهوشی از سرش پریده، قاچاقچی 31 ساله هم دستگیر شده و برای تخفیف مجازات حبس و جزای نقدیاش تلاش میکند؛ ولی آن چیزی که تا مدتها اثرش میماند، چند سوال آزاردهنده است که به احتمال زیاد پاسخش در ولوله هزاران خبر روزانه محو میشود. چرا تهران و بعد از تهران کجا؟ اگر جواب این دو سوال پیدا شود، بخشی از معمای قاچاق ببر حل میشود. در فرودگاه بانکوک، دستگاه «چک ـ این» وجود موجودی زنده در یک چمدان را نشان میدهد و زن صاحب چمدان بعد از بازرسی دستگیر میشود. او منکر همه چیز میشود، ولی همه شواهد نشان میدهد که او عضوی از یک باند قاچاق حیوان است که میخواسته بچه ببر را به ایران برساند.
این زن دستگیر شد؛ اما اگر در فرودگاه متوقف نمیشد، چند ساعتی بود که محمولهاش را ـ البته اگر تحت فشار و کمبود اکسیژن زنده میماند ـ به تهران رسانده و چند هزار دلارش را گرفته بود. این همان نقطه بحثبرانگیز ماجراست که چرا تهران شرایطی دارد که قاچاقچیان این طور خطر میکنند و به جای کشورهای همسایه که امنیتی نیمبند دارند، قلب ایران را انتخاب میکنند؟ وقتی نوار ویدئویی از خیابان مولوی تهران در رسانهها پخش شد که در آن مردی قلاده یک شیر نر یالدار را در دست داشت و در پیادهروی خیابان میگرداند، حتی آنهایی که به قابلیتهای فتوشاپ اعتقاد داشتند، باورشان شد که در بازار غیررسمی خرید و فروش حیوانات در تهران اتفاقات ویژهای میافتد.
البته هنوز هم پاسخ مسوولان به خبرنگارانی که از وجود چنین بازارهای مخوفی خبر میدهند، کتمان کردن است ولی حالا ماجرای قاچاق ببر از بانکوک به تهران ثابت میکند که خریداران حیوانات وحشی هنوز هم در پایتخت ایران زندگی میکنند. شاید البته کسی ببر را مثل حیوانات دستآموز در خانه نگه ندارد ولی این احتمال میرود که این بچه ببر برای یک سیرک تدارک دیده شده باشد یا شاید هم خاک ایران فقط مسیری برای عبور این ببر بوده تا به دست همسایههای ثروتمند غرب ایران برسد. امروز خوشبختانه بچه ببر اسیر در چمدان هنوز نفس میکشد ولی آیا تضمینی هست که چنین اتفاقاتی دیگر تکرار نشود؟
این سوال اصلی ماست و سوال مهم دیگر این که چه کسی میداند یا برای چه کسی مهم است که هزاران پرنده و پستاندار اسیر در قفسهای کوچک و کثیف در کوچه پسکوچههای تهران یا حتی آنهایی که با افتخار از پشت شیشههای قدی مغازهها به نمایش درآمدهاند، چه حال و روزی دارند؟
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: