صحنه جهان

سیاهی جنگ عراق و افغانستان

نمایش«ساعت سیاه» محصول گفتگوی طولانی با سربازان اسکاتلندی است که از جنگ عراق برگشته بودند. نویسنده این نمایش گرگوری بورک توانست جایزه معتبر اتحادیه نویسندگان ایالات متحده را از آن خود کند. نمایش در مرکز تئاتر ملی اسکاتلند تولید شده و تاکنون بیش از 110 هزار تماشاگر را در 3 قاره به سالن‌ها کشانده و حاصل کار 22 جایزه ریز و درشت بوده است. بتازگی هم این نمایش برنده 4 جایزه لارنس اولیویه شده است.
کد خبر: ۳۴۹۳۲۴

این نمایش پرسروصدا که از موسیقی و طنین انفجار آکنده است و بار دیگر توجه مردم را به جنگ خونین عراق و افغانستان جلب کرده، قرار است بزودی دور دوم اجرای خود را در ایالات‌متحده از سر بگیرد.

آنچه در پی می‌آید گفتگوی وال استریت ژورنال با جان تیفانی، کارگردان این نمایش است.

چرا «ساعت سیاه» برای اجرا بار دیگر به آمریکا برگشت؟

ما نخستین بار این نمایش را در جشنواره ادینبورگ در سال 2006 روی صحنه بردیم که تا 2 سال به طور مداوم اجرا می‌شد. این نمایش از لحاظ اجرا بسیار بزرگ است. فضای فراوانی در این کار استفاده شده و تماشاگران در همه جای صحنه نشسته‌اند.

همیشه درخواست‌های فراوانی برای اجرای دوباره این کار داشته‌ایم. ما نشستیم و فکر کردیم و متوجه شدیم که کار همچنان به‌روز است و می‌توان آن را دوباره اجرا کرد، چرا که موضوع آن هنوز هم مساله روز دنیاست. 4 سال بعد از اجرای اول، با توجه به کم سن و سال بودن سربازان مامور به خدمت در عراق و افغانستان، به بازیگرانی تازه نیاز داشتیم که 5 سال جوان‌تر باشند و برای همین به سراغ بازیگران تازه رفتیم.

برای به روز کردن نمایش آیا تغییری هم در آن داده‌اید؟

داستان یا مکان وقوع آن تغییر نکرده است.

فکر می‌کنید چرا اینقدر از نمایش ساعت سیاه استقبال شد؟

فکر می‌کنم چون با مخاطبان ارتباط حسی و عاطفی برقرار می‌کند و به مردم کمک می‌کند تا دریابند تجربه‌ای که این سربازان از سر گذراندند چگونه بود. این کار از عهده دیگر اشکال روایت مثل گفتگو یا مقاله‌ها و گزارش‌های روزنامه‌ها بر نمی‌آید. تماشاگران به من می‌گفتند که آنها نظراتی ثابت و قطعی درباره جنگ در عراق و افغانستان داشته‌اند که این نمایش آن پیشفرض‌ها را به چالش کشیده و به آنان فراستی دیگر و متفاوت بخشیده است.

مگر آنان در نمایش شما چه چیزهایی می‌بینند؟

آنان داستانی واقعی درباره سربازانی می‌بینند که در عراق و افغانستان می‌جنگیدند و با تجربه واقعی این افراد آشنا می‌شوند. جنب و جوش این کار و موسیقی و سرودهای نظامی آن از دیگر عوامل جذب تماشاگر است.

جمع کردن اطلاعات برای این نمایش کار سختی بود؟

به شکلی باورنکردنی دشوار و پیچیده بود، اما در عین حال شیرینی خاص خودش را هم داشت.

آیا می‌توان در یک اثر هنری، شروع یا ادامه چنین جنگ‌هایی را توجیه منطقی کرد؟

به این پرسش نمی‌توان به آسانی پاسخ داد. تلف شدن منابع انسانی و مالی و مادی از تبعات هر جنگی است که متاسفانه دولت‌های ما به هیچ کدام از این فجایع و مصیبت‌ها توجه نمی‌کنند. در این میان جنگ در عراق و افغانستان با دیگر نمونه‌ها متفاوت است و تجربه‌ای دشوارتر به حساب می‌آید.

آیا واکنش تماشاگران بریتانیایی و آمریکایی پس از دیدن نمایش شما متفاوت بود؟

مقاومت و خشم بریتانیایی‌ها در برابر جنگ عراق خیلی زودتر از مردم ایالات متحده رخ داد، اما نمایش ساعت سیاه وقتی اجرا شد که صدای آمریکایی‌ها هم درآمده بود و برای همین مردم 2 کشور واکنش‌هایی یکسان بروز می‌دادند.

مترجم: احمد پرهیزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها