در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یادتان باشد فرصت نداشتن از آن بهانههای کهنه و تکراری است که دیگر آنقدرها خریدار ندارد. بویژه که راههای مطالعه همینطوری آسان و آسانتر هم میشوند. اگر زمانی لازم بود برای خواندن یک کتاب حتما دست به جیب شویم یا برای خواندن اخبار روزانه هر روز سری به روزنامهفروشی بزنیم، اما این روزها همه آنها را میتوانید در شبکه جهانی اینترنت پیدا کنید. تازه قدرت و تنوع انتخابتان هم بالا رفته است. میتوانید سایتهای مختلف روزنامهها را با یک کلیک ساده باز کنید و همه مطالبشان را صفحه به صفحه بخوانید. میتوانید حتی به دنبال کتاب مورد علاقهتان بگردید و اگر آدم خوششانسی باشید نسخهای از آن را برای دانلود یا مطالعه آنلاین پیدا کنید.
اصلا از آمار راضی نیستم
به هر حال همه چیز ساده و آماده در اختیار شما قرار داده شده است. فقط باید انگیزهای برای دانستن پیدا کنید. البته اگر از آنهایی هستید که هنگام خواندن یادداشتبرداری میکنید، نکات مهم یا جملههای تاثیرگذار متن را مینویسید و در جایی مناسب و جلوی چشم قرار میدهید که بتوانید آنها را آویزه گوشتان کنید، دیگر نیازی به انگیزه برای مطالعه ندارید. شما یک مطالعهگر اصیل هستید.
در کشورهایی که چاپ کتابها با کیفیت بهتری انجام میشود و مردم برای زندگیشان برنامهریزی منظمتری دارند، مطالعه برای آدمها به عنوان یک نیاز تعریف شده و آنها در هر موقعیت و سطح سوادی دستکم روزی 45 دقیقه را صرف خواندن میکنند. آمارهای رسمی درباره کشورهای پیشرفته 45 دقیقه است و برای کشور ما روزانه 18 دقیقه. البته براساس این آمار، مجردها حدود 2 دقیقه بیشتر از متاهلها مطالعه میکنند.
با اینکه سرانه مطالعه هر کشوری به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن بستگی دارد اما با این واقعیت که سرانه مطالعه در کشور ما فقط 18 دقیقه است چه باید کرد؟ از طرفی همانطور که میدانید آمارها معمولا قادر نیستند همه واقعیت را بگویند و همه چیز را هم از جنبه خوشبینانهاش نگاه میکنند. به هر حال شما با نگاهی به آدمهای اطرافتان میتوانید یک آمار نیمه رسمی از سرانه مطالعه به دست بیاورید. از همکلاسیهای دانشگاه یا همکاران شرکتی که در آن کار میکنید گرفته تا خانواده و فامیلی که درگیر زندگیهای خودشان هستند. خودتان چطور؟ میبینید که آمار نیمه رسمی شما هم آنقدرها به سود کتابخوانی و مطالعه نیست.
برای مطالعه دلایل زیادی وجود دارد. اولین دلیلش این است که جوان هستید. کتابها، روزنامهها و مقالههایی که میخوانید برای شمای جوان یک تجربه دست دوم و تئوریک به حساب میآید. مطالعه، ذهن شما را که به قول معروف آمادگی و طراوت کافی دارد برای درک بهتر زندگی واقعی آماده میکند. یک مغز جوان همیشه آماده یاد گرفتن است و از آنجا که امکان و زمان همه نوع تجربه جذاب و دوست داشتنی را نداریم، کتابها میتوانند تجربههای بسیار ساده و کمهزینهای باشند که موقعیتهای مختلف را برایمان قابل تصور میکنند.
تجربههایی که نداشتهایم
یکی از دلایل پایین بودن سرانه مطالعه را در هر جامعهای، وضعیت اقتصادی آن جامعه میدانند. آمار مطالعه جوامعی که از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی نیستند، پایین است. دلایل آن هم اصلا پیچیده نیست. غم نان و فشار گرسنگی همیشه از نیازهای دیگر جلو زده است. البته وضعیت اقتصادی تنها میتواند بر کلیت سرانه مطالعه در جامعه تاثیر بگذارد وگرنه آنهایی که مطالعه و خواندن برایشان عین زندگی است، وضعیت خوب یا بد اقتصادی نیز در آنها در اولویت دوم و سوم قرار دارد. هیچ دیدهاید این آدمهایی را که شکمشان از گرسنگی به سر و صدا افتاده اما کتابی را که دستشان گرفتهاند، زمین نمیگذارند؟!
خواندن کتابهای درسی و مقالات علمی مربوط به درس و دانشگاه هم بخشی از هدف مطالعه را تامین میکند. لازم نیست حتما رمان یا مقالات ادبی بخوانید تا جزو آمار مطالعهگرها به حساب بیایید. به هر حال هدف از مطالعه، بالاتر رفتن سواد و آگاهی ما در بخشهایی است که در آن زمینهها اطلاعات و درک پایینتری داریم. اگر بعد از مطالعه متنی به شما هیجان یادگیری دست داد، به این معنی است که مطالعه موفقی را پشت سر گذاشتهاید. حتی درس خواندن هم بهنوعی مطالعه است، به شرطی که بتواند در شما انگیزهای برای خواندن و جستجوی بیشتر ایجاد کند. مطالعه کتابهای درسی را معمولا جزو آمار مطالعه به حساب نمیآورند. شاید به این دلیل که کتابهای درسی معمولا با بیانگیزگی خوانده میشوند و در خوانندهشان شوق یافتن مطالب و کتابهای مرتبط بیشتر را ایجاد نمیکنند یا شاید به دلایل دیگر.
به هر حال مطالعه با هر هدف و انگیزهای که انجام بگیرد، این اطمینان را با خودش میآورد که وقت و انرژیمان را هدر ندادهایم. در بسیاری از موارد آدمها، کتابها را به دلیل و منظور خاصی و با یک هدف مشخص در دست میگیرند. برای بالا بردن اطلاعاتشان در زمینه کاری که میکنند یا برای نوشتن یک مقاله درسی که باید برای امتحان پایان ترم تحویل استاد بدهند. اما چیزی که در مطالعه اهمیت دارد، هدف شما از مطالعه نیست بلکه امکانی است که شما برای ذهنتان فراهم میکنید. اجازه برای فکر کردن از نوع دیگر و اجازه برای درک نظری چیزهایی که تاکنون تجربهشان نکردهایم.
بدون لذت بردن از همان چند دقیقه
اما مطالعه علاوه بر همه هدفهایی که برای خودش متصور است، هدف والای دیگری هم دارد که لذت شخصی است. تجربه مطالعه کتاب بدون داشتن هدف و انگیزهای مشخص یا خواندن یادداشتهای شخصی یک ناشناس در وبلاگی که اتفاقی پیدا کردهایم، تجربههای جدیدی از مطالعه هستند که ممکن است برای خیلیها اتفاق نیفتاده باشد.
ممکن است همین حالا اعتراض کنید که امکان دارد هر کسی چنین تجربهای را داشته است. باور کنید اینطور نیست. همه آدمها که هر هفته ضمیمه روزنامهها را دست نمیگیرند تا مطالب سرگرمی را از ابتدا تا انتها بخوانند.
وضعیت مطالعه آنطورها هم که شما فکر میکنید عالی نیست، درواقع بسیار هم پایین است، آنقدر که به چند دقیقه در روز برای هر نفر محدود میشود. درواقع اگر بخواهیم منصفانه قضیه را نگاه کنیم، آنهایی که مطالعه نمیکنند، در دقیقههای آدمهای اهل مطالعه سهیماند. یکجورهایی بدون اینکه واقعا کتابی خوانده باشند، در آمار رسمی چند دقیقه مطالعه در روز به اسمشان ثبت شده است. بدون اینکه لذت همان دقیقههای کم را هم چشیده باشند.
یکی از دلایل پایین بودن سرانه مطالعه در کشور ما این است که آدمها عادات و رسم و رسومی برای مطالعهشان قائل نیستند. با این که بهتر است از هر فرصت مثلا در اتوبوس، تاکسی، صف یا هر جای دیگری برای مطالعه استفاده کرد.
محدثه مومنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: