در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آن دوران ایالت متحده و ایران رابطه خوبی داشتند. رابطهای که شاید در ظاهر متقابل و متعادل بود رابطهای که به ایران کمک میکرد تا حامی بزرگی چون آمریکا داشته باشد و ارتشی به ظاهر قوی همینطور به آمریکا این اجازه را میداد که با داشتن یک نماینده تامالاختیار در شرایط ویژه ژئوپلتیک هر زمان که بخواهد بتواند از مراکز نظامی، حریم هوایی و مناطق مختلف ایران استفاده کند.
این رابطه علیرغم ظاهر فریبندهاش عادلانه نبود؛ همین بیعدالتی که به عنوان مثال در مسالهای همچون کاپیتولاسیون خودنمایی میکرد یکی از جرقههای انقلابی متفاوت را روشن کرد. این انقلاب روابط میان کشورها را بر اساس سیاستهای عادلانه و انسانمدارانه برقرار میکرد چیزی که قبل از آن وجود نداشت و همین امر باعث دور شدن ایران و آمریکا شد و با سرعتدهندههایی همراه شد که سردی ارتباط اولیه را به دشمنی تبدیل کرد البته قابل انتظار هم بود که چنین اتفاقی رخ دهد.
ایران کشوری استعمارگر و ظالم را مطرود میدانست و ایالات متحده با اسلامی چنین سیاسی بشدت مخالف بود و نشان داده بود نمیتواند چنین چیزی را در کشوری چون ایران که برای آمریکا بسیار اهمیت داشت، تحمل کند.
بر همین اساس آمریکا شروع به آزمایش ایران کرد و ازهیچ وسیلهای برای از بین بردن وحدت انقلاب ایران دریغ نورزید. حمله نظامی به وسیله هواپیما در طبس، به وجود آوردن تفرقه و کمک به تولید گروههای معاند نظام، همه اینها بعلاوه تحریمهای پیاپی و جنگ تحمیلی از سوی عراق نمونههایی از تلاش آمریکاییها در این زمینه است. انفجارهای کور، ترورهای مشخص، ربودن افراد، به وجود آوردن اختلافات سیاسی به کمک برخی دوستان، تحریمها به وسیله شورای امنیت و زمزمههای جنگ همه و همه در کار بودند ، اما چیزی که همچنان مستحکم قرار گرفته، عزت و پایداری مردم ایران است. مردمی که همه مشکلات داخلی و خارجی را تحمل میکنند و پشتیبان جمهوری اسلامی خودشان هستند. چیزی که مشهود است عدم تغییر دیدگاه آمریکاییهاست.
آمریکا بارها و بارها اعلام حمایت خود را از گفتگو و دوستی بیان داشته است و حتی رئیسجمهور کنونی با شعار تغییر، وارد عرصه انتخابات شد. ولی او نهتنها تغییر استراتژیکی را اعمال نکرد، بلکه تاکتیکها را هم تغییر چندانی نداد، تاکتیک لو رفته و فرسودهای به نام تحریم که همیشه به عکس عمل کرده، تاکتیک چماق و هویجی که بیهدف اعمال میشود و نتیجهای مشخص دربرندارد و تاکتیک ضربه زدن و خشک کردن درخت پویای انقلاب از درون که در آن حمایتهای همیشگی مردم باعث ناامیدی میشود، همه و همه از شکست آمریکا در مقابل ایران خبر میدهد.راهبردی به نام دشمنی که نه تنها برای ینگه دنیا و البته همپیمانانش هیچ ثمری ندارد، بلکه گاه عاملی فرساینده و ارتجاعی است که چهره کشوری که ادعای دوستی بشریت دارد را سیاهتر میکند.
حال راهکار چیست؟ تغییر رویه و روحیه و در نهایت تغییر ماهیت؛ اینکه آمریکا راه دوستی با ایران را برگزیند و این تنها در شرایطی رخ میدهد که به سیاستهای استعماریاش پایان دهد و همه کشورهای جهان را به شکل کشور ببیند نه ایالاتش که وظیفه خدمتگزاری دارند، اینگونه میتواند کشوری مهم و بزرگ بماند و به حیات سیاسی خود ادامه دهد.
محمدتقی امراللهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: