در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تدریس در دانشکدههای هنری، مدیریت کتابخانه تخصصی تئاتر شهر، نوشتن چند نمایشنامه کودک و نوجوان ازجمله «جاری مثل جویبار» و «هدهد» ، انتشار کتابهای مرجع چون مجموعه «درامنویسان جهان» (5 جلد) و «نمایشنامه نویسان ایران» (از آخوندزاده تا بیضایی) و کارگردانی تعدادی نمایش که آخرین آنها براساس داستان شازده کوچولوی سنتاگزوپری بود ، کارنامه هنری او را شکل میدهند.
این پیشکسوت تئاتر که این روزها در حال مطالعه متنهای رسیده به بخش مسابقه نمایشنامهنویسی جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان است، در گفتگو با ما درباره فقر نویسندگی در این عرصه توضیح داد.
مهمترین مشکل نمایشنامهنویسی کودک و نوجوان کشور را چه میبینید؟
آموزش ندیدن نویسندگان جوان و تازهکار این عرصه که در عین داشتن استعداد، به درستی پرورش نیافتهاند. در حال حاضر، تئاتر کودک و نوجوان ایران نمایشنامه مناسب در اختیار ندارد.
کجا باید آموزش ببینند؟ ما متاسفانه در دانشکدههای هنریمان رشته تخصصی تئاتر کودک و نوجوان نداریم.
درست است که این رشته به طور تخصصی تدریس نمیشود، اما آنان میتوانند با مطالعه، پشتکار و البته کسب تجربه و آموزش نزد پیشکسوتها، شیوههای اصولی و درست نوشتن در این عرصه را فرا بگیرند.
حتی درامنویسان موفقی که در چند سال گذشته ظهور کردهاند، اگرچه بسیاری از آنان در دانشکدههای هنری تحصیل کردهاند، اما بیشتر تحت تاثیر نویسندگان نسل پیش از خود و با مطالعه زیاد توانستهاند استعداد خود را شکوفا کنند. در واقع اگر بهرام بیضایی، غلامحسین ساعدی و اکبر رادی نبودند، امروز از محمد رحمانیان، حمید امجد، محمد چرمشیر، علیرضا نادری، نغمه ثمینی، محمد یعقوبی و... هم خبری نبود.
اما چرا همین نویسندگان موفق، به سمت تئاتر کودک و نوجوان گرایش پیدا نکردند؟
این سوال را اگرچه بهتر است از خودشان بپرسید، اما فکر میکنم پاسخ آن را همه بدانند. اول آن که متاسفانه ما سنت دیرپایی در نوشتن نمایشنامههای کودک و نوجوان نداشتهایم و تنها میتوانیم از بیژن مفید به عنوان چهره و ستاره این عرصه یاد کنیم و برای همین این راه ادامه پیدا نکرده است. دوم این که نوشتن در تئاتر کودک و نوجوان، کار بیاجر و مزد است؛ یعنی کسی یا جایی برای چنین متنهایی نه پول درستی میدهد و نه حتی فرصت اجرای آن را فراهم میکند. برای همین افرادی وارد این حوزه میشوند که حتی الفبای نوشتن نمایشنامه را نمیدانند.
این روزها که در حال خواندن نمایشنامههای بخش مسابقه جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان هستید، دلتان بد جوری پر است.
خب با نوشتههایی روبهرو میشوم که میبینم این کار را ساده و سرسری گرفتهاند. تئاتر کودک که تنها بز زنگوله پا و شیر بییال و دم و اشکم نیست.
این ضعف مفرط متن در بسیاری از نمایشهای کودک و نوجوان هم که به صحنه میآیند، دیده میشود.
متاسفانه همین طور است، چراکه بسیاری از تازهکارها، نوشتن برای کودک و نوجوان را بسیار سهل و ساده میگیرند، در حالی که این کار بسیار تخصصی است و کسی را میخواهد که علاوه بر دانستن اصول نمایشنامهنویسی، با فرهنگ عامه، افسانهها و قصهها آشنا باشد، بر ادبیات کودک تسلط داشته باشد و روانشناسی هم بداند. این دانستن روانشناسی بسیار مهم است، چراکه اصولا با پیشرفت این علم بود که اهمیت رشد و پرورش فکری و حسی کودکان و نوجوانان آشکار شد و از دل آن توجه با ادبیات و درام ویژه این مقطع سنی پدید آمد.
با این توضیح، ضرورت راهاندازی رشته تخصصی تئاتر کودک و نوجوان در دانشکدههای هنری بیشتر حس میشود.
با تعدادی از دوستان و همکاران این عرصه، طرح آموزش تخصصی تئاتر کودک و نوجوان در دپارتمانهای آموزشی نمایش در دانشکدههای هنری را تهیه و ارائه کردهایم که امیدواریم از موانع اداری بگذرد و به نتیجه برسد.
تئاتر کودک و نوجوان تا چند سال پیش، هنرمندان با تجربهای داشت که مدتهاست آن را ترک کردهاند. آیا نمیشود دوباره آنان را به این وادی کشاند و جانی به تئاتر کودک و نوجوان بخشید.
هنرمند هم مثل دیگر مردم باید زندگی کند و خرج دارد. وقتی بودجه اجرای یک تئاتر کودک و نوجوان زیر 10 میلیون تومان است، چگونه میتوان انتظار داشت کسی رغبت کار در آن را پیدا کند. چگونه میتوان این پول کم را بین 10 یا 20 هنرمند و دستاندرکار یک نمایش که بیش از 3 ماه هم باید وقت بگذارند، تقسیم کرد. در این بیپولی آیا سهمی هم برای نویسنده باقی میماند که کسی رغبت آمدن به این سمت را پیدا کند؟ برای همین است که تئاتر کودک و نوجوان هر روز بیشتر از گذشته به سمت آماتوریتر شدن میرود و به دامن کمک گرفتن از اسپانسرهای تولیدکننده پفک و چیپس تمایل پیدا میکند.
در حال حاضر هنرمندان بسیار موفقی در تئاتر عروسکی داریم که به هیچ وجه به سمت موضوعات کودک و نوجوان نمیروند. اگرچه جای خوشحالی است که تئاتر عروسکی، مخاطب بزرگسال خود را هم پیدا کرده است، اما چقدر خوب بود که به مخاطبان کمسن و سال خودش هم نگاهی میانداخت.
بله همین طور است. متاسفانه آموزش و پرورش، مرکز هنرهای نمایشی و حتی خانوادهها چندان اهمیتی برای تئاتر کودک و نوجوان قائل نیستند. دردآور آنجاست که این تئاتر هیچ متولی شناخته شدهای ندارد و هرکس و هر جا آن را به نقطهای دیگر پاس میدهد. اگر همین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان هم نبود، این چند کاری هم که حرفی برای گفتن دارند، تولید نمیشدند. در واقع رابطه تئاتر کودک و نوجوان با اجرای عمومی قطع شده است و کمتر نمایش در خوری روی صحنه میرود. اگر هرازگاهی کار مناسبی هم اجرا میشود، میبینید که دوباره این قدیمیترها هستند که به صحنه بازگشتهاند.
در درام کودک و نوجوان، ما از کمبود ترجمه متنهای خارجی هم رنج میبریم. چرا؟
چون کار ترجمه و چاپ کتابهای کودک و نوجوان تابع بازار است. اگرچه داستانهای کودکانه خوب میفروشند، اما چون قالب نمایشنامه برای خواندن چندان راحت نیست، کمتر ناشری به سراغ آن میرود. در این شرایط کمتر کسی هم دست به ترجمه نمایشنامههای کودک و نوجوان دیگر کشورها میزند.
پس چه کار میتوان کرد؟
تا وقتی تئاتر کودک و نوجوان فقیر و به گوشه رانده شده باشد، کاری نمیتوان کرد. این عرصه با متنهای قوی و خوب جان میگیرد و تا وقتی شرایط مناسب کار در تئاتر کودک و نوجوان فراهم نشود، کمتر نویسندهای هم دست به قلم میبرد. این طوری در کوچهای قرار گرفتهایم که دو طرف آن بن بست است.
پیشنهادتان برای برون رفت از این ورطه چیست؟
این که تئاتر کودک و نوجوان از سوی آموزش و پرورش، مرکز هنرهای نمایشی، کانون پرورش فکری و دیگر نهادها یا مراکز خصوصی جدی گرفته شود و مورد حمایتهای مالی قرار بگیرد.
مرجان توجهی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: