با حمید شاه‌آبادی، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

نگاه برنامه‌ریزان به هنر باید تغییر کند

گفتگوی ما بیش از 3 ساعت طول کشید. از پاسخ دادن به هیچ پرسشی طفره نرفت، هر چند در یکی دو مورد در عین پاسخگویی خواست از قید چاپ آنها بگذریم که ما هم پذیرفتیم. حوزه مدیریتش بسیار گسترده است و همین، کار تنظیم گفتگو را کمی سخت می‌کرد.
کد خبر: ۳۴۸۷۰۵

اگر در دیگر مصاحبه‌های صفحه 7، مشکل کم بودن متن برای پر کردن صفحه بود، این بار گرفتاری من خلاصه کردن گفتگوی پیاده شده بود. برای آن که فضای چاپ گفتگو با حمید شاه‌آبادی، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کمتر نشود، به همین اشاره کوتاه اکتفا می‌کنم.

وقتی قرار گفتگو با شما را گذاشتم و خواستم پرسش‌هایم را طراحی کنم، نخستین چیزی که مرا نگران کرد، گستردگی حوزه معاونت هنری وزارت ارشاد و زیرشاخه‌های متعدد و متنوع آن بود که کار را برای من روزنامه‌نگار سخت می‌کرد. آیا این وسعت زیرمجموعه مدیریت، کار را برای شما هم سخت می‌کند؟

گستردگی معاونت هنری حتی برای بسیاری از هنرمندان و مدیران و سیاستگذاران هم مشخص نیست. بجز سینما، تمام دیگر هنرها در این مجموعه گرد آمده‌اند که بی‌شک مدیریت، برنامه‌ریزی، سازماندهی و تخصیص بودجه به آن از نظر کار اداری چندان ساده نیست. البته در مقابل این سختی، شور و عشق هنرمندان، انگیزه قوی اهل هنر و محصولی که ارائه می‌کنند و تاثیربخشی کار آنان باعث حلاوت و شیرینی خدمت در این عرصه می‌شود.

حدود 5 ماه است که بر صندلی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زده‌اید. البته پیش از آن چند ماهی هم به عنوان قائم‌مقام در این معاونت حضور داشتید. وقتی وارد این حوزه شدید و بر امور آن اشراف پیدا کردید، آیا تصور و پیش ذهنیتی که به این مجموعه داشتید تغییر کرد یا نه؟

در واقع نگاهم بسیار عمیق‌تر شده و البته تا حدی تغییر هم کرده است. طبیعی است تا زمانی که از بیرون به مجموعه‌ای نگاه می‌اندازید، بسیاری از ظرایف، دقایق و پیچ و خم‌های کار در آن را متوجه نمی‌شوید.

برای مثال تا زمانی که یک مدیر در مجموعه‌ای مسوولیت نداشته باشد، با افرادی که در آن عرصه فعال هستند، ارتباطی ندارد، حرف‌های آنان را نمی‌شنود و به دغدغه‌هایشان پی نمی‌برد. حتی وقتی قائم‌مقام معاون هنری وزارت ارشاد هم بودم، این پیوند با هنرمندان وجود نداشت، اما از زمانی که قبول مسوولیت کردم و پای صحبت‌ها و درددل‌های اهالی هنر نشستم، به چیزهایی پی بردم که پیش از آن برایم ملموس نبود.

با این حال تاکید می‌کنم که دیدگاه هایم نسبت به این حوزه پس از قبول مدیریت کمتر دچار تغییر شد و در عوض ژرفای بیشتر و شکل کارشناسی‌تر و مدون‌تر پیدا کرد.

در چه بخش یا شاخه‌ای از معاونت هنری این تحول در دیدگاهتان بیشتر نمود داشت؟

برای مثال پیش از شروع به کار، نگاهم به هنرستان‌های زیر مجموعه وزارت ارشاد اسلامی چندان مثبت نبود و در مطالعات و مشاوره‌هایی که داشتم، به یک نگاه سلبی رسیده بودم. مجموعه 39 گانه هنرستان‌های ارشاد چند سالی است که تحت فشارند و برای واگذاریشان به بخش غیردولتی آیین‌نامه‌هایی وجود دارد که خب ادامه کارشان را سخت‌تر هم می‌کرد. همان ابتدا با این پرسش قدیمی مواجه شدم که اصلا چه دلیل و لزومی دارد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هنرستان‌داری کند و وظیفه آموزش و پرورش را به دوش بکشد، اما وقتی وارد فضای کار شدم، دیدم این هنرستان‌ها چه نقش پررنگی در ایفای وظایف معاونت هنری دارند و فهمیدم چه عواملی باعث شده‌اند تا نظرها و نگاه‌ها در مورد کارکردشان به نقطه انحرافی برسد.

اگرچه در رشته‌ها و سرفصل درس‌های ارائه شده در هنرستان‌های وزارت ارشاد ایجاد تغییر لازم است، اما به هیچ وجه نمی‌توان نفس وجودی آنها را زیر سوال برد. در این مراکز،هنرها، شیوه‌ها و سبک‌هایی تدریس می‌شوند و هنرجویانی تربیت می‌یابند که به هیچ وجه نمی‌توان از آنها دست کشید یا کارشان را به هنرستان‌های آموزش و پرورش محول کرد.

پس با برنامه‌ها یا سیاست‌های از پیش تعیین شده پا به میدان نگذاشتید؟

مگر مدیری می‌تواند چنین ادعایی داشته باشد یا چنین کاری انجام دهد. اگر کسی بگوید که قبل از قبول مسوولیت هر آنچه در سر داشته یا برنامه‌ریزی کرده، بدون هیچ تغییری از صفر تا صد همان شده که فکر می‌کرده یا می‌خواسته، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.

این معاونت،هنرهای متنوعی چون تئاتر، موسیقی، نقاشی، عکاسی، گرافیک، کاریکاتور، خوشنویسی و... را در بر می‌گیرد. در سال‌های گذشته با کدام یک از این هنرها مانوس و آشنا بودید؟

من در هیچ کدام یک از این حوزه‌های هنری، کارشناس نبودم و نیستم.

مرادم ارتباطتان با هریک از این هنرها به عنوان یک علاقه‌مند عادی است.

علاقه‌مندی و بهره‌مندی من در هریک از این هنرها سبک و روال خودش را داشت. برای مثال چون بزرگ شده فرهنگ مسجدی در ابتدای انقلاب هستم، در تئاتر بیشتر سبک‌ها و موضوعاتی را می‌پسندم که ریشه در تجربه و فضای آن سال‌ها دارند. آثاری از موسیقی سنتی ایران هم موردپسند من بوده و هستند. با تئاتر کودک و نوجوان ارتباط کاری داشته‌ام و به طور دقیق زوایای هنری و مدیریتی آن را می‌شناسم، اما از میان هنرها، در زمینه خوشنویسی دوره دیده‌ام و کار کرده‌ام.

از آنجا که در سال‌های گذشته در حوزه مدیریت فرهنگی مشغول بوده‌ام، با چهره‌ها، ‌مسائل، مشکلات و نقاط قوت بیشتر شاخه‌های هنری آشنا هستم که بدون تردید در کارم بسیار سودمند است.

اشاره کردید به برخی از سلیقه‌های هنری‌تان. آیا این سابقه و موانست باعث نمی‌شود وقتی سکان هدایت هنر کشور را به دست گرفته‌اید به آنها بیشتر بها دهید و فضای بهتری برای رشدشان فراهم کنید؟

نه به هیچ وجه. چون آنچه من دیده‌ام و پسندیده‌ام، تنها بخشی از آثار تولید شده هنری است. در واقع من به خودم اجازه نمی‌دهم در مقام معاونت هنری وزارت ارشاد، به دنبال آن نوع هنری بروم که تا امروز بیشتر با آن مانوس بوده‌ام. به عبارت دیگر، علاقه‌های شخصی یک چیز است و وظایف مدیریتی یک چیز دیگر که نباید آنها را باهم مخلوط کرد.

در فضای مدیریتی کلان نباید و نمی‌توان سلیقه شخصی را بر کار تحمیل کرد.

هر وقت در جمعی هنری حاضر می‌شویم یا مقابل مدیری در این حوزه می‌نشینیم، کمبود بودجه به بحث اصلی تبدیل می‌شود که دغدغه‌ای بحق هم هست. وقتی در فصل جاری فوتبال ما حدود 60 میلیارد تومان تنها صرف خرید بازیکن شده است و مجموع هزینه‌های آن به 400 میلیارد تومان می‌رسد، می‌خواستم بپرسم بودجه معاونت هنری وزارت ارشاد اسلامی با این زیرمجموعه گسترده و چند هزار هنرمند چه میزان است؟

22 میلیارد تومان که به نسبت سال گذشته حدود 3 میلیارد افزایش پیدا کرده است.

یعنی 5 درصد هزینه‌های لیگ فوتبال. آیا این مهم‌ترین چالش پیش روی شماست؟

با توجه به مراجعاتی که به من می‌شود و آگاهی از حجم تنش‌های این موضوع، بیش از هر کس دیگر با این دغدغه سروکار دارم، اما با این حال فکر می‌کنم و اعتقاد دارم که مهم‌ترین وظیفه یک مدیر این است که با برنامه‌ریزی مناسب از اعتبارات تخصیص داده شده بهترین استفاده را ببرد و با ارائه کارنامه موفق، سیاستگذاران و بودجه نویسان را متوجه اهمیت این عرصه و حوزه کند تا در رویه خود تغییری اساسی دهند.

در واقع بودجه هنری کشور نیازمند یک انقلاب است که مسوولان امور و نمایندگان مجلس باید در این راستا حرکت نمایند تا بتوانند این مشکل را برای همیشه حل کنند.

منظورتان از انقلاب در بودجه هنری چیست؟

واقعیتش این است که جریان بودجه مثل حرکت قطاری است که همیشه روی یک خط ثابت حرکت می‌کند و هر سال به صورت خودکار 10 تا 20 درصد به آن افزوده می‌شود. اگر به بودجه معاونت هنری در چند سال گذشته نگاهی بیندازیم، دیده می‌شود همیشه این رویه افزایش چند درصدی اعمال شده است که به هیچ وجه کارساز نیست.
برای حل این مشکل، تنها راه ممکن این است که خط و ریل حرکت این قطار به طور کامل عوض شود و مسیری متفاوت را بپیماید. در واقع منطق بودجه‌نویسی را باید دگرگون کنیم و آن را به وادی دیگری ببریم. وقتی در طول 25 سال، بدنه مخاطبان هنر با شتاب و شدت بیشتر افزایش پیدا کرده، نمی‌توان پذیرفت که قطار بودجه با همین روال به حرکتش ادامه دهد.

گویا در خود مجموعه ارشاد هم معاونت هنری به نسبت وظایف و تکالیفش از بودجه کمتری برخوردار است.

ما نامه‌ای رسمی داریم که در آن قید شده است 25 درصد کارکنان وزارت ارشاد در این معاونت مشغول به کار هستند. 40 درصد ساختمان‌ها و امکانات وزارت به معاونت هنری تعلق دارد و در واقع بزرگ‌ترین معاونت وزارت ارشاد از لحاظ عده است. با این حال پایین‌ترین بودجه را در بین معاونت‌ها دارد. برای مثال در زیر چتر معاونت سینمایی، کمتر از 10 هزار هنرمند فعال هستند که بسیار کمتر از زیرمجموعه ماست و با این حال بودجه‌ای 3 برابر ما دارد.

البته آنها هم از کمبود بودجه خودشان گله‌مند هستند.

حرف من اصلا به این معنی نیست که اعتبارات اختصاص یافته به آنان زیاد است. مقصودم این است که مظلومیت معاونت هنری را در بحث بودجه نشان دهم. من به هیچ وجه آن بودجه را زیاد نمی‌دانم. برعکس با توجه به اثر‌گذاری سینما، معتقدم آنجا هم باید بسیار بیشتر از این هزینه کرد.

اشاره به اثر‌گذاری سینما کردید. شاید بودجه‌نویسان و مسوولان چون نفوذ هنر در جامعه را چندان عمیق ارزیابی نمی‌کنند، بودجه کمتری هم به آن اختصاص می‌دهند.

خب اتفاقا بحث اصلی چرایی این نگاه به هنر است. اگر به این پرسش پاسخ دهیم می‌توانیم امیدوار باشیم تا بازی بودجه در زمینی دیگر انجام شود، سازو کار متفاوتی پیدا و منطق نوشتنش تغییر کند. در حقیقت باید به دنبال تغییر نگاه مسوولان و برنامه‌ریزان به هنر شویم.

وقتی ترکیبی با نام هنرهای تجسمی به وجود آمد، نخستین انحراف و اشتباه در این عرصه شکل گرفت. آخر چگونه می‌توان برای 9 هنر که پاره‌ای از آنها بسیار متفاوت با یکدیگر هستند، یک مدیریت و بودجه‌ای یک کاسه تعریف کرد. برای مثال در خوشنویسی ما تنها 7 هزار دارنده مدرک ممتاز داریم که از اعضای تمام صنوف سینما بیشتر هستند. در حوزه هنرهای تجسمی به تنهایی 500 هزار هنرجو مشغول به یادگیری و آموزش هستند. سوال اساسی ما این است که با این گستردگی و انبوهی جمعیت، چرا چنین بودجه نحیفی اختصاص پیدا می‌کند.

بودجه هنرهای تجسمی چقدر است؟

3 میلیارد و 400 میلیون تومان. آخر با این پول چه کاری می‌توان برای ده‌ها هزار هنرمند تجسمی کرد. برای همین تاکید می‌کنم که مهم‌ترین چالش پیش روی ما در معاونت هنری این است تا نگاه تصمیم‌گیران و جامعه هنری را به این سمت ببریم که چرا هنر آن طور که باید و شاید از بودجه بهره‌ نمی‌برد.

یعنی چه باید کرد؟

برویم به سمتی که مسوولان، مدیران، نمایندگان مجلس و جامعه را با اهمیت کار انجام شده در حوزه هنر آشنا کنیم. اعتقادم این است که متاسفانه آثار هنری خلق شده که بسیار هم ارزشمند هستند، خوب معرفی و دیده نشده‌اند. تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران ما که آدم‌های بی‌انصافی نیستند. اگر به آنان نشان دهیم که یک تئاتر چگونه می‌تواند بر مخاطبانش تاثیر بگذارد و تماشاگران را به سالن بکشاند، بی‌شک وضعیت بودجه به شکل امروزی‌اش نخواهد بود.

بودجه تئاتر چقدر است؟

پارسال 7 میلیارد و 200 میلیون تومان بوده و امسال به 10 میلیارد رسیده است.

و بودجه موسیقی؟

4 میلیارد و 400 میلیون تومان که به نسبت سال گذشته 2 برابر شده است.

اگر چه کم است، اما به نسبت گذشته افزایش مناسبی دارد.

چون خوشبختانه در چند سال اخیر آثار فاخر و ارزشی خوبی در این حوزه روی صحنه رفته، مخاطبان زیادی را جذب خود ساخته و به مسوولان و سیاستگذاران اثر‌گذاری‌اش اثبات شده است.

خب برای نشان دادن اثرگذاری تولیدات هنری در جامعه به مسوولان، چه راهکارهایی دارید؟

اول باید به سمت تولید آثار مبتنی بر فرهنگ و سنت ایرانی برویم، با مخاطب عام ارتباط بیشتری برقرار و با تولیدات فاخر خواص را هم جذب کنیم. در واقع اگر خروجی معاونت هنری کیفیت و کمیت بهتر و بیشتری پیدا کند، می‌توانیم امیدوار باشیم تا بودجه بیشتری به ما اختصاص یابد.

امسال بودجه خوبی برای فعالیت‌های فرهنگی به استان‌ها اختصاص پیدا کرده است. ساز و کار هزینه کردن آن چگونه است و چقدرش به هنرهای زیرمجموعه مدیریت شما می‌رسد؟

اعتبارات فرهنگی 1500 میلیارد تومانی دولت به استان‌ها در واقع بودجه اصلی فرهنگ و هنر کشور است. آن 22 میلیاردی که به ما داده می‌شود، برای امور سیاستگذاری، مدیریتی و برنامه‌ریزی است و نه تولید.

اما شما بخشی از آن را به تولید اختصاص می‌دهید.

ناچار هستیم این کار را انجام دهیم، چون در غیر این صورت همین خروجی فعلی را هم نخواهیم داشت، اما امسال سعی می‌کنیم در استان ها، شهرستان‌ها با استفاده از این بودجه عظیم تولیدات هنری را افزایش دهیم.

اما آن پول در اختیار استانداری‌ها و ادارات شهرستان هاست که زیرمجموعه شما به شمار نمی‌آیند.

اما قرار نیست که بدون ساماندهی خرج شود. برای همین ما امسال به دنبال آن هستیم کمبود بودجه خودمان را با این اعتبارات که در اختیار شورای برنامه‌ریزی استان هاست بر طرف کنیم. به استانی مثل خراسان رضوی 200 میلیارد تومان داده‌اند و جایی مثل ایلام 30 میلیارد دارد که می‌توان خیلی کارها با آن کرد.

اما این نحوه اختصاص بودجه استانی خیلی هم اصولی نیست. چرا که در بسیاری از شهرستان‌ها در جای خودش خرج نمی‌شود.

ما هم البته به آن اشکالاتی داریم که به هر حال امسال نمی‌توان درباره آن بحث کرد. یک مشکل بودجه این است که بین 30 تا 40 دستگاه استانی تقسیم می‌شود که در آن میان اداره‌های ارشاد اسلامی ممکن است گم شوند. در واقع خیلی مشخص نیست که سهم هنر یا اصلا سهم ارشاد از آن چقدر است.

آیا به دنبال تعامل با استانداری‌ها و شوراهای برنامه‌ریزی آنها نیستید؟

حتما این کار را می‌کنیم. برای مثال طرح استقرار گروه‌های نمایشی شهرستان‌ها را در سالن‌های چند منظوره داریم که در این صورت مشکل اجرای عمومی تئاتر در بیرون از تهران هم حل می‌شود و این هنر از مهجوریت خارج می‌شود یا در حوزه موسیقی مقامی و نواحی، به دنبال بسترسازی مناسب هستیم تا هنرمندان این عرصه از محل بودجه استانی مورد حمایت قرار بگیرند.

بسیاری از نهادهای صنفی مثل خانه تئاتر گله‌مند هستند که بودجه امسال آنان هنوز اختصاص پیدا نکرده است. چرا؟

در سال گذشته هم تفاهم‌نامه‌های این نهادها زودتر از ماه مرداد یا شهریور پرداخت نشد. علاوه بر این امسال بودجه معاونت هنری با تاخیر در ابتدای مرداد اختصاص پیدا کرد که تا بخواهد سهم نهادهای صنفی به دستشان برسد، کمی طول می‌کشد.

اما همین تاخیر در پرداخت بودجه خانه تئاتر بر تقابل اهالی نمایش با معاونت هنری افزوده است. آیا قبول دارید در چند ماه گذشته با اعلام سیاست‌ها و برنامه‌های تازه حوزه تئاتر از سوی شما و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، هنرمندان این عرصه در برابر معاونت هنری و وزارتخانه موضع گرفته‌اند؟

من این برداشت و قضاوت شما را قبول ندارم؛ چون در دیدارها و برخوردهای نزدیکی که با اهالی تئاتر داشته‌ام، اگرچه مشکلات و انتقاداتی وجود داشته، اما هیچ گاه به تقابل و موضعگیری نکشیده است. احساس من این است که روند رو به پیشرفت اداره امور تئاتر برای اهالی این هنر ملموس است و انتقاد را نباید به تقابل و موضعگیری تعبیر کرد.

برای مثال آن صحبت وزیر ارشاد با این مضمون که دوره اجرای نمایشنامه‌های خارجی به سر آمده یا سیاست جدید تصویب نمایشنامه‌ها که خود شما از آن خبر دادید، مخالفت‌های تندی را برانگیخت. این دیگر انتقاد ساده نبود.

فکر می‌کنم این سوءتفاهمی بود که از انتقال ناقص وغلط این صحبت‌ها توسط رسانه‌ها به وجود آمد.

خب حالا من اینجا هستم وشما می‌توانید در باره همین 2مورد توضیح کامل و مفصل ارائه کنید.

درباره صحبت‌های نقل شده از وزیر محترم ارشاد، منظور این نبوده که به هیچ وجه نباید به سراغ متون خارجی رفت. مراد ایشان این بود که باید به سمتی حرکت کنیم تا بیش از گذشته به تولید متون نمایشی مبتنی بر فرهنگ و سنت ایرانی بپردازیم و یک نهضت نمایشنامه‌نویسی را به وجود بیاوریم. این حرف به هیچ وجه نفی آثار خارجی نیست و ما هم اعتقاد داریم که نباید خودمان را از نمایشنامه‌های نویسندگان دیگر کشورها محروم کنیم. تاکید بر تولید نمایشنامه‌های داخلی، رویکرد درستی است که در آن نگاهی سلبی نسبت به متون خارجی وجود ندارد. جناب آقای حسینی در آن صحبت در واقع دارد اولویت متن داخلی بر خارجی را بیان می‌کند و نه چیز دیگر.

البته به شرطی که ممیزی‌های دست و پا گیر، مانع اجرای نمایشنامه‌های ایرانی نشوند. برای همین نویسندگان و هنرمندان تئاتر از طرح تصویب متن قبل از اجرا اینقدر برآشفته شدند.

خب این هم یک سوءتفاهم دیگر است. برنامه تصویب نمایشنامه اتفاقاً در جهت رفع موانع است و نه ایجاد محدودیت. قبلا این اجرا بود که مجوز می‌گرفت و در دل آن اول از همه متن بازخوانی و تایید می‌شد، اما حالا هرنویسنده‌ای می‌تواند هر زمان و لحظه‌ای نمایشنامه‌اش را برای تصویب ارائه دهد و هر زمان خودش یا کارگردانی دیگر خواست، آن را اجرا کند. تا پیش از این تنها نمایشنامه‌ای خوانده و تصویب می‌شد که سالن داشت و قرار بود روی صحنه برود، اما با این طرح جدید که البته هنوز آیین‌نامه‌اش تدوین نشده، مجوز نمایشنامه مستقل داده می‌شود.

بسیاری از کارهای نمایشی، تجربی و کارگاهی هستند و اصولا نمایشنامه کاملی ندارند که بتوان آن را برای تصویب ارائه داد. تکلیف این آثار چه می‌شود؟

خب این طرح برای تصویب نمایشنامه است و نه صدور مجوز اجرا. برای آثار کارگاهی و تجربی همان روال سابق طی می‌شود و پس از ارائه طرح کلی، مجوز اجرا صادر می‌شود.

مساله دیگر تئاتری‌ها، اعمال سلیقه در ممیزی است. مثل آن اتفاقی که برای نمایش کالیگولا رخ داد و مجوز اجرایش چند روز به چند روز تمدید می‌شد و به طور مرتب اصلاحیه می‌گرفت.

اتفاقی که در مورد نمایش کالیگولا رخ داد، تخلف بود وما این کار را به هیچ وجه تایید نمی‌کنیم. همین جا تاکید می‌کنم که کسی حق صدور مجوز چند روزه برای یک نمایش را ندارد و کار یا اجازه اجرا می‌یابد یا اصلاحیه می‌خورد و با تفاهم گروه نمایشی و شورای نظارت و ارزشیابی مشکلاتش حل می‌شود. برای همین با متخلفان این اتفاق در اداره تئاتر برخورد اداری کردیم. در واقع وظیفه اصلی شورای نظارت و ارزشیابی، دادن مشاوره به گروه‌های نمایشی و تبیین خط قرمزهایی است که خوشبختانه همه هنرمندان ما از آن آگاه هستند و رعایت می‌کنند.

زمزمه برداشته شدن حمایت‌های دولتی از تولید نمایش، دغدغه دیگر هنرمندان تئاتر است. آیا در حال حاضر واقعا می‌توان دم از به روی پای خود ایستادن تئاتر از نظر مالی زد؟

در ایران حداقل تا 10 سال آینده نمی‌توانیم به تئاتر صددرصد متکی به درآمد گیشه برسیم. در وزارت ارشاد همچنین تفکری وجود ندارد که تئاتر می‌تواند از نظر دخل و خرج روی پای خودش بایستد. اتفاقا تا حالا اگر تنها از نمایش‌های اجرا شده در سالن‌های تحت مدیریت مرکز هنرهای نمایشی حمایت می‌کردیم، از این به بعد این پشتیبانی شامل دیگر تالارها نیز می‌شود، اما در این میان میزان حمایت مالی از کارها هم توسط ارشاد نمی‌تواند یکسان باشد.

چه معیاری میزان حمایت شما را تعیین می‌کند؟

معتقدیم باید زمینه را برای کار بیشتر جوانان فراهم و راه را برای ورود نسل‌های تازه به این عرصه فراهم کنیم. تئاتری که هر سال نزدیک به 1000 فارغ‌التحصیل دانشگاهی دارد، باید فضای کار آنان را نیز داشته باشد.

برنامه‌هایتان در این خصوص چیست؟

یکی از این برنامه‌ها، جداسازی بخش تئاتر حرفه‌ای از نیمه‌حرفه‌ای است. فعالیت نسل‌های قدیمی‌تر تئاتر در 10 سالن اصلی ما همچنان ادامه پیدا می‌کند، اما با بسترسازی‌های جدید، تالارهای کمتر شناخته شده‌تر را در اختیار گروه‌های جوان تر قرار خواهیم داد. این حمایت، هنرمندان نسل جدید نمایش در تهران و شهرستان‌ها را در بر می‌گیرد. برای همین در تهران 16 سالن متعلق به دیگر اداره‌ها و نهاد‌ها را شناسایی کرده و با امضای تفاهم‌نامه و قرارداد، آنها را در اختیار گروه‌های غیرحرفه‌ای قرار می‌دهیم و حمایتشان می‌کنیم. در شهرستان‌ها هم این سیاست را در پیش خواهیم گرفت.

حرفه‌ای یا غیرحرفه‌ای بودن گروه‌ها یا میزان حمایت از آثار را چه مرجعی تعیین می‌کند؟

شورای انتخاب آثار که بتازگی راه‌اندازی شده است، این مسوولیت را به عهده دارد.

ساخت و ساز در کنار تئاترشهر آسیب زیادی به این بنای ثبت شده در فهرست آثار ملی وارد کرده است. چگونه می‌توان این مشکل را حل کرد؟

عزم شهردار تهران را می‌طلبد. اول از همه می‌خواهیم بدانیم آنجا قرار است چه بنایی ساخته شود. اول ادعا می‌کنند مسجد است، بعد می‌گویند البته فضای تجاری هم دارد و گاهی هم حرف‌های دیگر می‌زنند. این محوطه که در حال حاضر در آن ساخت‌وساز می‌شود، سال‌ها در اختیار تئاترشهر بوده است.

 زمانی صحبت از این بود که فاصله تئاترشهر تا تالار وحدت تبدیل به خیابان هنر شود و حالا نه تنها فضایی را به ما نداده‌اند، بلکه به حریم ساختمان‌های ما هم تجاوز کرده‌اند. وقتی فضاهای علمی مثل پردیس مرکزی دانشگاه تهران و دانشکده الهیات در اقدامی مثبت در حال توسعه‌اند، چه خوب بود اینجا هم چنین اتفاقی می‌افتاد. فکر می‌کنم راه‌حل این مشکل، اجماع و تفاهم تمام مراکز تصمیم‌گیری و همت شهرداری تهران است.

یکی از زیر مجموعه‌های معاونت هنری، دفتر موسیقی است. از آنجا که شما علاوه بر دانشگاه، تحصیل کرده حوزه نیز هستید، می‌خواهم بپرسم در بحث موسیقی مجاز و غیر مجاز، شاخص و معیار یا مبنای فقهی شما چیست؟

ما معیار و شاخصی جز فتاوای رهبر معظم انقلاب نداریم. بر این اساس موسیقی‌ای که مناسب مجالس لهو و لعب باشد، از نظر ما غیر مجاز است که معیار آن هم عرف جامعه است. البته چون پای عرف به میان می‌آید، در مصادیق ممکن است دچار اشتباه شویم و در آن خطا وارد می‌شود که برای همین تاکید می‌کنم نباید در این وادی خدای نکرده از معیار و شاخص خودمان هزینه کنیم.

علاوه بر این از معیارهای هنری هم نباید غفلت کرد و به هر کار ضعیفی اجازه انتشار داد.

با این حال در برگزاری برنامه زنده موسیقی در شهرستان‌ها با مشکل روبه‌رو می‌شوید و چند نفر می‌توانند بگویند عرف شهر ما اجازه نمی‌دهد و براحتی یک کنسرت را به هم بزنند.

باید پس پرده این اتفاقات شکافته شود تا ببینیم چه دست‌هایی دارند این کارها را می‌کنند. همین جا تاکید می‌کنم بر هم زدن هر کنسرتی که مجوز دستگاه‌های نظارتی و ارشاد را داشته باشد، خلاف قانون است. وقتی کنسرت موسیقی سنتی و برنامه چهره‌ای چون حسام‌الدین سراج دچار مشکل می‌شود، این پرسش پیش می‌آید پس چه نوع موسیقی یا چه کسی باید روی صحنه برود. به نظرم این پوست موزی است که زیر پای بعضی از بچه مذهبی‌ها انداخته شده و باید ببینیم پشت پرده آن چه دست‌هایی قرار دارد.

برای حادثه پیش آمده در کرمانشاه چه پیگیری‌هایی انجام دادید؟

از استاندار، فرماندار و مدیرکل ارشاد کرمانشاه توضیح خواستیم. همچنین از نیروی انتظامی خواستار شدیم که وقتی خود آنان با برگزاری کنسرت موافقت کرده‌اند، بگویند چرا با اخلال در آن مقابله نکرده‌اند.

مشکل دیگر برگزاری کنسرت در شهرستان‌ها، مخالفت نهادهای تصمیم‌گیر است که چندان مدون و منطبق بر قانون نیست. برای همین در شهری مثل مشهد که هیچ برنامه موسیقی اجرا نمی‌شود. در تبریز موسیقی پاپ روی صحنه می‌رود، اما گروه سنتی کیهان کلهر مجوز نمی‌گیرد. آیا این مخالفت‌ها نباید ضابطه‌مند باشند؟

در استان‌ها و شهرستان‌ها، شورای فرهنگی که متشکل از 20 مقام ازجمله امام جمعه، استاندار، فرماندار و مدیران اداری و فرماندهان انتظامی است، مسوولیت صدور مجوز برپایی کنسرت را دارند که ما به هیچ وجه در کار آنان دخالت نمی‌کنیم.

نمی گویم دخالت کنید. می‌گویم روند صدور مجوز کنسرت در شهرستان‌ها را قانونمند کنید.

اعضای شورای فرهنگ عمومی با توجه به جو عمومی، مسائل امنیتی و قومی و دیگر موارد برای برپایی کنسرت تصمیم می‌گیرند که نباید در کار آنها دخالت کنیم. البته اگر جایی ببینیم که هیچ‌گونه موسیقی‌ای اجازه نمی‌گیرد، وارد بحث شده و سعی می‌کنیم تا آنجا که در توان داریم، مشکلات و موانع پیش روی آنها را رفع کنیم تا هیچ استانی از موسیقی محروم نشود.

آیا مثل تئاتر در عرصه موسیقی هم از تولید حمایت می‌کنید؟

تا حالا متاسفانه این کار نشده است و به دنبال آن هستیم تا از هنرمندان و گروه‌های فعال در حوزه موسیقی نواحی، سنتی و کلاسیک حمایت کنیم. امسال 500 میلیون تومان به امر حمایت از هنرمندان و برنامه‌های موسیقی مقامی و سنتی اختصاص داده‌ایم و مثل گذشته به دنبال تولید و اجرای آثار فاخر از سوی ارکسترهای بزرگ کلاسیک نیز هستیم.

صحبت از ارکسترهای بزرگ به میان آمد. راستی سرانجام انتخاب رهبر ارکستر سمفونیک به کجا رسید؟

فعلا با رهبر مهمان کار را ادامه می‌دهیم و با انتخاب مدیر کل دفتر موسیقی بی‌شک به دنبال برگزیدن رهبر دائم هم خواهیم رفت.

مدیر دفتر موسیقی چه زمانی انتخاب می‌شود؟

تا چند روز دیگر معرفی خواهد شد.

چرا برای راه‌اندازی دوباره ارکستر ملی کاری انجام نمی‌دهید؟

متاسفانه سازماندهی و ساختار اداری و مدیریتی این ارکستر از همان ابتدا خوب چیده نشد که کار به تعطیلی کشید. سال گذشته با واگذاری این ارکستر به بنیاد رودکی، متاسفانه عملاً به تعطیلی کشیده شد و مثل ماشینی که خاموش شده است، راه‌اندازی مجدد آن زمان می‌برد. مطالعات ما برای شروع به کار مجدد این ارکستر تمام شده و بزودی وارد مرحله اجرایی می‌شود.

ایجاد ارکستر بزرگ سنتی به کجا رسید؟

کارهای آن را هم شروع کرده‌ایم که پس از حل مشکل ارکستر ملی، به طور جدی‌تر دنبال خواهیم کرد.

در حوزه هنرهای تجسمی، بحث موزه هنرهای معاصر همیشه داغ بوده است. آیا برای ارتقای گنجینه این مرکز برنامه‌ای برای خرید آثار خارجی دارید؟

موزه هنرهای معاصر، جزو 10 موزه برتر جهان در این عرصه است که سعی خواهیم کرد از امسال با خرید آثار خارجی بر غنای گنجینه آن بیفزاییم. البته این شروعی است که در سال‌های آینده با اختصاص بودجه بیشتر، به طور جدی‌تر دنبال می‌شود.

و خرید آثار داخلی؟

در سال‌های گذشته خرید آثار داخلی تجسمی از سوی موزه هنرهای معاصر هیچ‌گاه متوقف نشده اگر چه کاهش داشته است. در این زمینه هم نیازمند تحرک تازه‌ای هستیم و بویژه باید کم کاری در خرید آثار بعضی حوزه‌های موضوعی ازجمله انقلاب و دفاع مقدس را جبران کنیم.

این انتقاد به موزه وجود داشته که کارکردش از یک مرکز هنری زنده به انبارداری آثار هنری تنزل یافته است. پاسخ شما چیست؟

این هم از آن ادعاهایی است که بدون دلیل روی آن زیاد مانور داده و بیش از اندازه در آن اغراق شده است.

خب وقتی موزه‌ای کمتر گنجینه‌اش را به نمایش بگذارد، ارتباطش با مراکز مشابه در جهان کم باشد، کمتر درگیر مطالعات و پژوهش‌های هنری شود، تعداد بازدیدکنندگانش به نسبت دیگر موزه‌های دنیا اندک باشد و... در معرض این قضاوت‌ها قرار می‌گیرد.

تمام این کاستی‌ها که بر شمردید، در طول چند سال گذشته و بویژه امسال در حال کمرنگ‌تر شدن است. نمایشگاهی که در حال حاضر در این موزه با عنوان جلوه‌هایی از هنر معاصر جهان برپا شده است، از لحاظ تنوع آثار، نام هنرمندان پدیدآورنده و بازه زمانی تاریخی خلق آنها در دنیا بی‌نظیر است.

از لحاظ مراوده با موزه‌های هنر مدرن دیگر کشورها هم ما همکاری‌های خوبی داشته‌ایم که آخرین آن با موزه بوینماس شهر رتردام است که تابلوی ‌ترنیداد فرناندز از وان دنگن، نقاش هلندی را به آنان امانت داده‌ایم.

نمایشگاه جلوه‌هایی از هنر معاصر جهان که امسال برای دومین سال پیاپی برگزار می‌شود، در واقع سومین رویداد از این دست در 32 سال گذشته به شمار می‌آید که کم است.

من هم نگفتم که تا حالا خیلی خوب کار کرده‌ایم و امروز هم در اوج قرار داریم. حرف شما هم تایید می‌کند که در چند سال اخیر عملکرد موزه بهتر شده و امیدوارم پیشرفتش شتاب تندتری هم پیدا کند.

به عنوان معاون هنری وزارت ارشاد، مهم‌ترین مساله هنرهای تجسمی امروز ایران را چه می‌دانید؟

نبود جریان خرید و فروش آثار هنرهای تجسمی است.

منظورتان خرید دولتی است یا فعالیت بخش خصوصی در این عرصه؟

هر دو. خود ارشاد در سال‌های گذشته آثار زیادی را از هنرمندان خریده که البته بدنه فروشی برای آنها ایجاد نکرده است. البته این با خرید آثار موزه‌ای اشتباه نشود که در آن بحث فروش مطرح نیست.

بحث خرید آثار هنری از محل نیم درصد بودجه‌‌ وزارتخانه‌ها و شرکت‌های دولتی نیز چون اجباری نیست، چندان جدی گرفته نشده است که اگرچه به دنبال تحقق آن هستیم، ولی فکر می‌کنم چاره نهایی کار نباشد. در این ارتباط فکر می‌کنم باید به دنبال ایجاد فضا و تشویق مردم به خرید آثار هنری باشیم.

چه برنامه‌ای برای رسیدن به این هدف دارید؟

در شروع کار، یک اکسپوی دائمی در شهر تهران راه‌اندازی می‌کنیم. ایجاد اکسپوی مجازی با3 نمایندگی فعال در کشورهای خارجی هم در دستور کار دفتر هنر تجسمی است.

ساز و کار این اکسپوی مجازی چگونه است؟

بنا داریم این اکسپوی مجازی یک نرم‌افزار تحت وب بین‌المللی باشد با یک شورای داوری خاص که به امید خدا همین امسال به بهره‌برداری می‌رسد. هنرمندان زیر نظر این شورای تخصصی، آثارشان را به این نرم افزار تحت وب ارائه می‌کنند و 3 نمایندگی ما در ونیز ایتالیا، رتردام هلند و دبی روی بازار یابی آنها کار می‌کنند. با این 2 اتفاق بزرگ، مردم و نهادها در کشور به خرید آثار هنری بیشتر روی می‌آورند و زمینه صادرات هم فراهم می‌شود.

پس شما با عرضه آثار هنرمندان ایرانی در حراجی‌های بزرگ جهان موافق هستید و از بابت خروج آنها نگران نیستید.

چه افتخاری بالاتر از این که پول وارد شده به کشورمان، حاصل فکر، ذوق و هنرمان باشد. ما چرا باید تصور کنیم حتما باید آثار هنری ما در کشور بماند. البته استثناء‌هایی وجود دارد که طبق قانون، آن شورای تخصصی مانع خروجشان خواهد شد. با این حال تاکید می‌کنم ما نباید از این که هنرمند ما کارش را با قیمت خوب بفروشد و آن اثر به سفیر فرهنگی ما در دیگر کشورها تبدیل شود، نگران باشیم.

و آخرین پرسش، مدیر عامل دفتر موسیقی را کی معرفی می‌کنید؟

تا یکی دو هفته دیگر.

و پس از آن تغییر و تحول مدیریتی دیگری نخواهید داشت؟

به غیر از انتساب مدیر تئاترشهر که سمت آن خالی است، دیگر تغییری نخواهیم داشت.

مجموعه گسترده و پر جمعیت

اداره کل هنرهای نمایشی، دفتر موسیقی و دفتر هنرهای تجسمی از زیر مجموعه‌های معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شمار می‌آیند که فعالیت ده‌ها هزار هنرمند را در 11رشته و شاخه هنری پوشش می‌دهند. بنیاد رودکی و بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران نیز 2 نهاد وابسته به این معاونت هستند که در تولید و نمایش آثار هنری دیداری و شنیداری و برگزاری همایش‌های پژوهشی فعال هستند. 39 هنرستان هنر در سطح کشور و اماکنی چون تئاترشهر، تالار وحدت، تماشاخانه سنگلج، فرهنگسراهای انقلاب و نیاوران نیز از اماکن هنری زیر نظر معاونت هنری وزارت ارشاد هستند.

معاونت هنری همچنین مسوول برگزاری چندین جشنواره بین‌المللی و سراسری است که از آن میان می‌توان به جشنواره‌های تئاتر و موسیقی فجر، جشنواره تئاتر عروسکی، جشنواره تئاتر حقیقت، جشنواره موسیقی زاگرس‌نشینان و... اشاره کرد. وسعت حوزه فعالیت، زیر شاخه‌های متعدد و متنوع معاونت هنری و تعداد زیاد هنرمندان مرتبط با آن، این معاونت را به مجموعه‌ای بزرگ و پر جمعیت تبدیل کرده است.

مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ وهنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها