در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه کسی رسانه را به شما فهماند؟
فهماندنی نیست. روحیه رسانهای داشتن و رسانهای بودن بایستی درون خود فرد جاری و ساری باشد، البته این موضوع، ادعایی نیست و باید در عمل و نتیجه کار بررسی شود.
فکر نمیکنید خیلی راحت از دانش مرتبط با این حوزه چشم پوشیدید؟
من علم را نفی نمیکنم. قطعا دانش مرتبط، تضمین موفق بودن و ماندن است، اما فراموش نکنید محفوظات به تنهایی کافی نیست. اگر کسی علم آکادمیک داشته باشد، اما جنس و ماهیت کار رسانه را نشناسد، موثر و کارآمد نخواهد بود. بسا افرادی که مثلا دکترای مدیریت دارند، اما یک واحد 2 نفره را هم نمیتوانند اداره کنند، بنابراین اگر زمینه مناسب باشد بذر دانش هم بخوبی ثمر میدهد.
یعنی شما که تحصیلکرده چند رشته غیرمرتبط با رسانه و مدیریت هستید، ادعای شناخت جنس و ماهیت کار این حوزه را دارید؟
گفتم که به ادعا نیست. دیگران باید قضاوت کنند، اما به نظرم پیش از آن که وارد رسانه شوم، رسانهای بودم.
پس برای مدیرکلی به رسانه دعوت شدید؟
خیر (باخنده) البته قرار بود فعالیت رسانهایام را با مدیریت در حوزه تولید آغاز کنم، اما بنابه دلایلی اینگونه نشد و از حوزه خبر سر در آوردم و با آموزش دبیری خبر شروع کردم. 2 سال، فعالیتهای مختلفی نظیر گزارشگری، خبرنگاری و حتی تدوین تصویر و ادیت صوتی خبر را فرا گرفتم و انجام دادم. پس از آن، مدیر روابط عمومی مرکز فارس و یک سال بعد به معاونت صدای مرکز منصوب شدم. از سال 1380 تا نیمه اول 1385 قائم مقام مرکز فارس بودم و همزمان، یک سال و اندی معاونت سیما را هم به عهده داشتم تا این که 15 شهریور 1385 به عنوان مدیرکل صدا و سیمای مرکز فارس انتخاب شدم.
9/4/1378 کجا بودید؟
شبکه استانی سیمای مرکز فارس در این تاریخ افتتاح و راهاندازی شد و من آن زمان در حوزه خبر مرکز، فعالیت میکردم.
رادیو و تلویزیون برای شما حکم چه چیزی را دارد؟
همواره رسانه را به چشم یک عنصر فرهنگساز و اثرگذار دیدهام. همه رسانهها از روزنامه و مجله گرفته تا سایت و وبلاگ برای من اینگونهاند منتها تاثیر هر رسانه به اندازه وسعتش است و وسعت رسانه صدا و سیما در جمهوری اسلامی بینظیر است. بینظیر از آن جهت که مردم اعتماد زیادی به آن دارند و این اعتماد، تعداد مخاطبان را افزایش میدهد و در نتیجه این طیف وسیع بیننده و شنونده متاثر از برنامههای آن، رفتارهایشان را شکل میدهند لذا این فرهنگسازی، اثرگذاری بیشتر و بهتری خواهد داشت.
لحظهای که سکان رسانه ملی را در فارس بهدست گرفتید، چه اندیشهای را در ذهن میپروراندید؟
هنگامی که این مسوولیت در حد یک پیشنهاد مطرح بود، نشستم و بررسی کردم و با خودم گفتم اگر این اتفاق رخ دهد و به قول شما، سکان به دست من سپرده شود، باید استراتژی و برنامه مدون داشته باشم تا بتوانم با جهتگیری درست به اهداف موردنظر دست یابم، اما این مهم برای هیچکس محقق نمیشود مگر با شناخت صحیح و درست محیط و جامعهای که قرار است در آن خدمت کند. هر منطقه، آداب و رسوم، فرهنگ و باور و ویژگیهای خاص خودش را دارد از این رو ابتدا باید با نگاهی جامع و دقیق به بررسی و شناسایی داشتهها و آسیبشناسی ضعفها و کاستیها پرداخت و سپس نقشه راه را ترسیم کرد. من نیز چون اهل همین استان بودم و چندین سال مسوولیتهای مختلفی را به عهده داشتم، آشنایی ملموسی با مسائل فارس پیدا کرده بودم، بنابراین روز معارفه به همکارانم گفتم مدتها جریان مرموزی در کار بود تا استان فارس و شیراز را در کشور تنها به عنوان شهر گل و بلبل و شعر و شاعری و تفریح و گشت و گذار مطرح و معرفی کنند و سمت و سوی فکری و فرهنگی مردم را به این جهت بکشاند؛ در حالی که این خصوصیت گل و بلبل و باغ ارم و... در برابر ویژگیهای منحصربهفرد و متنوع اقلیمی و جغرافیایی و میراث جاودان و عظیم فرهنگی و معنوی موجود، بسیار ناچیز و کوچک است. ما دراستان فارس به تعداد روزهای سال، مکان و محل ثبت شده در فهرست میراث فرهنگی و آثار ملی داریم. نزدیک به یک قرن پیش در همین شهر شیراز که دارالعلم نیز خوانده شده است 70 مجتهد مسلم نزدیک به مرجعیت زندگی میکردند و... خب اینها نشانه توانمندی و کارآمدی مردم این دیار است و اتفاقی نیست، اما جالب است بدانید رهبر معظم انقلاب نیز در سفری که اردیبهشت 87 به استان فارس داشتند به این مساله اشاره فرمودند که:«... گفته میشد مردم فارس اهل حالند؛ منظورشان این بود که اهل کار نیستند. بنده میگویم نه، اهل حالند یعنی اهل قال نیستند، والا بحمدالله اینجا خیلی اهل کارند؛ مردم فارس اهل قال نیستند، اهل گفتن و جنجال کردن و مردم را به خود متوجه کردن نیستند... اما استعداد خیلی زیاد است که از این استعداد باید استفاده شود.»
با همه این تفاسیر آیا رادیو و تلویزیون استانی مرکز فارس شنیده و دیده میشود و از نفوذپذیری لازم در جامعه برخوردار است؟
با توجه به خصوصیات و ویژگیهای بومی مردم فارس به نظرم مخاطبان زیادی داریم. در واقع به نسبت خودمان، خوب دیده و شنیده میشویم. نظرسنجی نشان میدهد در شیراز، میزان شنوندگان صدای استانی 33 درصد بوده و این مقدار قطعا در سایر شهرستانها و روستاها بیش از این است. گاهی تا 40 درصد هم پیش میرویم، زیرا استفاده از رادیو در مناطق و شهرهای کوچکتر، معمولتر است. میانگین تماشای برنامههای سیما نیز در شبانهروز برای هر بیننده 2 ساعت بوده است.
در عین حال قبول دارید نیاز و توقع جامعه از صدا و سیما بیشتر شده و امکان تداوم و همراهی مخاطبان با تولیدات رادیویی و تلویزیونی را با دستانداز و خطراتی مواجه کرده است؟
بله. نیازها، پیشرفتها و ویژگیهای خاص عصر ارتباطات، خواه ناخواه ما را با این تنوعطلبی و توقع ناشی از مشاهده و مقایسه شبکههای متنوع و متعدد ماهوارهای و رسانههای داخلی مواجه میکند. در بسیاری موارد مردم، شبکههای استانی را با دیگر شبکههای سراسری مقایسه میکنند، اما خبر ندارند بودجه و امکانات ما به لحاظ نیروی انسانی و تجهیزات، چقدر است! البته با این همه، برگ برنده ما در این ماراتن تنگاتنگ و سخت، پرداختن به مسائل بومی و منطقهای و فرهنگ و آداب و سنن مردم است که سبب رضایت خاطر و همراهی مخاطبانمان میگردد.
مخاطب گرفتار آمده در چنبره محرکهای گوناگون دیداری و شنیداری به تفاوتها مینگرد و گوش میسپارد. چرا این قالبشکنی و متفاوت بودن، کمتر در صداوسیمای مرکز فارس به چشم میآید؟
اخیرا در برنامههایمان این قالبشکنی و تحول را شروع کردهایم و نمونه بارزش در آیتمهای طنز برنامه روتین شبانگاهیمان کاملا مشهود است.
اما هنوز هم در برنامههای تولیدی و اجتماعی مرکز فارس، کفه رویکردهای محافظهکارانه بالاتر از دیدگاههای نقادانه به نظر میرسد.
به نکته خوبی اشاره کردید. اتفاقا ما نقد را از خودمان شروع کردیم. چندی قبل من به عنوان مدیرکل مرکز در برنامه هفتگی (بازتاب) که ویژه پیگیری مشکلات، معضلات، طرح انتقادها و راهکارهایی درباره مسائل مختلف شهری و استانی است، حاضر شدم. تهیهکننده برنامه پرسید تا چه حد میتوانیم شما را به چالش بکشانیم؟ گفتم آزادید تا سرحد امکان، هر چه ایراد و اشکال و انتقاد از سوی مردم وارد است را مطرح کنید. حتی اگر خواستید، منتقد هم به برنامه دعوت کنید... بیشترین تلفن و شدیدترین انتقادها در آن برنامه پخش شد و من خیلی راحت با مسائل برخورد کردم و پاسخ دادم.
این درست، ولی برنامههای طنزتان هم که به نوعی پشتش سنگر گرفتید، ساختار یکنواختی دارد و بین چند چهره محدود در فصلهای مختلف در چرخش است و کمتر به نیازها و واقعیات روز جامعه توجه دارد.
بله. این حرف درستی است. تاکید من نیز به برنامهسازان این است که از نیروهای جوان و مستعد استفاده شود، اما مگر وظیفه تربیت بازیگران به عهده صداوسیماست؟ قطعا این گونه نیست. صداوسیما معمولا از نیروهای پرورش یافته وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استفاده میکند بنابراین اگر تئاتر استان ما قوی باشد، میتوانیم بخوبی از نیروهایش در کارهای نمایشیمان بهره ببریم. با این همه ما در را به روی همه گشودیم و گفتیم نیروهای جوان و آماتور بیایند و کار کنند تا کمکم با برطرف شدن ضعفها و کاستیهایشان، حرفهای شوند.
البته شما توپ را به زمین حوزههای دیگر انداختید. کادرسازی با جوانان بومی، خوب است ولی ما معتقدیم هنر صداوسیما، جذب است. گاهی برخی نویسندگان رادیو و تلویزیون میگویند وقتی حقوق ما از نویسنده یک روزنامه زرد کمتر است، چرا هنرمان را در رسانه به حراج بگذاریم؟ حال میخواهم بدانم آیا واقعا توانستهاید با پرداختهای مناسب، آن جذب حداکثری را داشته باشید؟
بحث توپ انداختن نیست. بالاخره بخشی از نیاز صداوسیما را جامعه باید تامین کند و این جامعه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری، آموزش و پرورش، حوزه و دانشگاه و... جدا نیست. حرف شما درباره حقالزحمه و مسائل مالی هم درست است لذا ما نیز سعی کردیم جبران کنیم. سال 80 که معاون صدای مرکز بودم، بچههای گروه نمایش رادیو درخواست کردند که اجازه بدهید یکی از نویسندگان و کارگردانان خوب حوزه نمایش رادیویی را از استانی دیگر، چند روزی دعوت کنیم و با پرداخت مبلغ قابل توجهی از او بخواهیم متنی قوی برایمان بنویسد و تمرینمان بدهد تا کار خوبی برای ارائه به جشنواره داشته باشیم، اما موافقت نکردم، زیرا خیلی ضعف و افت است که یک مرکز بخواهد چنین کاری بکند.
متاسفانه وضعیتی پیش آمده که مدیران برای به نمایش گذاشتن مدیریتشان به هر وسیلهای متوسل میشوند تا بگویند داریم کار میکنیم و زحمت میکشیم ولی من دست در جیب مرکز کردن و سفارش ساخت سریال دادن را هنر نمیدانم. هنر مدیریت من زمانی نمود مییابد که نیروهای بومی همین خطه را قوی کنم.
خب وقتی بومینویس ما کار قوی ارائه نمیکند، گناه مخاطب چیست که این وسط قربانی شود؟
درست است، اما مگر همه نویسندگانی که در پایتخت مستقرند و قوی مینویسند، تهرانیاند؟ بیش از 90 درصدشان شهرستانی هستند، منتها چون خوب قلم میزدند و درآمد بیشتری انتظارشان را میکشیده به مرکز گرایش پیدا کردهاند، البته عوامل دیگری هم دخیلند، اما به هر حال ما باید کار خودمان را بکنیم و بحث تربیت نیرو را جدی بگیریم. صداوسیما نباید و نمیتواند نویسنده تربیت کند. رسانه باید بهترینها را شناسایی، جذب و گزینش کند؛ نویسندگان، تهیهکنندگان و کارگردانان که از مردم زمان خود جلوتر باشند و قبل از آن که جامعهشان به آسیبی دچار شود، تشخیص دهند و با هنرشان جهتدهی لازم و بموقع را داشته باشند یا حداقل آسیبهای حال جامعه و راهکارها را بدرستی بشناسند، اینها برای ما مناسبند وگرنه من یا هر کس دیگری نمیتوانیم شقالقمر کنیم و باید با همین نیروهای موجود کار کنیم، زیرا یک مدیر توانایی و قدرت این را ندارد که همه را رد کند و نیرویی جدید استخدام کند پس همه باید دست به دست هم دهند تا کارها به سامان برسد و اثری قوی و قابل قبول ارائه شود از این رو در راستای این مهم الان 4 سال است که باشگاه نویسندگان را در صداوسیمای فارس ایجاد کردهایم و با دعوت و غربالگری نویسندگان توانای استان، حدود 25 نفر را انتخاب کردهایم تا به صورت کارگاهی فعالیت کنند. خوشبختانه بازده بسیار خوبی هم داشتهایم. به عنوان نمونه الان سریال (چشم و چراغ) را در دست تهیه و تولید داریم که حاصل متن یکی از خانمهای نویسنده همین باشگاه است. از 2 سال پیش تاکنون نیز هر سال بیش از 100 نمایش فاخر رادیویی به قلم همین عزیزان تولید کردهایم که حدود 40 تای آنها توسط اداره کل صدای استانها تکثیر و در اختیار همه مراکز قرار گرفته است. 2 تلهفیلم کاملا بومی هم در شهرستانهای استان ساخته شده، بنابراین به تجربه دریافتهایم که اگر بخواهیم دست روی دست گذاریم و جیرهخوار عوامل خارج از استان باشیم، وضعیتمان تغییری نخواهد کرد، اما اعتماد به نیروها و داشتهها و حل و فصل مسائل مالی به مرور زمان ما را به اوج میکشاند پس نمیتوان با چنین استدلالی از تلاش دست کشید.
چقدر میکوشید تا سیمای فارس واقعا سیمای فارس باشد نه شیراز؟
این جمله شما، اعتقاد ماست و کوشیدهایم تا آینه تمامنمای کل استان باشیم و نه صرفا شهر شیراز، البته این را هم از نظر دور ندارید که یک میلیون و 600 هزار نفر از جمعیت 4 میلیون و 600هزار نفری استان فارس در شهر شیراز زندگی میکنند و مسائلی دارند که باید به آنها بپردازیم.
ولی تعداد زیادی از همین یک میلیون و 600هزار نفر را هم افراد مهاجر تشکیل میدهند و طبعا بیش از گذشته علاقهمندند از حال و هوای شهر و دیارشان با خبر شوند.
حق با شماست. صداوسیما فقط صداوسیمای شیراز نیست و ما هم بر همین مبنا جلو میرویم منتها معمولا بیشتر گلایهها در حوزه اخبار و خبررسانی است که چون بیشتر خبرهای ما مربوط به ادارات کل استان است، مردم شهرستانها آن را به حساب شهر شیراز میگذارند.
اتفاقا یکی از انتقادهای بارزی که به واحد اطلاعات و اخبار مرکز فارس وارد است این است که گاه خبرهای دستچندم و بسیار معمولی برخی شهرستانهای کوچک را پخش میکنید و خبرهای مهم شهرستانهای مطرح را فاکتور میگیرید.
این را قبول ندارم زیرا همکاران من در واحد خبر به ارزشهای خبری مینگرند و خبرهای مختلف را با این معیار میسنجند.
اما گاهی یک مهد کودک برنامهای برگزار میکند و همکاران شما پوشش خبری میدهند.
اگر چنین شده باشد نقص است و باید جلوگیری کرد، البته ممکن است به صورت موردی این اتفاق بیفتد کما این که خودم مشاهده کردهام، مثلا در ایام محرم خبر عزاداری تعداد اندکی از دانشآموزان دبستانی یک روستا پخش شده، اما جمعیت عظیم عزادار شیراز یا یکی از شهرستانهای بزرگ را پوشش خبری ندادهاند که بلافاصله اعتراض کردهام. جایی که اعتراض وارد است باید تسلیم شد و پذیرفت.
چقدر در سطح ملی جریانساز بودهاید؟
در مرکز فارس، استعداد و توانمندی تولید کارهای عروسکی کودک بسیار بالاست. بیشتر برنامههای عروسکی ما نظیر نارنج و ترنج، قصه مزرعه، شهر مورچهها و... از شبکههای سراسری نمایش داده شده و در انیمیشن هم حرکتهای بسیار خوبی صورت گرفته است. مستند (رودکر) چندین بار از شبکه 2 سیما پخش شد. اخیرا هم مستندهای «خرما» و «زیتون» را جداگانه تولید کردهایم که دومی در جشنواره رسانه و اقتصاد، رتبه برتر را کسب کرد و جایزه گرفت. همچنین در طول سال و بنا به مناسبتهای مختلف ملی و مذهبی، ارتباطهای زنده و مستقیم زیادی بین مرکز و شبکههای سراسری و برونمرزی داشتهایم. طی 6، 7 ماه گذشته هم نماز جماعت ظهر حرم حضرت احمد بن موسی(ع) به صورت زنده از شبکه اول پخش میشود. اگر بتوانیم اسم این را جریانسازی بگذاریم تا حد زیادی به آنچه مورد سوال شماست دست یافتهایم.
حجم برنامههای روزانه رادیو و تلویزیون فارس چقدر است و چه سطحی از استان را زیر پوشش دارد؟
برنامههای سیمای مرکز فارس از ساعت 30/11 تا 24 هر روز روی آنتن میرود و 5/92 درصد استان را زیر پوشش دارد، اما در حوزه صدا، صد?درصد استان میتوانند از برنامههای 24 ساعته رادیو (17 ساعت تولید و پخش و بقیه تقویت شبکه سراسری) استفاده کنند.
صدا و سیمای مرکز فارس، توان تبدیل به یک شبکه 24 ساعته را دارد؟
بله. در این 4 سال یکی از استراتژیهای ما نهادینه کردن شعار «ما میتوانیم» در خود مرکز و جامعه بوده است و با حرکتهای خوبی که صورت پذیرفته، رشد چشمگیری به لحاظ ارتقا و توسعه کمی و کیفی فعالیتهایمان داشتهایم. قبلا برنامههای سیمای استان از ساعت 15 هر روز آغاز میشد، اما در گام نخست برای نیل به این هدف، شروع برنامه را از 30/11 صبح قرار دادیم. همچنین هر 30 روز یکبار که سهمیه پخش دیجیتال به ما میرسد و برنامهها برای مردم تهران نیز قابل دریافت است، از 8?صبح روی آنتن هستیم. در مجموع، توانمندی بالقوهاش را داریم که امیدواریم با اقدامات عملی بعدی بتوانیم آن را به فعلیت برسانیم.
در خط سیر آینده صدا و سیمای مرکز فارس، کدام افق نوینی با خورشید تلاش شما و همکارانتان مغرب و مشرقش را خواهد یافت؟
بر این اساس گامهای نخست سریالهای زندگانی حضرت احمدبن موسی شاهچراغ(ع) و سلمان فارسی که از مصوبات دور سوم سفرهای استانی رئیسجمهور به فارس است، برداشته شده و طی چند روز گذشته طرحی را به کار گروه فرهنگی ـ اجتماعی استانداری فارس برای تخصیص اعتبار لازم برای شروع این پروژههای عظیم ارائه کردهایم. همچنین تولید فیلم داستانی (سعدی، مسافر عشق) و مستند بازسازی شده حضرت احمدبن موسی(ع) و مستند مفاخر فارس که به بررسی زندگانی شخصیتهای بزرگ و تاثیرگذاری چون حضرت آیتالله العظمی سیدعبدالحسین لاری(ره)، مرحوم میرزای شیرازی، حضرت آیتالله العظمی سیدنورالدین حسینی الهاشمی(ره)، حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی و... میپردازد را در دستور کار داریم.
بازسازی استودیوها و ساختمان مرکز که مربوط به 43 سال قبل است، ایجاد استودیو معارف، کتابخانه دیجیتال و اتوماسیون تدوین و تصویر، تکمیل پوشش فرستندههای تلویزیونی با بهرهبرداری از 165 فرستنده جدید، راهاندازی ایستگاه پرقدرت رادیویی استان با دکلی به ارتفاع 252 متر و ... نیز از دیگر فعالیتهای در دست اقدام ماست.
کارتان تهیهکنندگی است؟
بله.
و خط خاتمه این حرفها؟
سخن عشق نه آن است که آید به زبان
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
شیما و میلاد کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: