در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صدیقشریف همیشه در کارهایش احتیاط را در پیش میگیرد ولی شبی که یکی از تلخترین حوادث دوران زندگیاش رخ داده مربوط به سال68 است که هیچ گاه از خاطرش پاک نمیشود: ما مشغول فیلمبرداری و ضبط ویژه برنامهای برای نوروز 66 بودیم، قرار بود من شخصیت بابا روزگار را بازی کنم. بازی در این مجموعه با ناخوشی پدرم مصادف شد. به دلیل سختی کار و ضبط برنامه قادر نبودم در کنار پدرم باشم. متاسفانه 6 فروردین 66 هم پدرم را از دست دادم. این یکی از تلخترین حوادث زندگی من بود. در واقع پدرم روی تخت بیمارستان بود و بههیچعنوان نمیتوانستم او را ملاقات کنم و در آخرین لحظات عمرش در کنارش باشم.
با اینکه این ماجرا برای صدیق شریف تلخ بوده اما تجربههای خوبی برای او به همراه داشته است: من بعد از این ماجرا مقاوم شدم و دانستم به دست آوردن موفقیت تدریجی است و دریکلحظه به دست نمی آید . اتفاقا بعضی وقتها به جوانان و دوستان توصیه میکنم که تلاشتان را بکنید و نخواهید که یک شبه ره صدساله بروید. قاعدتا وقتی انسان تلاش کند و هدفش برایش مقدس باشد به هدفش میرسد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: