در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حقوقدان آلمانی سازمان ملل، اینگونه نوشته بود که ماشین حامل بمب، چند روز قبل از انفجار، از مرز سوریه وارد لبنان شده بود و تا ساعاتی قبل از حادثه، در پادگان ارتش سوریه مستقر در لبنان، متوقف بوده است.
دیگر اینکه نوشته بود یکی از مقامات امنیتی سوریه، چند روزی پس از ترور حریری، به طور مشکوکی خودکشی کرده بود و اظهارات مقامات سوری بازجویی شده نیز آنقدر متناقض بودهاند که او مجاب به مقصر دانستن سوریها شده بود.
گزارش مفصل او را روزنامه شرق آن زمان، به تمامی منتشر کرد و چند صفحهای را به آن اختصاص داد.
شرق بیآنکه نقدی به گزارش وارد کند، به گونهای وانمود میکرد که دروغهای مهلیس، حقایقی مسلم و صادقانهاند. خبرها و تحلیلهای آن روزهای شرق، با عباراتی نظیر دمشق همچنان تکذیب میکند و امکان ندارد این طرح بدون تایید مقامات عالیرتبه سوریه تهیه شده باشد، بشار اسد را تنها مقصر حادثه نشان میداد. در یکی از همین مقالههای به ظاهر تحلیلی، با عنوان اسد و گزینههای باخت ـ باخت نوشته شده بود:
دنیا عوض شده است. دنیایى متفاوت را در برابر داریم. فضاى جدید بینالمللى رفتارى متناسب با واقعیات حاکم را طلب مىکند. گزارش دتلو مهلیس آلمانى که از طرف سازمان ملل، مسوول تحقیق در خصوص چگونگى قتل رفیق حریرى نخستوزیر سابق لبنان گردید، نشان مىدهد که سوریه مانند بسیارى دیگر از کشورها به درک این مهم نایل نشده است.
دادستان آلمانى با جزئیات کامل نقش کلیدى سرویسهاى امنیتى سوریه و همتایان لبنانى آنها را در ترور منتقد حضور نیروهاى بعثى در لبنان به تصویر کشیده است. مشکل بازیگرانى در حد و قواره سوریه در صحنه منطقهاى و جهانى در این است که بر اساس الگوهاى سنتى قدرت درصدد هدایت امور داخلى و ایفاى نقش در بیرون از مرزهاى خود هستند.
این اتهام به سوریه به وسیله دتلو مهلیس وارد آمده است که این کشور با توسل به ترور درصدد ساکت کردن مخالفان لبنانى، حضور مستقیم یا غیرمستقیم و مداخله در امور داخلى لبنان برآمده است و رفیق حریرى نیز در این رابطه به قتل رسیده است.
سوریه تفسیرى غیرواقعگرایانه از موضوعات منطقهاى داشت و به همین دلیل با شکست کامل روبهرو گردید. فشار بینالمللى که با همکارى آمریکا و فرانسه از طریق سازمان ملل وارد آمد و فشارهاى داخلى که از سوى گروهها و سیاستمداران مخالف سوریه در لبنان انجام گرفت، سوریه را در موقعیت باخت ـ باخت قرار داده است».
گرچه گزارش مهلیس چندان به جایی نرسید و خود او نیز پس از مدتی سمتش را به شخصی دیگر واگذار کرد، اما رفتار آن روزهای روزنامه شرق، در حمایت از گزارشنویس دروغگو و اتهامزنی علیه سوریها، بسیار قابل تامل مینمود. موضع این روزنامه دقیقا همانند موضع غربیها بود، فقط ترجمه شده به فارسی.
سیدحسن نصرالله، در مصاحبهای مطبوعاتی، اسناد و شواهدی را از دست داشتن اسرائیلیهای منحوس در ترور رئیس حریری فاش نمود، نظیر فیلمهای هواپیماهای جاسوسی اسرائیل بر فراز بیروت در روزهای پیش از ترور، یا اعترافات چند جاسوس و مزدور. سخنان سیدحسن، بیش از هر چیز یادآور دو نکته بود.
یک اینکه گزارشنویسان سازمان ملل، تا چه حد میتوانند دروغگو و جیرهخوار صهیونیستهای عالم باشند، چنانچه در این پرونده و پرونده اتمی ایران همینگونه بودهاند و دوم این که گرچه دنیا عوض شده است، اما هر چه بوده، این بازی، فقط یک بازنده داشته است، آن هم اسرائیل و نه سوریه و نه حزبالله و نه فلسطین و نه ایران، چنانچه خداوند وعده داده است!
وبلاگ یک سرپناه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: