در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما آن چیزی که در عین کهنگی باز هم دردآور است و تازگی دارد فضایی است که به متخلفان پر و بال میدهد و جسورشان میکند تا به سمت هر حیوانی شلیک کنند حتی اگر آن حیوان خرس قهوهای در معرض نابودی باشد.
هنوز یادمان نرفته است که چند سال پیش وقتی در سرمای زمستان تبریز، خرسی قهوهای که از شدت گرسنگی به شهر نزدیک شده بود و در جاده با ناشیگری یک راننده تاکسی که قصد متوقف کردنش را داشت، رو به رو شد و به ساختمانی نیمهکاره در تبریز پناه آورد، به علت نبود حتی یک قبضه اسلحه بیهوشی در استان به ضرب گلوله واقعی ماموران از پای درآمد. ماجرای تبریز آن روز حالا دوباره در خرمآباد تکرار شده هرچند با شکلی متفاوت اما با همان نتیجه.
دیروز مدیرکل محیط زیست استان لرستان از دستگیری 3 تن از 5 شکارچی متخلف خبر داد ؛ 3 نفری که گویا با خود مقدار زیادی مهمات داشتهاند و 2 نفر از همدستانشان با ا سلحه «ژ3» فرار کردهاند.
حالا این سه نفر در بازداشت به سر میبرند ؛ ولی همه و حتی خود آنها میدانند که بازداشتشان عاقبت شومی نخواهد داشت.
به احتمال زیاد آنها به اشد مجازات محکوم میشوند یعنی پرداخت مبلغ 700 هزار تومان به صورت نقدی که اگر قرار باشد فقط یک نفر از این 5 نفر آن را تقبل کند باز هم در حد یک شوخی خندهدار است.
اینها اتفاقات تکراری و همیشگی طبیعت ایران است، ولی آن چیزی که نمیشود به آن عادت کرد تعارفی است که قانون با متخلفان دارد. آن گونه که مدیرکل محیط زیست استان لرستان میگوید یکی از افراد دستگیر شده، شکارچی غیرمجاز سابقهدار است و اسلحهاش تاکنون چندین بار تحویل مراجع قضایی شده، ولی معلوم نیست که پس از خاتمه کار چه اتفاقی افتاده که اسلحه دوباره به او برگردانده شده است. این نقطه کور ماجرای مرگ حیاتوحش در کشورمان است یعنی ابهاماتی که هیچ وقت روشن نمیشود، اما دوستداران محیطزیست از آن این نتیجه را میگیرند که مجازات 700 هزار تومانی برای شکار یک قلاده خرس قهوهای در حال انقراض بستر خوبی برای ادامه شکار در سفیدکوه، اشترانکوه و قالیکوه (عمدهترین زیستگاههای خرس قهوهای) فراهم کرده است.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: