در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عبدالرضا شیخالاسلامی ـ وزیر کار ـ چندی قبل در مراسم تودیع و معارفه روسای قدیم و جدید سازمان فنی و حرفهای خبر داد که در حال حاضر افراد یا بیکارند یا حال کار کردن ندارند و مهارت انجام مشاغل مختلف را کسب نکردهاند. وی خواستار بازگشت نظام استاد ـ شاگردی است و سایه سنگین بیکاری بر تمام ابعاد کشور با آموزشهای فنی و حرفهای را قابل رفع شدن میداند.
دانشآموختگان بیکار دانشگاهها
هرچند آموزش فنی و حرفهای میتواند حلقه مفقوده بازار کار باشد و آمار بیکاری را کاهش دهد، اما وضعیت نیروی کار و بیکار در کشور نشان میدهد که بیکاران دانشآموخته و دارای مدارک عالی تحصیلی 5 برابر بیشتر از بیکارانی است که از سواد کمتری برخوردارند. براساس آخرین آمارها، متوسط رشد ذخیره بیکاران کشور 14 درصد و متوسط رشد ذخیره بیکاران دارای مدرک دانشگاهی 70 درصد است. بنابراین بخش عمدهای از بیکارانی که به قول وزیر کار، حال و حوصله کار ندارند، دارای مدارک تحصیلی دانشگاهی هستند.
مشکل جای دیگری است
در واکنش به سخنان وزیر کار، محمد عباسی وزیر تعاون میگوید: مردم حال کار کردن دارند، اما باید از آنها حمایت کرد. به گفته او، افراد بیکار یا توان حرفهای و مدیریتی لازم را ندارند یا از نظر مالی در تنگنا هستند. او رفع این مشکل را متوجه مسوولیت دستگاههای اجرایی میداند.
بعضی از نمایندگان هم، بیکار نمانده و در پاسخ به وزیرکار موضعگیری کردند؛ ازجمله مصطفی کواکبیان ـ نماینده سمنان ـ که میپرسد با توجه به وجود بیش از 4 میلیون بیکار باید پرسید که چقدر شرایط کار را فراهم کردهایم. آیا افرادی که فارغالتحصیل دانشگاهها هستند هم، حال کار کردن ندارند؟ وی از وزارت کار میخواهد که برای اشتغال شرایط فراهم کند و البته روی سخنانی که مطرح میشود، بیشتر فکر کنیم.
همچنین قدرتالله علیخانی ـ نماینده مردم قزوین ـ نیز معتقد است وقتی بیشتر جمعیت 4 میلیون نفری بیکار، برای حفظ خانواده و آبروی خود، به انجام سختترین مشاغل هم راضی هستند، که متاسفانه همان کار سخت هم وجود ندارد، آیا میتوانید آنان را به کمکاری و بیحالی متهم کنید؟
بیکارانی که دیده نمیشوند
27 ساله و لیسانس زبان انگلیسی است، در یک موسسه زبان معلم است و بعضی روزها به دارالترجمه رسمی سر میزند، اما از شغل ثابت و بیمه و مزایا خبری نیست. به گفته او سرجمع حقوق ماهانهاش به 400 هزارتومان نمیرسد. او خود را بیکار میداند و میگوید: «انرژی و توان من برای کار کردن زیاد است، اما بازار کار اشباع شده است، وضعیت کاری من به گونهای است که اگر یک روز به من نیازی نداشته باشند، بدون هیچ تعهدی میتوانند بیرونم کنند.
با توجه به وجود رشد 70 درصدی ذخیره بیکاری در بین دانشگاهیان، چطور میتوان آنان را به بیحالی متهم کرد؟
بر خلاف پیشبینیهای برنامه چهارم توسعه، هنوز ایران برای ایجاد فرصتهای شغلی با موانع جدی روبهروست. با توجه به این که در سالهای اخیر بیش از 60 درصد از ورودیهای دانشگاهها را زنان تشکیل دادهاند، آمار اشتغال زنان تحصیلکرده چندان مثبت نیست، گفته میشود که نرخ بیکاری در بین این زنان 40 درصد است. هر چند که معمولا ازدواج، بچهداری، مرخصیهای طولانی زایمان و شیردهی و نبود فرصتهای برابر برای ارتقای شغلی ازجمله عوامل کنارهگیری زنان برای اشتغال است، اما عدهای هم از نبود فرصتهای شغلی گله میکنند.
او لیسانس تاریخ و دانشجوی فوقلیسانس همین رشته در دانشگاه تهران است، بعدازظهرها در یک مطب، منشی است، میگوید: مجبورم کار کنم چون از عهده کرایه ماهی 350 هزار تومان برنمیآیم. او اهل شاهرود است و در تهران تنها زندگی میکند، از این که به شهرش بازگردد استقبال میکند و میگوید: اگر در شاهرود کار پیدا کنم، محال است تهران بمانم. متاسفانه بعد از فارغالتحصیلی مجبورم در تهران زندگی کنم تا بیکار نمانم.
پزشکان هم بیکارند
شنیده بودیم که ماماها و پرستارها از بیکاری رنج میبرند، اما دکتر بودن و بیکاری به نظر محال میرسد. حسینعلی شهریاری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در اینباره توضیح میدهد: در حال حاضر بیش از 2 هزار پزشک در 41 دانشگاه علوم پزشکی کشور مشغول تحصیل هستند و تا 15 سال آینده دستکم 30 هزار پزشک دیگر به جامعه پزشکی اضافه میشود که میتوانیم آنان را جایگزین پزشکان بازنشسته کنیم، بنابراین هیچ نگرانی برای کمبود پزشک وجود ندارد، اما دلمشغولی ما این است که نتوانیم این پزشکان را جذب کار کنیم و امکانات لازم را به خصوص در مناطق محروم در اختیارشان قرار دهیم.
به گفته وی این مشکل نهتنها باعث شده تا توزیع پزشک کشور عادلانه نباشد، بلکه حدود 7 تا 8 هزار پزشک به دلیل نبود فرصت مناسب، بیکار باشند. هزینه تربیت یک پزشک در ایران بالاست، اگر از توانایی این افراد استفاده نشود، بودجه کلان بخش آموزش به نوعی هدر خواهد رفت.
دستگاههایی که در رشد بیکاری مقصرند
«معدل دوره لیسانس او 80/18 و معدل دوره فوقلیسانسش 30/18 است، بارها از سوی دانشکده محل تحصیلش مورد تقدیر قرار گرفته و دانشجویان زیادی به جایگاه او نزد استادان غبطه خوردهاند. فکر میکرد پس از فارغالتحصیلی، دستکم شغل و سمت آبرومندی در انتظارش باشد، اما حالا با گذشت یک سال و نیم از دریافت مدرک کارشناسی ارشد که دانشجوی ممتاز بودنش را تایید میکند، هنوز بیکار است، چون حاضر نیست در موسسهای که مدیر مستقیم او دیپلمه است، مشغول به کار شود.
این روزها، مدرک تحصیلی برای اشتغال کافی نیست، چون به گفته بسیاری از کارفرمایان، جوانان درسخوانده، مهارتی نمیدانند، اشکال کار به جوانان مربوط نیست به نظام آموزش عمومی و عالی مربوط است که دانشجویان را برای بازار کار تربیت نمیکند.
محمدرضا سپهری ـ رئیس موسسه کار و تامین اجتماعیـ در اینباره میگوید: دانشگاهها، آموزشهای لازم را برای ورود به بازار کار ارائه نمیدهند، بنابراین فارغالتحصیلان برای جذب بازارکار، مشکل دارند. وی از جمله مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار را دانستن زبان خارجی، انجام کار گروهی و شیوههای تعامل اجتماعی، کارآفرینی و ... میداند که دانشگاهها از آموزش این اصول به شاغلان آینده ناتوانند.
به گزارش خبرگزاری جوانان ـ برنا ـ نتایج تحقیقات نشان میدهد که اشتغال دانشآموختگان دانشگاهها در حرفهای نامتناسب با مدرک تحصیلی هر قدر هم که درآمدزا باشد، بیکاری محسوب میشود. در حال حاضر مسافرکشی، بازاریابی، تدریس خصوصی و... از مشاغل جوانان دانشآموخته است ولی به دلیل نبود ارتباط با مدرک تحصیلی بیشتر آنان، نوعی بیکاری محسوب میشود.
غفار پارسا ، کارشناس مسائل اجتماعی در مقالهای با عنوان عوامل موثر در گسترش بیکاری میگوید: افزایش جمعیت و ضعف سیستم آموزشی و ناکارآمدی از عوامل بیکاری است. کاهش سرمایهگذاری، نبود انگیزه کاری در بین کارمندان و پایینآمدن نرخ رشد تولید و... از عوامل بیکاری و ناامنی اقتصادی است.
از سوی دیگر نبود حمایت از کارآفرینان و بخش خصوصی در استخدام نیروی کار باعث شده تا بخشهای غیردولتی هم توان و انگیزه برای جذب جوانان نداشته باشند. به نظر میرسد آنچه وزیر کار در پی توجیه بیکاری باید ارائه دهد، نه اتکا بر بیحالی جوانان که حمایت از کارآفرینان، خوداشتغالان، ایجاد فرصتهای شغلی براساس برنامه چهارم توسعه و همفکری با آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی برای تربیت افراد متناسب با نیاز بازار کار است.
به هر حال وزارت کار، سخنان وزیر را به نوعی توجیه و ناشی از جهتگیری خبرنگاران میداند. بنابر ادعای این وزارتخانه، شیخالاسلامی همواره درصدد اجرای برنامههایی برای توانمندسازی و ارتقای مهارت افراد است.
آنچه بازار کار ایران نیازمند آن است نه فقط آموزشهای نظری که فنی و حرفهای است؛ گامی که در حال ارتقاست. کارشناسان امیدوارند تا با توسعه آموزشهای فنی و کاربردی، جوانان براحتی وارد بازار کار شوند. باید ماند و منتظر بود و دید.
کتایون مصری / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: