در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این شاید نشات گرفته از اخلاق خاص ما آسیاییها باشد، اما پارک کی وون که 13 سال در ایتالیا مربیگری کرد و تیم بزرگی چون پروجا را به جایگاه رفیعی در معتبرترین لیگ دنیا رسانده است، نامدارترین مربی خارجی ایران هم به حساب میآید که نخستین مدال نقره بازیهای آسیایی بوسان و مدال برنز جام ملتهای آسیا را برای ایرانیان به ارمغان آورد و بیانصافی است که تلاشهای او را نادیده بگیریم و از یاد ببریم که او مدرنترین شیوههای دفاع روی تور و دفاع داخل میدان را به والیبالبازان ما آموخته است.
انگار هنوز ناراحت هستید که در اواخر زمان ریاست یزدانیخرم شما را کنار گذاشتند.
نه، قراردادم تمام شده بود و باید میرفتم.
اما بسیاری اعتقاد دارند که باخت به قطر در بازیهای غرب آسیا دلیل برکناری شما شد.
در ورزش از این برد و باختها زیاد است. در بازی همیشه یکی میبرد و یکی هم میبازد.
چرا در بازیهای دوحه به کره باختید؟ برخی از دستیاران سابق شما اعتقاد داشتند که شما به عمد به کره باختید.
خب، آن وقتها که 3 بار کره را بردیم، چرا چنین ادعاهایی را مطرح نکردهاند؟ به اعتقاد من، آن آقایان حقیقت را نگفتند. من یک مربی حرفهای هستم و آن زمان هم برایم فقط تیمملی ایران مهم بود.
مربیان کرهای هم علیه همدیگر سمپاشی میکنند؟
اصلا، شاید اگر مربی کنونی یا قبلی کره در ایران کار میکردند، الان در سیبل انتقادها قرار داشتند. در صورتی که برای ما در کره این مسائل پیش پا افتادهاست . هدف فدراسیون والیبال کره بازیهای گوانگجو است.
شما زمانی به ایران آمده بودید که دوران طلایی ستارگانی چون بهنام محمودی، محمد ترکاشوند و پیمان اکبری بود. سقف این بازیکنان کجا بود؟
آنها بازیکنان خوبی بودند، اما محمد منصوری و افشین علیایی را فراموش نکنید، من علیرضا نادی را که یک بازیکن معمولی بود از اردو خط زدم و به وی گفتم که باید حرفهای فکر کند و حالا میبینید که چقدر متحول شده است.
آیا بازیکنان کنونی ایرانی میتوانند در لیگ کره بازی کنند؟
هیچکدام. بازیکنی که به لیگ کره میآید باید بازیکنی تمامعیار و ششدانگ باشد.
عدهای مدعیاند که این سبک گائیچ است که تیم ملی ما را موفق کرده است، قبول دارید؟
گائیچ مربی خوبی است، اما هیچ مربیای سبک اختصاصی ندارد، حتی اگر خولیو ولاسکو باشد. اگر فردی اینگونه فکر کند، دچار خود بزرگبینی شده است.
موفقیت در والیبال در گروی عوامل مختلفی است. من با آوردن یک آنالیزور و یک مربی بدنساز سیستم آمادهسازی تیم ایران را متحول کردم، اما اجازه ندادند تمام برنامههایم را اجرا کنم. والیبال ایران فاکتورهای مثبتی دارد، اما فراموش نکنید دیگر کشورها هم دارند کار میکنند.
چه سرنوشتی برای تیم ملی ایران در بازیهای آسیایی گوانگجو پیشبینی میکنید؟
تیم ایران در AVC کاپ از حمایت تماشاگران زیادی بهره گرفت، اما در گوانگجو 5 ـ 4 تیم همسطح داریم. ایران، چین، کره جنوبی، ژاپن و حتی هند را نباید دستکم گرفت.
اگر شما مربی تیم ملی ایران باشید، امیر حسینی را برای پاسوری انتخاب میکنید یا سعید معروف را؟
معروف پاسور خوبی است، اما در کنار امیر حسینی کامل میشود. امیر حسینی تفکر حرفهایتری دارد. وقتی من سرمربی ایران بودم، سرویس حمله و دفاع تیم هماهنگ بودند و پاسور هم در خدمت تیم بود.
شما با تیم الجی تیم پنجم لیگ کره شدهاید. برخی میگویند اگر مربی خوبی بودید، الان سرمربی کره جنوبی بودید.
در کره برای مربیگری تیم ملی پولی نمیدهند و ما در سنی هستیم که باید به فکر تامین زندگی خود باشیم.
تلخترین و شیرینترین خاطرهتان زمان مربیگری تیم ملی ایران چه بود؟
پیروزی بر ژاپن در مسابقات انتخابی المپیک آتن در حضور بیش از 10 هزار تماشاگر شیرینترین خاطره بود، اما به کره جنوبی باختیم. اگر من در آن دوره مقصر بودم، حالا با این تیم که خیلی بهتر از تیم زمان من است، قهرمان میشوید؟شما اگر ولاسکو (مربی نامدار و رکورددار ایتالیایی) را هم بیاورید باز هم نمیتوانید به المپیک راه پیدا کنید.
خبرنگاران والیبال ایران را با خبرنگاران کرهای مقایسه میکنید؟
در کره وضعیت فرق میکند. آنجا خبرنگار تخصصی نداریم، آنها درباره تمام ورزشها مینویسند، اما در ایران عدهای تخصصی مینویسند و از این نظر در دنیا کمنظیر هستند. اطلاعات خوبی دارند و سیستمها و فنون والیبال را میشناسند.
زمان مربیگریتان هیچ خبرنگاری از شما درخواست پول کرده یا بازیکنی را تحمیل کرده است؟
هر کسی این حرف را میزند خودش مشکل دارد. تازه من برای یک دلار هزار تا معلق میزنم و برای انجام یک مصاحبه پول میگیرم. وقتی دستیار من علیه من حرف میزند خبرنگاران که جای خود دارند.
آیا دوست دارید دوباره به ایران برگردید؟
اگر یک باشگاه یا فدراسیونی برنامه داشته باشد و بگوید که از من چه میخواهد، چرا که نه. من یک مربی حرفهای هستم و تازه احساس میکنم که ایران خانه برادر من است، این را از صمیم قلب میگویم.
دومین دوره مسابقات جام کنفدراسیون والیبال آسیا با قهرمانی تیم ایران خاتمه یافت، ارومیه به عنوان میزبانی سربلند در انظار و افکار مهمانان خارجی نقش بست، در حاشیه این رقابتها اتفاقات ریز و درشتی به وقوع پیوست، مثل معطل ماندن تیم ژاپن در فرودگاه یا کمتوجهی به حضور زودهنگام استرالیاییها در ایران و برخی برخوردهای پیرامونی که همه تحت تاثیر مهماننوازی و مهمانداری خوب مردمان ارومیه و قهرمانی تیم ایران قرار گرفتند و بازتاب پیدا کردند، اما فدراسیون والیبال باید بازنگری در برخی عوامل خود را جدی بگیرد، افرادی که حتی حاضر نیستند یکی دو ساعت کنار مردم بنشینند و تیم ملی کشورشان را تشویق کند. در این باره هم «پارک کیوون» یک ایده خوب دارد: «میزبانی، سالن، حمل و نقل و... همه چیز خوب بود، اما دیگر کشورها هم بد برگزار نمیکنند، اما حسن بزرگ این رقابتها انتقال آن به یک شهرستان والیبالخیز بود؛ کاری که در ژاپن، کره، چین و دیگر کشورها هم انجام میشود. از این همه نیروی جوانی که همه روزه در سالن بزرگ ارومیه جمع میشدند، استفاده کنید. کمتر کشوری چنین سرمایه گرانبهایی دارد.»
جمشید حمیدی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: