این مزاحمتها در سالهای اخیر برای بسیاری از شهروندان که در جوار ملک آنها پروژه عمرانی در حال اجراست، عادی شده است اما تغییرات ترافیکی هر روزهای که بر اثر اجرای این طرحها در نقاط مختلف شهر اجرا میشود، اکنون گریبان نهتنها ساکنان محلی بلکه گروه زیادی از مردم شهر را گرفته است.تغییراتی که بدون نصب تابلوی راهنما و اطلاعرسانی قبلی، گرههای کور ترافیکی را در نقاط مختلف شهر ایجاد میکند و تا مردم بخواهند خود را با شرایط آن وفق دهند، تغییری تازه در محل اتفاق میافتد.
شمال بزرگراه ستاری محدوده خیابانهای سردار جنگل، مخبری (شاهین شمالی) و جنتآباد در شمال غرب تهران یکی از مناطقی است که تغییرات پیاپی ترافیکی برای احداث تقاطع غیرهمسطح، مشکلات بسیاری را به همراه داشته است.
شهروندان این منطقه، هنگام غروب از خیابانی یکطرفه رهسپار منزل میشوند و صبح هنگام رفتن به محل کار، خیابان تابلوی ورود ممنوع دارد! این یعنی کلی استرس و فشار عصبی که مردم منطقه نمیدانند از کدام مسیر عبور کنند و مسیر جایگزین کجاست؟
این سردرگمی، ترافیک خیابان را دوچندان کرده و سایر مردم نیز که با بیاطلاعی از تغییرات ترافیکی از محل گذر میکنند، در دام ترافیک منطقه میافتند.
اطلاعرسانی، ایجاد دسترسی برای مسیرهای جایگزین و سرعت در اجرای پروژههای مختلف شهری جزو حقوق اولیه شهروندی محسوب میشود که گاه بیاطلاعی شهروندان از حقوق شهروندی، فرصتی را ایجاد کرده تا به اشکال مختلف در پارهای مواقع نیز مردم زیانهایی را متحمل شوند.
به گفته برخی شهروندان تهرانی، قدم زدن در برخی نقاط و خیابانهای شهر تهران بسیار دشوار و خستهکننده است، باید مراقب باشی که توی چاله نیفتی، خیابانها هم که هر روز تغییر مسیر دارند، یک روز یکطرفه، یک روز ورودممنوع و یک روز بنبست و یک روز دوطرفه هستند.شهر تهران به علت افزایش جمعیت و تعدد مشکلات ناشی از تجهیزات و ساختار مدرن به شهر ناقض حقوق شهروندی تبدیل شده که فکری هم برای آن نمیشود. خطوط مترو که همیشه به عنوان یک امتیاز بزرگ برای شهروندان تهرانی از آن یاد میشود، بارزترین محل پایمال شدن حقوق شهروندان است.از ابتدای تهیه بلیت و نوع برخورد متولیان ایستگاه تا نحوه سوار شدن و استقرار در واگنهای مملو از جمعیت، به نوعی از مصادیق نقض حقوق شهروندی است.اما اینکه چرا دستگاههای شهری توجه چندانی به حقوق اولیه شهروندان برای زندگی در شهر ندارند، سوالی است بیجواب که که بارها مطرح شده اما تاکنون پاسخ منطقی به آن داده شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم