در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، روز 18 آبان 87 مسئولان بیمارستان شهدای هفتم تیر تهران ، از طریق مرکز فوریتهای پلیس قتل مرد جوانی به نام مهدی را اطلاع دادند.
بعد از حضور مأموران پلیس در بیمارستان، همراه مهدی به آنها گفت، مهدی توسط فردی به نام حامد در جریان یک درگیری در ابتدای جاده قدیم قم مجروح و بعد از رسیدن به بیمارستان فوت کرد.
یک روز بعد از شروع تحقیقات پلیسی، حامد دستگیر و به ارتکاب قتل اعتراف کرد. حامد مدعی شد مهدی قصد اخاذی از او را داشته که بر سر همین موضوع باهم درگیر شدیم و او به قتل رسید.
قرار مجرمیت حامد از سوی دادسرای جنایی تهران صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که دوشنبه گذشته به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار به آن رسیدگی شد.
متهم در جایگاه قرار گرفت و در تشریح حادثه گفت: مهدی موبایلش را در پاتوقی که موادمخدر مصرف میکردیم،گم کرده بود و فکر میکرد من آن را دزدیدهام، به همین دلیل همیشه مرا تحت فشار میگذاشت و از من موبایل طلب میکرد. او با تهدید از من یک موبایل گرفت ولی باز هم مرا اذیت میکرد و از من طلب 200 هزار تومان پول نقد میکرد. ولی من به او گفتم باید موبایل را برگردانی تا به تو پول بدهم.
حامد افزود: روز حادثه دوباره به همراه دوستش سراغ من آمد و بعد از فحاشی ضربهای به صورت من زد. او به من گفت چرا در مقابل رفتارش واکنش نشان نمیدهم که من هم گفتم چون شما دو نفر هستید درگیر نمیشوم.با حرفهای مهدی تحریک شدم و با پیشنهاد او برای درگیری به خرابهای در جاده قدیم قم که معتادان برای مصرف مواد مخدر به آنجا میرفتند، رفتیم تا با هم دعوا کنیم. وقتی به آنجا رسیدیم، مقتول با چوبی که همراه داشت ضربهای به سر من زد و قصد داشت آجری هم به سمت من پرتاب کند که با چاقوی مخصوص کفاشی که ابزار کارم بود، او را زدم و فرار کردم.
قاضی همتیار بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، متهم را به قصاص محکوم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: