در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تمامی تلاش این فیلم بیان بسیاری از دغدغههای اجتماعی بویژه نگرانیها و مشکلات جوانان است و شاید به همین دلیل است که وقتی به بخشهای پایانی فیلم نزدیک میشویم، تماشاچی تصور میکند فیلم پایان نیافته یا به عبارت دیگر کم آورده است. آنچه بیش از پیش از همان آغاز فیلم محرز است این که این اثر دارای داستانی مشخص بوده که تلاش میکند، این هدایت حفظ شود، اما گویا در بخشهایی کاملا رها شده و ماجراهایی خود به خود شکل میگیرد.
این کمدی رمانتیک با طراحی 2 شخصیت، جوانانی را به تصویر میکشد که هریک به تنهایی پتانسیلهای زیادی را در به خدمت گرفتن علم و دانش خود دارند اما وقتی بنا میشود این دو هریک به تنهایی و در نزدیکی هم به وکالت بپردازند، تمامی انرژیشان، صرف دشمنی و تقابل با یکدیگر شده و حتی کارهای روتین و عادیشان دستخوش بازیهای جاهلان آنان میشود، به طوری که نسبت به عهدها و ستمهای خود نیز بیتوجه میشوند. رامبد در ترسیم چنین وضعیتی در تلاش بوده از هر راه و روشی استفاده کرده و نقطه شروع آن را حسادتها و تنگنظریها بیان کند.
اما چنین وضعیت خاصی به دلیل آن که بستری صحیح در انتقال به مخاطب ندارد، رامبد جوان را ناگزیر کرده که وارد حاشیههای سطحی و لورفته شود. تماشاچی شاهد است که هرچه داستان به جلو پیش میرود به همان میزان شاخصهای معرفی اولیه افت پیدا کرده و حاشیههای بیمحتوا و انصافا زاید به متن اصلی وارد میشوند. از اینروست که پسر آدم، دختر حوا، بسیار سریع از محتوا تهی و همه چیز در محیطی فضایی رها میشود، همین دلیل محکمی است بر نقص پردازش داستانی. در این قصه مشکلات آن هم در انواع و اقسام گوناگون مرتب خارج میشود، اما هیچ وقت پاسخ صحیح و کاملی به آن داده نمیشود و همانطور که در ابتدا اشاره شد، هنوز در بخشهای انتهایی، بیننده در انتظار به سر میبرد که ناگهان تیتراژ پایانی را به چشم میبیند. البته اگر این حاشیهها هم نبود، شاید اثر تبدیل به یک قصه کوتاه سطحی میشد و به همین دلیل پسر آدم، دختر حوا، مدیون نقشهای مکمل خود است؛ نقشهایی که در خارج موضوعات از اصل هم پیشی گرفتهاند.
نکته قابل تامل دیگر در این فیلم، دیالوگهایی است که در آن رد و بدل میشود. این گفتارها هیچ گونه سنخیتی با نقش ندارند، گاهی آنقدر رمانتیک و شیک و حقوقی میشوند که گویی فیلم در ژانری غیرطنز قرار گرفته و گاهی هم پیش پا افتاده و سطحی که دیگر جایی برای استناد موضوعی ندارد. همین روش در اعمال و کردار شخصیتها نیز پدیدار است، نقشهریزی و کارهایی که دو شخصیتمحوری داستان انجام میدهند، هیچ سنخیتی با شغل، حرفه و شخصیت اجتماعی آنان ندارد. چنین تناقضهایی در این فیلم پیاپی دیده میشود و شاید اگر جنبه طنز را از آن حذف کنیم، دیگر فضا و جایی برای این فیلم نماند.
صالح منصوب کاظمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: