قاب خوانندگان

تکراری ولی جذاب

پخش برخی از آثار تلویزیونی که در سال‌های دور پخش می‌شد، علاوه بر تجدید خاطره، در مقام قیاس با بعضی از مجموعه‌های تلویزیونی، ظرافت‌ها و نکته‌سنجی‌های برنامه‌سازی را در آن زمان به رخ می‌کشد. «هتل پیاده‌رو» که این روزها از شبکه اول سیما پخش می‌شود، نمونه‌ای از این آثار است. این مجموعه طنز با رویکردی کاملا متفاوت در فضایی خاص به بیان نگرش‌های گوناگون آدم‌ها از طبقه‌های مختلف می‌پردازد.
کد خبر: ۳۴۳۶۶۹

هتل پیاده‌رو، قصه مادر و پسری ساده و بی‌آلایش است که برای کسب روزی و درآمدی حلال در مقابل یک هتل مجلل مشغول فعالیت هستند و ماجرا از زمانی آغاز می‌شود که مالک هتل در تلاش است به هر قیمتی مانع ادامه کار آنان شود. این شکست فضایی میان دو مکان که حداقل فاصله‌شان چند متر است، لحظه به لحظه برای مخاطب شیرین و شیرین‌تر می‌شود.

هدایت قصه در مسیری کاملا منطقی شکل می‌گیرد، این رویه در همه ماجراهای هتل پیاده‌رو به چشم می‌خورد. حضور مالک هتل یعنی ابوسعید در شکل‌دهی این وضعیت نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. عملا عکس‌العمل‌های او در مقابل این رستوران پیاده‌رویی حاصل یک نوع تفکر بسته است و کارگردان با تاکید بر همین اصل، پیش‌فرض‌هایی را مطرح می‌کند که توانسته روند زنجیره‌ای قصه را حفظ کند. ابراهیم و ابوسعید در مقام شخصیت‌های اصلی این ماجرا هر یک به نوعی ضعف دارند. طمع، حسادت و خودبینی در ابوسعید خلاصه می‌شود و سادگی، بدبینی و ظن نابجا در ابراهیم وجود دارد. در بروز این نمادها، کارگردان قصه به این موضوع تاکید زیاد داشته و از همین رو یک بزرگنمایی در آن دیده می‌شود.

در مقابل این تفکر، صداقت، پاکی و دوست داشتن در مادر ابراهیم، دختر ابوسعید و سیروس دیده می‌شود. این رخ‌نمایی و جداسازی شخصیت‌ها به نوعی سمپات‌های داستانی است که سبب می‌شود علاوه بر دامنه‌دار ساختن ماجراها، بدی‌ها و خوبی‌ها را نمایان کند. هتل پیاده‌رو، با چنین قصه روانی همه را در کنار هم قرار می‌دهد. اوج این پلیدی‌ها، حضور شخصیتی به نام «سنجد» است که توانسته قصه را در بخش‌هایی، انعطاف‌پذیرتر کند.

یک نگاه نهفته نیز در این سریال وجود دارد و آن فضاسازی سنت و مدرنیسم در یک جو کلی است، هتلی مجلل، باشکوه با تمام امکانات در برابر فضایی ساده همراه چند آلاچیق و ... قرار گرفته است. فضای هتل، سرد و بی‌روح است، اگرچه غذا روی میزهای گرانقیمت سرو می‌شود اما آدم‌ها و نگرش‌ها و حتی نگاه‌ها منجمد شده است و این قالب در برابر مکانی باچیدمان ایرانی، غذاهای ساده و معمولی قرار می‌گیرد، خدمتکار این مجموعه سیروس، شاد و بشاش است که با همه مشتریان مثل مهمانان خانه‌اش برخورد می‌کند و در یک عبارت کلی باید گفت این هتل پیاده‌رو کاملا گرم و پرطراوت است. چنین وضعیتی هم برای بیننده جذاب است و اتفاقا کارگردان خیلی قصد نداشته در نمایش چنین فضاهایی ، پیچیدگی خاصی را به وجود آورد و با صداقت و شفاف آن را برای مخاطبش بیان می‌دارد. پرهیز از تعلیق و روان‌سازی قصه نیز از دیگر ویژگی‌های این سریال دیدنی است. البته نباید از بازی روان و قابل تقدیر اکبر عبدی، محمود پاک‌نیت و مینا جعفرزاده غافل شد که در بروز چنین فضاهایی نقش بسزایی داشته‌اند.

عاطفه قاسمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها