بازیگران و بازی‌های مؤثر

راز درونِ پرده

یکی از تفاوت‌های عمده سینمای هنری اروپا با سینمای تجاری آمریکا، در دهه‌های پیشین به نقش بازیگران در فرایند تولید خلاقه فیلم‌ها بازمی‌گشت. در اروپا فیلمسازانی مانند روبر برسون و آندره تارکوفسکی معتقد بودند که بازیگر نقش چندانی در شکل‌گیری یک اثر هنری ندارد و صرفاً ابزاری است در اختیار کارگردان. برسون حتی پا را فراتر گذاشت و بازیگران را همچون وسائل صحنه دانست که باید همه رفتارهایش دقیقا مطابق با خواست و طبق دکوپاژ فیلمنامه باشد. تارکوفسکی فیلمنامه کامل را به بازیگر نمی‌داد که بخواند و فقط سکانس‌هایی را برای آنان شرح می‌داد که بازیشان معطوف آن صحنه باشد. در عوض در همان سینمای اروپا هم هنرمندانی مانند فدریکو فلینی یا اینگمار برگمن بودند که بازیگر را همچون یک آفریننده در شکل‌گیری اثر یاری می‌کردند. استثناها بی‌شمارند.
کد خبر: ۳۴۳۶۶۷

مشهورترین استثنا در سینمای آمریکا، کسی نیست جز آلفرد هیچکاک. هیچکاک و برسون حداقل از این حیث قابل مقایسه هستند که شأن زیادی برای کار بازیگر قائل نبودند و براحتی آنان را در کارشان محدود و در یک فضای کاملا دیکتاتوری، وادار به اجرای دستوراتشان می‌کردند. ماجرای اختلاف هیچکاک با پل نیومن در جریان فیلمبرداری «پرده پاره» از این دست است. نیومن که هنرآموخته مکتب آکتورز استودیو بود و به بازی درونی و شخصیت‌پردازانه اعتقاد داشت در برابر هیچکاکی قرار گرفت که حتی تعداد پلک زدن‌های بازیگرش را هم می‌شمرد.

در سینمای ایران بازیگران همواره نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند. هیچ‌گاه پیش نیامده که عیار بازیگری سینمای ایران در قیاس با کارگردانی، فیلمبرداری و سایر رشته‌ها، کمرنگ بوده باشد. بسیاری از فیلم‌های ضعیف و ساده‌لوحانه سینمای پیش از انقلاب، امروز فقط به لطف حضور بازیگرانی هنرمند همچون مرحوم پرویز فنی‌زاده، اسماعیل محمدی، خسرو شجاع‌زاده و... همچنان دیدنی هستند. در این هفته با توجه به کثرت فیلم‌های روی پرده و نیز نقش مؤثر بازیگران در آنها، به چند بازی خوب و تأثیرگذار اشاره می‌کنیم...

نگار جواهریان در «طلا و مس»

او به‌واسطه بازی‌اش در فیلم اسعدیان کم تجلیل نشد؛ از برگزیده شدن در جشنواره فیلم فجر گرفته تا انتخابش از سوی منتقدان سینما به عنوان بهترین بازیگر سال. اهمیت بازی جواهریان در این فیلم از دو جنبه قابل بررسی است. از یک سو او بدون توجه به این توصیه کلیشه‌ای که «بازیگر خوب کسی است که نقش‌های متنوعی را در کارنامه‌اش داشته باشد» پس از جا افتادن در نقش دختران معصوم یا زنان آرام، بار دیگر در طلا و مس چنین نقشی را پذیرفت و بهترین نقش‌آفرینی دوران حرفه‌ای‌اش را تجربه کرد. جواهریان دانسته یا ندانسته با این کارش، اصالت را به بازیگر داد و نه نقش. این که نقشی مهم را بازی کنید تفاوت زیادی دارد با این که نقشی ساده را مهم بازی کنید. طلا و مس به‌ظاهر فیلمی است درباره یک طلبه جوان که از شهرستان به تهران می‌آید و درگیر مشکلات زندگی‌اش می‌شود. اما شاید بتوان قصه فیلم را از این زاویه دید که طلا و مس فیلمی است درباره همسر یک طلبه جوان که در برابر مشکلات می‌ایستد و مقاومت می‌کند. کار جواهریان در فیلم اسعدیان، مشابه کاری است که هنرمندان بزرگ در خلق دنیایی تازه می‌کنند. او اگر قرار بود صرفا به توصیه‌ها گوش دهد و نقش یک همسر را به طور استاندارد از کار درآورد، نتیجه‌اش آنچه که شاهدش هستیم، نمی‌شد.

محسن تنابنده در «هفت دقیقه تا پاییز»

او نیز جایزه بهترین بازیگر را از جشنواره سال گذشته گرفت و میان تعجب همگان، از رقبای مشهوری پیشی گرفت. تنابنده دو خصوصیت مهم دارد که مسیر پیشرفتش را در امر بازیگری آسان‌تر و سریع‌تر می‌کند. نخست این که دستی در نوشتن دارد و درک درستی از مقوله قصه و شخصیت‌پردازی. این مهم به او کمک می‌کند با کنترل رفتارش در جلوی دوربین، نیات و انگیزه‌های درونی شخصیتی را که ایفا می‌کند نیز رعایت کند. ویژگی دومش این است که به دلیل چهره و ظاهر غیرستاره‌ای‌اش هیچ‌گاه تاکنون در نقشی نامتناسب با خود جلوی دوربین نرفته است. او ستاره نیست و هیأت یک ستاره را ندارد که بخواهد و بتواند با ظاهر یکنواخت و شیک خود، در قالب همه نقش‌های مرتبط و غیرمرتبط بازی کند. او برای نقش‌های خاص مناسب است و تاکنون هم ثابت کرده که توانایی‌اش به عنوان بازیگر محدود به همین نقش‌های خاص است. بنابراین با هوشیاری کامل، بازی حرفه‌ای را در کارش به سمت واقع‌گرایی و باورپذیری پیش می‌برد و در کارش هم موفق نشان می‌دهد. او از آن دسته بازیگرانی است که اگر به موقعیتی در کارش دست یافته و احتمالا محبوبیتی کسب کرده، این را به دلیل توانایی‌اش به دست آورده و این دستاورد کمی نیست.

مصطفی زمانی در «کیفر»

زمانی که سریال «یوسف پیامبر» به قسمت‌های پایانی‌اش می‌رسید و خبر حضور زمانی در سینما و در فیلم‌های مختلف دهان به دهان می‌چرخید، کمتر کسی فکر می‌کرد که او روش متفاوتی را در بازیگری در سینما برگزیند. همگان تصور می‌کردند که او به دلیل ظاهر و محبوبیتش ستاره تازه‌ای در سینمای ایران خواهد شد و دربست به سینمای تجاری و متکی به گیشه تبعید خواهد شد. این تصور را بی‌تجربگی او در این عرصه و نیز ورود غیرتخصصی‌اش به این کار دامن می‌زد. اما زمانی در فیلم‌های «آل»، «بدرود بغداد» و «کیفر» و سپس فیلم جدید فریدون جیرانی جلوی دوربین رفت تا ثابت کند بازیگری برایش فراتر از زمینه‌ای برای شهرت بیشتر است. در این میان بازی او در «کیفر» یکی از عوامل اصلی موفقیت این فیلم است. او بدرستی توسط حسن فتحی (که در زمینه استفاده از بازیگران تبحر دارد) هدایت شده تا از قیل و قال جلوه‌گری و خودنمایی فاصله بگیرد و به گوهر نقش و شخصیتی که ایفا می‌کند، برسد. مصطفی زمانی در مسیر درستی در سینمای ایران قرار گرفته است و در صورت ادامه این روند می‌تواند به بازیگر ماندگاری در سینمای ایران تبدیل شود.

ماهایا پطروسیان در «ازدواج در وقت اضافه»

پرسش اول این است که چگونه می‌توان در فیلمی ضعیف از نظر فیلمنامه و کارگردانی، به‌گونه‌ای ظاهر شد که کسی در انتقادش به فیلم، از بازی بازیگر ایرادی نگیرد؟ ماهایا پطروسیان در سینمای ایران یک استثناست از این نظر که به عنوان یک کمدین برجسته جا افتاده است. او در حالی پس از چندین سال بازیگری به چنین جایگاهی رسیده که حتی در سینمای تجاری جهان نیز نمی‌توان براحتی لقب کمدین را به بازیگر زنی اطلاق کرد. یکی از عجایب تاریخ سینمای کمدی، این است که همواره کمدین‌های برجسته و مطرح را بازیگران مرد تشکیل داده‌اند. پطروسیان با بازی در فیلم‌های متعددی جلوی دوربین رفته و نشان داده که خیلی خوب می‌تواند از مسوولیتی که بر دوشش نهاده‌اند، برآید. او در حالی در «ازدواج در وقت اضافه» بازی خوبی در قالب نقش یک پیرزن سمج از خود نمایش می‌دهد که تقریباً همزمان با آن در فیلم کوتاهی که خودش کارگردانی کرده (یه روز قشنگ برفی) نقشی کاملاً متفاوت، جدی و تراژیک ایفا کرده است. بنابراین این کمدین محبوب و بازیگر خوب سینمای ایران، با این تجربه گرانبهایی که از همکاری با کارگردان‌های بزرگ سینمای ایران اندوخته، رفته‌رفته به جایگاهی می‌رسد که بتواند بدون توجه به کیفیت فیلم، کیفیت بازی و حضور خودش را حفظ کند.

لیلا خراط

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها