در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این قصه به اندازه کاراکتر خود نولان و دنیای عجیب و غریب شهر گوتام در مجموعه فیلم «بتمن» او، عجیب و غریب و باورنکردنی است، اما همانطور که تماشاچی قصه وارونه «یادآوری» را میپذیرد و عدم غروب آفتاب را در «بیخوابی» قبول میکند، میتواند با قصه «آغاز» هم کنار آمده و همراهی کند. نولان توانایی و جسارت آن را دارد که هر غیرممکنی را تبدیل به یک ممکن قابل باور کند.
با آن که فیلم یک کار علمی ـ تخیلی و سرشار از صحنههای پرخرج جلوههای ویژه است، اما تمام این مسائل به یاری نولان میآید تا یک قصه انسانی را در ارتباط با احساسات و عواطف انسانی تعریف کند و ذات آدمی را در معرض بحث و قضاوت قرار دهد. اگرچه لایه رویی فیلم حکایت از یک کار فانتزی میکند، ولی لایه زیرین آن مطرحکننده یک سری بحثهای روحی ـ روانی و روانکاوانه درباره مردمی است که درگیر مبارزه با آن غول صنعتی هستند که خودشان آفریدهاند. در زمانهای که بسیاری از فیلمها نسخههای دوبارهسازی فیلمهای قدیمی یا دنباله با پیشدرآمد کارهای موفق و پرفروش هستند، «آغاز» قصهای اصیل دارد. منتقدان سینمایی با عنایت به این نکته میگویند نولان کار سختی را به انجام رسانده است. به اعتقاد آنها، این فیلمساز ژانر سینمای اکشن و علمی ـ تخیلی را چند قدم به جلوتر برده است. او در این فیلم تلاش نکرده دست به خلق مجدد چیزی بزند که تا قبل از این وجود داشته است. او چیزی را خلق کرده که میتواند دستمایه کار فیلمسازان دیگر در کارهای بعدیشان شود. درحقیقت، نولان با این فیلم وارد هزارتوی خودخواسته و خودساختهای شده است که شاید کس دیگری به جز خود او نتواند به سلامت از آن بیرون بیاید.
نولان کار فیلمبرداری «آغاز» را در سکوت کامل شروع کرد و در دوران تولید فیلم، هیچ خبر و عکسی پیرامون آن در رسانههای گروهی منتشر نشد. او حتی قصه فیلم را نیز فاش نکرد و همین مساله، رمز و راز مربوط به فیلم را افزایش داد. در آن زمان رسانهها به نقل قول از فیلمساز نوشتند قصه فیلم که حال و هوایی معاصر، دلهرهآور و علمی ـ تخیلی دارد، مکاشفهای در ذهن آدمهاست. بعد از «پیروی» (1998) اولین فیلم سینمایی نولان، «آغاز» دومین فیلم اوست که قصه و فیلمنامهای اریژینال دارد. در فاصله ساخت این 2فیلم، وی روی فیلمهایی کار کرد که براساس قصههای کمیکاستریپی یا قصههای کوتاه بودند. نولان در طول بحثهایی که با دیکاپریو بر سر کاراکتر او در فیلم داشت، تصمیم گرفت بعضی از قسمتهای فیلمنامه و نقش او را عوض کند. به گفته نولان، صحبتهای دی کاپرپو (که میخواست شناخت بهتری از نقش خود پیدا کند) کمک کرد تا وی تغییرات خوب و مثبتی در فیلمنامهاش انجام دهد. او «آغاز» را در شرایطی در کمپانی برادران وارنر جلوی دوربین برود که مسوولان این کمپانی بیشتر مایل بودند وی قسمت سوم مجموعه فیلم بتمنی خود را برای آنها بسازد، اما نولان اعلام کرد آمادگی لازم برای ساخت این فیلم را ندارد و به جای آن ترجیح میدهد روی پروژه «آغاز» کار کند.
موفقیت کلان مالی و انتقادی «شوالیه تاریکی» (که فقط در آمریکای شمالی حدود 570 میلیون دلار فروش کرد و با تحسین فراوان منتقدان سینمایی روبهرو شد) مسوولان کمپانی برادران وارنر را مجاب کرد که هزینهای 200میلیون دلاری صرف تولید «آغاز» کنند. به دنبال نمایش عمومی فیلم، بسیاری از تحلیلگران سینمایی گفتند این فیلم شایستگی لازم برای نامزد شدن در رشتههای اصلی مراسم اسکار را دارد. «شوالیه تاریکی» با وجود تحسین عموم منتقدان سینمایی، در فهرست 5 فیلم اصلی نامزد شده برای دریافت اسکار بهترین فیلم سال شد. همین نکته، صدای اعتراض منتقدان را بلند کرد.
یک تجربه موفق
«آغاز» با افتتاحیهای 60 میلیون دلاری تا به امروز موفقترین فیلم لئوناردو دیکاپریو در جدول گیشه نمایش است. تا قبل از این «جزیره شاتر» لقب بهترین افتتاحیه را برای یکی از کارهای این بازیگر داشت. او در فیلمهایی از فیلمسازانی غیرمتعارف بازی کرد، که معروفترین آنها مارتین اسکورسیزی است که نقش اصلی 4 فیلم خود را به او سپرد. همین حضور متفاوت بود که کریستوفر نولان (خالق 2 فیلم آخر مجموعه فیلم «بتمن») را به فکر آن انداخت که نقش اصلی درام علمی ـ تخیلی و پر رمز و راز خود، «آغاز»، را به این هنرپیشه بدهد. جای تعجب نیست که گفته شود او هماکنون گزینه احتمالی و اصلی 22 پروژه سینمایی است.
آسوشیتدپرس / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: