بدون یک استخوانبندی قوی
بر این اساس بلان که یادگاری از ایام خوش خروسها و مدافع وسط ثابت تیم ملی فرانسه در زمان قهرمانی این کشور در جام جهانی 1998 و یورو 2000 است، میداند تیمی که باید برای آینده بسازد، به کلی در هم شکسته و لااقل به لحاظ روحی ـ روانی وضعیت پرقوامی ندارد و باید آن را از ریشه بازسازی کرد.
بلان میگوید: دردآورتر از هر چیزی این است که من هیچ هسته مرکزی قدرتمندی را در تیم کنونی فرانسه نمیبینم که کارم را روی آن آغاز کنم و آن را مرکز و مبنای کار خود قرار دهم.این هسته به قدری سست و نازک است که باید از نو ساخته و یک استخوانبندی جدید برای تیم ملی تشکیل شود و شکی در این خصوص نیست. در این راستا من ابتدا به نفراتی روی میآورم که با اخلاق باشند، دردسر درست نکنند و بتوان به آنها اعتماد کرد. امکان ندارد با کسانی کار کنم که ببینم بدون تعهد و اهل حاشیه و آشوب هستند. اینگونه آدمها را هرگز به تیم ملی دعوت نخواهم کرد. برای این که بدانم با چه کسانی طرف هستم و با کدامیک از نفرات اعزامی به جام جهانی اخیر میتوانم کار کنم بزودی یک جلسه با آنها خواهم داشت.
وقایع اسفبار
بلان معتقد است بدترین چیز و بزرگترین فریب این است که او وقایع تلخ اخیر را نادیده بگیرد و چون آنها در زمان وی رخ نداده، تمامی نفرات اعزامی را از عقوبت جنگهای داخلی اخیر در اردوی آبیها معاف داشته و از نو ملیپوش کند. بلان که پس از 3 سال کار موفقیتآمیز در باشگاه بوردو و رساندن این تیم به قهرمانی لیگ فرانسه در سال 2009 به اردوی ملی کوچ کرده است، میگوید: نمیتوانم مسائل رویداده در جام جهانی را نادیده بگیرم. این به معنای نابود شدن باقیمانده ارکان تیم ملی است و من به آن تن نمیدهم. متاسفانه یا خوشبختانه تمامی وقایع اخیر را تعقیب و مثل سایر فرانسویها احساس سرشکستگی کردم. رفتار برخی نفرات تیم، مایه شرمساری تمامی ملت فرانسه شد. این افراد تا اطلاع ثانوی به تیم ملی دعوت نخواهند شد. با بعضی از آنان البته گفتگو خواهم کرد، اما آینده آنها در تیم ملی به هیچ روی تضمین شده نیست و بعضی هرگز از نو دعوت نخواهند شد. این را در نفرات مورد نظر من خواهید دید. حتی اگر من با این نفرات برخوردی جدی نداشته باشم، تاریخ چنین خواهد کرد. چون تیم ملی جای سرکشهای بیمنطق و بازیکنان بیعقل نیست.
نروژ و سپس بلاروس
بلان کوشیده نام افراد خاصی را نیاورد، اما همه میدانند نیکولاس آنلکا بعد از رفتار زشت و ناشی از بیعقلیاش در آفریقای جنوبی دیگر رنگ تیم ملی را نمیبیند و در 32 سالگی نمیتواند به حل مشکلاتش در آینده و رجعت به اردوی ملی خوشبین باشد. در مورد سایر خاطیان منجمله «پاتریس اورا» و «ویلیام گالاس» نیز میتوان در انتظار مجازاتهایی مشخص بود. قدر مسلم این که تیم ملی فرانسه اولین بازی خود را تحت هدایت بلان که مسابقهای دوستانه با نروژ است، در 19 مرداد تجربه خواهد کرد و سپس حضور در دور مقدماتی یورو 2012 را با یک بازی خانگی با بلاروس از 12 شهریور شروع خواهد کرد.
این مربی 44 ساله به خوبی میداند که دوران سختی در انتظار اوست. زیرا صعود پرحرف و حدیث به دور پایانی جام جهانی 2010 با تقلب آشکار تیهری آنری نهتنها دلها را گرم نکرد بلکه باعث شد دومنک از ترس قیام تماشاگران بر علیه تیمش، در دور نهایی چندان به آنری بازی ندهد و یکی از سلاحهای اصلی تیمش را غلاف کند. بقیه عناصر در تیم فرانسه نیز زیر فشار روانی حاصله از نتایج منفی دو دیدار نخست (مساوی با اروگوئه و شکست در برابر مکزیک) از پای درآمدند، یا به مظاهر درشتگویی و بداخلاقی بدل شدند یا با سکوت اختیار کردن و ارائه بازیهایی بد سهم خود را در حذف زودهنگام آبیها به بهترین نحو ادا کردند.
کمترین مهلت
بلان برای احیای سریع این تیم ناهمگون و پژمرده کمترین زمان را دارد و ملیپوشان نیز این روزها تمرینات «پیشفصل» را در باشگاههای خود میگذرانند و در حال و هوای تیم ملی نیستند. بلان به همین سبب میگوید: «این روزها هر کس را میبینم، نگاهی توام با تسلی به من میاندازد. دستی بر پشتم میزند و بشدت برایم آرزوی موفقیت میکند. تو گویی من دارم به سمت خودکشی میروم یا قرار است به زودی سرم با «گیوتین» قطع شود. اوضاع بدی است و فقط با کسب چند نتیجه بسیار خوب تغییر خواهد کرد.»
گزارش شده است که در ایام ناآرامی در اردوی فرانسه اضافه بر اورا و آنلکا و گالاس، فرانک ریبهری، تیهری آنری و اریک آبیدال نیز صحنه گردان بوده و پیشنهاددهنده و مجری اعتصابی بودهاند که بلافاصله بعد از اخراج آنلکا از اردوی ملی به اجرا درآمد.
روزنامه هرالدتریبیون / مترجم : وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم