در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در چنین حال و هوایی، این قصهها همیشه با یک کلانتر یا یک قهرمان سرسخت دیگر سروکار دارند که به استقبال خطرهای گوناگون میروند تا پس از رودررو شدن با مشکلات و مصائب، پیروزی را در آغوش بگیرند. اگر قهرمان ماجرا شکست بخورد، تمدنی که او در پی آن است نیز شکست خورده و از بین میرود. در چنین حالتی، تسلط بربریسم بر آن جامعه حتمی است.
دکتر کوئین آغاز میکند
برخی از منتقدان هنری میگویند ژانر وسترن این روزها دیگر اعتبار و شکوه گذشته خود را ندارد و تماشاگران علاقه زیادی برای تماشای یک کار وسترن ندارند. زمانی که مجموعه تلویزیونی وسترن «پزشک دهکده» (که در حقیقت با نام «دکتر کوئین، پزشک زن» در دهه 90 میلادی به روی آنتن رفت) راه خود را در بین مجموعههای تلویزیونی باز کرد و خیلی سریع تبدیل به یک کار پربیننده و پرطرفدار شد، صنعت سینما هم تلاشهایی برای احیای ژانر محبوب و قدیمی وسترن کرده بود. در آن زمان کوین کاستنر «با گرگها میرقصد» (1990) را کارگردانی کرده بود و کلینت ایستوود هم در کنار کارگردانی «نابخشوده» (1992)، نقش اصلی آن را به عهده گرفته بود. هر دو فیلم جوایز اسکار بهترین فیلم و کارگردانی را از آن خود کرده بودند و منتقدان سینمایی از احیا و تولد دوباره این ژانر قدیمی صحبت میکردند. در چنین اوضاع و احوالی بود که اولین قسمت مجموعه «پزشک دهکده» در اول ژانویه 1993 در آمریکای شمالی به روی آنتن تلویزیون رفت، اما هم مجموعه «پزشک دهکده» و هم فیلمهای ایستوود و کاستنر، تفاوتهای عمدهای با وسترنهای کلاسیک سینما و تلویزیون داشتند.
در حقیقت، این محصولات پس از نمایش عمومی«تیرانداز» (محصول 1976 به کارگردانی دان سیگل) جان وین تهیه شده بودند و تحت تاثیر این فیلم، نگاه تازهای به غرب وحشی داشتند. فیلم جان وین (بازیگر مشهوری که در یک دوجین فیلم وسترن در نقش قهرمان اسبسوار بازی میکرد و اعتبار ژانر وسترن لقب گرفته است) نوعی مرثیهسرایی برای ژانر وسترن بود و یک جورهایی ناقوس مرگ آن را به صدا درآورده بود. در این فیلم، او یک تیرانداز حرفهای اما پیر در حال مرگ است (وی بیماری سرطان دارد) و غرب وحشی که او در آن زندگی میکند نیز به واسطه حضور یک جامعه شهری در حال فروپاشی و از بین رفتن است. «پزشک دهکده» که با تولید 149 اپیزود توانست تا سال 1998 به پخش خود ادامه بدهد، رنگ و بوی تازهای به ژانر وسترن تلویزیونی داد و با مضمون آزادیخواهانه معاصر خود دست به نوعی بازسازی این ژانر قدیمی زد. بحثهایی مثل حقوق زنان و اقلیتهای قومی و نژادی، عدالت اجتماعی، همزیستی مسالمتآمیز و مماشات بین فرهنگهای مختلف و متفاوت، از جمله نکات تازهای بودند که تا قبل از این کمتر در کارهای وسترن تلویزیونی (و حتی سینمایی) مورد بحث و بررسی قرار میگرفت.
دکتر به جای کلانتر
یک تفاوت عمده این مجموعه با تمام کارهای وسترن دیگر هم مربوط به کاراکتر اصلی آن میشد که این تفاوت را میتوان یک جور سنتشکنی و حتی انقلاب در این ژانر به حساب آورد. این بار به جای یک کلانتر متمدن و یا یک قهرمان جسور که به نبرد با عوامل شرور میروند و هنر تیراندازی و رزمی خود را به نمایش میگذارند، کاراکتر اصلی زن شجاع و زحمتکشی است که اسلحهاش کار و فعالیت اجتماعی اوست و بیشتر از آنکه سر سودایی برای جنگ و نبردهای تکنفره یا جمعی را داشته باشد، یک مصلح اجتماعی است. البته در فیلم وسترن نامتعارف «جانی گیتار» (محصول 1954 ساخته نیکلاس ری) نیز یک زن شخصیت اصلی قصه است. ولی کاراکتر وینای هفتتیرکش با بازی جوآن کرافورد در این فیلم، به هیچ وجه قابل مقایسه با کاراکتر دکتر کوئین با بازی جین سیمور در مجموعه پزشک دهکده نیست. کرافورد در جانی گیتار زنی است که در دنیای مردانه فیلم مثل یک مرد عمل میکند و میخواهد خودش را اینگونه اثبات کند. ولی دکتر کوئین اصرار دارد که در دنیای غرب قدیم قصه مجموعه خودش باشد و ادای جنس دیگری را درنیاورد.
دکتر کوئین زن عدالتخواه و ماجراجویی است که خودش را وقف کار و فعالیت اجتماعی کرده تا به یک جامعه نیمهمتمدن درس بردباری و مسوولیتپذیری اجتماعی بدهد. قصه مجموعه (اپیزودهای مختلف آن که توسط حدود 20فیلمنامهنویس نوشته شده) در محدوده کلرادو در سالهای بین 1860 تا 1870 اتفاق میافتد. دکتر کوئین که زندگی آرام و راحتی در منطقه شرق کشور داشته، تازه وارد این محل شده است. او زنی پیشرو و مترقی است که نسبت به زمانه و عقاید مرسوم آن، جلوتر حرکت میکند. در چنین زمانهای، زنان اندکی به فعالیتهای حرفهای اجتماعی مشغولند و هیچیک از آنها رهبری هیچ چیزی را در هیچ مکانی ندارند. در حقیقت، نقش او شامل کسانی میشود که خود قربانی بیعدالتی اجتماعی هستند و در دل یک جامعه بزرگ رها شدهاند. اما در این جامعه کسان دیگری هستند که حال و هوایی شبیه دکتر کوئین دارند. سیاهان و سرخپوستان از زمره این افراد هستند که خیلی زود با دکتر کوئین همراه میشوند. در جامعهای که توسط سفیدپوستان (گاه نژادپرست) اداره میشود، همبستگی بین این افراد از اهمیت خاصی برخوردار است.
ریسک در انتخاب یک شخصیت زن
بت سولیوان خالق این مجموعه تلویزیونی در ارتباط با انتخاب یک کاراکتر زن برای ایفای نقش اصلی ماجراها، چنین میگوید: «میخواستم «پزشک دهکده» یک تفاوت عمده با بقیه مجموعههای وسترن تلویزیونی داشته باشد. کارهای وسترن تا قبل از این شامل شخصیتهای جسور و بیباکی میشد که یا قهرمانانه با نیروهای سرخپوست مبارزه میکند و یا با کاراکترهای شروری که بدون دلیل آدم میکشند، درگیر میشود. بسیاری از کارهای وسترن هم سفر شخصیتی را به تصویر میکشند که در جستجوی یک قاتل فراری خطرناک هستند اما من میخواستم تا حدامکان واقعیتهای غرب قدیم را به نمایش بگذارم. قصههای متداولی که تا امروز روی پرده سینما یا صفحه کوچک تلویزیون دیدهایم، قصهها و مضامین غالب در واقعیتهای زندگی آدمهای آن دوران نبودهاند.
پس باید تحقیق و سوژهای را انتخاب میکردم که هم جذاب باشد و هم واقعیتهای موجود آن دوران را به نمایش بگذارد. زمانی که قرار شد مجموعه راتولید کنیم، به من گفته شد حضور یک کاراکتر زن به عنوان شخصیت اصلی ماجراهای یک کار وسترن، اقدامی بحثانگیز و جنجالی خواهد بود. حتی این نظریه مطرح شد که مجموعهای با این حال و هوا، نمیتواند عموم تماشاگران را مجذوب خود کند.»
ولی چنین اتفاقی نیفتاد و «پزشک دهکده» خیلی زود تبدیل به یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیونی دوران خود شد. در شرایطی که هنوز پخش سری اول مجموعه به پایان خود نرسیده بود، تهیهکنندگانش تولید سری دوم آن را آغاز کردند، این کار تا 5 سال ادامه یافت و تماشاگران تلویزیون تا چندین سال، ماجراجوییهای دکتر کوئین و غرب وحشی او را دنبال کردند. تهیهکنندگان مجموعه برای خلق جذابیت بیشتر برای آن و تغییر حال و هوا و روحیه این مجموعه، کارگردانی اپیزودهای مختلف آن را به دست کارگردانان متفاوت تلویزیونی سپردند. حدود 14 کارگردان تلویزیونی 149 اپیزود آن را کارگردانی کردند که چاک باومن با کارگردانی 32 اپیزود آن، بیشترین سهم را داشت. منتقدان تلویزیونی از آن به عنوان یک اثر ساده و صمیمی اسم بردند که در عین سادگی، بحثهای مهمی را مطرح میکند که اختصاص به مسائل و مشکلات عموم مردم دارد. نکته جالب آن که قصه مجموعه در 3 قرن قبل اتفاق میافتد، ولی بحثهای درون آن همگی امروزی و به روز هستند و هنوز هم مردم جامعه غرب با این بحثها (و پرسشهایی که در رابطه با آن مطرح میشود) رودررو هستند.
قصه قدیمی، حرفهای معاصر
چاک باومن یکی از دلایل اصلی موفقیت مجموعه را در امروزی بودن آن میداند و اضافه میکند: «با آن که قصه «پزشک دهکده» در دوران قدیم رخ میدهد و متعلق به ژانر وسترن است، اما همان حرفهایی را میزند که جامعه معاصر هم با آن درگیر است. همین نکته باعث میشود تا تماشاچی امروزی براحتی با آن ارتباط برقرار کرده و درگیر ماجراهای آن شود. اما این همه ماجرا نیست. نکته مهمی که از چشم بسیاری پنهان مانده، ساخت خوب و دقیق قسمتهای مختلف این مجموعه است که باعث میشود تا حرف قصه فیلم راحتتر مورد توجه بیننده قرار گیرد. به اعتقاد من «پزشک دهکده» استانداردهای حرفهای کارهای تلویزیونی را تا حد زیادی بالا برد و آن را به استانداردهای سینمایی نزدیک کرد. سطح توقع تماشاگران تلویزیونی هم پس از پخش «پزشک دهکده» بالاتر رفت و برنامهسازان تلویزیونی مجبور شدند هنگام تولید محصولات خود، بحث بالا بودن کیفیت کار را دقیقا مورد توجه قرار دهند.» این کارگردان تلویزیونی یکی از کهنهکاران رسانه تلویزیون است که سابقهای طولانی در کار تولید و ساخت مجموعههای تلویزیونی دارد. او از سال 1978 کار خود را به عنوان تهیهکننده و کارگردان شروع کرد و تا بهحال بیش از 40 مجموعه تلویزیونی را کارگردانی و تهیه کرده است. باومن از سال 2006 به این سو، کار تازهای را جلوی دوربین نبرده است. وی علت این کار را نبود یک فیلمنامه خوب و باکیفیت برای تولید ذکر میکند.
احیای درام خانوادگی
مسوولان شبکه سی.بی.اس که تهیهکننده «پزشک دهکده» هستند، میگویند هر هفته حدود 22 میلیون تماشاچی در آمریکای شمالی، قصه این مجموعه را پیگیری میکردند. یک چنین رقم بینندهای در میانه دهه 90، حکم یک پدیده را دارد. این در حالی است که در نمایش بینالمللی آن هم، تماشاگران خارجی استقبال مشابهی از آن کردند. در شرایطی که این گونه تصور میشد که خانمها بیننده اصلی و عمده «پزشک دهکده» باشند، نظرخواهیها نشان میداد که عموم تماشاگران ـ و بویژه جوانان ـ تماشاچی آن هستند. در زمان پخش عمومی مجموعه، رسانههای گروهی و منتقدان صحبت از وقوع چند انقلاب تلویزیونی توسط آن کردند. شاید این روزها این مسائل جزو چیزهای بدیهی و پیشپاافتاده رسانه تلویزیون باشد؛ ولی در آن ایام حکم یک چالش خطیر را داشت. مهمترین تحولی که «پزشک دهکده» در بین برنامههای تلویزیونی به وجود آورد، این بود که دست به احیای ژانر درام خانوادگی یکساعته زد. این درحالی بود که به گفته مسوولان تلویزیونی، این ژانر تلویزیونی از مدتها قبل مرده بود و کسی به سراغ آن نمیرفت. کسانی که همزمان با پخش اولین قسمتهای مجموعه نسبت به دیدگاههای مترقی و ضد تبعیض نژادی قصه آن معترض بودند، بعدها در مقام دفاع از این موضوع برآمدند و گفتند یک کار پربیننده تلویزیونی باید به بحث درباره مسائل و مشکلات اجتماعی بپردازد و فقط جنبه سرگرمی را در نظر نداشته باشد.
موفقیت در تلویزیون
مجموعه «پزشک دهکده» در سال 1998 در شرایطی به پایان خود رسید که 6 فصل تمام، میلیونها بیننده را جذب و درگیر خود کرده بود. تهیهکنندگان مجموعه علت توقف تولید فصلهای بعدی آن را، جلوگیری از تکرار و تقلید عنوان کردند و گفتند میخواهند مجموعه را در زمانی به پایانی خود برسانند که هنوز محبوب تماشاگران علاقهمند خود است؛ اما این نکته مانع از آن نشد که آنها یک فیلم سینمایی تلویزیونی براساس حال و هوای کلی آن تهیه نکنند. این فیلم سینمایی در سال1999 ساخته و پخش شد. جین سیمور، بازیگر نقش دکتر کوئین پس از پایان پخش این مجموعه، در فیلمها و مجموعههای زیادی بازی کرد؛ ولی هیچیک از آنها موفقیت «پزشک دهکده» را برایش تکرار نکردند. وی که فعالیت بازیگری را از سال 1969 با فیلم ضدجنگ «چه جنگ دوستداشتنی» شروع کرد؛ به طور متناوب در هر دو رشته سینما و تلویزیون کار و فعالیت کرده است. بهگفته خودش، کفه سنگین ترازو به نفع رسانه تلویزیون بوده است. از مجموعه موفق قدیمی «مک کلود» (1977، در کنار دنیس ویور) تا «جنگ و یادآوری (1988) و «قانون و دستور» (2004)، این بازیگر یکی از هنرمندان پرکار تلویزیونی بوده است. سیمور که متولد سال 1951 کشور انگلستان است، مادر 4 فرزند میباشد. سیمور در کنار فعالیت هنری، نماینده سازمان یونیسف نیز هست و با نهادهای بینالمللی مدافع حقوق کودکان همکاری دارد. با آن که اصلیت انگلیسی دارد؛ ولی پدر و مادرش اهل اروپای شرقی و هلند هستند. وی عروس ریچارد آتن بورو فیلمساز کهنهکار سینمای انگلیس است.
هفتهنامه اینترتینمنت / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: