تروریسم بین‌المللی و امنیت انرژی

در معرض تهدید قرار گرفتن امنیت جهانی انرژی، طی هفته‌های گذشته در سراسر جهان، بحث و مناقشه بر سر این سوال را دوباره مطرح ساخت که کدامیک از این دو بر دیگری ارجحیت دارد؛ سیاست یا اقتصاد؟ در گذشته تهدید امنیت انرژی جهان در جنگ‌ها و بحران‌های بزرگ بین‌المللی نمود پیدا می‌کرد که هر کدام به نحوی بر تولید انرژی و نقل و انتقال و قیمت آن تاثیر می‌گذاشت و در این باره عرصه بین‌الملل شاهد چهار بحران بزرگ بود:
کد خبر: ۳۴۲۸۲۵

1ـ سال 1973 که رهاورد مستقیم جنگ اکتبر میان اعراب و رژیم صهیونیستی تلقی می‌شد.

2ـ سال 1980 که بازتاب تجاوز عراق به جمهوری اسلامی ایران و جنگ این دو کشور به شمار می‌آمد.

3ـ آگوست 1990 که انعکاس تجاوز عراق به کویت بود.

ـ و سرانجام 11 سپتامبر 2001 که بازتاب آن، اقدام آمریکا و متحدانش از یک‌سو برای اشغال افغانستان که گذرگاهی حیاتی برای خطوط انتقال منابع انرژی به شمار می‌آید و از سوی دیگر اشغال برای عراق بود که ذخایر هنگفتی از منابع انرژی را در خود داشت.

تهدیدهای تروریستی

اما امروزه گستره منابع تهدید آن قدر افزایش یافته که حتی سازمان‌های تروریستی و گروه‌های مسلح و جنبش‌های جدایی طلب را نیز دربرمی‌گیرد. تشکل‌هایی که برای رسیدن به اهداف خویش از حمله به تاسیسات از جمله منابع انرژی واهمه ندارند.مثلا در دلتای رود نیجر در نیجریه ـ که یکی از بزرگ‌ترین تامین‌کنندگان نفت جهان است ـ حدود 120 تشکل و گروه فعالیت می‌کنند که برای دست یافتن بر بخش بیشتری از منطقه و بالطبع عایدات حاصله از فروش نفت آن با یکدیگر در نزاع و مبارزه‌اند و در این راه حتی از هدف قرار دادن ساختارهای زیربنایی تولید نفت هم ابایی ندارند. همین امر موجب شده تلاش‌ها برای بهره‌برداری و استفاده از ثروت‌های این منطقه چه درون نیجریه و چه خارج آن به بن‌بست برسد.همچنین جنبش «طالبان» و سازمان «القاعده» در افغانستان نیز از تهدید خطوط انتقال انرژی که از خاک این کشور می‌گذرند، واهمه ندارند. حال آنکه این موضوع تهدیدی مستقیم برای امنیت جهانی انرژی تلقی می‌شود، زیرا افغانستان گذرگاه مهمی برای انتقال انرژی از قفقاز و دریای خزر به اروپا بشمار می‌آید.

در ژوئن گذشته جنگ میان نیروهای یمنی با سازمان القاعده و حامیان آنها در یمن موجب تهدید خط لوله‌‌های انتقال نفت این کشور شد که روزانه حدود 300 هزار بشکه نفت تولید می‌کند و 90 درصد تولیدات این کشور به خارج را تشکیل می‌دهد. به گونه‌ای که منابع رسمی یمنی اعلام کردند، افراد مسلحی وابسته به قبایل حامی القاعده در یازدهم ماه فوق‌الذکر اقدام به منفجر کردن خط لوله انتقال نفت شرق یمن کردند که تنها 6 کیلومتر با شهر مأرب فاصله و در 170 کیلومتری شرق صنعا پایتخت یمن قرار دارد. این حمله از این جهت اهمیت داشت که طی کمتر از سه ماه سومین آن در نوع خود بشمار می‌آمد و در واقع پاسخی به بمباران منازل مردان قبایل یمنی از جمله «ناصر حمد الدهام بن‌دوحم» بود که به اتهام پناه دادن به اعضای سازمان القاعده یک اقامت اجباری بر او تحمیل شده بود.

اما در ترکیه عملیات شورشیان کُرد آنقدر گسترش یافت که حمله به خطوط انتقال نفت و گاز را نیز شامل شد؛ از جمله خط انتقال نابوکو که انتظار می‌رفت در سال 2013 مورد بهره‌برداری قرار گیرد و بدان وسیله امکان انتقال گاز دریای خزر به ترکیه و از آنجا به غرب اروپا بدون گذر از خاک روسیه فراهم گردد. بالطبع اجرای این طرح وابسته به مشارکت کشورها و میزان توانمندی شرکت‌های مشارکت کننده در اجرای این طرح است. اما نگرانی ترک‌ها و جامعه جهانی صرفا به خاطر حمله به این خط لوله نبود، بلکه این نگرانی از آنجا نشات می‌گرفت که این اولین اقدام کردها از این دست به‌شمار نمی‌آمد و کردها از این حیث بارها تهدید کرده بودند خطوط انتقال نفت و گازی را که از مناطق کردنشین می‌گذرد، منفجر خواهند کرد و می‌توان گفت، آنها در این زمینه سوابق نگران کننده و تلخی دارند.به عنوان مثال در سال 2007 در پی نگرانی غرب از احتمال حمله ترکیه به شمال عراق و بمباران مواضع پ.ک.ک قیمت‌های نفت افزایش قابل ملاحظه‌ای یافت. همین امر پ.ک.ک را واداشت در اقدامی بازدارنده خطوط انتقال نفت عراق را که از ترکیه می‌گذشت، (مانند خط انتقال نفت کرکوک – جیهان) هدف قرار دهد.

با وجودی که صادرات نفت عراق در آن حد از اهمیت و حجم نیست که بتواند تاثیری منفی بر بازار جهانی نفت بگذارد، با این حال حساسیت‌های بسیاری که بر این بازار سایه افکنده موجب می‌شود حتی به زبان آوردن چنین تهدیداتی بر قیمت نفت تاثیر بگذارد و آن را تحت‌الشعاع قرار دهد.

مثلا سال گذشته در پی عملیات انفجاری که در خاک ترکیه روی داد و پ.ک.ک مسوولیت آن را بر عهده گرفت، جریان انتقال روزانه حدود 850 هزار بشکه از خط باکو – تفلیس – جیهان متوقف گردید و احتمال بسته شدن خط انتقال نفت خام آذربایجان از دریای خزر به دریای مدیترانه از طریق خاک ترکیه مطرح گردید. در آن زمان این مساله دولت آذربایجان را واداشت تا از خط آهن و نفت‌کش‌ها برای انتقال بخشی از نفت خام خود استفاده نماید که می‌بایست از خط لوله فوق‌الذکر به اروپا منتقل شود.

در 25 ژوئن گذشته پمپاژ روزانه 450 هزار بشکه نفت از دشت‌های شمال عراق به بندر جیهان در ترکیه متوقف گردید که دلیل آن تخریب خط لوله اصلی انتقال نفت در جنوب موصل بوسیله پ.ک.ک بود. این عملیات شکاف بزرگی در این لوله بوجود آورد و موجب شد میزان قابل توجهی نفت به بیرون نشت کند و حاصل آن جدای از هدررفتن میلیارد‌ها دلار و آتش سوزی بزرگ در منطقه بود. این حمله سومین حمله در نوع خود طی ماه ژوئن به شمار می‌آمد که در خطوط انتقال نفت واقع در نزدیکی دو استان صلاح الدین و نینوا رخ می‌داد.در 15 ژوئن گذشته شرکت نفت شمال اعلام کرد، میانگین پمپاژ نفت از دشت‌های شمالی کرکوک به بندر جیهان در ترکیه از 700 هزار بشکه در روز به 450 هزار بشکه کاهش یافته است که کاهش 36 درصدی را نشان می‌داد و بالطبع دلیل آن کاهش تولید چاه‌های نفت و کثرت قطعی برق در ایستگاه‌های پمپاژ بود.

در مصر نیز پس از بارها تهدید یاغیان صحرا نشین شمال سینا (که به دلیل سوابق جنایی تحت پیگرد دولت مصر قرار دارند) به منفجر کردن خط بین‌المللی انتقال گاز در صورت ادامه حملات نیروهای امنیتی علیه خانواده‌های ایشان و بازداشت بستگان آنها، سرانجام در 26 ژوئن گذشته این تهدیدات عملی شد و این یاغیان مسلح خط لوله انتقال گاز عربی عریش ـ تابا را منفجر کردند. این خط لوله به طول 240کیلومتر روزانه 7 هزار تن گاز مصر را به اردن، سوریه و لبنان منتقل می‌کرد و از آن برای انتقال گاز به رژیم صهیونیستی استفاده نمی‌شد تا انگیزه‌ای ایدئولوژیک به مهاجمان جهت منفجر کردن این خط لوله بدهد.

گسترش مفهوم امنیت

به همین دلیل می‌توان گفت، امروزه اصطلاح امنیت انرژی آنقدر توسعه یافته است که مفاهیم و معانی گسترده‌تری ازجمله تامین منابع انرژی به میزان مناسب و حفظ ثبات نسبی و پذیرفته شده قیمت‌ها در حداکثر زمان ممکنه را دربرمی‌گیرد و از آنجا که این منابع به سرعت در حال زوال و اتمام یا کاهش میزان عرضه برای فروش است یا ممکن است بیش از حد واقعی قیمت‌ها بالا رفته یا تاخیر در رسیدن این منابع به نقطه مصرف چه به دلایل فنی از جمله انفجار در خطوط انتقال یا توقف پمپاژ یا به دلیل تخریب مانند منفجر کردن چاه‌های نفت و گاز و خطوط انتقال به وجود آید، در چرخه جهانی انتقال انرژی خلل ایجاد می‌شود. بنابراین برای جلوگیری از بروز هرگونه خلل در این چرخه و تضمین امنیت جهانی انرژی باید بیش از پیش بر بعد سیاسی این حوزه که امنیت آن را نیز در بر می‌گیرد، تمرکز نمود و این امر را در حل منازعات و جنگ‌ها و اختلاف‌ها و بحران‌ها در نظر داشت بویژه در مناطقی که منابع انرژی جهان را در خود ذخیره دارند، اما این مهم نیازمند فعال نمودن مکانیسم‌ها و سازمان‌های بین‌المللی مورد نظر و هماهنگ نمودن تلاش‌های بین‌المللی و کشورها و شرکت‌های بزرگ بین‌المللی سرمایه‌گذار در حوزه انرژی است تا برای این چالش‌ها راهبردهایی اساسی و عادلانه بیابند و بدین وسیله امنیت جهانی انرژی قربانی اقدامات تروریستی و تخریبی یا تصفیه حساب قدرت‌های بومی و منطقه‌ای و بین‌المللی نشود و سیاست به دستاویزی برای تضعیف اقتصاد جهان تبدیل نگردد و ثبات و استقرار هریک وابسته به ثبات و استقرار دیگری نباشد.

منبع: الحیات / مترجم قبس زعفرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها