فریاد و خنده نوهها؛ چهره گشاده و آرام مادربزرگ در قاب چوبی پنجره آشپزخانه؛ صدای دویدن پاهایی کوچک روی آجرها، آغوش باز و خنده پدربزرگ.
***
صدای قدمهای پدربزرگ روی پلهها؛ نفس نفس مادربزرگ روی پله آخر؛ صدای زنگ در آپارتمان؛ صدای مادر از پشت در؛ چرخیدن در روی پاشنهاش؛ چهره خندان پدربزرگ؛ نفسهای بلند و کشدار مادربزرگ؛ پرسیدن از بچهها؛ آنها همه بیرونند، با دوستانشان؛ دویدن خستگی روی صورت پدربزرگ.
***
سکوت؛ سکوت؛ سکوت؛ صدای آرام ورق خوردن یک آلبوم قدیمی؛ دستهای لرزان پدربزرگ؛ صدای لرزیدن یک استکان روی نعلبکی توی دستان مادربزرگ؛ صدای فکر پدربزرگ، «گرمای چای کجا و گرمای خنده بچهها کجا »؟
سکوت؛ سکوت؛ سکوت.
***
نمیدانم پدربزرگ و مادربزرگی در خانواده دارید یا نه. اما آنها که حالا فقط عکسشان را در قابی دارند و خاطرههای در دلهایشان، خوب میدانند که چه گوهرهایی بودهاند آن دلهای مهربان؛ آن دستهای لرزان؛ آن چهرههای شکسته در گذر ایام.
آنها ستونهای خیمه خانواده هستند؛ آنها که دلی به نازکی جامی بلورین دارند. آنها در سکوت به گذشته چشم میدوزند و انتظاری ندارند جز قدری محبت. قدرشان را بدانیم که آنها شکنندهاند و خطرهایی در کمین جسم و روح آنهاست.
«خشم، شادی و غم بخشهای جداییناپذیر انسانند. گرچه زندگی جانوران نیز پر از لحظههای ترس و عصبانیت است، اما احساسات انسانها همانقدر که ناشی از محیط اطراف است به درون آنها نیز برمیگردد.
هرچند بسیاری بر این عقیدهاند که افسردگی، تنها از عوامل بیرونی ناشی میشود و متأثر از وضعیتهای ناگوار است؛ علم جدید نشان میدهد که در موارد زیادی تنها تغییرات اعصاب مرکزی و آسیبهای وارد بر آن، بدون ارتباط با اتفاقات بیرونی، باعث بروز علائم افسردگی شدهاند. این مساله مؤید اهمیت احساسات درونی است.» (ص 10)
دکتر نغمه مخبر، نویسنده کتاب «افسردگی در سالمندان» سعی دارد با بیانی ساده، خانوادهها را با مشکلات افسردگی در سالمندان آشنا کند. تا در پرتو این آشنایی بتوان از این معضل تا حد ممکن جلوگیری کرد و در صورت بروز، به طور منطقی و صحیح با آن مواجه شد.
نویسنده در بخشی از کتاب به سن تقویمی، سن جسمانی و سن روانشناختی اشاره میکند و مینویسد:
«دختری که در سن پایین عهدهدار مسوولیت یک زندگی شده است و در اوایل میانسالی حتی مادربزرگ میشود و مسوولیتهای مضاعفی را نیز به عهده میگیرد، بیشک در احساس ذهنی که از سن خود دارد، با زن دیگری که از نظر سن تقویمی با او یکسان است متفاوت خواهد بود... اگر هویت فردی و اجتماعی را مجموعه شناختها، هیجانات و رفتارها تعریف کنیم درمییابیم تعیین سن افراد که بخش مهمی از هویت آنان است، ساده نیست.
در واقع انسان در همان سنی است که خود احساس میکند.
برداشتهای ما از وضعیت جسمانیمان، میزان امیدمان به زندگی، توقعاتی که از خود داریم و آرزوهایمان به ما میگویند که چه سنی داریم.» (ص20)
از این رو خانوادهها باید به این نکته توجه کنند که مسیر انتخاب شده برای فرزندان، همان چیزی است که آینده و سلامت روحی دوران کهنسالیشان در گرو آن است. پس با دقت بیشتر در مراحل مختلف زندگی فرزندان باید ایفای نقش کرد.
«آخرین مرحله رشد روانی ـ اجتماعی مصادف است با دوران کهنسالی. در این دوره فرد سالمند به زندگی گذشته خود مینگرد و جنبههای مثبت و منفی آن را مشخص میکند. اگر جنبههای مثبت آن بیشتر باشد، یعنی زندگی گذشته او پربار باشد، احساس رضایت و خرسندی میکند و بقیه زندگی خود را با امیدواری و خوشحالی ادامه میدهد. ولی اگر جنبههای منفی بیشتر باشد فرد احساس میکند که زندگی پوچ و بیمعنی است، از اینرو در او احساس ناامیدی و یأس بهوجود میآید.» (ص 22)
طبیعی است که در این کتاب با تعریف سادهای از افسردگی نیز آشنا شویم.
«بیشک افسردگی یک واکنش طبیعی به اتفاقات ناخوشایند، خصوصا فقدان و از دست دادن اشخاص و اشیای محبوب است؛ واکنشی که هیچکس نمیتواند مدعی عدم تجربه آن باشد. آنچه این واکنش خلقی را در طیف روانپزشکی میگنجاند، شدت افسردگی و عدم تناسب شدت و زمان آن با واقعه ناگوار اولیه است.
در صورتی که تغییر خلقی فرد آنچنان شدید و فراگیر باشد که منجر به تخریب عملکرد وی شود و برای او ناراحتی و مشکل عمیق ایجاد کند، صرف نظر از این که عامل آغازگر و زمینهای وجود داشته باشد یا خیر، به عنوان اختلالی در نظر گرفته میشود که نیاز به درمان دارد.» (ص 26)
و اما خانوادههایی که سالمندی در میان آنها زندگی میکند، باید به وضعیت جسمانی او هم توجه جدی داشته باشند.
«مطالعات زیادی انجام شده که ثابت کردهاند خطر بروز افسردگی در سالمندانی که مبتلا به بیماریهای جسمانی شدید هستند به مراتب بیش از افرادی است که وضعیت جسمانی مطلوبی دارند. با در نظر گرفتن این که شیوع بیماریهای جسمانی عموما با افزایش سن بالا میرود، میتوان حدس زد که وضعیت بهداشت روانی افراد بیمار نیاز به توجه و مراقبت بیشتری دارد.» (ص 78)
و اما باز هم از پیوستگی شکلگیری شخصیت و آثار هر دوره بر دورههای دیگر زندگی میخوانیم که هشداری جدی برای خانوادهها در تربیت کودکان است.
«اختلالات شخصیت، گروهی از حالات روانیاند که بیماری نیستند، بلکه شیوههای رفتاری هستند. خصوصیات این اختلالات عبارتند از الگوهای رفتاری نسبتا ثابت، انعطافناپذیر و ناسازگارکه به بروز مشکلاتی در ارتباط برقرار کردن با دیگران و مشکلات شغلی و... منجر میشود.»
نویسنده یکی از موارد این حالت را افراد وسواسی میخواند و مینویسد:
«این افراد گرفتار نظم افراطگونهای هستند که بر تمام روابطشان سایه میاندازد، به طوری که حتی قادر به جداشدن از اشیای فرسوده یا بیارزش نیستند، چون معتقدند شاید در آینده بتوان از آنها استفاده کرد.»
شاید شما هم با چنین افرادی مواجه شدهاید یا نظیر آنها را در خانواده خود سراغ دارید، پس خوب است بدانید:
«تحقیقات نشان دادهاند که حدود 40 درصد وسواسیها این بیماری را از والدین خود به ارث میبرند. همچنین افرادی که از نظر هوشی در حد متوسط و بالای متوسط هستند، بیشتر درگیر این بیماری میشوند. بررسیها حاکی از آن هستند که والدین کمالجو که فرزندان خود را بر اساس ضوابط خاصی تربیت میکنند در وسواسی کردن آنها بسیار مؤثرند.» (ص 115)
کتاب «افسردگی در سالمندان» از تازهترین کتابهای نشر قطره با قیمت 2500 تومان است که به چاپ رسیده و امیدواریم شما هم با خواندن آن بر تجربیات خود بیفزایید.
کورش اسعدیبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم