نیازهای جوان در جامعه امروز

دغدغه ها و نیازهای جوانان از مباحث روز جامعه است. به همین مناسبت میزگردی با حضور حجت السلام والمسلیمن محمدیان ریاست نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه کشور ، دکتر طباطبایی امین عضو هیات علمی دانشگاه تهران و دکتر حسین ابراهیمی مقدم روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در رادیو گفت و گو برگزار شد.
کد خبر: ۳۴۲۷۱۲

مشروح این گفت و گو به شرح زیر است:

رادیو گفت و گو: آقای محمدیان اگر ممکن است در رابطه با دغدغه ها و نیازهای جوانان توضیح بفرمایید.

محمدیان: اعتقاد قلبی من این است که جوانان خیلی خوبی در جامعه داریم و می توان گفت بهترین جوانان دنیا در این مرز و بوم زندگی می کنند و خدا را شاکریم که چنین جوانانی در جامعه ما رشد پیدا کردند و حضور دارند اما از لحاظ نیازها باید گفت که تمام وجود انسان از جهت  نیاز است و خداوند انسان را سرتا پا نیاز آفریده تا هر لحظه فیض خداوند را دریافت کنیم. به دلیل رحمت وافری که خداوند  دارد و دوست دارد هر لحظه به بندگانش لطف کند ، وجود ما هم سرتا پا نیاز است پس هر لحظه از خداوند لطف دریافت می کنیم و مشمول رحمت خداوند هستیم لذا نیاز از یک نگاهی بسیار زیبا است. از این نگاه نیاز یک امری است که ما را به دریای بیکران رحمت الهی وصل می کند.

شاید مهمترین نیاز جوان ما نیاز به هویت است. نیاز به یک پایه های محکم برای تکیه کردن و بالا رفتن. درست است که مسائل روزمره برای جوانان مهم است (معیشتی، عاطفی و...) اما آنچه که پای جوان را محکم می کند ، روی پای خودش می ایستد و با یک اعتماد به نفس قوی حرکت خودش را آغاز می کند و بر همه مشکلات می تواند فائق اید آن موضوع ، هویت است. یعنی باور اینکه در این عالم برای یک هدف بزرگی آفریده شده ایم که می توانیم به قله های آن اهداف بزرگ دست پیدا کنیم. اگر این هویت که الحمدالله مولفه های آن در فرهنگ ما بسیار قوی وجود دارد در جوان ما پیدا شود این جوان یک منبع پر از انرژی می شود و بی نهایت توان و استعداد برای حرکت دارد .

رادیو گفت و گو: بخش های غیراکتسابی هویت دست ما نیست یعنی قادر نیستیم هویت جنسیتی ، قومی و... افراد را دست کاری کنیم ، اما برای بخش های اکتسابی هویت چه باید کنیم؟

محمدیان: این موضوع مربوط به بخش اندیشه ای است که تمام امتیاز انسان هم مربوط به بخش اندیشه ای انسان است. آنچه که شخصیت انسان را شکل می دهد بخش اختیاری کارهای ما است .بخشهایی که مربوط به مانبوده خیلی در قوام شخصیت تاثیر ندارند. بخش اصلی ، اندیشه ای است .در دوره جوانی بیشترین سوالات ، در جوانان پدید می آید. سوالاتی که به ذهن جوان می رسد حتی اگر گاهی آزار دهنده هم باشد نباید از آنها گذشت  و باید برای آنها یک کرامتی قائل شد. هر سوالی که می آید کلیدی است برای قفلی که اگر باز شود یک افق جدیدی جلوی چشم جوان باز می شود.

متولیان تربیتی جامعه به فضای احترام پرسش ها  احتمام بیشتری کنند و از پرسش ها نهراسند. برای جوان مهمترین کاری که مسئولین تربیتی می توانند انجام دهند این است که به پرسش های جوانان احترام قائل شوند حتی اگر توام با پرخاشگری باشد. پرسش حق جوان است و وظیفه ما این است که به این پرسش ها پاسخ دهیم نه اینکه فکر کنیم صورت مساله را اگر پاک کنیم مشکل حل شده است.علاوه بر اینکه باید به پرسش های جوان احترام قائل شویم ، باید اجازه بدهیم که خود او هم مقداری روی این پرسش ها فکر کند و زود نخواهیم یک پاسخ چند کلمه ای به آن داده باشیم بلکه باید جوان روی آن کار کند و متوجه شود که راههای مختلفی برای پاسخ وجود دارد در نهایت فقط به دنبال پاسخ دادن نباشیم بلکه به دنبال قانع شدن جوان نیز باشیم.

رادیو گفت و گو: اگر به پرسش های جوان پاسخ داده شود روی دیگر سکه وجود دارد که آزادی خواهی جوان است.موضوع آزادی خواهی دغدغه خیلی جدی تری است در جوانان و آزادی خواهی پیوند دارد با ارکان هویتی ،برای این بخش فکر می کنید چه تمهیدی لازم است.

محمدیان: در جوان یک مولفه دیگر به نام صداقت و یکرنگی نیز وجود دارد . در اکثر جوانان یک روحیه حق طلبی و صداقت وجود دارد اگر این را کنار بحث آزادی خواهی قرار دهیم کار ما را آسان تر می کند. بعضی ها فکر می کنند آزادی خواهی که در جوانان وجود دارد به معنای هنجار شکنی ، بر هم ریختن مرزها و چارچوب ها است در حالی که اینگونه نیست.

جوان می خواهد پرواز کند و پرواز با حرکت الزامی خیلی متفاوت است کسانی که عادت کردند به خزندگی یا راه رفتن عادی طبیعی است پرواز دیگران برایشان خیلی قابل تصور نباشد. در وجود جوان یک فضای کاملا نشاط آرمان طلبی موج می زند به همین دلیل نمی خواهد محدود شود به حرکت های عادی. باید فرصت را به جوان بدهیم و چون بار صداقت در آن وجود دارد نباید بترسیم که او سوالات بزرگتری مطرح می کند یا ابهامات بزرگتری را مطرح کند. از جهت مکتب خودمان در پاسخ دادن هیچ نگرانی نداریم. 

آنجایی که بحث های عقیدتی مطرح بوده مکتب ما هیچ وقت با بن بست مواجه نبوده افق های روشنی در مکتب ما وجود دارد. ادعای ما این است که دین ما کاملترین دین است و برای همه سوالات پاسخ های حقیقی و بسیار قانع کننده دارد.مردم ما در طی انقلاب و بعد از انقلاب افتخارهای زیادی آفریدند اصول کلی حرکت مردم ما در این انقلاب بزرگ، بسیار روشن است لذا هراسی نداریم از اینکه جوان بخواهد اوج بگیرد و سوالات مهمتری را مطرح کند. احساس نمی کنم در ذهن جوانان ما آن آزادی که بدون هیچ چارچوبی است باشد.هر جوانی به دلیل صداقت و حق طلبی می داند هر حرکتی نیازمند یک سلسله چارچوب هایی است . مهم این است آن چارچوب ها را تا جایی که می دانیم وسعت دهیم.

خداوند به مومنین سینه ای فراخ و شرح صدر می دهد که  توانشان بسیار بالا است . باید ما مسئولین تحمل مان را بیشتر کنیم وقتی که جوان در رابطه با عملکرد من مسئول سوال دارد فکر نکینم سوال جوان به خاطر این است که مثلا کل نظام را می خواهد زیر سوال ببرد. بنده مسئولی هستم که باید پاسخگو باشم و مساوی با نظام نیستم گرچه نظام هم برای این مردم است و جوان حق دارد در مورد بخشهای مختلف نظام سوال کند و روشن باشد. جاهای هم که ضعف داریم بجای اینکه توجیه کنیم و جوان اعتمادش را از دست بدهد  باید مشکلات وعواملش را بگوییم و راههای برون رفت از آن مشکل را هم نشان دهیم و به جوان نشان دهیم که به سمت رفع آن مشکل می رویم . بهترین همراهی را جوانان با ما خواهند داشت.

رادیو گفت و گو: جوان نیاز دیگری دارد به عنوان شادی و شادابی که در وهله اول یک نیاز جسمانی در جوان است. در رابطه با ابعاد جنجالی این نیاز اشاره ای داشته باشید.

محمدیان: وقتی کلمه جوان گفته می شود از اولین مفاهیمی که به ذهن هر شنونده می رسد همان دوران شادابی و سرزنده بودن و نشاط داشتن است. جوانی بدون نشاط و شادابی و تراوت و... معنی پیدا نمی کند. چرا همه انسانها دوره جوانی را آرزو می کنند یکی از دلایلش شاد بودن آن دوره است جوان به دلیل اینکه خیلی دلبسته مسائل دنیوی نشده سبک بال است و در خودش توانایی های زیادی را می بیند خود بخود فضای شادابی برایش ایجاد می شود گاهی بعضی ها رویکردی از دین نشان می دهند که دین فقط باید همیشه سر در گریبان و در حال تفکر و حزن اشک و آه و... باشد البته اشک های خیلی زیبا در دین وجود دارد که از بسیاری شادی ها در اسنان بیشتر نشاط ایجاد می کند.

طبیعتا شاد بودن جوان یک مولفه مثبت است هر وقت دیدیم جوان ما با نشاط است باید لذت ببریم اما نشاط زمینه می خواهد بدون زمینه یا نشاط ایجاد نمی شود و اگر هم ایجاد شود بسیار سطحی یا کاذب خواهد بود.بخشی از نشاط جوان بر می گردد به نگاه امیدوارانه او کسی که آینده در مقابلش تاریک است هرچقدر هم بخواهید دل او را شاد کنید موفق نخواهید شد.

آینده مقابل جوان باید آینده ای روشن باشد یعنی جوان احساس کند اگر کار و تلاش کند قطعا یک زندگی آبرومند و یک زندگی متعالی هم از جهت معنوی و هم از جهت مادی در انتظارش است. بخشی از برنامه ریزان جامعه هستند که باید این افق را ایجاد کنند در عمل مسئولان این دل سوزی را نشان دهند. مهمتر از همه خانواده ها و پدر و مادرها  برای جوانان یک نگاه مثبت به آینده را ترسیم کنند .

جوانان را باید آماده مساله هم بکنیم جوان نباید فکر کند همانگونه که والدینش تلاش کردند و همه امکانات را برایش فراهم کردند در آینده هم همین گونه خواهد بود.باید مقداری واقع بینی را به جوان منتقل کنیم ،باید جوان بداند زندگی یعنی درگیر شدن با مشکلات  کسانی که موفقیت های بزرگی بدست می آورند  بیشتر با مشکلات درگیر می شوند. اگر می خواهیم نشاط شادابی و طراوت را در جوانان ایجاد کنیم بیشتر آن به نگاه به آینده بر می گردد و ایجاد امید نسبت به آینده و یک بخش از آنهم بر می گرد د به روحیه کار و تلاشی که باید در جوان تامین آینده روشن کند. در فرهنگ ما متاسفانه این ضعف را داریم ضعف از این جهت که عده ای فکر می کنند با شانس  و یا سرمایه گذاری پدر و مادر یک آینده خوبی  دارند ولی کسانی که موفق بودند بسیار زحمت کشیدند و تلاش کردند و خودشان رادرگیر کردند.

رادیو گفت و گو: چه چشم اندازی در رابطه با موضوع شادابی در جوانان ترسیم می شود.

طباطبایی امین: موضوع شادابی و نیاز جوان و هر انسانی را تقسیم کردم به جنبه های فیزیکی و متا فیزیکی. جنبه های فیزیکی که نیاز جسمی انسان است و روشهایی است که ما را به شادبی می رساند یکی از آن اصول درست تغذیه است. اگر اصول تغذیه رعایت نشود جوان به کم خونی دچار می شود که یکی از آثار آن افسردگی است. مثلا در روایات اسلامی داریم که خوردن انگور سیاه باعث جلوگیری از حزن و اندوه می شود.توجه به ورزش نیز در این زمینه بسیار مهم است. در سفارشات آموزه های دینی ما است که به ورزش توجه کنیم. مثلا پیامبر اکرم برای عبادت به غار حرا می رفتند و مسافتی را برای رسیدن به بالا طی می کردند بنابراین برای عبادت کردن سیستم فیزیکی خودش را آماده می کردند . رفتار پیامبر هم نمود فیزیکی دارد و هم نمود متا فیزیکی.

رادیو گفت و گو: در روایات و آیات قرآن بسیار داریم که روی ورزش توجه شده آیا این  توجهات یک رویکرد ابزاری به ورزش است برای اینکه یک مسلمان توانایی داشته باشد یا  یا اینکه  نه ، شادابی موضوعیت دارد.

طباطبایی امین: با اشاره به این حدیث امام علی (ع) شاید بسیاری از سوالات پاسخ داده شود. امام علی (ع) فرمودند یک مسلمان باید اوقات خودش را به چهار گونه تقسیم کند یکی ارتباط با دیگران است. بخش دیگر ارتباط با خداوند است (عبادات) و یکی هم ارتباطات  اقتصادی است که برای معاش زندگی فعالیت های اقتصادی لازم است. چهارمین قسمت را ایشان آخرین بخش اشاره می کنند که می فرمایند چهارمین بخش زندگی مسلمان تفریح های سالم است . یک نکته بسیار زیبا را اشاره می کنند که ممکن است جواب سوال شما باشد می فرمایند اگربه بخش چهارم یعنی تفریحات سالم بی توجهی شود در تمام اقسام قبلی هم اختلال ایجاد می شود .پس به مساله شادی باید جدی تر نگریست.

محمدیان: این موضوع مانند این است که بگویید نگاه اسلام به سلامت انسان چیست . نیازی به سوال ندارد چون سلامت اصلی در وجود انسان است.  اسلام برای اینکه به سلامت عمق ببخشد ابعاد دیگر  آن را بیان کند وبه سلامت روح نیز بسیار توجه می کند. اصلا نیاز به سوال ندارد که در دین به شادابی و نشاط انسان تاکید شده یا نه. شادابی و نشاط جزء بدیهیات است. اسلام در قرآن قلب سلیم را نیز بیان می کند که مطلب عمیق تری است نسبت به سلامت جسمانی .

سلامت جسمانی را اصل می گیریم که همه باید داشته باشند و اسلام می گوید از این لایه عمیق تری هم وجود دارد که سلامت دل است. شاداب بودن انسان یک اصل است اما این شادابی و نشاط لایه های عمیق تری دارد که دین آنرا به انسانها هدیه می کند و همینطور یک مرزهایی دارد. دین می آید آنچه که باعث از بین رفتن سلامت می شود را تاکید می کند؛ مثلا می گوید به سمت شراب نروید چون سلامت جسم را از بین می بردو چیزهایی که برای جسم مضر است را حرام اعلام می کند .پس مرزهایی را مشخص می کند تا سلامت ما را ایمن کند. شاداب بودن و با نشاط بودن یک اصل بدیهی است و قطعا مورد تاکید دین است اما دین یک افق های جدیدی هم در رابطه باشادی به روی ما بازمی کند و مرزهایی هم در مورد شادی برای ما معین می کند تا آن سلامت حقیقی انسان حفظ شود.

رادیو گفت و گو: در مورد مقدمه این اصل همه توافق نظر دارند و معتقدند که انسان باید شاد باشد ولی وقتی در عرصه عملی اجتماع نگاه می کنیم مصادیق و جلوه های شادمانی را کمتر می بینیم. این مصادیق شادمانی در جوانان که وجود دارد گاهی اوقات با ارزشها ، شرع ،هنجارهای پذیرفته شده جامعه ما تباین دارد برای این تباین باید چه فکری کنیم آیا اصل آن مصادیق را انکار کنیم یا یک جایی برای آشتی پذیری بین این مصادیق وجود دارد؟

محمدیان: به اندازه کافی در فرهنگ ما شادی هایی که جوان به آن نیاز دارد وجود دارد و تاکید شده . در جهانی که امروز زندگی می کنیم یکی از مهمترین شادی های جوانان همان ورزش است. بخشی از فضای شادی جوانان را ورزش می گیرد حال جوانان چه در ورزش شرکت کند چه به تماشای آن بنشینند باعث شادی خواهد شد.همچنین توصیه ای که مقام معظم رهبری برای دانشجویان داشتند تاکید اصلی ایشان احتمام به ورزش بود.بخش دوم بخش هنر است. جوانان بخش زیادی از شادی شان را با بخشهای مختلف هنری تامین می کنند. مشارکت جوانان ما در بخشهای مختلف هنری چشم گیر است. بخش دیگر موضوع ارتباطات است. جنبه های هیجانی است که برای جوانان خیلی ارزش دارد. جوان می خواهد به گونه ای هیجانات خودش را بروز دهد که معمولا مسن ها در اینجا با جوانان مشکل پیدا می کنند .ومتاسفانه الان در جامعه کمتر فضاهایی است که جوانان بتوانند هیجانات خود را تخلیه کنند. در بخشهای هیجانی که سلامت جوان را حفظ کند زیاد سرمایه گذاری نشده . بخش تعارض های بین نسلها بیشتر در این قسمت است و باید برای آن برنامه ریزی های بیشتری انجام دهیم .

ابراهیمی مقدم: نا شاد بودن یک احساس تیره و تار در مورد زندگی است و هر کس دچار یک چنین  احساسی شود  حرف من را بهتر درک میکند کما اینکه همه ما در دوران زندگی یک چنین حسی را داشتیم ولی وقتی این مدت شدید و طولانی شود می تواند نگران کنند باشد. در مورد جوانان ابعاد متعددی را بررسی کردیم که می تواند منجر به ناشادی و یا شدت آن شود (ممکن است فردی از لحاظ تحصیلی شکست بخورد و یا فردی مورد توجه همسرش قرار نگیرد و یا مشکل اقتصادی بالایی داشته باشد و یا ...) ناشادی ممکن است منجر به افسردگی شود. یکسری مطالعاتی که انجام دادیم نشان داد آشوب در خانواده می تواند زندگی یک جوان را تحت تاثیر بگذارد.

مثلا ممکن است یک خانواده در کنار هم زندگی کنند ولی یک پدر یا مادر ناتنی در بین آنهاباشد و یا دائما از طلاق صحبت شود بچه ها در آن خانواده دچار مشکل  می شوند. وقتی در مورد جوانان و نوجوانان بررسی کردیم دیدیم احساسات بد آنها به عوامل متعددی برمی گردد که زندگی آنها را ناشاد می کند مثلا به خاطر تنهایی  فرد در جمع است یا نداشتن دوست ، نا امیدی ، بی ارزشی و... می تواند در جوانان ناشادی را بوجود آورد. 

در جوانانی که حالت ناشادی دارند می بینیم علاقه آنها به کارهای معمولی زندگی کم می شود؛مثلا ممکن است احساس خستگی کنند  یا بی قرار شوند و یا توانایی تمرکز نداشته باشند و برخی هم ممکن است دچار اشتها و یا بی اشتهایی شوند و مسائل بسیار متعدد دیگری را داشته باشند. متاسفانه در این اواخر  ممکن است برخی از آنها به سمت مواد مخدر روی آورند که باعث می شود زندگی آنها تحت تاثیرات منفی مواد مخدرقرار گیرد. فرار از مدرسه و پرخاشگری و... می تواند به این مسائل اضافه کند.

چند ویژگی جسمانی جوانانی که این حالت را دارند مطرح می کنم  که علت خاصی برای آن نمی توان پیدا کرد سر درد ، درد قفسه سینه  یاشکم ، خستگی ، سرگیجه ، بیداری ، اینجا فرد باید حتما مورد بررسی قرار گیرد. باید گفت که این افراد در مورد آن مشکلات نقش بازی نمی کنند و آن مشکلات واقعی هستند و علتهای آن دردها روانی است نه جسمانی. حال سوال اینجاست زمانی که جوان ما ناشاد می شود چه کار باید کرد؟ آیا حتما باید پیش یک متخصص روانشناس برد یا خیر؟ همیشه و لزوما هم اینگونه نیست.

بعضی مواقع این حالت طولانی نیست و ممکن است ظرف چند روز این حالت را پشت سر بگذارد. اگر به حرفهایش گوش دهید و بهش نشان دهید که مورد حمایت شما است و با او صحبت کنید ممکن است افسردگی و ناشاد بودن ،خود به خود حل شود در این فرایند کاری که باید انجام شود چیزی بیشتر از یک نصیحت ساده به نوجوان یا جوان است احساس جوان اهمیت دارد و باید آنها را جدی بگیرید و برای کمک کردن به او وقت صرف کنید تا بتواند با آن مشکل کنار آید.

رادیو گفت و گو: در متون اسلامی ما چه تعریفی از فقدان ناشادی وجود دارد و چگونه این موضوع را می توان از منظر متون اسلامی بررسی کرد؟

طباطبایی امین: در سیره بزرگان دین که نگاه می کنیم می بینیم بزرگان دین همیشه مسئولیتهای خیلی سنگین تربیتی و اجتماعی را بعهده داشتند. مسلما بدون برخورد از شادابی و نشاط کامل هرگز نمی توانستند به خوبی از عهده آن مسئولیت های سنگین تربیتی و اجتماعی و تعاملات با دیگران برآیند. روایتی است که می فرماید راه ارتباطات دوستانه بشاش بودن است. برای اینکه بتوانیم از نظر متافیزیکی هم این ویژگی را در خودمان ایجاد کنیم می توانیم بطور تدریجی برای غلبه بر احساسات منفی تمرین کنیم یا همیشه جنبه های مثبت و نعمت های بزرگ الهی را به خاطر بسپاریم . به یاد آوردن یک نعمت بزرگ الهی یا یک لحظه شاد در زندگی و یا حوادث شادی که اتفاق افتاده تاثیر بزرگی روی روح انسان دارد. 

ابراهیمی مقدم: توصیه ای که به خانواده ها در این زمینه می شود این است که برای اولین قدم مشکلات جوانتان را قبول کنید بهش کمک کنید که این مشکل را به چند قسمت قابل حل تقسیم کند  و هر بار به یکی از آن قسمتها بپردازید. از او بخواهید مثلا در مورد خشمش در مورد نا امیدی و در مورد نارحتی که دارد  صحبت کند و به او کمک کنید تا با پایین آوردن سطح توقعاتش (بعضا توقعات جوانان ما بسیار بالا رفته است) و با کمک گرفتن از دیگران بتواند با فشارهایی که احساس می کند کنار آید. در کنار این تشویقش کند که فعالیت های جسمی بیشتری را داشته باشد. مطالعاتی انجام دادیم که ورزش کردن حتی می تواند به درمان افسردگی هم کمک کند البته گاهی این ناشادی بقدری زیاد است که فرد اصلا توان  دنبال اینگونه کارها رفتن را ندارد و گاهی هم موانع اقتصادی مطرح است در اینجا باید دولتمردان ما بیشتر به فکر باشند.

رادیو گفت و گو: آقای ابراهیمی مقدم ، شما عرصه آسیب شناسی روانی را انتخاب کردید  آیا شواهد عینی وجود دارد که نشان دهد جوانان در مقابل فشار های روانی آسیب پذیر ترند یا نه.در خصوص فشارهای روانی و آسیب های روانی برای جوان چه کاری می توانیم انجام دهیم.طبیعی است که ما به دلایل مختلف نمی توانیم فشارهای روانی جوانان را از بین ببریم اما می توانیم اقداماتی انجام دهیم که این فشارها کمترشود در این خصوص چه کاری باید انجام داد؟

ابراهیمی مقدم:  بعضی از افراد پیش من می آیند و اینگونه مطرح می کنند که مثلا پسر ما در دانشگاه در درسی نمره نیاورده و این استرس باعث شده که به هم بریزد ولی فلانی تمام دروس ترمش را نمره نیاورده ولی چنین روحیه ای را ندارد در اینجا باید گفت آدمها توانایی ها و استعدادهای متفاوتی با یکدیگر دارند. پس در درجه اول باید توانایی هایمان را افزایش دهیم. برای به وجود آوردن توانایی ها هم حمایت هایی روانی اجتماعی خیلی مهم است. بحث دوم استفاده مناسب از ابزارها است.

رادیو گفت و گو: پس لازم نیست برای تقلیل آسیب ها ،فشار روانی حتما شروع کنیم به اینکه مثلا ساختار اقتصادی را کامل تغییر دهیم و بعد ساختار اجتماعی را تغییر دهیم و... چون وقتی این بحث ها پیش می آید در هم خود جوانان  ،هم مردم و هم افکار عمومی یک رگه های تندی از نا امیدی وجود دارد که مثلا اینجا نمی شود اینجا دست ما بسته است . ولی با یکسری گروه های کوچک و یک کم نبوغ و فعالیت و حمایت می توان آسیب های روانی را کاهش داد.

ابراهیمی مقدم : اگر قرار باشد که انشا الله ما یک جامعه بسیار بسیار سالم و دور از هرگونه نا امیدی وافسردگی داشته باشیم باید روی همه زمینه ها کار شود برای اینکه بتوانیم به آن هدف برسیم. بایستی یکسری هدفهای دراز مدت داشته باشیم البته می تواند با همکاری هایی یکسری ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی صورت بگیرد. یکسری هدفهای میان مدت داریم که روی نسل حاضر جوانان کار می کنیم هدفهای کوتاه مدت مان هم می تواند استفاده از منابع موجود باشد مثلا استفاده از پارکها ،فضاهای آموزشی و تفریحی و... تا جوانان بیکار نماند برنامه ریزی شود و از آنها استفاده شود.

رادیو گفت و گو:  راهکارهای عملیاتی برای اینکه یک جوان در خودش احساس شادابی و نشاط کند چیست ؟ اگر بخواهد بصورت فردی برای خودش صرفنظر از اینکه اطرافش چه می گذرد کاری کند که دچار این ناشاد بودن نشود چه باید بکند؟

ابراهیمی مقدم: باید گفت ما جزیره ای زندگی نمی کنیم که  بدور از آنچه اطراف ما می گذرد باشیم و همه عوامل در این مسائل دست به دست هم می دهد. ناشاد بودن یعنی اینکه فرد انگیزه ندارد و اصلا حال ندارد. باید دید که چرا انگیزه ندارد و تعریف انگیزه چیست؟ چون از درون احساس خالی بودن می کند . خیلی از مواقع شاهد هستیم جوانان منتظر هستند که از بیرون تشویق دریافت کنند( چون در دوران کودکی اینگونه بوده است) ولی وقتی وارد دانشگاه می شود دیگر کسی به او آفرین نمی گوید پس اولین کاری که می تواند برای خودش کند این است که خودش به خودش آفرین بگوید به عبارتی ما می گوییم تقویت هایتان را درونی کنید . باید  خود فرد  را با کارکردهای مثبش درگیر کنیم.

رادیو گفت و گو: راههای ایجاد نشاط و شادابی در جوانان چیست؟

طباطبایی امین: من به توکل به خدا و عبادت خدا اشاره می کنم. فرهنگ قرآنی خداباوری را در مقایسه با خود باوری ارائه می دهد .چون توکل ،از اعتماد به نفس خیلی بهتر می تواند جواب دهد این است که انسان به کاستی ها و معایب درونی خودش هم آگاه است. در بعضی از موارد و بن بست ها اعتماد به نفس هم نمی تواند به انسان جواب دهد. اگر توکل بر خدا داشته باشند یعنی تکیه بر یک قدرت مطلق یعنی تکیه بر وجودی که اصلا کاستی در آن نیست تکیه بر وجودی که یک لحظه هم پشت بنده خودش را خالی نمی کند. این توکل همه جا جواب می دهد و خود توکل بر خدا باعث تقویت روح انسان می شود .وقتی روح انسان قوی باشد می تواند بر ناشادی غلبه بکند و باعث می شود که انسان به معنویت و عبادت رو کند وقتی انسان لذت عبادت را بچشد می بیند که تمام راهکارهایی که برای درمان ناشادی ارائه می دهند خیلی از اوقات شادی کاذب به ما می دهد.

مثلا موسیقی های بسیار تندی که برای درمان خستگی و ایجاد شادی است ما می توانیم با جایگزین های بسیار مفیدی آن را درمان کنیم. هر جوانی امروزه ، لحظاتی  لذت عبادت را چشیده است و هرگز نمی تواند این را با چیز دیگری عوض کند. یعنی وقتی به درون خودش مراجعه می کند وقتی لحظاتی که با خدا اتصال و ارتباط برقرار می کنو لذت و آرامش و آن حسی که باعث می شود تمام ناشادی ها از درونش  خارج شود را همیشه به یاد می سپارد و می داند که می تواند به این تکیه گاه بسیار محکم و پایدار و مطلق متوسل شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها