پروژه ایران ال ان جی در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارد؟
شرایط پروژه در وضعیت مناسبی به لحاظ مالی قرار ندارد و البته امیدواریم با برنامهریزیهای صورت گرفته بتوانیم عقبماندگی آن را جبران کنیم.
درخصوص ساخت تجهیزات خارج از کشور مشکلاتی داریم که بیشتر مربوط به تامین منابع مالی است و با قولهای داده شده امیدواریم این مشکلات حل شود. 55 درصد پیشرفت ماهانه طی 3 ماه گذشته حاصل شده که پیشرفت مناسبی است، البته باید تاکید کنم تامین مالی و عدم پیشرفت پروژه مربوط به مسائل تحریم و سیاسی نیست بلکه بیشتر موضوع به مسائل نقدینگی مربوط است. در فاز 2 پروژه یا تانکها تجهیزات عمده وارد شده، اما تامین حداقلهای ساخت داخل کارگاه با مشکل روبهروست. در این فاز 52 درصد نسبت به برنامه پیشرفت داشتیم که خوب نیست اما با وجود مشکلات تامین مالی پیشرفت قابل قبول است.در بخش یوتیلیتی آفساید کار مورد قبول ما نیست و از برنامه عقب است که این هم به دلیل مشکل مالی است. بخش نیروگاهی، پیشرفت خوبی دارد، اما لزوم انجام چند مورد هماهنگی کار را به عقب انداخت. باید مجوزهایی از برخی نهادها بگیریم که این کار طول کشیده و باعث عقب افتادن کار شده در حالی که ما طبق برنامه 31 خرداد باید نیروگاه را افتتاح میکردیم. متاسفانه مجوزی که اواخر اسفند درخواست کردیم 27 خرداد داده شد و حتی اگر تا 15 خرداد مجوز صادر میشد ما میتوانستیم کار را پیش ببریم.
مجوز مربوط به چه چیزی بوده است؟
این مجوز مربوط به انشعاب لوله گاز است و کمیته مربوطی که باید این مجوز را صادر کند 5/2 ماه جلسه تشکیل نداد.
قرار است این نیروگاه با چه ظرفیتی مورد بهرهبرداری قرار بگیرد؟
فعلا با ظرفیت 330 مگاوات اسمی وارد مدار میشود، یکماه بعد به 500 مگاوات اسمی و بعد در آبانماه ظرفیت به 810 مگاوات میرسد و سپس خرداد سال آینده به 1130مگاوات خواهد رسید.
شاید این مشکلات برمیگردد به نگاهی که عدهای درباره ال ان جی دارند و نمیخواهند آن را بپذیرند.
به هر حال این مشکلات هست و البته کسانی هم هستند که میخواهند بگویند ال ان جی موفق نبوده است.
پروژه از ابتدا تاکنون با چقدر تاخیر روبهروست؟
اگر پروژه را در کل ببینیم باید به نزدیک 50 درصد میرسید ولی متاسفانه نزدیک 36 ـ 35 درصد پیشرفت داریم.
چقدر هزینه شده است؟
هزینه صورت گرفته با پول پرداخت شده فرق دارد. هزینه انجام شده نزدیک به یک میلیارد و 300 میلیون دلار است و پول پرداخت شده حدود 800 میلیون دلار است.
در حال حاضر عدهای معتقدند پارس جنوبی با وجود یک رقیب در برداشت گاز از این میدان مشترک به یک جبهه نفتی و گازی تبدیل شده است. با توجه به برنامهریزی قطر برای تولید ال ان جی، ما چگونه میتوانیم عقبماندگی خود را دراین زمینه جبران کنیم؟ آیا با راهاندازی یک پروژه میتوانیم در این رقابت مشارکت کنیم؟
برای کار، ما باید اعتماد کنیم به سربازان خط مقدم. این که همیشه بگوییم میدانیم که نمیتوانند، قطعا موفقیتی حاصل نخواهد شد. لازمه مبارزه، اعتماد به نیروهاست. من تضمین میکنم اگر به ما اعتماد کنند ما میتوانیم کار را به موقع و خوب تحویل دهیم، اما چنانچه اعتمادی ایجاد نشود به هیچوجه نمیتوان کار را پیش برد. آن طرف فقط قطر نیست بلکه دنیاست. انگلیس، فرانسه، ژاپن و... هست، اما این طرف تضمین میکنم اگر اعتماد شود و تامین کافی بشویم و بودجه کافی در اختیارمان قرار گیرد ما میتوانیم کار را دنبال کنیم. راهسومی وجود ندارد.
آیا شده باکار گروهی که هماکنون اولویتها را مشخص و منابع مالی پروژههای نفتی را تعریف میکند مذاکرهای درباره مشکل پروژه ال ان جی داشته باشید؟
من دارم کار خودم را انجام میدهم. نمیتوانم در میدانی که قرار گرفتهام بروم التماس کنم.
قبلا گفته بودید حمایت رئیسجمهور در این پروژه بسیارکارگشا بوده است.
تا به حال بله، همینطور بوده و امیدوارم پس از این نیز همینگونه باشد.
پس چه کار میکنید؟ چگونه میخواهید پروژه را پیشببرید؟
به نظرم روشی که پیش میرود روش موفقی نخواهد بود البته بنا ندارم در این زمینه وارد شوم و اظهارنظری کنم زیرا معتقدم برخی افراد که شعار میدهند واقعیت را نمیگویند.
در کشورهای غربی قانونی وجود دارد برای مجازات گمراه کردن افراد تصمیمگیر که جرم سنگینی است و مجازات زندان دارد. چنانچه فردی اطلاعات غلطی به فرد تصمیمگیر بدهد که منجر به تصمیمگیری غلط شود او را به 10 سال زندان محکوم میکنند، اما در کشور ما قبح این کار ریخته است.
با این شیوه، کارکردن دشوار خواهد بود. مدیر بالادست باید به زیردستان خود اعتماد کند و مدیران زیردستش نباید دروغ بگویند و اگر دروغ بگویند این آدم اشتباه تصمیم میگیرد و این اشتباه سبب ضرر به کشور میشود و متاسفانه بعضی از مدیران خیلی به این مساله توجه ندارند. طرف اصلا برایش این حرفها مهم نیست.
اینها فکر میکنند براحتی مدیر یک کشور را میتوانند با اطلاعات خود فریب دهند . من موردی را خودم شاهد بودم. آقایی نامه فرستاده بود دفتر رئیسجمهور و ادعا کرده بود پروژهاش، پروژهای است که 25 میلیون دلار در روز درآمد دارد. برای من خیلی جالب بود که وقتی پروژه ما 20 میلیون دلار در روز درآمد دارد و یکی از بهترین بازگشت سرمایهها را هم دارد بزرگترین پروژه یک کشور هم هست پس بنابراین پروژه این آقا باید یک پروژه خیلی نزدیک به پروژه ما باشد که بتواند این درآمد را داشته باشد. نامه را به من دادند و گفتند اظهارنظر کنم. به مدیر پروژه مذکور گفتم این 25 میلیون دلاری که میگویید به تفکیک توضیح دهید. شروع کرد به تفکیک کردن و 5/1 میلیون دلار درآمد نشان داد. گفتم مابقی چه میشود؟ خیلی تلاش کرد. شد 750/1 میلیون دلار به او گفتم: خجالت نمیکشید؟ گفت: چرا؟ گفتم: میگویید 25 میلیون دلار اما کل درآمدی که روی کاغذ میتوانی به دست بیاوری 750/1 میلیون دلار است و این یعنی دروغ.امروز یکی میگوید پروژه من 25 میلیون درآمدزایی دارد فردا فرد دیگری میگوید پروژه من 100 میلیون روزانه درآمد دارد . اصلا چه کسی راست میگوید؟ چه کسی دروغ میگوید؟ اینها مهم است. چند مدیر دولتی حاضر بگویند من مثلا پروژهای را تا آخر تابستان راهمیاندازم و اگر راهاندازی نشد من را بیندازید زندان.
آیا این به دلیل جایگزینی رابطهها به جای ضابطهها نیست؟
خیر. اینگونه نیست، بعضی آدمهای علمی و فنی ما هم صداقت ندارند. مشکل این است که بعضی آدمها تعهد ندارند. وقتی من حرفی زدم باید پای آن بایستم. من میگویم 35 ماهه پارس جنوبی را راه میاندازم، خیلی خب شما بگویید اگر سر 35ماه راهاندازی نکرد باید 10 سال زندان تحمل کند. قبول است بنویس و بگذار روی میز. این مساله اگر در متن قرارداد قید شود آن موقع ببینند واقعا راست میگوید.
در بحث اقتصادی ال ان جی شما گفته بودید میتواند آینده انرژی جهان را تعیین کند. یعنی اگر بخواهند در کشور توجه کنند میتواند جایگزین نفت شود. این را چگونه ارزیابی میکنید؟ فکر میکنید مناسبات اقتصادی دنیا هنوز روی ایننظر پایدار است؟
این نظری نیست که بشود عوض کرد. خیلی ساده است. ال ان جی هیچ فرقی با گاز ندارد، ما از یک مبدل حرارتی میگیریم دوباره میشود گاز. گاز نیاز به لولهکشی دارد، اما الانجی را در هر لحظهای در هر نقطهای از جهان بخواهیم ارائه بدهیم، در دسترس است. پس هرچه زیادتر ال ان جی تولید کنید شما را به بازارهایی در جهان که دسترسی به آن با خط لوله غیرممکن است نزدیک میکند پس ال ان جی جایگزینتجارت خط لوله گاز خواهد شد.
اگر اینگونه است چرا همان پایه را دنبال میکنند؟ مثلا در زمینه صادرات گاز به اروپا؟
ببینید اروپا نمیخواهد به ما وابسته باشد. اگر وابسته شود باید همکاری کند. بنابراین اجبارا طرفین برای هم کار میکنند. همین الان اروپا در همه جا این جریانها را پیگیری میکند. روسیه الان 100 میلیون تن ال ان جی میخواهد تولید کند. در همین کنفرانس الجزایر وزیر نفت روسیه خودش نیامده بود ولی مقالهاش را فرستاده بود که سفیر روسیه در الجزایر خواند و آنجا اعلام کرد روسیه به دنبال تولید 100 میلیون تن الانجی است و این اتفاق میافتد.
درآمدی که ما میتوانیم از ال ان جی نصیب کشور کنیم، چقدر برآورد میشود؟
من چندین بار این را تکرار کردهام. بازمیگویم. به ازای هر 10 میلیون تن میتوان 5/7 میلیون دلار درآمد عاید کشور کرد و این رقم کمی نیست و قابل توجه است. به همین دلیل روی تولید ال ان جی پافشاری میکنیم.
یعنی به اندازه چند فاز پارس جنوبی است؟
اگر گاز را به صورت خط لوله بفروشیم قیمت را میتوانیم بگوییم. اما بحث سرمایهگذاری روی خط لوله است، اگر منظور میزان درآمد حاصل از فروش گاز در پارس جنوبی است به اندازه 4 فاز این منطقه ال ان جی میتواند درآمد داشته باشد، ولی اگر منظور این است گاز با خط لوله مثلا به سوئیس برود قیمتش آنجا فرق نمیکند.
قیمت هر تن ال ان جی 5/7 میلیارد دلار است که با محاسبه این درآمد، به میزان درآمد 8 فاز پارس جنوبی، میشود 60میلیارد دلار آنهم با قیمت نفت 80 دلاری . با مبنا قرار دادن نفت 80 دلاری درآمدی حدود 200 میلیون دلار در سال نصیب کشور میشود.
زیبا اسماعیلی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم