در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در شهرهای پرجمعیت و پرتردد، معمولا افرادی که به اصول راهنمایی و رانندگی پایبندند، به دلیل رعایت نشدن قانون از سوی اکثریت رانندگان، مجبور به بیقانونی میشوند، انحراف به چپهای غیرمجاز، بوقهای متوالی، نوربالاهای مکرر و... معمولا پاداش رعایت سرعت مطمئن و خونسردی به هنگام رانندگی است.
نوربالا
ترافیک و شلوغی بزرگراه در غروب یک روز گرم تابستانی، همه رانندگان را کلافه کرده، بعضیها شیشه خودرو را بالا کشیده و از باد سرد کولرها لذت میبرند، اما آنها که خودروی مدل بالا ندارند، شیشه خودروها را تا آخر پایین کشیدهاند و گاهی سر از پنجره بیرون میکنند تا شاید بادی به سرشان بخورد. در شلوغی و حرکت لاکپشتی خودروها، یک خودروی تویوتا بدون اشاره و راهنما، مسیر را تغییر میدهد و به زور جلوی خودروی پراید میپیچد، راننده پراید که راه دادن به تویوتا را گناه نابخشودنی میداند، از زرنگی راننده تویوتا خونش به جوش میآید و در گرگ و میش هوا نوربالایش را روشن میکند تا از آیینه جلوی تویوتا، چشم راننده را آزار بدهد. او 100متر از مسیر بزرگراه را سپر به سپر تویوتا میرود تا هم انتقام گرفته باشد و هم راننده متخلف را ادب کند.
هر چند گفته میشود که در کشور ما «فرهنگ رانندگی» در حال ارتقاست، اما دیدن برخی رفتارهای کودکانه و انتقامجویانه از سوی بعضی رانندگان هنگام رانندگی، نشان میدهد که این فرهنگ همچنان نیازمند بازسازی است. به گفته بعضی کارشناسان بین شیوه رانندگی فرد با لایههای درونی شخصیت او ارتباط وجود دارد. در واقع چگونگی رانندگی با خودرو به خوبی وجوه مختلف شخصیت و رفتار اجتماعی فرد را به نمایش میگذارد، یعنی رانندگی نمونهای از اخلاق اجتماعی رانندگان است.
سمیه کیانیان، کارشناس ارشد علوم اجتماعی که پایاننامه دانشجویی خود را در زمینه اخلاق اجتماعی تدوین کرده، میگوید: قانونمندی و پایبندی به اصول آن، کنترل اعصاب فردی در برابر محرکهای محیطی، کنترل عصبانیت و خشونت درونی و داشتن روحیه تسامح از جمله نمودهای اخلاق اجتماعی است که گاهی ناخودآگاهی از سوی افراد مورد بیاعتنایی قرار میگیرد و منجر به بروز تنش میشود، این مساله بخصوص در هنگام رانندگی در عدم رعایت قانون نمود پیدا میکند.
بوق
معمولا هنگام خستگی، رانندگان عصبیترند، وقتی عرض خیابان محدود باشد، پیدا کردن جای پارک خودرو حتی برای چند ثانیه بسیار دشوار است، پارک دوبله هم مشکل ساز است، در یکی از همین خیابانهای کمعرض، خودرویی با سرعت 40 کیلومتر در حال حرکت است، به یکباره راننده خودروی دیگر بدون راهنما از جای پارک خارج میشود به این امید که خودروهایی دیگر توقف میکنند.
اما راننده خودروی در حال حرکت نمیایستد و در واکنش به این بیتوجهی و کاهش یکباره سرعتش، دستش را روی بوق فشار میدهد، بوق ممتد خودرو برای مدت 5 ثانیه، توجه همه عابران را به خود جلب میکند، صدای بوق گوشخراش در نقش یک فریاد و یک ناسزا نه فقط بر سر خودروی خاطی که بر سر تمام رانندگان و عابران خیابان هوار میشود.
س. محمدی، راننده تاکسی است که به گفته خودش 17سال است درخیابانهای تهران کار میکند، میگوید: وقتی شغل شما رانندگی باشد، اعصابتان به مرور ضعیف میشود، خیلی از مردم ما فرهنگ رانندگی ندارند، طرف پشت بنز الگانس مینشیند و هنوز نمیفهمد باید هنگام پیچیدن به راست و چپ، راهنما بزند. شما هم اگر جای ما بودید حداقل برایش بوق میزدید.
ورود ممنوع
کوچه باریک انتهای بزرگراه تا نیمه دوطرفه است و از نصف کوچه به بعد یکطرفه میشود، اما خیلی از رانندگان به علامت ورود ممنوع یا توجهی نمیکنند یا آن را نمیبینند، در این کوچه پرتردد هر روز برخی صحنهها تکرار میشود؛ راننده پژو با 4مسافر علامت ورود ممنوع را میگذراند و به نیمه کوچه میرسد که از آن سوی کوچه سر و کله یک خودروی شاسی بلند و پهن پیکر پیدا میشود، 2 خودرو سپر به سپر و شاخ به شاخ هم میایستند، راننده تاکسی به عقب نگاه میکند، خودروی متخلف دیگری پشت او ایستاده، نه راه پس دارد و نه راه پیش، آمرانه از خودروی جلویی میخواهد که عقب رود تا آنها بگذرند، اما سادهترین واکنش خودروی شاسیبلند این است که تکان نخورد و طلبکارانه میخواهد که آنها دنده عقب بروند بالاخره بعد از چند نگاه غضبناک و چند فحش و ناسزا 2 خودروی متخلف عقب میروند و راننده پیروز، با فخر و مباهات از کنارشان میگذرد.
این روزها با افزایش تعداد خودروها در خیابانهای شهر شاهد بروز رفتارهایی مبتنی بر فرهنگهای مختلفی هستیم که کاملا نشاندهنده تضاد بین خرده فرهنگها هستند. لجبازی از جمله اینگونه رفتارهاست که افراد وقتی پشت فرمان مینشینند از خود بروز میدهند و جالب این که با خروج از خودرو این رفتار به شکلهای نامحسوسی دیده میشود.
استفاده از سیستمهای صوتی پرقدرت، شیشههای دودی، پرده عقب خودرو، لامپهای غیرمجاز، سرعتهای غیرمطمئن، نصب بوقهای گوشخراش و استفاده عمومی و بیمورد از آنها، این روزها به ابزارها و شیوههای رانندگی در شهرها تبدیل شده است. محمدی راننده تاکسی در اینباره هم میگوید: خیلی از افرادی که تازه به نوایی رسیدهاند، اتومبیلهای مدل بالا برای جوانانی میخرند که هنوز فرهنگ رانندگی را نمیدانند. بسیاری از این ماشینها هر روز در بزرگراهها چپ میشوند چون راننده سرعت غیرمجاز دارد. خیلی وقتها سر به سر ما رانندگان تاکسی میگذارند و سبقتهای خطرناکی میگیرند، چندی قبل در بزرگراه یادگار امام یک خودرو بیامو کوپه که جوان حدودا 20 سالهای پشت آن نشسته بود. چنان سبقتی از سمت راست من گرفت که نزدیک بود با 4 مسافر به گاردریلهای کنار بزرگراه برخورد کنم.
سرعت
از اولین اصولی که به رانندگان میآموزند این است که هنگام زرد شدن چراغ راهنمایی باید ایستاد، اما در ایران، چراغ زرد یا نارنجی یعنی افزایش سرعت و عبور پرشتاب از چراغ راهنمایی که تا چند ثانیه دیگر قرمز میشود. این مساله در بسیاری موارد منجر به بروز حوادثی بویژه برخورد با عابرین پیاده میشود. بر سر چهارراه پررفت و آمدی، اتومبیلی میخواهد با سرعت از چراغ زرد که به ثانیههای آخر رسیده عبور کند، راننده یکباره چشمش به مامور آن سوی چهارراه میافتد، پا را روی ترمز میگذارد و در یک چهارراه شلوغ روی خط عابر میایستد، نه راه پس دارد و نه راه پیش، روی خط عابر مانده در حالی که موجی از عابران میخواهند از خط عبور کنند. شیشههایش را بالا میکشد تا صدای اعتراض عابران را نشنود.
این روزها هرچند ماموران راهنمایی و رانندگی و فرماندهان آنها، آبروداری میکنند و از ارتقا و بهبود فرهنگ رانندگی و پایبندی به قانون خبر میدهند، اما هنوز بوق زدنهای بیمورد و متوالی، استفاده غیرمجاز از نور بالا، لجبازی با دیگر رانندگان، مسدود کردن راه، سبقت از سمت راست، بیتوجهی به چراغ راهنما، توقف در محلهای غیرمجاز و در عرض خیابانها، تجاوز به خط عابر پیاده، عدم استفاده از راهنما و عدم رعایت فاصله قانونی با خودروی جلویی، انجام حرکات نمایشی و بیرون انداختن زباله از خودروها با وجود بالا رفتن مدل خودروها که میتواند نشانه تمکن مالی صاحبان آنها باشد، به وفور در خیابانها دیده میشود که آزاردهنده است.
کیانیان در این باره توضیح میدهد: «شیوه رانندگی افراد، وضعیت روانی آنها را نشان میدهد، افرادی که احساسی رانندگی میکنند، بوق میزنند، فحاشی میکنند، فکر میکنند افراد زرنگی هستند، اما از ضعف شخصیت رنج میبرند، این افراد معمولا در سایر مقاطع زندگی هم دچار خلأ شخصیتی هستند و حس انتقامجویی دارند. ما مردم ایران که برای ورود همزمان به یک اتاق، بارها به هم تعارف میکنیم که شما بفرمایید، در هنگام رانندگی حس میکنیم حقمان خورده شده و هر طور شده نباید اجازه بدهیم خودروی دیگر از ما سبقت بگیرد یا جلوتر از ما حرکت کند.»
در بزرگراه همت صبح یک روز تابستانی، ترافیک روان است، اما خودروها شانه به شانه هم حرکت میکنند. یک خودروی پژو با سرعت 40 کیلومتر در خط سبقت حرکت میکند. راننده در حال صحبت با گوشی همراه است و به چراغ خودروی پراید که از او میخواهد به راست برود تا او سبقت بگیرد توجه نمیکند. مکالمه راننده پژوه تمام میشود، پراید از سمت راست سبقت میگیرد و راننده پراید ناسزا میگوید، پژو پا را به پدال گاز فشار میدهد و از پراید جلو میزند، جلویش میپیچد و تنها برای لجبازی سرعتش را کم میکند. پراید که بسرعت در حال حرکت بوده یکباره ترمز میکند و به پشت پژو میکوبد و... .
کتایون مصری / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: