در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، ظهر 18 تیر سال 86، مأموران کلانتری منطقهای در فردیس کرج از وقوع یک فقره درگیری با خبر شدند.
مأموران با حضور در بیمارستانی که فرد مجروح به نام یدالله در آن بستری بود، متوجه شدند وی بر اثر درگیری با مردی میانسال مجروح و به کما رفته است.
یدالله، 3 روز بعد در بیمارستان فوت کرد و فرد ضارب به نام رامین به اتهام قتل عمد دستگیر شد.
به گفته شاهد حادثه، مقتول سند خودرویی را که از متهم خریده بوده را مطالبه کرده ولی با تعلل متهم روبرو شده و به همین دلیل با هم درگیر شدهاند. متهم نیز در جریان درگیری با یک مشت به سر مقتول او را از پای در آورده است.
قرار مجرمیت برای رامین از سوی دادسرای جنایی کرج صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. سال گذشته جلسه محاکمه متهم به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی برگزار شد و با وجود اینکه متهم منکر ارتکاب قتل بود، دادگاه حکم به قصاص وی داد.
با اعتراض متهم و وکیل وی، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و قضات دیوان، با تشخیص شبهعمد بودن قتل، رأی دادگاه بدوی را لغو و پرونده را به شعبه 74 دادگاه کیفری برای رسیدگی مجدد فرستادند.
صبح روز گذشته رسیدگی مجدد در شعبه 74 و به ریاست قاضی حسن تردست برگزار شد. اصغری روشن، نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده خواستار مجازات متهم شد.
اولیایدم، با وجود تشخیص شبهعمد بودن قتل از سوی دیوان عالی کشور، خواستار قصاص متهم شدند.
در ادامه جلسه متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام را قبول ندارد، گفت: روز حادثه با صدای درگیری لفظی پسرم و شاگرد مقتول مقابل خانه رفتم و در حال برگشتن به خانه بودم که متوجه شدم مقتول به سمت خانه من میآید. به او گفته بودم که روز دیگری برای دریافت سند که در اختیار همسرم بود، بیاید اما توجهی نکرد.مقتول در حال پیاده شدن از خودرویش بود که ناگهان روی زمین افتاد و بیهوش شد. من گفتم اجازه بدهید اورژانس بیاید اما شاگرد او به اصرار او را به بیمارستان برد.
متهم در پاسخ به سؤال قاضی که چرا قبل از تو، پسرت با مقتول درگیری لفظی داشته است، گفت: این موضوع دروغ است و من اطلاعی ندارم.
متهم مدعی بود که مقتول، با پشت سر روی زمین افتاده است و این در حالی بود که طبق گزارش پزشکی قانونی، ضربه منجر به فوت یدالله، از ناحیه چشم وارد و منجر به شکستگی جمجمه و تکان مغزی شده است.
قاضی تردست گفت: آثاری از جراحت مغزی که منجر به فوت شود مشاهده نشده است بلکه به لحاظ شدت ضربه وارده، مغز در حفره خود جابه جا شده است و این نشان دهنده ضربه ناگهانی است، نه سقوط از ارتفاع.
بعد از اظهارات متهم، شاهد حادثه که شاگرد مقتول بود در جایگاه قرار گرفت و گفت: مقتول از متهم سمندی خریده بود و از من خواست به خانه متهم بروم تا سند خودرو را بگیرم. در حال صحبت با پسر متهم بودم که مقتول آمد.
وی افزود: پسر متهم به محض دیدن مقتول به دلیلی که من نمیدانستم،شروع به فحاشی کرد. من او را به زور وارد خانه کردم و در همین لحظه متهم از خانه بیرون آمد، به سمت مقتول رفت و یک مشت به صورت او زد که روی زمین افتاد و دیگر تکان نخورد. در همان لحظه از دهان و بینی مقتول خون آمد. به آنها گفتم بیایید او را به بیمارستان ببریم ولی به من کمک نکردند.
متهم در پاسخ به اظهارات شاهد گفت: هیچ یک از آنها را قبول ندارم و من اصلاً مشتی نزدم.
قضات دادگاه بعد از مشورت، قتل را غیر عمد تشخیص دادند و با درخواست وکیل متهم و پذیرفتن خانواده مقتول، قرار شد یک هفته برای مصالحه بین آنها وقت داده شود اما متهم بیان اینکه اصل اتهام را قبول ندارد گفت: من کاری نکردم که درخواست رضایت داشته باشم.
متهم همچنین با بیان اینکه نه دیه میدهد و نه خواستار مصالحه است، به وکیل خود نیز به تندی پرخاش کرد.
اولیایدم همچنین خواستار قصاص متهم شدند و قاضی تردست با بیان اینکه قتل را غیرعمد تشخیص دادهاند، به اولیایدم گفت میتوانند همچنان به رأی اعتراض کنند.
قاضی از نماینده دادستان خواست به مواردی مانند ارتباط با کارشناسان پزشکی قانونی، ادعای دست بردن افرادی در پرونده و... که از سوی متهم عنوان شد، رسیدگی شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: