پدیده نمایش خانگی و وضعیت کنونی سینما

این روزها خبرهای خوبی از گوشه و کنار می‌رسد. بلیت‌های 10 هزار تومانی سینماها برای نمایش دیدارهای فوتبال ناگهان نایاب می‌شود و مردم برای تهیه بلیت از بازار سیاه حتی تا 50 هزار تومان هم می‌پردازند. در روزهای برگزاری جام جهانی، اطراف سینماها تصویری مشابه دهه 60 پیدا کرده بود؛ سال‌های رونق فیلم‌ها و سینماها و جماعت انبوهی که فوج فوج در صف جلوی گیشه‌ها اجتماع می‌کردند و بحث داغشان درباره فیلم‌ها و سینماگران محبوبشان بود. نه آن زمان از مولتی‌پلکس‌های مجهز امروزی خبری بود و نه از سیستم دالبی در کار بود و نه بلیت‌فروشی به شیوه مکانیزه یا اینترنتی. در غیاب همه اینها، شور سینما و محبوبیت هنر هفتم بود که باعث می‌شد یکی از مهم‌ترین تفریحات و سرگرمی‌های مردم، سینما رفتن باشد.
کد خبر: ۳۴۲۲۳۰

با افول این وضعیت در اواسط دهه 70 و از رونق افتادن سینما، دیگر هیچ ابزاری برای برگرداندن رونق به آن فایده‌ای نداشت. درست است که بهره‌گیری از فناوری برای رفاه بیشتر تماشاگران یا بالا بردن کیفیت فیلم‌ها، تاثیر بسزایی در تعالی این هنر‌ ـ‌ صنعت دارد؛ اما زمانی که شور و شوق اولیه از میان رفته باشد، دیگر سودی به حال این سینما ندارد.

این روزها مردم ترجیح می‌دهند به جای سینما رفتن و تماشای فیلم محبوبشان، کمی انتظار بکشند تا آن فیلم روی سی‌دی یا دی‌وی‌دی بیاید و سپس با پرداخت مبلغی حدود هزار تا 1500 تومان، دست‌جمعی به تماشای آن در کنار خانواده بنشینند.

کپی برابر اصل

بتازگی خبری منتشر شد مبنی بر این‌که جدیدترین ساخته جواد رضویان به نام «لیموترش» در تیراژ یک میلیون نسخه منتشر و در سوپرمارکت‌ها عرضه می‌شود. با توجه به این که هر خانواده‌ برای تماشای یک فیلم، تنها یک سی‌دی خریداری می‌کند، حساب کنید که با فروش یک میلیون نسخه از فیلم لیموترش، چند میلیون نفر آن را می‌بینند. بگذریم از این که به احتمال فراوان این خانواده‌ها یک نسخه از فیلم را بین همدیگر هم پاسکاری می‌کنند. پس این که می‌گویند سینما و فیلم دیدن، عادتی بوده که سال‌هاست از سر مردم افتاده، حرف بسیار بی‌ربطی است. تصور کنید اگر این جماعت نزدیک به 5 میلیون نفری، این فیلم یا آثار مشابه را روی پرده تماشا کنند، آنگاه چه رونقی به سینما بازخواهد گشت. بهای هر بلیت را اگر به طور میانگین 3000 تومان بگیریم، آن وقت به فروشی در حدود 15 میلیارد تومان می‌رسیم. بنابراین تعداد کسانی که فیلم‌ها را می‌بینند، بسیار زیادتر از دهه 60 شده است؛ اما عدد افرادی که سالن‌های سینما را برای فیلم دیدن انتخاب می‌کنند، به حداقل رسیده است. چنین به نظر می‌آید که رونق بازار شبکه خانگی به سود سینما و سینماگران است.

تهیه‌کننده‌ای که 400 میلیون تومان خرج فیلمش می‌کند، با فروش سراسری حدودا 200 میلیون تومانی به سودی که نمی‌رسد هیچ، نیمی از سرمایه‌اش را هم ضرر می‌دهد؛ اما فروش رایت یا حقوق قانونی این فیلم‌ها به شبکه‌های نمایش خانگی و موسسات ویدئویی می‌تواند پشتوانه مالی محکمی برای این تهیه‌کنندگان بسازد؛ اما باز بحران اصلی بر سر جای خود باقی می‌ماند؛ سالن‌های سینما از رونق افتاده‌اند.

طبق آمار رسمی منتشر شده، تعداد تماشاگران سینما در فصل بهار امسال بسیار کمتر از سال گذشته و سالیان پیش است. این واقعیت با در نظر گرفتن این که تعداد سالن‌ها سال به سال در حال افزایش است، فاجعه‌بارتر می‌شود. زمانی استدلال برخی کارشناسان در علت‌یابی کمبود مخاطب در سینمای ایران، متکی بر یک دیدگاه بود؛ کمبود سالن‌ها و فرسودگی آنها. در حال حاضر حدود نیمی از سینماهای تهران مجهز به امکانات رفاهی و تکنولوژیک استاندارد هستند؛ اما مشخص نیست چرا تماشاگران از سالن‌های سینما قهر کرده‌اند. برخی دیگر می‌گفتند که بالا رفتن بهای بلیت است که موجبات این کسادی را فراهم آورده؛ اما همه دیدیم که مردم برای تماشای فوتبالی که در تلویزیون‌های خانه‌شان به طور رایگان می‌بینند، حاضر به پرداخت رقمی در حدود 10 هزار تومان شدند. پس نباید شک کرد که کالای خوب مشتری‌اش را خواهد یافت. به این ترتیب ماجرای نمایش فوتبال در سینماها نشان داد که بسیاری از دیدگاه‌های کارشناسان درباره علل از رونق افتادن سینماها، اشتباه است و تقاضا و اشتیاق همین مردم برای نمایش فوتبال‌های داخلی در سینماها هم خط بطلان دیگری بود بر همه آن دیدگاه‌ها و نظریات.

وقایع اخیر از 2 جنبه قابل توجه بودند؛ سینماها با حضور مردم برای تماشای فوتبال به رونق رسیدند و فیلم‌ها هم به واسطه تیراژ گسترده‌شان روی سی‌دی دیده شدند. پس باید کم‌کم به رونق سینماها بدون داشتن فیلم عادت کرد و نیز عادت کرد به استقبال از فیلم‌ها اما نه روی پرده.

مارتین اسکورسیزی چند سال پیش در جریان مدیریت ترمیم برخی فیلم‌های کلاسیک گفته بود که خودش ترجیح می‌دهد به جای سینما رفتن، فیلم‌های محبوبش را با دستگاه دی‌وی‌دی تماشا کند؛ اما این صرفا دیدگاه یک کارگردان بزرگ است که فروش خوب فیلم اخیرش «جزیره شاتر» به اعتبار او در این سن و سال کمک بسیاری کرد. چند روز پیش هم جدیدترین ساخته کریستوفر نولان «آغاز» روی پرده رفت که در همان چند روز نخست، فروش فوق‌العاده‌ای داشت. این که کسی دیدگاه مخالفی درباره رونق سینما داشته باشد، یک بحث است و این که حال و روز سینما به وضعیتی دربیاید که هیچ‌کس دیگر رغبتی به آن نشان ندهد، یک بحث دیگر. سینمای ایران چشم‌انتظار فیلم‌هایی است که بار دیگر رونق را با فیلم‌های سینمایی به سالن‌های سینما برگرداند.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها