در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما هر چقدر برای ما اوقات فراغت مفهومی دلنشین داشت برای مسوولان مفهومش چندان شیرین نبود، چرا که باید آنها شروع به برنامهریزی میکردند و کلاسهای آموزشی را در کانونها و مساجد و حتی مدرسهها راه میانداختند. از خوشنویسی و نقاشی گرفته تا سفالگری و عکاسی.
خیلیها هم بهواسطه همین کلاسها مسیر زندگیشان را تغییر و ترجیح دادند به چیزی بپردازند که دوست دارند تا چندان اسیر نمرهها در مدارس نشوند!
اما یکی از آفتهای پرکردن اوقات فراغت برای مسوولان از جایی آغاز شد که همین موضوع برای نوجوانان و جوانان تا حدودی اجباری شد؛ چه از سوی خانوادهها (مثلا این که حتما تابستان امسال باید بروی و زبان بخوانی) و چه گاهی از سوی معلمان و ناظمان مدرسه.
مسوولان هم بیکار ننشستند و کلی راهکار برای پرکردن بهینه اوقات فراغت پیشنهاد دادند. مثلا امکانات مناسب جهت رشد جوانان همراه با موقعیتهای شادیآور و موردپسند را فراهم کنند، برنامههای این اوقات مطابق با ذوق و علاقه جوانان و ارضای حس کنجکاوی و تنوعطلبی آنها باشد، آموزش کنترل خشم و اضطراب در برنامههای اوقات فراغت و... .
اما همواره تابستان برای برنامهریزان ساز ناکوکی بوده است و آنها آنطور که باید نتوانستند برای این 90 روز تابستان برنامههایی داشته باشند که خیال همه را راحت کند.
هفته گذشته خبرگزاری فارس خبری را منتشر کرد که کل نقزدنهای ما در همه این سطرهای بالایی را در خودش داشت و آن خبر این بود که: «با شروع فصل تابستان همه به چند مصاحبه، همایش، جلسه و مقاله اکتفا میکنند و دوباره همین روند تکرار میشود»، نتیجه هم مشخص است: «برنامههای اوقات فراغت فقط 30 درصد از نوجوانان و جوانان را تحتپوشش قرار میدهد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: