برای مردمی که فرسنگها با آفریقای جنوبی فاصله داشتند تلویزیون اصلیترین روزنهای بود که میشد از طریق آن ماجراهای پرهیجان «جامجهانی» را دنبال کرد.
در این میان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با خرید حق پخش مسابقات جامجهانی 2010 از فیفا خاطرات خوشی را برای ورزش دوستان رقم زد. البته شاید استفاده از واژه «ورزشدوستان» در این جمله چندان درست نباشد، چون موج فوتبال آنچنان پرقدرت بود که همه را با خودش همراه ساخت. در این زمان یک ماهه حتی کسانی که به برنامههای ورزشی علاقهای نداشتند هم به نوعی درگیر تماشای مسابقات جامجهانی شدند. در شرایطی که خیلی شبکههای تلویزیونی دنیا امکان پخش زنده مسابقات جامجهانی را نداشتند، صداوسیما با پوشش کامل مسابقات ضیافت بینندگان تلویزیونی را جذابتر کرد. شبکه سوم صداوسیما جزو معدود شبکههایی بود که بازیها را به صورت رایگان برای بینندگانش پخش میکرد. در حالی که خیلی از شبکهها در ازای دریافت حق اشتراک از بینندگان امکان تماشای بازیها را فراهم میکردند، رسانه ملی در ایران و چند شبکه دیگر لذت تماشای رایگان جامجهانی را به مخاطبانشان چشاندند. در بین تمام شبکههای تلویزیونی ایران، شبکه 3 سهم بیشتری از برنامههایش را به رخدادهای جامجهانی اختصاص داد. این شبکه برنامهریزیهایش را با محوریت ورزش و جوانان طراحی کرده و طبیعی است که در مناسبتهای ویژه همچون جامجهانی فوتبال، روزهای پرکاری را پشت سر بگذارد.
برای بینندگان شبکه 3، جامجهانی در برنامه «یک جهان یک جام» خلاصه میشد. نقطه قوت این برنامه، تحلیلهای کارشناسی و اطلاعات مستندگونهای بود که درباره کشورهای حاضر در جامجهانی و اتفاقات حاشیهای این بازیها ارائه میکرد. جالب این که بحثهای کارشناسان گاهی از دایره مسائل فنی فوتبال خارج میشد و به ابعاد اجتماعی و اقتصادی این رخداد بزرگ میپرداخت. یکی از جذابترین شبهای یک جهان یک جام برنامهای بود که مجریان و کارشناسان در آن درباره «تبانی در مسابقات جامجهانی» صحبت میکردند. هوشنگ نصیرزاده در یک طرف میدان معتقد بود که یک گروه مافیایی در سرنوشت بازیها دخالت دارند و در طرف دیگر عدهای اعتقاد داشتند موضوع «تبانی» و «مافیا» آنقدر هم که نصیرزاده میگوید، جدی نیست.
آن شب یکی از معدود برنامههایی بود که عادل فردوسیپور هم در آن شرکت کرده بود. او با دو سه جمله کلیدی مسیر بحث را چالشی و جذاب کرد و نشان داد که با حضورش همچون برنامه نود میتواند میزگردهای کارشناسی را از حالت یکنواخت و کسلکننده خارج کند. آن شب این سوال برای خیلیها ایجاد شد که چرا فردوسیپور در این برنامه فقط نقش یک گزارشگر را ایفا کرده و مسوولیتهای دیگر چون اجرا یا کارشناسی را نپذیرفته است.
امسال چند عضو جدید هم به فهرست گزارشگران تلویزیونی اضافه شدند. قاسم سیانکی، محمدرضا احمدی، محمدرضا بالاپور و مجتبی صادقیان جزو افراد جدیدی بودند که ورود نسل جدیدی از گزارشگران را به تلویزیون نوید میدادند.
در سالی که ایران هیچ گزارشگری به «آفریقای جنوبی» اعزام نکرده بود، گزارشگران مسوولیت سنگینی داشتند. چون باید در سایتهای اینترنتی میچرخیدند و همچون یک شاهد عینی اطلاعات را به مخاطبانشان ارائه میکردند. البته در این میان خبرنگاران صداوسیما در آفریقای جنوبی و کشورهای مجاور این خلا را تا حدودی پر کردند. لژیونرهای فوتبال ایران و بازیکنانی چون مهدی مهدویکیا، رحمان رضایی، جواد نکونام و خداداد عزیزی نیز رفت و آمد زیادی به برنامه یک جهان یک جام داشتند. آنها با توجه به شناختی که از فوتبال کشورهای حاضر در آفریقای جنوبی داشتند توانستند به غنای محتوایی برنامه کمک کنند. در کنار شبکه 3 سیما، سایر شبکهها نیز برنامههایی را به جامجهانی اختصاص داده بودند. شبکه تهران با برنامه «جام رنگین کمان» و شبکه یک با برنامه صبحگاهی 60 دقیقهای، برنامههای شبکه 3 را تکمیل کردند. رادیو ورزش نیز با پخش زنده بازیها، شنوندگان رادیو را در جریان جزئیات اتفاقات آفریقای جنوبی قرار داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم