در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پناهگاه حیات وحش قمیشلو، کلاه قاضی، موته و عباسآباد، منطقه حفاظت شده کرکس، کهیاز، قمصر و دالانکوه با دشتها، کوهها و تپه ماهورهایش آنقدر جذاب هستند که طرفداران شکار حیات وحش را با مجوز و بدون مجوز به اصفهان بکشانند و حیواناتی را که میبایست زنجیرهای از چرخه حیات باشند آماج گلوله قرار دهند.
مردم اصفهان علاقه به شکار را نسل اندر نسل به ارث بردهاند و مردم تفنگ به دست زیادی را مثل شیراز، خراسان و لرستان در خود جای دادهاند. امروز در این استان نزدیک به 5 هزار اسلحه مجوزدار وجود دارد و تعداد اسلحههای غیرمجاز به 3 هزار یا بیشتر میرسد ؛ این یعنی خطر برای حیات وحش و خطر وقتی جدیتر میشود که حیات وحش اصفهان چون لقمهای خوشبو، شکارچیان با فرهنگ و بیفرهنگ را از سراسر ایران و حتی از کشورهای دیگر دنیا به آنجا میکشاند.
مناطق حفاظت شده اصفهان تقریبا بکر ماندهاند، گشتوگذاری چند ساعته در این مناطق این مساله را بخوبی نشان میدهد اما در پس آرامش حاکم بر دشتها و تپه ماهورهای قمیشلو میشود ترس به ارث رسیده از انسانها را در چشمهای نگران آهوها، قوچها، کلها و بزها و دیگر حیوانات خواند.
حکایت قمیشلو همان حکایت تکراری مرگ حیوانات به خاطر لذت شکارچیان و کسب درآمد برخی مسوولان است همان داستانی که دادن مجوز شکار به خارجیها را به خاطر دادن دلار آسان میکند و بر سر راه شکارچیان داخلی سنگاندازی میکند تا آنهایی که ناکام ماندهاند برای شکار غیرمجاز ریسک کنند و با دیدن طعمه هر کار غیرمعقولی انجام دهند.
انگار هنوز صدای گلوله شکارچیان غیرمجازی که کمین گرفتهاند در ارتفاعات موستان، زنگاری، دم زرد، اتابکی، دربند، کپه پلنگ و دم دراز به گوش میرسد و بوی جنازههای خونآلود حیواناتی که قربانی گوشت خوشطعم، پوست ارزشمند و ضعف قوانین شدهاند به مشام میرسد.
قمیشلو هنوز هم مهمترین زیستگاه قوچ و میش در کشور است ولی میل سیریناپذیر شکارچیان برای شکار آنها خطری است که قوچها و میشهای این پارک ملی را تهدید میکند؛ درست مثل آهوها.
شکارچیان خارجی قانونمندتر از داخلیها
شکارچیان وقتی اسلحه به دست میگیرند به دو شکل کار میکنند اول شکار با مجوز و دوم شکار مخفیانه. آنهایی که مجوز شکار دارند فرهنگ شکار را هم تا حدودی میدانند اما آنهایی که مجوز ندارند و با اسلحههای پیشرفتهشان زیر نور خورشید یا در دل تاریکی شب در کمین حیوانات مینشینند فقط با شلیک کردن و از پا درآوردن حیوانات آرام میگیرند.
شاید برای خیلی از شکارچیان، گوشت طعمه ارزش چندانی نداشته باشد اما آنها برای از پا در آوردن حیوانات آنقدر مصمماند که دست به هر کاری میزنند. لاهیجانزاده رئیس اداره محیطزیست استان اصفهان تعریف میکند که چطور شکارچیانی که اغلب از نوع غیرمجاز هستند با مهارت در موتورسواری به دنبال آهوهای قمیشلو میافتند و وقتی آنها از نفس افتادند چطور کارشان را با گلوله یا چاقو تمام میکنند.
داستان مرگ حیات وحش وقتی غمانگیزتر میشود که یکی از شاهدان عینی توضیح میدهد که خودش با دو چشم دیده است که شکارچیانی که توان شکار آهویی بالغ را نداشتهاند چگونه بچه آهو را گروگان گرفتهاند و با گاز گرفتن گوش او صدایش را بلند کردهاند و مادر را از مخفیگاه خارج کردهاند. اینها یعنی تاخت و تاز آدمهایی که خوب میدانند اگر دستگیر شوند کسی با آنها کاری ندارد و میتوانند با دادن پولهای نه چندان زیاد از بند قانون فرار کنند.
البته اوضاع وقتی تاسفبرانگیزتر میشود که میشنویم شکارچیان غیرمجاز فقط از گوشه گوشه ایران به جان حیوانات نمیافتند بلکه شامه شکارچیان خارجی نیز وقتی پای طبیعت ایران به میان میآید تیز میشود.
هنوز آنهایی که اوضاع شکار و وضعیت حیات وحش ایران را رصد میکنند روزهایی را به یاد میآورند که سعود عبدالعزیز بابتین شکارچی غیرمجاز کویتی برای هشتمینبار در حالی که اجساد هوبرههای خوزستانی (پرنده تحت حفاظت بینالمللی) را به همراه داشت دستگیر شد ولی بدون آنکه مجازات شدنش دیده شود به کشورش بازگشت.
این اتفاق در سال 79 نیز رخ داد همان زمانی که جمعی از شیوخ عرب بیش از 100 قطعه هوبره را با شاهینهای چند صد میلیونیشان شکار کردند و تنها کاری که از قوانین ایران برآمد جریمه کردن آنهم با مبالغی خندهدار برای عربهای ثروتمند بود.
حالا همین وضعیت در حال تکرار شدن در مناطق حفاظت شده اصفهان است، استانی پهناور که مثل بقیه نقاط ایران از کمبود نیروهای محیطبان و تجهیزاتی عقبماندهتر از تجهیزات شکارچیان رنج میبرد.
تاریخ شکار در جهان به خوبی ثابت میکند که حس شکار در انسانها را نمیشود از بین برد اما وقتی دست شکارچیان برای جولان دادن به هزار علت باز گذاشته میشود آن وقت نمیتوان به بقای نسل حیاتوحش امیدوار بود.
گام اول، فرهنگسازی شکار
شاید گره این مشکل به دست فرهنگ باز شود فرهنگی که به شکارچیان میآموزد گلولههای خود را به هر قیمتی و به سمت هر حیوانی شلیک نکنند. این دغدغه مهمی است و رئیس اداره محیطزیست استان اصفهان نیز به آن اشاره میکند. لاهیجانزاده میگوید شکارچیان غیرمجاز اسلحههای دقیق و دوربردی دارند و با ماشینهای مجهز خود بخوبی در دشتها میرانند، سازمان حفاظت محیطزیست هم میخواهد با آنها رقابت کند چون معتقد است که سازمان باید یک سر و گردن از متخلفان جلو باشد.
البته اگر تجهیزات محیط بانان همپای متخلفان باشد بازهم ناآگاهی از ارزش حیاتوحش در کنار قوانینی که بود و نبودشان تاثیر چندانی ندارد شکارچیان را جسور میکند.
در این میان اتفاق بدتری نیز میافتد همان اتفاقی که لاهیجانزاده در آن حساب ایرانیها و خارجیها را از هم جدا میکند. او میگوید صدمهای که شکارچیان داخلی به حیات وحش میزنند خیلی بیشتر از خسارتی است که خارجیها به بار میآورند چون آنها دقیقا میدانند دنبال چه شکاری هستند و باید چه گروه از حیوانات را شکار کنند.
او درست میگوید چون شکارچیان حرفهای خارجی یعنی آنهایی که برای کسب تروفه (شکارهای بزرگ و پیر که میتوانند یک رکورد محسوب شوند) هزینه میکنند به جای آنکه به هر جنبندهای در طبیعت حمله کنند شکار موردنظرشان را گلچین میکنند و به حیوانات ماده، باردار یا در حال انقراض اجازه فرار میدهند.
این همان فرهنگ شکار است که خیلی از شکارچیان ایرانی به ویژه آنهایی که بدون مجوز کار میکنند از آن بیبهرهاند. اما واقعیت همین است، اینها تکههایی از پازل شکار در حیات وحش ایران است که اگر قانون نظارتی بر آنها نداشته باشد بستری برای نابودی حیوانات فراهم میشود.
پس شاید بهتر باشد به جای مسامحه با افرادی که بیمحابا به دل طبیعت میزنند و حیوانات را بیهیچ فکری نابود میکنند شرایطی ایجاد شود که شکار غیرمجاز بالاترین مجازاتها را داشته و مناطق حفاظت شده واقعا مناطقی تحت کنترل باشند.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: