میتوانید روی تخت، گوشه مبل یا اصلا وسط خانه دراز بکشید و... کتاب بخوانید.
خودتان را بسپارید به دست کلمات و بگذارید که نویسنده برایتان یک قصه تعریف کند؛ قصهای که شما را با دنیایی تازه آشنا میکند؛ با آدمهایی جدید که ادامه سرنوشتشان و اصلا وجودشان به خواندن شما بستگی دارد. انصافا خوب نیست؟ این جوری بدون این که از جایتان تکان خورده باشید تا آخر تابستان به خیلی جاها سفر کردهاید.
خیلی جاها را دیدهاید و با خیلیها آشنا شدهاید. آدمهایی که اگر کتابها نبودند، هرگز در خواب هم فرصت آشناییشان فراهم نمیشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم