با دکتر بهمن نامور مطلق به بهانه نمایشگاه عکس‌هایش

عکاسی با دلالت‌های ضمنی

اشاره: بهمن نامورمطلق نمایشگاهی از عکس‌هایش را با عنوان «پالکانه» در گالری شماره یک فرهنگسرای بهمن به نمایش گذاشته است. کوهرنگ چهارمحال و بختیاری،ترکیب نامنظم گوسفندان یک چوپان بر روی تپه‌ای در خراسان رضوی به هنگام غروب آفتاب، گنبدهای سر به فلک کشیده و مدور در چین و مالزی، امامزاده‌هایی با پنجره‌های مشبک،ویرانه‌های سمنان، روستای کندوان با بنای عجیب و مخروطی شکلش در آذربایجان شرقی، دارالفنون تهران، نمایی از دیوار چین، آگرا در تاج محل با گنبد سفید و خیال‌انگیز، گورستان محلی در کرمانشاه و... برخی درونمایه‌های عکس‌های او را در این نمایشگاه تشکیل داده است. دکتر بهمن نامور مطلق متولد سال 1341 و دارای دکتری ادبیات تطبیقی از دانشگاه بلزپاسکال فرانسه است. او سال‌ها دبیر و معاون پژوهشی فرهنگستان هنر بوده است. از وی تاکنون کتاب‌های زیادی در حوزه پژوهش هنر و مولاناپژوهی به چاپ رسیده است. با او به بهانه برگزاری نخستین نمایشگاهش گفتگویی کرده‌ایم که در پی می‌آید.
کد خبر: ۳۳۶۱۷۸

«پالکانه» عنوان بدیعی برای تازه‌ترین نمایشگاه عکس شماست. هر چند خود شما بر روی کارت نمایشگاه به توضیح اجمالی پیرامون معنی این واژه پرداخته‌اید. می‌دانیم که این لغت در فرهنگ دهخدا به معنی دریچه‌ای روی دیوار است. اما چطور شد که تصمیم گرفتید این نام غیرمتعارف را برای نمایشگاه انتخاب کنید؟ ضمن این که در و روزنه در اغلب عکس‌های شما به عنوان یک نماد به‌چشم می‌خورد.

عکس‌های من در این نمایشگاه به 2 بخش تقسیم شده است. قسمت کوچکی از کارها متعلق به آثار طبیعت و آزاد است. اما مضمون اصلی عکس‌های حاضر (همان‌طور که شما هم اشاره کردید) نمایی از درها و دریچه‌هایی هستند که در اماکن مختلف در معرض نمایش گذاشته شده‌اند. پالکانه در لغت‌نامه دهخدا به معنی روزنه و دریچه است. من از به‌کارگیری این واژه برای عنوان کلی نمایشگاه دو قصد داشتم. نخست این که می‌خواستم این واژه منسوخ و فرسوده را به کار گیرم. دیگر این که آن را به شکل نمادین استفاده کنم. اگر دقت کنید، در بیشتر عکس‌هایی که باعنوان پالکانه مرتبط هستند، روزنه یا به قول شما دری وجود دارد که رو به بیرون باز می‌شود. در عین این که نمی‌خواستم عنوان کلیشه‌ای روزنه یا دریچه را برای نمایشگاه انتخاب کنم، تصمیم گرفتم این نام را برگزینم که بی‌ارتباط با مضمون اصلی کارهایم هم نیست.

آنچه در درجه نخست در عکس‌های شما به چشم می‌خورد، زاویه دید مخصوصی است که هنگام گرفتن این عکس به کار برده‌اید. اگر ممکن است اصولا درباره دیدگاهتان به عکاسی صحبت کنید؟

عکاسی خود به خود در تکوین زاویه دید من تاثیر بسزایی داشته است. بنابراین، نوعی نگاه خودجوش در من نسبت به این حیطه شکل گرفت که باعث می‌شد به موضوعاتی که می‌خواهم جور دیگری نگاه و درونیات خود را با تکیه بر این هنر به مخاطب القاء کنم. می‌توانم بگویم، عکاسی نگاه من را به محیط پیرامونم، عوض کرده است.

در عکس‌های شما نماهای متفاوتی از مناظری چون مقبره خالد نبی در گلستان، مقبره خیام در نیشابور، مقبره‌ای در دهلی و غیره تماما شاهد درهایی هستیم که گشودگی خاصی دارند. آیا عکاسی از درهای باز تعمدی بوده؟ یعنی می‌خواستید با استفاده از این نماد مساله خاصی را به مخاطب انتقال دهید؟

می‌خواستم به مدد این عکس‌ها بگویم هیچ در بسته‌ای وجود ندارد که نشود آن را باز کرد. در واقع، نگاه من به مضمون پالکانه، نگاهی ناامیدانه نبوده است. هر چند، براین اعتقادم که همیشه دشواری‌هایی برای رسیدن و دیدن وجود دارد.

فکر می‌کنید امروز روند عکاسی جهان، صرف نظر از عکاسی خبری بیشتر به سمت و سوی مفاهیم انتزاعی است یا درونمایه‌های ملموس؟

درباره سوال شما باید بگویم من واقعا در این خصوص کارشناس نیستم که بتوانم به شکل دقیق پاسخ گویم. اما تصور من براین است که ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که دوره ترکیب و تلفیق‌ گونه‌هاست. به عنوان مثال درحال حاضر در وادی هنر، تلفیق حیطه‌هایی چون چیدمان، نقاشی و حتی عناصر مدرن و سنتی را مشاهده می‌کنیم. حتی عکس‌هایی که از آنها در علم پزشکی استفاده می‌شود امروز در قالب هنری مستقل به معرض نمایش گذاشته می‌شود.

حتی خود شما از تلفیق دو هنر عکاسی و معماری به این تجربه دست یافته‌اید.

بله. از منظر موضوعی،معماری بخشی از این عکس‌ها را تشکیل داده است. یا همان‌طور که می‌بینید انسان در کارهای حاضر من خیلی کم به چشم می‌خورد.

سعی کردید در اولین نمایشگاه عکس خود بیشتر به چه مولفه‌هایی پایبند باشید؟

پیش از هر چیز احساس کردم می‌توانم تجربیات شخصی‌ام را با برگزاری این نمایشگاه، فرا شخصی کنم و دیگران را هم در این تجربه شریک کنم. منظورم از دیگران، مخاطبانم است. ضمن این که تمام تلاش خود را به کار بستم تا از این رهگذر به فرا زمانی و فرا مکانی کردن تجربیاتم بپردازم. فکر می‌کنم تا حدودی موفق هم شدم. به همین خاطر است که امروز هر وقت به عکس‌هایم نگاه می‌کنم، صرف نظر از یادآوری یک خاطره به یک خلق مجدد می‌رسم. تماشای عکس‌هایم، زمانی که تنها در نمایشگاه نشسته‌ام و به هر یک از آنها خیره مانده‌ام، باعث می‌شود تجربه جدیدی درمن ایجاد شود و به نوعی احساس آرامش می‌کنم.

شما سال‌ها دبیر فرهنگستان هنر بودید و از این رهگذر به انجام فعالیت‌های ارزنده از جمله برپایی همایش‌های هنری مختلف پرداختید و با هنرمندان بسیاری نشست و برخاست داشته‌اید. با این تفاسیر، در حال حاضر نگاه هنرمندان به هنر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ببینید امروز ما وضعیت نسبتا پراکنده‌ای در وادی هنر داریم. شاید هم بخشی از این مشکل به طبیعت هنر برمی‌گردد. به طور کلی سلایق مختلفی در عالم هنر به چشم می‌خورد. عده‌ای هنوز به هنرهای سنتی پایبند هستند و بعضی‌ها قائل به نوآوری و تزریق عناصر غربی به آثارشان. از طرفی عده‌ای هنرهای سنتی را باور ندارند و فکر می‌کنند دوره این نوع هنر دیگر به سر آمده است. روی این اصل است که معتقدم ما امروز در رویارویی با هنر دستخوش نوعی تشتت آراء شده‌ایم. ضمن این‌که متاسفانه باوجود گذشت سال‌ها همچنان از نداشتن موزه هنرهای سنتی در ابعاد شایسته رنج می‌بریم. اما موزه هنرهای معاصر تهران داریم که برای هنر مدرن به‌وجود آمده است. آنچه امروز بیش از سایر مباحث حائز اهمیت است، پرداختن به بحث هنرهای سنتی است.

به طور کلی موضوعات عکس‌های من شرقی است و با شرق پیوند دارد. این پیوند ناشی از گرایش و علاقه‌مندی من به شرق است

امیدوارم بتوانیم از رهگذر احداث و تاسیس مجموعه‌های آموزشی و همچنین موزه‌ای دراین خصوص، بستری برای این حیطه ایجاد کنیم و هنر فاخر ایرانی را ارتقاء بخشیم. امروز بسیاری از هنرهای سنتی ما نظیرنقاشی‌های پشت شیشه، کوزه‌گری، سفالگری، نگارگری و... در وضعیت بحرانی قرار دارند که متکی به فعالیت تعداد انگشت شماری از هنرمندان هستند و عنقریب است به دلیل عدم حمایت بسیاری از آنها به فراموشی و نابودی سپرده شوند. دلیلش هم این است که تاکنون به آن شکلی که باید اندیشه جدی و نظام‌مندی برای ساماندهی هنرهای سنتی وجود نداشته است. هرچند، ما طی سال‌های گذشته طرح‌هایی چون دهکده هنرهای سنتی، طرح موزه عشایر و غیره را دادیم که متاسفانه چندان مورد توجه واقع نشد. درحالی که هنوز هم براین باورم ساماندهی هنرهایی از این دست می‌تواند به رونق هنر کشورمان کمک کند.

طی روزهای اخیر، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاد محمود فرشچیان در ملاقاتی که با یکدیگر داشتند به نتیجه مطلوبی رسیدند و آن این که دانشکده هنرهای سنتی بزودی تاسیس شود. با توجه به تاخیر طولانی که در این زمینه داشته‌ایم فکر می‌کنید برای ارتقاء این بستر آموزشی چه مباحثی باید در درجه نخست مورد توجه قرار گیرد؟

در حال حاضر هنرهایی چون خوشنویسی، نگارگری، صفحه آرایی و یا حتی کتابت رو به زوال هستند. به نظر می‌رسد جا دارد به محض تاسیس دانشگاه هنرهای سنتی به این مباحث رسیدگی شود و استادانی از این رهگذر به آموزش صحیح این هنرها بپردازند. اگرچه، باید این را هم اضافه کنم که تنها هنر سنتی ما در محاق فراموشی و انزوا قرار ندارد. بلکه هنر مدرن ما نیز به آن شکلی که باید رشد نکرده است. به‌طور کلی بیش از آن که هنر بتواند، جنبه خلق و پرورش استعداد داشته باشد، حالت پژوهشی داشته است. به هرحال، امیدوارم بتوانیم با تاسیس دانشگاه هنرهای سنتی به پرورش و تربیت هنرمندان بیشتری بپردازیم.

فکر می‌کنید امروز سهم عکس در قیاس با دیگر رشته‌های تجسمی مانند نقاشی و مجسمه‌سازی در انتقال مفاهیم مختلف در عرصه هنرهای تجسمی چقدر است؟

به نظر می‌رسد عکاسی از آن دسته هنرهایی است که لایه‌های مختلفی دارد. فارغ از این که به عنوان یک هنر همگانی و عمومی قابل استفاده است، می‌توان در ابعاد حرفه‌ای نیز آن را به‌کار گرفت. خوشبختانه عکاسی ما به لحاظ تاریخی، محتوایی و تکنیکی وجوه افتراق زیادی با جهان پیشرفته ندارد. به عنوان مثال در حال حاضر ما بایگانی بزرگی از عکس‌های دوره‌های مختلف در کاخ گلستان داریم که حتی نمونه این آرشیو غنی را در کل جهان نمی‌توان یافت. به این ترتیب، عکس تاریخچه مطلوبی در کشور ما دارد. در واقع عکاسی به‌طور مشخص ویژگی‌هایی دارد که هیچ هنری نمی‌تواند جای آن را بگیرد. اگر به وسیله آموزش و پرورش تمهیدی اندیشده شود تا عکاسی در مدارس به بچه‌ها آموزش داده شود در رشد مبانی بصری تاثیر زیادی خواهد داشت. روی این اصل امیدوارم عکاسی به عنوان یک واحد درسی بتواند درنظام آموزشی رشد کند تا از برآیند این توجه، دیدگاه زیبایی‌شناسی مردم نیز به تعالی و ترقی دست‌ یابد.

آزاده صالحی/ جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها