در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاکنون تحلیلهای مختلفی از کانونهای شکلگیری این جریان برانداز مطرح شده است ، برخی سرمنشا حرکت این جریان را که وجه تمایزش با سایر جریانهای برانداز در گذشته ، تکیه بر حضور عناصر و پیادهنظام خود در کف خیابانها بوده است ، کشورهای متخاصم بویژه آمریکا و انگلیس میدانند.
برخی نیز معتقدند عناصر افراطی و رادیکال اصلاحات برای «بازگشت به قدرت به هر عنوان» سناریوی تقلب در انتخابات را از مدتها قبل طرحریزی کرده بودند و خاستگاه فکری آنها را نیز باید در تفکرات افرادی چون سروش، گنجی، موسوی خوئینیها، بهزاد نبوی، تاجزاده و... جستجو کرد.
در هر صورت عملکرد این جریان برانداز داخلی همسو با اهداف دشمنان خارجی بوده است که اگر نبود چنین حجمی از پشتیبانی رسانهای و سیاسی از این جریان از سوی دشمنان و رسانههای معاند نظام صورت نمیگرفت. اما با وجود چنین هجمه سنگین داخلی و خارجی، به لطف خدا، تدابیر رهبری و پشتیبانی مردم، این فتنه نیز تا حد زیادی خاموش و مردم از نیات واقعی عاملان آن آگاه شدند.
در این میان نباید از دشمنیها و حرکتهای تازه دشمنان ایران در خارج از کشور نیز غافل شد. تصویب قطعنامهای ضدایرانی در شورای امنیت علیه ایران، تحریمهای یکجانبه از سوی آمریکا و در روزهای اخیر نیز تصویب تحریمهای یکجانبه از سوی اتحادیه اروپا بر ضد ایران نشاندهنده اوج فشارهای غرب به ایران از زمان حیات نظام جمهوری اسلامی ایران تاکنون است.
برداشت تئوریسینهای غربی این است که با اتفاقات یک سال گذشته، ایران به اندازهای ضعیف شده که میتوانند با تداوم فشارهای اقتصادی، سیاسی بهرغم خود تکلیف نظام اسلامی ایران را یکسره کنند و اتفاقا روی دامن زدن به اختلافات داخلی در کشور نیز به موازات افزایش تحریمها، حساب ویژهای باز کردهاند.
شک نباید کرد در صورت چیرگی دشمنان نظام به کشور نه به اصولگرا رحم میکنند نه اصلاحطلب، نه دولت انقلابی میماند و نه مجلس اصولگرا، نه به موسوی مجال میدهند نه به کروبی. آقایان موسوی و کروبی که دائما سنگ مردم را به سینه میزنند باید به این سوال پاسخ دهند که اگر اقدامات شما به تضعیف نظام و حتی تغییر نظام و چیرگی دشمنان نظام منجر شود، آیا مردم نفع خواهند برد؛ لابد میخواهند عاقبت خوش مردم عراق و افغانستان را مثال بیاورند!
اگر حفظ نظام برایمان در درجه اول اهمیت قرار دارد همه باید اختلافات جزیی را کنار گذاشته، دشمن، صدایی واحد از کشور بشنود.
مسوولان نظام که در بالاترین سطح، روسای قوای سهگانه قرار دارند برای رفع اختلافات دستگاههای زیرمجموعه وظیفه سنگینی به عهده دارند. سخنان آنها، موضعگیریهایشان و اقداماتشان مستقیما بر همگرایی و یکپارچگی جامعه اثر میگذارد. قوای مقننه، مجریه و قضاییه اگر چه مستقلاند و حق ندارند در امور یکدیگر دخالت کنند، اما میتوانند مکمل هم باشند و با هماهنگی در امور کلان کشور اقدام کنند.
سخنان و تاکیدات رهبری هم میتواند شاخصی مطمئن باشد تا همه مسوولان بویژه مسوولان قوا خود را با آن هماهنگ کنند، آن گاه است که فشارهای سنگین غرب همچون 30 سال گذشته تنها به اتحاد بیشتر ایرانیان منجر خواهد شد.
عباس محمدنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: